سی و یک ماهگی عسلم

 ... دو فرشته از آسمون شدن مهمون تو خونمون

خدا ، خدای مهربون همیشه پیششون بمون

تمام آن چیزی که درباره ی شما در سرم هست ....

ده ها کتاب میشود.....!

اما تمام چیزی که در دلم هست 

فقط دو کلمه است 

دوستتون دارم 

    ♥ دل نوشته ای برای دخترم♥

عزیزترینم 31 ماهه شد

دخترم آرام آرام قد میکشد و من در سایه ی امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ میشوم. 

او می رقصد و من آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه میکنم. 

او میخندد و من از شوق حضورش اشک می ریزم. 

او در آغوشم آرام میگیرد و من تا صبح از آرامشش آرام میشوم. 

او بازی میکند و من شادمانه آنقدر مینگرمش تا چشمانم جز او هیچ نبیند. 

او حرف میزند به زبانی که کسی جز من نمیفهمدش. 

طبیعت را حس میکند. . . خدا را می بوید و من . . . کودکانه در سایه ی بزرگیش 

پنهان میشوم 

تا از گرمای دست نوازش غیب بی بهره نمانم. 

این روزهای من پر است از دخترم 

این روزهای من روزهای عجیبیست روزهای بی وقتی 

روزهایی که شبش چه زود فرا میرسد و شب هایی که نخوابیده زود صبح میشود 

و شب و روزهایی که با بزرگ شدن دخترم میگذرد 


وخدایی که این نزدیکی هاست تا بتوانم مراقب دخترم باش 

  

 

 

 

 

 

 

 

اینقدر غیبت طولانی داشتم که نمیدونم از کجا و کدوم خبر بنویسم توی این مدتی که غیبت صغری داشتم اتفاقات زیادی افتاد که یکیش اضافه شدن یه دختر خاله جدید بود خاله اکرم نی نی دار شد یه کوچولوی نانازی قلبونش برم اسمشم یاسمین خانومه پست بعدی عکسش رو میذارم فعلا بای

محرم

   

السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن

باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید
حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید
وعده‏گاه وصل جانان، قبله‏گاه اهل دل
کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگریم 

 

ملینا جون 7 ماهه در مراسم شیرخواران 

ماه محرم بر تمامی شیعیان و دوستان تسلیت

بر میگردم حتما

سلام عزیزای مامان وهمچنین دوستای گلم شرمنده که چند وقتیه آپ نمیکنم  علت این تاخیرم اینم که نقل مکان کردیم به خونه ی جدید وفعلا اینترنتم وصل نیست اینم از محسنات مستاجریه دیگه (باید سر یه سال خونه رو خالی کنی)سعی میکنم اولین فرصت آپ کنم و از احوالاتمون با خبرتون کنم امیدوارم فراموشمون نکنید

برایتان آسمـــــــــــــانی خواهم کشید

 پر از ستــــــــــــــــــاره های همیشه نورانی

 شمــــــــــــادر کنار من روی ابرها

 من غرق اینهمه مهربـــــــانی

به روایت تصویر


دالتون کوچولوها(ملینا جون و ستایش جون)

خانومی سوار لاک پشت در پارک بانوان

فدای ژست گرفتنات شیرینکم

عروسک بعد از استحمام

 

 

 

کفشدوزک خانوم و دوستاش

دخملی با پسر عمو (مهرشاد کوچولو)

ثنا جون(نی نی دوست مامانم )

ثمین کوچولو (نی نی دوست مامانم)

ملینا و دختر خالش زینب جون

ستایش گلی -(تکتم جون و ثائر جون نی  نی های دوست مامانم)

کفشدوزکم در حال فوت کردن شمع

 


ستایش نانازی (دختر خاله)

شیر مردم بهنام آقا

مامانم به افتخارم لباس کفشدوزکی پوشیده

قربون هر دوتون

 وقتی کفشدوزک لوس میشه

 

تولد کفشدوزکی 2

کیک کفشدوزکی بعد از برش

گیره سر کفشدوزکی مخصوص کفشدوزک کوچولومون

لاک کفشدوزکی خودم

برگه یادگاری که همه واسش یکی دو خط نوشتن

 بفرماین دسر و پیش غذا

پیش غذا شامل :سالاد ماکارونی -آش-رول کالباس و الویه -ودسر:ژله آکواریوم -ژله تخم مرغی -وکارامل -ژله دو رنگ - برای غذای اصلی (همون شام) همه ی مهمونهامون رو بردیم رستوران به صرف چلو کباب و خورشت آلو وسالاد و ژله که متاسفانه نمیدونم به خاطر خستگی بود یا مشغله ذهنی که عکس یادم رفت بگیرم

جعبه گیفت که به دختر بچه ها سر کلیدی خودکاری وگل سر کفشدوزکی و پسر بچه ها سر کیلیدی وماشین دادیم

این تقویم رو همراه یکی از دو عکس زیر به بعضی از مهمونامون مثل مامان ومادرجون و عمه و زنمو دادیم

اینم کادو ها که جاداره از همگی تشکر ویژه کنم

 کادوی بهنام جونم به خواهر کوچولوش که با پول خودش خرید وهرچه فدر بابایی اصرار کردپولش رو بده قبول نکرد وگفت دوست دارم کادوم از پول خودم باشه ماشاله پسرم خود کفا شده 

واما کادوی من و بابا مهران

منتظر پست کفشدوزکی ۳ باشین بر میگردم به زودی

تولد کفشدوزکی 1

تولدت مبارک تک بهار زندگیم

دختر زیبایم چقدر زود گذشت این۲۴ماه  که هر لحظه با تو بودن برام دنیایی ارزش داشت

انگار همین دیروز بود تو فصل زیبای بهار به دنیا اومدی با حضورت گرما را به خونه آوردی

جونــم

نفســــــــــــــم

عمـــــــــــــــــــــرم

عشقـــــــــــــــــــــــــم

همه زندگیــــــــــــــــــــــم

 فقط اومدم بگم :

ممنونــم که هستـی...

ممنون که منو برای مـــادر بودنت انتخاب کردی .

ممنون که به زندگیم نور بخشیدی.

 جونم به جونت بسته اس عسلـــم .

 

2 سالگیت خیـــلی مبارک گل نازم

 فرشته زیبای آسمانی ام

با آمدن تو بهترین و زیباترین لحظات وارد کلبه خوشبختیمان شد

تو را از خدایی خواستیم که به رحمت بیکرانش ایمان داریم

پس برایمان بمان و بدان که بی نهایت عاشقانه دوستت داریم

 رد پا رو دنبال کنین تا برسین به تولد کفشدوزک کوجولوی ما

پاکت و کارت دعوت

میز کفشدوزکی

زمان تولدعروسکم

ریسه ی عکس از بدو تولد تا ۲ سالگی

جعبه پاپ کرن

 و اما کفشدوزک خانوم نانازیمون

ودر آخر باید بگم تمام طراحی واجرای تم کفشدوزکیمون با همکاری من و خواهری بوده که از اوایل تابستون پارسال دست به کارش شدیم

به خاطر زیاد بودن تعداد عکسا منتظر پست ۲ و۳ کفشدوزکی باشین

 

تولدت مبارک عروسکم

سالروز زمینی شدنت مبارک دختر قشنگم ملینای عزیزم  تولدت هزاران هزار بار مبارک  منتظر پست بعدی همراه با عکسهای تولد به زودی باشین   درضمن سال نو رو به تمامی دوستان تبریک عرض میکنم و امیدوارم سالی سرشار از محبت و شادی و برکت در پیش داشته باشین راستی اگه نتونستم کامنت براتون بذارم شرمندم آخه فرصت نمیکردم متاسفانه چند روز مونده به سال نو بهنام آبله از نوع شدید گرفت  منم بین خونه تکونی وخرید ویه بچه مریض مونده بودم چیکار کنم برمیگردم به زودی

اولین برف نفسم

سلام تاخیر من روبرای آپ کردن به حساب تنبلیم نذارین به خدا وقت نمیکنم موقعی که ملینا جون خوابه  اگه کاری نداشتم میتونم بشینم پای نت وگرنه که تا میام پای کامپیوتر میگه برام برنامه کودک بذار . واما اخبار جدید...... چند روز پیش البته چند روز پیش که نه  یکی دو هفته پیش حسابی برف اومد و ملینا ی ما هم بالاخره برای اولین بار برف رو دید و کلی ذوقولید بهنامم که توی پوست خودش نمیگنجید و یه دلی از عزا در آورد و حسابی برف بازی کرد هر دو شونم بعدش مریض شدن وملینا تا سه شب تب کرد و سرفه بعد از یه هفته خوب شد و دیشب دو باره تب کرد. خدا جون کاش زودتر خوب شه واین ویروسای لعنتی ازش دور شه.واما یه خبر دیگه حدود ده روز دیگه 17 بهمن  عروسی داریم برادر شوهر م عمو اسماعیل داماد میشه و کلی کار رو سرم ریخته برا دخملی  دو دست لباس گرفتم که یکیش لباس عروسه .نمیدونید چه فرشته ای میشه بعدا عکسش رو میذارم بهنام هم تریپ کرم قهوه ای زد البته بایه تیر دوتا نشون زدیم دیگه لباسای عیدشون هم هستش خودمم یه لباس صورتی دکلته پرنسسی خریدم  انشاالله پست دیگه عکسای عروسی

 

بقیه ی عکسا در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سفرنامه 2

شرمنده که کلی تاخیر داشتم بهم حق بدین که با یه وروجک شیطون و یه آقا پسر بلا که امتحاناتشم داره شروع میشه و باید خودش رو آماده کنه  نتونم بیام نت 

بفرماید عکسا یکسریهم در ادامه مطلب

دخملی در کنار کشتی یونانی

بفرمایید ادامه مطلب

ادامه نوشته

سفرنامه 1

اولین سفر ملینا جون به کیش بود که بدون بابایی و داداش بهنام بود بهنام که امتحان و درس داشت و بابایی هم به خاطر کارش نتونست بیاد انشالله سفرهای بعدی همه باهم میریم .اولین باری بود که بدون بهنام جون جایی میرفتم برا هردومون سخت بود ولی با خواهر و مامان مهربونم رفتیم و جای همه خالی خیلی خوش گذشت یه سفر مجردی با دو تا جغله ی بلا . جزیره ی کیش خیلی دیدنی بود  پیشنهاد میکنم هرکی تا حالا نرفته حتما یه بار بره ببینه. یه پیشنهاد دیگه :الان اکثر پکیجهای گشت کیش مثل دلفینها وکشتی و.....با شام هستن. تجربه به ما ثابت کرد که اگه پکیج با شام تهیه کنید از نظر اقتصادی به نفع شماست چون اگه همون غذا را در جایی دیگه بصورت آزاد تهیه کنید سه برابر شاید هم بیشتر براتون بیفته . پکیجهاتون رو هم بهتره از هتل تهیه کنید به غیرکشتی با موسیقی زنده چون اگه از هایپر تهیه کنید روش یه پکیج رایگان گشت دور جزیره هم میده ما هم چند تا جای دیدنی رو دیدیم اما به خاطر وقت کممون خیلی جاها رو هم ندیدیم .چند وقت بود دنبال پالتو میگشتم که خوشبختانه اونی که میخواستم اونجا پیدا کردم و خریدم واسه بهنام و شوشو هم کلی سوغاتی آ وردم خلاصه اکثر وقت ما واسه خرید گذشت حتی تا لحظه ی آخر که همه سوار اتوبوس بودن واسه رفتن به فرودگاه من و خواهرم داشتیم خرید میکردیم آخه منم تازه یادم افتاده بود که یه چیزه دیگه هم باید میخریدم  بیچاره مامانم چقدر حرص خورد و زنگ پشت زنگ که بیاید ماشین حرکت کرد وقتی اومدیم همسفریهامون میخندیدن و میگفتی خانوما تا لحظه ی آخر ول کن نیستن و تا ته پولشون رو در نیارن خیالشون راحت نمیشه

 در آخر از مامان عزیزم تشکر میکنم که وقتی خسته میشدیم یا ملینا رو بغل میکرد و یا ستایش رو با اینکه خودش هم خسته بود وپاش درد میکرد ملینا هم که قربونش برم یه قدم که راه میرفت فوری میگفت  بغلم کن

راستی عروسکم 20 ماهه شد . تو خودت نمره ی بیستی تو مثل هیچکسی نیستی

نمایی از هتلمون


عروسک خانوم در پاساژ پردیس

ورودی هتل

 دختر خاله های شیطون بلا

 

خانومی هوس شنا کرد و تا اومدم بخودم بیام دیدم وسط حوضچه هتل داره شنا میکنه

شهر تاریخی حریره

اینم کشتی یونانی که غروب دیدنی داره

چونکه تعداد عکسا زیاد بودن بقیه ش رو تو پست بعدی میذارم  فعلا بای تا بعد با عکسای جدید

 

خبر خبر

آهای آهای خبر خبر ملینا جون برگشته  از سفر

پست بعدی عکسها وجزییات سفر به  جزیره ی زیبا و توریستی کیش

محرم

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سر بلند وجاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

اندر احوالات پاییزی ما ...

سلام به همه ي ماماناي خونه ودوستاي گلم بازم ببخشيد كه دير آپ كردم ولي در عوض با يه خبر خوب ويه خبر بد اومدم .

اول خبر بد رو ميگم  ملينا جون عزيز مامان چون خيلي دير غذا مي خوره ماماني مجبوره از هر روشي براي غذا خوردنش استفاده كنه از تاب دادن بگير تا روي اپن نشستن .يه شب كه ملينا جونو گذاشته بودمش روي اپن ومشغول غذا دادنش بودم تا اومدم ظرف غذا رو بردارم يه دفعه ملينا تو يه لحظه با سر وصورت افتاد رو زمين و جيغش رفت هوا .اون شب به علت درد خيلي زياد سرش و گريه ي زيادش مجبور شديم ببريمش بيمارستان ولي خدا رو شكر دكتر گفت مشكلي نيست فقط بايد كمپرس يخ بذاريم رو جاي ضربه تا بهتر بشه .دخترم پلك چشمش ورم كرد طوري كه اصلا نمي تونست چشمش رو باز كنه وبعد از مدتي كه ورمش خوب شد اطراف چشمش كبود شد.الان كه چند روز گذشته هر چي كبودي چشمشو مي بينم عذاب وجدان مي گيرم دلم براش خيلي مي سوزه عزيز مامان منو ببخش به خدا يه لحظه حواسم پرت شد .عزيزم قول ميدم ديگه هيچ وقت حتي يه لحظه حواسم ازت پرت نشه گل مامان بدون عاشقتم الان مي فهمم اگه تو يا داداشي كوچك ترين اتفاقي براتون بيفته دنيا روي سرم خراب ميشه. البته فك كنم پرنسس كوچولومو چشمش زدن آخه شب قبلش عروسي بوديمو خانومیم مثل عروسك فرنگي با اون لباساي نانازي مي درخشيد.خدا جونم گل ها ي زندگيم رو از چشم بد دور كن وهميشه حواست بهشون باشه .

و اما خبر خوبمون پسر مامان 16مهرتولدش بود .عزيزم امسال پا توي 12سالگي گذاشت ديگه برا خودش مردي شد خوش حالم كه ميتونم بزرگ شدنشوببينم .انگار حس ميكنم وقتي بابايي نيستش تومرد خونمي وتموم مشكلات زندگيموبا تو فراموش ميكنم .مرد مامان بدون تنها آرزوم براي تو موفقيت توست .اميد وارم بتوني پله هاي موفقيت رو پشت سر هم طي كني و به قله ي موفقيت برسي اميد دارم راه راستو پيشه كني و هميشه راه رستگاري برايت هموار باشد .پسرم تولدت رو صد ها بار به تو تبريك ميگم.

يه آسمون پر از گلاي ميخك                    عزيز من مي خوام بگم تولدت مبارك

 

و اما بريم سر تبريك گفتن به دو تا فرشته هاي مامان روز كودك رو به ملينا ي عزيزم و روز نوجوانو به بهنام جونم تبريك ميگم .

 وبريم سراغ پيشرفت هاي ملينا جيگر مامان عروسكشو تو پتوي كوچولوش مي ذاره و مياره ميگه سرشو بگيرو سر ديگشو خودش ميگيرهه وپشت سر هم مي گه (تاب تاب)و اينقدر اين كارو ادامه ميده كه من دلم ميخواد ...................

وقتي ميريم خيابون تو هر مغازه اي ميريم به فروشنده ميگه ددر وتند تند باي باي ميكنه يعني خداحافظيشه...........

صبحا كه داداشي رفته مدرسه تا چشمشو باز ميكنه دنبالش ميگرده و تند تند صداش ميكنه بعدم ميگه( دادا رفت )

فعلا فقط همينا يادمه نميدونم چرا وقتي ميامپاي نت همه كارات از يادم ميره .

آهان راستي ملينا جون صاحب اولين پسر عمو به اسم مهرشاد شد .

وعروسكم واكسن 17ماهگيش رو زد و خيلي هم درد داشت وقتي مي خواست بلند بشه به خاطردرد پاش گريه ميكرد .

 

قربون چشم کبودت آخ مامان برات بمیره

به نظر شما با کی حرف میزنه مشکوکه

فدات بشم مامانی

میگه مزاحم نشید من حرف خصوصی دارم

قربون بچه بغل کردنت برم مادر

تیپ از نوع پسر کش

بی حجاب خانم فکر کردی اینجا فرنگه ؟؟

دختر خاله ها در حال خوردن آب میوه

پسر عموی ملینا جون مهرشاد کوچولو

اینم شیر مرد مامان بهنام جون

آبتنیه جوجوها

خصوصی

ادامه نوشته

روزت مبارک دختر نازم

خصوصي

ادامه نوشته

17ماهگی دخملی+

خصوصي

ادامه نوشته

عكسهاي آتليه ..............

خصوصي

ادامه نوشته

بیماری ملینا جونم

خصوصي

ادامه نوشته

مسابقه وبلاگی

خصوصي

ادامه نوشته

دخملم بد غذا شده

خصوصي

ادامه نوشته

خرابکاری های عروسک خانوم

خصوصي

ادامه نوشته

این روزهای ما +عکس در ادامه ی مطلب رمز دار

خصوصي

ادامه نوشته

تولد عروسکم ملینا جون

خصوصي

ادامه نوشته

تولد دو قلو های خاله

خصوصي

ادامه نوشته

اولین گامهای عروسکم

خصوصي

ادامه نوشته

این روزهای من و جوجوها

خصوصي

ادامه نوشته

اسباب کشی

خصوصي

ادامه نوشته

اومدم باتاخیر ولی با یه عالمه عکس

خصوصي

ادامه نوشته

محرم وشش ماهه ی حسین

خصوصي

ادامه نوشته