کنارت که هستـــــــم عمیق تر نفســـ میکشمــــــ

هوای با هم بودنمانــــ را می بلعمـــــــــ

و مبتلا تر میشومـــــ...

کنارم بمان اگر میخواهی زنــــــــدهــ بمانمــــــــ...


-=================================-

عطر تنتـــــ روی پیراهنــــــــم مانده...

امروز بوییدمشـــ عمیق عمیق...

و با هر نفســ بغضم را سنگین تر کردم...

و به یــــــــاد اوردم که دیگر تنتـــــ سهم دیگری ست...

و غمتـــــ سهم منـــــ...







بــرگـرد


نـه اینکــهבلم برایــت تـــنـگ شـבه باشـב


نــــه (!)


خنـجــرت جـا مـانـבه است؛


نمــے گـذارב تکیــه بـבهــم ...

============================



من عاشـــــــــق نیستم!

فقط گاهی… حرف تو که میشود دلم

مثل اینکه تـــــــــب کند گــــــــرم و ســـــــــرد میشود

توی سیــــــــنه ام چـــــــــنگ می زند آب میشود…

می گــــویند عشق آنست کـــــه بـــه او نـــرسی


و مــن مـــی دانم چــــــــرا …!


زیــــرا در روزگار من،


کسی نیست کـــه زنانه عاشق شود


و مــــــــردانه بـــایستد















 هی تو…


نمیدانم نامت را چه بگذارم…


.مخاطب خاص!


.تمام زندگی!


.دلیل نفس کشیدن!


.همه ی وجود…یا تنها عشقم…


…به هرنامی که باشی بدان…


…ارام…


برایت جان میدهم


  

الا ای صاحب قلبم کجایی؟


محرم شد نمی خواهی بیایی؟


 

خوشا آن شور و حال و اشک و آهت 


 خوشا آن ناله های نینوایی


 

خوشا بر حال تو هروقت که خواهی


کنار تربت آن سر جدایی....




 

چشمان زمین دوباره تر خواهد شد


ماه از سر شب بدون سر خواهد شد


تاریخ دوباره به خودش می لرزد


شق القمری بزرگتر خواهد شد...



اینبار که امدی...


دستانت را روی قلبم بگذار..


تا بفهمی این دل...


با دیدن تو

نمی تپد...


می لرزد...


همیشه از اوردن -ن بر سر کلمات 


می ترسم...


نداشتن تو...


نبودن تو...


نماندن تو...


کاش این بار حداقل /دل واژه/ برایم 


می سوخت...



و خبر میداد از نرفتن تو...


بچه ها اینم عیدیه من به شما...

اخه منم جزء ساداتم...

گفت تو غرق گناهی؟

گفتمش یا رب بلی

گفت پس اتش نمیگیرد چرا جسم و تنت!

گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی...

عید همه مباررررررررک