برای عرض تشکر

سلام.

با عرض معذرت خدمت خوانندگان گرامی برای به روز نشدن طولانی!

اما به روز نشدنم دلیلی داشت که هر بار که می خواستم مطلبی را بذارم باز می دیدم آخرین مطلبم موضوع روز جامعه است، بنابراین رغبتی برای درج مطلب جدید نداشتم.

اما به بهانه این روزهای عزیز و 22 بهمن بر خودم لازم دیدم که ابتدا از این ملت غیور برای خلق یکی دیگر از حماسه‌هایی که دیروز آفریدند تشکر و قدردانی کنم.

اما بهانه ی دیگری که موجب شد باز دوباره به روز شوم، برگزاری سی و دومین جشنواره فجر و حضور دیگری از کارگردان ارزشی ایران اسلامی ابراهیم حاتمی کیا با فیلم «چ»، در این جشنواره بود.

گرچه برای شخصی مثل آقای حاتمی کیا گرفتن یا نگرفتن جایزه امر مهمی نیست و موضوع نوشتار من هم ربطی به این موضوع ندارد که البته متأسفانه در بیشتر پایگاه‌های خبری به این جنبه توجه شده است. زیرا او شخصی است که کار خود را به شایستگی انجام داد. این را هم می توان از بازخورد این اثر فاخر او فهمید. از سخنان کسانی که صاحب سیمرغ شده بودند و او را شایسته ی تقدیر و تشکر می دانستند و همین امر است که مهم است و او به هدف خود یعنی به تصویر کشیدن و تأثیر گذاری اثری در جان و دل مردم رسیده است. چرا که چه بسیاری بودند که در ظاهر برنده جوایزهایی شدند اما امروز نام و یادی از آن‌‌‌‌‌‌‌ها نیست اما او با خلق آثاری تأثیر گذار چون آژانس شیشه‌ای هیچ وقت از خاطرات محو نخواهد شد.

آقا ابراهیم خدا قوت. دست شما درد نکنه که بعداز مدت‌ها دوباره اثری افتخار آمیز را خلق کردید. اجر شما با خود شهدا.

التماس دعا.هااهایسمن  یبتس بتسیمنتب‌‌

آقای رییس جمهور مچکریم


سلام .

طبق حمایت و فرمایشات حضرت آقا -حفظه الله - مبنی بر حمایت از دولت فعلی ،

بر خود لازم دیدم تا طبق این فرموده ها عمل نمایم . البته انتقاد اگر سازنده باشد لازم است .

در این روزها بعداز توافق نامه ی ژنو ، ظاهراً نطق مقامات آمریکایی باز شده

و هر چه از بی احترامی و بی ادبی بلد هستند در حق این ملت عزیز دریغ نمی کنند .

اما در این مسائل توجه به نکاتی لازم است :

1 . سکوت رییس جمهور و لبخند های ژکوند ایشان در مقابل این بی احترامی ها دیگر از رأفت اسلامی خارج

شده است . زیرا از قوانین خداوند متعال طبق آیات صریح قرآن این است که هر طور که رفتار شود از سوی آن ها

باید با آن ها هم همان طور رفتار کرد . برای نمونه آیه ی 54 سوره ی بقره ،

« و مكروا و مكر الله والله خير الماكرين »

2 . آقای روحانی در آن مجله ی کذایی ، رییس جمهور آمریکا را فردی با ادب و باهوش دانست

اما باید در این نگرش تجدید نظر کرد ؛ زیرا بی ادبی را در این چند روزه به بالاترین حدش در این سی و اندی سال

بعداز انقلاب اسلامی ایران رسانده است .

3 . یکی دیگر از اشتباهات حضرات توجیه اشتباهات و بی پاسخ گذاشتن بی ادبی این عده است ؛

که می گویند باطن این ها با ما خوب است و رابطه ی خوبی با این عده داریم و باید به آن ها حق داد

که در فشار صهیونیست ها مجبور به این چنین موضع گیری هایی می شوند !!!

4 . در پاسخ نامه ی آقای رییس جمهور ، حضرت آقا این چنین نوشتند : « دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید » ،

به نظر می آید که اشاره آقا به این نکته باشد که اگر این چنین که شما می گویید باشد جای تشکر و قدرانی

دارد . البته باید متن نامه ی رییس جمهور خوانده شود که سرشار از خوش بینی به دُوَل غربی بود .

البته آقا خط مشی حرکت به جلو را در انتهای پاسخشان آورده اند :

« ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی ها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حركت مسئولان این بخش باشد » .

باز هم آقای رییس جمهور مچکرم که توجهی به این مسأله ندارید و در صدد رفع این نگرانی ها نیستید !!!

التماس دعا .

شهادت کریم اهل بیت ( علیه السلام )

سلام .

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

وان طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت

دل را تهی ز خون دل چند ساله کرد

هفتم صفر شهادت معتبر امام حسن مجتبی (علیه السلام ) تسلیت باد .

گذر  ِ ایّام  ِ نشاط


سلام .

آه ... تمام شد .

منبرهای ده شب دیگرم .

مانده ام در تلاطم  ِ بی قراری و تردید  ِ دل ؛

باز هم امام حسین (علیه السلام ) مرا به نوکری خود انتخاب خواهد کرد ؟

بار دیگر لیاقت بیان معارف اهل بیت ( علیهم السّلام ) را خواهم داشت ؟

حسین جانم مباد مرا محروم کنی ، از درگاه  ِ بارش  ِ رحمتت ؟

هرچند می دانم که از خوبان  ِ خدا برنیاید چنین ، امّا یاری ام کن و لیاقتی ده ،

تا خطایی از من سر نزد که شما دلخور و ناراضی کنم .

چشم بر هم گذاشتیم و شب بیستم محرم رسید و ...

حسین جان ، ای قتیل العبرات ! این اشک های روان در غمت را ،

راهی به جویبار  ِ معرفتت بگشا .

دلم برای این شب ها تنگ خواهد شد .

چه زود می گذرد این عُمر .. امّا ماتم  ِ تو ، ابدیست و کهنه نخواهد شد .

التماس دعا

یا علی

یا حسین

رفتن تو می زند آذر به خیلی چیزها
زل زده از روی تل خواهر به خیلی چیزها
گفتی ابن الحیدرم آخر نمی دانی مگر
می شود حب علی منجر به خیلی چیزها
تیر را جای جلو از پشت در می آوری
گیر کرده ظاهراً از پر به خیلی چیزها
التماس دعا

عید عشاق مولا

غدیر ، کربلای عوام بود و کربلا ، غدیر خواص

در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد ، جفا شد

و در کربلا با آنکه بیعت برداشته وفا ماند 

عید سعید غدیر بر همگان مبارک .

چشمه ی جوشان  ِ رحمت .. دریاب .. سیراب شو !


و امروز ، روز  ِ عرفه !

تنها اُمید  ِ من ، برای آسمان ..

آن قدر تاریک شده ام که ،

اشک اگر آید به خود گویم : این اشک ها .. " أستغفر الله ربّی و أتوبُ الیک " !

دلم آشوب  ِ آشوب است .. کِشان کِشان می برمش تا / مرز  ِ خُسروی / !

آ ه ه ه ه ه ه ه .. روی همان تپّه ای که گُنبد از بالای آن پیداست ؛

دل  ِ من کجا و کنار  ِ ضریح کجا !

همچون یتیمی زانو در بغل می گیرم و سر کج می کنم از عجز ُ ناتوانی ُ دل  ِ شکسته ام ..

و آهی که از سینه ام سوز می گیرد !

بخشیدن ، کار  ِ سختی ست برایم این روزها ..

امّا باید صاف  ِ صاف شوم که دلی صاف ُ بی ادّعا کافی ست برای نگاه  ِ خدا !

این روزها دلم بی قرار است ، آخر صدای کاروانی دلـداده می رسد به گوش !

طولی نخواهد کشید که " حسین بن علی " گوید : هیهُنا مَناخُ رکابنا و مَحَطِّ رحالِنا و مَسفَکِ دِمائنا ..


آه از آن ساعت که سبط مصطفی ؛ گشت وارد بر زمین کربلا

.

.

حرم را از حرم کردند بیرون ؛ همه سرگشته اندر دشت و هامون


و هنگامی که بند  ِ دل پاره می شود ؛

آن گاه که خبر  ِ شهادت  ِ مُسلم می رسد ..

" کوفی " کجا و میزبانی از " پسر  ِ فاطمه " کجا ؟


جمکران ، دعاگوی دل های پاکتان هستم ؛

خدایی باشید تا همیشه ؛

قرارمان بهشت  ِ وصال با خدا إنشاءالله ..

حلال کنید ؛ التماس  ِ دعا

منبع : وبلاگ دلانه هایم با او


سبک زندگی  

1- همه ی خریدمان یک حلقه بود با یک جفت کیف و کفش سفید .سر عقد هم لباس سفید خواهرم را پوشیدم .

همسر شهید یوسف کلاهدوز .


جایی برای جدایی

سلام !

می خواهم بگویم از مستندی که شب  ِ گذشته از سیمای جمهوری اسلامی ! ، پخش شد !

مستندی به نام " جایی برای جدایی " .

در ابتدای این مستند به گونه ای از یک زن ، روایتی تصویری برداشت شده بود که گویا می خواهند از زنی کار آفرین و

قهرمان ، تجلیل کنند ؛ امّا با پیش رفتن  ِ مستند معلوم گشت که این فرد ، مادر  ِ یکی از فریب خوردگان و گرفتار  

شدگان  ِ اردوگاه اشرف بود و خواهان  ِ آزادی تنها پسر خویش .

.

.

.

حال می خواهم بگویم از مادران قهرمان پرور  ِ این مرز و بوم ؛ آری ! از مادران  ِ شهدا !

که در قیاس  ِ با آن مادر ، نگنجد وصف و أجر  ِ درد و رنجشان ..

مادرانی که با جان و دل ، برای فرزندان  ِ خویش ، خلعت  ِ سرخ  ِ شهادت دوختند !

.

.

.

مادرانی که شاهد وصال  ِ با فرزندانشان هستیم ؛ غافل از مکتب  ِ صبر و بزرگواری شان و غافل تر از ما ،

مسؤلین و به ویژه مسؤلین رسانه ی ملّی !! 

یاد  ِ سهراب بخیر ، که چه زیبا می گفت :

من قطاری دیدم

که سیاست می برد

و چه خالی می رفت !


+ با تشکر ویژه از " دلمــ " جهت ویرایش ادبی این مطلب !

آقا محمود خدا قوت  !

سلام .

به رسم قدر شناسی ، چند خطی برای تشکر از آقا محمود !

خسته نباشی ! خدا قوت ! هشت سال با تو روزهای خوش و غرور آفرینی داشتیم ؛ البته گاهی ناخوشی هایی

بود که حرمت  ِ خوبی می دانیم و می گذریم از تلخی هایش .

هشت سال تلاش و جهاد برای خدا و خدمت به خلق الله توفیقی است بسیار سخت و سنگین . اما امیدوارم در

این دوران باعث ناراحتی کسی نشده باشید و  اگر هم شده اید ، توفیق جبران آن را داشته باشید .

امیدوارم در هر جا که خواهید بود خداوند متعال توفیق خدمت را از شما نگیرد .

دیگر از امشب با خیال راحت سر بر زمین بگذارید که وظیفه ای بزرگ از شما ساقط شده است .

به امید خیر و سلامت و سعادت برای تمام مخلوقات حضرت حق .

التماس دعا .

یا حق .