کاردرمان

اول رفتم روی تخت ورزشی و گفت کشی که به سقف تخت وصل هست رو بکش

بعد با یه کش دیگه زد پشت پام و جلوش نشست و گفت بکش و کشیدم

بعد گفت دراز بکش و دوباره اون کشی که به سقف رو دوباره کشیدم

بعد گفت بیا پایین تر و به دیواره فشار بیار

بعد گفت بلند شو بشین، گفتم تختش تنکه گفت باید تمرین کنی

کمک کرد ایست کنم اولش سخت بود ولی تونستم اول هفت شماره و بعد ده شماره، شاید هم بیشتر

مختصری از کتاب ذهن ناخودآگاه فصل دوازده:

نیروی عاقل و خلاق ذهن ناخودآگاه خیلی خوب می داند که چه چیز به صلاح من است

کاردرمان

امروز اول رفتم روی تخت ورزشی

موقع ایستادن هم دوباره اون طناب ها رو انداخت توی دستم

بعد از دو سه بار بالاخره تونستم ده شماره ایست کنم

بعد اومدم توی هال و قلت زدن و بعد وزنه زدن و باز

فکر نمی کردم بعد از کار روی تخت ورزشی و خستگی دست هام بتونم روی صندلی برم

روی صندلی نشستم دوباره وزنه ها رو داد دستم و بعد از اینکه وزنه ها رو بالا و پایین آوردم گفت دست هات رو صاف کن و دستت رو باز کن

خدا رو شکر ازم راضی بود

بوچیا

امروز بعد از هشت ماه رفتم تمرین بوچیا

قابل توجه دوستان جدید بوچیا ورزش مخصوص ویلچری ها است

با اینکه هشت ماهه نبودم ولی خوب توپ انداختم

کاردرمان

امروز قلت زدم تا بیاد

تازگی ها وزنه کوچیک ها رو به من نمیده، میندازه روی دستم و خدا رو شکر تونستم بگیرم

و امروز سه بار تونستم برم روی صندلی

یه بار موقعی که کاردرمان بود، یه بار هم بعد از ناهار، یه بار هم قبل از نماز مغرب تونستم

بعد از اینکه روی صندلی رفتم ویلچر رو آورد که برم توی اتاق روی تخت ورزشی

اونجا که نشسته بودم گفت این کش رو با پات بکش، این کار رو توی هال دراز کش بودم هم انجام دادم

بعد گفت واکر رو میارم ایست کن، من گفتم قبلش باید روی تخت دراز بکشم و به دیواره فشار بیارم، گفت باشه

بعد نشستم و با واکر ایستادم، اول چهار شماره، بعد 8 شماره

سری آخر هم دست هام رو انداختند توی طنابه که ترسی نداشته باشم و تا ده شماره ایستادم

بعد اومدم روی ویلچر، بهم گفت بیا روی مبل بشین

گفتم میخوام با ویلچر برقی م برم بیرون

رفتم پارک جنگلی النگدره دور زدم و اومدم

کتاب ذهن ناخودآگاه فصل سیزده 1

امروز بعد از یه هفته بالاخره بعد از ناهار تونستم روی صندلی برم

محققانی که روی کارکرد خواب و پیامدهای کم خوابی تحقیق کرده اند معتقدند بی خوابی در برخی موارد به اختلالات شدید روانی منجر شده است.

روح و روان ما با خوابیدن شارژ می شود. خواب کافی برای ایجاد شور و نشاط و سر زندگی لازم است.

ویلچر برقی

امروز با ویلچرم رفتم بیرون

چون باید زودتر بیام مسیر نزدیک رفتم و اومدم

چون ممکن بود ساعت ١ برق بره ولی نرفت

کاردرمان

به من گفته بود چهارشنبه اومدم روی تخت ورزشی باش

و من روی تخت ورزشی دراز کشیدم تا بیاذ

وقتی اومد همون کارهایی که با دستهام روی زمین انجام میداد روی تخت انجام داد

یه طناب روی تخت بود وصل کرد به سقف تخت و گفت بکش و من هم کشیدم

بعد که نشستم همون طناب رو باز نشسته هم انجام دادم

بعد ویلچر رو آورد و گفت بشین گفتم خیلی پایینه دو تا بالشتک گذاشت و من نشستم و اومدم توی هال

توی هال اومدم گفتم خیلی با زمین فاصله داره اجازه بدید اول روی مبل بنشینم، گفت باشه

رفتم روی مبل و بعد اومدم روی زمین و قلت زدم و همون ورزش های همیشگی م

بعد گفت بلند شو بشین و با کمی استراحت بیا روی صندلی

نمیدونم چرا چند روزه نمیتونم روی صندلی برم

گفت پس بیا روی مبل

مختصری از کتاب ذهن ناخودآگاه فصل سیزدهم:

دکتر جان بیگ لو، جزء اولین دانشمندان محققی بود که توانست نشان دهد شب ها هنگام خواب ذهن ما از طریق رشته های عصبی حسی مرتبط با چشم ها، گوش ها، بینی و اعصاب زیر پوستی در حال دریافت پیام های مستمر است.

در حالت خواب شبکه عصبی مغز نیز به طور کامل فعال است.

قدمگاه

دیروز رفتم قدمگاه امام حسن عسگری در گرگان

میگن اینجا از مشهد بالاتره چون امام حسن عسگری خودشون طی الارض کرده و اومده ولی امام رضا تبعید شده

کاردرمان

امروز اول قلت زدم بعد گفت بلند شو بشین

بلند شدم طبق گفته همکارش گفت با انگشتش کار کن کار کرد و دستم رو مشت کرد

و انگشت هام رو نگه داشت و گفت فشار بیار و باز کن

بعد دست رو باز کرد و گفت ببند

بعد که با کمک خودش رفتم روی صندلی، گفت بیا پایین و بعد گفت پهار دست و پا بشوپ

بعد گفت در حالت سجده آرنج هات رو به زمین بچسبون و بعد سرت رو بیار بالا، بهش گفتم سخته ولی تونستم

بعد گفت پات رو بیار بالا، آوردم بالا ولی به پهلو افتادم، بعد رفتم روی مبل

مختصری از کتاب ذهن ناخودآگاه فصل دوازده:

به خاطر داشته باشید که همه دانشمندان و بزرگان عرصه علم به برکت نیروی ذهن ناخودآگاهشان توانسته اند در کار خود موفق شوند و شگفتی بیافرینند.

اگر دارید به راه حلی برای مشکلتان یا جوابی برای سوالتان فکر می کنید، سعی کنید آن را بیرون از ذهنتان و در دنیای واقعی حل و فصل کنید.

باور کنید همین حالا هم جواب سوالات تان را در اختیار دارید. ناخودآگاه شما بر اساس احساسات تان به شما پاسخ می دهد و راه حل را پیش پایتان می گذارد.

ذهن ناخودآگاهتان صندوقچه ای از خاطرات شماست و هر چه که از کودکی تان تاکنون بر شما گذشته، در آن ضبط و ذخیره شده است.

کتاب دهن ناخودآگاه فصل دوازده 5

دیروز رفتم روی مبل بیشتر از قبل تونستم بلند بشم

امروز هم کاردرمان با دو تا از همکارهاش اومده بودند برای بازدید

جملات کتاب:

افکاری که قبل از خواب تکرار می کنید، انرژی نهفته در درونتان را برمی انگیزد و فعال می سازد.

ناخودآگاه {با هر فکر و ایده تازه ای که به آن می دهید} تغییر جهت می دهد آن را می پروراند متناسب با آن واکنش نشان می دهد.