قبل از هر چیز:
عزیزدل خودم تنها، مرسی که اجازه دادی بیام آپ کنم!
سلام
دقیقا یک ماه از رفتنم گذشت که باز برگشتم اما اینبار با کلی تغییر
و یه دنیا روحیه مضاعف!
شاید ندونین چرا رفتم؟!حتی اونی که باید میدونست هم ندونست
چرا رفتم؟!
دوس ندارم بازم به گذشته و اون اتفاقات برگردم اما خیلی خلاصه
بگم که از روز اولی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم با یه هدف
شروع کردم اما یه سری اتفاقات باعث میشد که مسیر من عوض
بشه و به اونجایی که نمیخواستم برسه میرسید!!!
دوس ندارم این موضوع رو خیلی واضح بنویسم فقط تا این حد
بدونین که خواسته قلبیه من چیزی غیر از اون اتفاقات بود...
تو این یک ماه یا شاید بهتر بگم تو این دو هفته خیلی چیزا تغییر
کرد و این باعث شد که من الان مصمم بشم واسه شروعی دوباره!
.
.
.
دقیقا بعد از 10 ماه کسی رو که خیلی وقت بود دلتنگش بودم
و دوریش عذابم میداد رو دیدم...!
جفتمون لحظه اول جا خوردیم!
اما این حقیقت داشت که ما در کنار هم بودیم! و روبروی هم!
خدایااااااااااااااااا چه روز قشنگی بود!حتی با وجود همه اتفاقات خوب
و بدش! که حتی همون بدهاش هم الان واسه من ارزشمند شده!
گرچه همون لحظه خیلی سخت گذشت!!!
دوس دارم لحظه لحظه اونروز رو به تصویر بکشم تا هیچ وقت
از ذهنم پاک نشه...گرچه پاک شدنی هم نیس!!!
میخوام فقط از تو بنویسم اما بی انصافیه که قبلش از کسایی
که تو تموم این مدتی که تو نبودی،باهام بودن ننویسم
پس به اجازت اول میخوام از اونا تشکر کنم،تو هم باهام موافقی؟
یه تشکر میکنم از الهه عزیزممممممم که خیلی اذیتش کردم
امیدوارم منو ببخشه

و ندای دوست داشتنی که خیلی بهم لطف داشت 
"اینو بدونین که هیچ وقت مهربونیتونو فراموش نمیکنم...
خیلی دوستون دارم...خیلی ماهین..." 
و اما دوستای وبلاگ نویس:
ممنون که لطف داشتین و در نبودم هم باهام بودین...
از همتون ممنونم که خواسته بودین برگردم
دوست دارم از تک تکتون به خاطر اینکه تنهام نذاشتین تشکر کنم
امیدوارم کسی از قلم نیفته...
آزاده عزیز: خیلی از رفتنت ناراحت شدم امیدوارم هرچی زودتر
برگردی و ادامه بدی چون به حرفات عادت کردم،
هرجا هستی مواظب خودت باش 
علیرضا خان: مرسی که همیشه بهم لطف داری و همیشه با
صحبتات به ادامه دادن دلگرمم میکنی...یه دنیا ممنون 
هانی دوست داشتنی: با وجودی که وبلاگ خودمو آپ نمی کردم اما
به وبلاگ زیبات سر میزدم و حرفاتو میخوندم...انشالا که هرچی
صلاحته پیش میاد...ممنون که سر زدی 
غزل عزیزم: خیلی خوشحالم که عاقلانه ترین تصمیم رو
گرفتی...امیدوارم با....به بهترین لحظه های زندگیت برسی...
خیلی دوستت دارم گلم 
داداشی: خیلی با معرفتی.هر کاری از دستم بر بیاد کوتاهی نمیکنم.
نظر لطفته که میگی خوب مینویسم...
از قدیم گفتن "از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند"!
اگه حرفای من به دلت میشینه به این خاطره که همش حرف دلمه
و اغراقی توش نیس...بازم لطف داری 
شیوا جونم: خیلی خوشحال شدم که شنیدم عروسیتون نزدیکه
و در تدارک ازدواجتونین...مرسی که در نبودم هم تنهام نذاشتی
و ازم خواسته بودی برگردم. خداییش این مدت همیشه به وبلاگتون
سر میزدم.یه جورایی عادت کردم بیام، آخه خیلی خوب مینویسین 
محمد امین: از لطفت و از محبتات ممنونم...مرسی که اومدی پیشم
و ازم خواستی برگردم... 
رضا بردسیری: باعث افتخار منه که شما به وبلاگ من سر میزنین...
هیچ وقت فراموش نمیکنم که نظرات شما از اولین روزهای
وبلاگ نویسیم منو دلگرم کرد به ادامه دادن...
حرفها و نظراتتون با وجود کوتاه بودنش خیلی برام ارزشمنده 
امید خان: گرچه وبلاگ من هیچ وقت به پای وبلاگ پر محتوای شما
نمیرسه اما همین که میتونم به وبلاگتون سر بزنم و از صحبتاتون
استفاده کنم واسم خیلی ارزشمنده...مرسی که میایین و حرفامو
میخونین... 
آقا جلال: شما هم لطف دارین...مرسی از محبتتون...مرسی که
خواستین برگردم... 
محمد جواد عزیز: خداییش این مدت یکی دوبار اومدم به وبلاگت سر
زدم...مرسی از لطفت... 
red heart
عزیز: یکی از با معرفت ترین کسانی که همیشه تو
وبلاگم حضور مداوم داشته شما بودین.ممنون از اینهمه لطف
و محبت 
علی پرسپولیسی: گرچه...اما فکر میکنم تنها دلیل همه گذشتهام
پرسپولیس بوده و هست...ممنون از کمک هایی که نکردی!!!
بزرگ فکر کن تا به اوج برسی...اینو یادت باشه تنها چیزی که از آدما
تو ذهن همه میمونه رفتار و کردارشونه...! 
فرهاد خان: نظرت خیلی برام ارزش داشت چون تجربه خودتو در
اختیارم گذاشته بودی...این جملتو خیلی می پسندم:
"کاه بودن ننگ است کوه می باید بود" 
علی شیخ کاظمی: یکی از با مرام های وبلاگم شما بودی که تنهام
نذاشتی...مرسی از حضور پر رنگت... 
مها جر تنها: خیلی خوشحالم که گفتین وبلاگم به شما غرور داده
و غرور ترک خوردتونو سامون داده...نظراتت سنگین و ارزشمنده... 
از نیمای عزیز...آقا مرتضی...مهتاب گل..فرناز عزیزم...سایه جونم..
محسن عزیز...آقا رضا...سحر نازنین...دانیال گل...رضا خان ف.م...
انوشا خانم...لیلی عزیز...متین خان...و این منم...احسان گل...
فردینا جان...سجاد عزیز...مریم عزیز...سولماز جان...سیفتال...
گیلی جون..سایه مجنون..آوای مهربون..نسترن جان..و فانی عزیز
و
.
.
.
هم ممنونم
از همه کسایی هم که ممکنه از قلم افتاده باشن عذر خواهی و
صمیمانه تشکر میکنم...
تک تکنون واسم عزیز و دوست داشتنی هستین...
به امید اینکه همواره در کنارم باشین و با بودنتون دلگرم تر از قبل
ادامه بدم...
.
.
.
الان ساعت ۴ صبح هستش که جنابعالی داری میس میدی به
گوشیم... چه حلال زاده هستی! فکر کردم خواب باشی
اما انگار بدجوری "دل به دل راه داره...!"
بازم دلم برات تنگ شد لعنتی!
امان از درد دوری... 
قرار بود امشب یه آپ مفصل داشته باشم اما از اونجایی که یه خرده
از دستت دلگیرم امشب رو بی خیال میشم تا جریمه بشی!
میدونی از دستت دلخورما اما با اس ام اس،شکلک فرستادنت
داری... یکی طلبت.
پس آپ من نیمه تموم میمونه واسه فردا...
تا جریمه بشی!
عزیز دلم دلم هواتو کرده...
با وجودی که بهت قول دادم که...
اما دست خودم نیس...
مواظب خودت باش تا فردا...
دوستت دارم
تا نداره... 
.
.
.