پنهان ترین ویژگی اخلاقی آدمیزاد «ظرفیت» هست.ظرفیت آدم ها به مرور زمان مشخص میشه وقتی صبر نداشته باشی برای شناخت آدم ها، تو اندازه ی ظرفیتشون اشتباه می کنی. اون وقت به کسی که فقط ظرفیت نگاه داره، لبخند می زنی. اون وقت به کسی که فقط ظرفیت ترحم داره، محبت می کنی. اون وقت به کسی که فقط ظرفیت یه سلام علیک داره، رفاقت می کنی و ... هر جای زندگی احساس کردید کسی بی دلیل رفتارش با شما تغییر کرده، بدونید بیشتر از ظرفیتش باهاش رفتار کردید. بیشتر از چیزی که هست بهش بها دادید. یادتون باشه قبل از اینکه خودتون رو، احساستون رو، زندگیتون رو برای کسی خرج کنید، اول ظرفیتش رو بشناسید. #حسین_حائریان I
توی آینه خودم رو دیدم و شکلک درآوردم. زدم زیر خنده. اون هم از ته دل! چقدر خنده به من می آمد و بی خبر بودم! اصلا یادم رفته بود خندیدن رو. فهمیدم این دنیا حسودیش می شه به صورت گل انداخته ما! میخواد لج کنه؟ لج می کنم، از این به بعد برنامه همینه قهقهه خندیدن... 
تفکر...
در نهایت به هر حال آدم ها شما را قضاوت خواهند کرد
زندگیتان را صرف تحت تاثیر قرار دادن دیگران نکنید
برای خودتان زندگی کنید...
تفکر...
آموخته ام...
که وابسته نباید شد...
نه به هیچ کس و نه به هیچ رابطه ای...
و این لعنتی نشدنی ترین کاری بود که آموخته ام...
تفکر...
کسی که واقعا دوستتان دارد می بیند که چقدر می توانید بهم ریخته و کج خلق و بد قلق شوید
اما
هنوز می خواهد در زندگیش بمانید...
ارتباطات توی ایران اینجوریه که به طرف ایمیل میزنی
بعد باید اس ام اس بفرستی ایمیلتو چک کن !
بعد باید زنگ بزنی بگی اس ام اساتو چک کن !
این سختی ها
این دلتنگی ها
این غم ها
این غصه ها
این اشک ها که تمام شد
میرم روشونه خدامیزنم ومیگم:خداجون جنبه روداشتی...؟؟
بی معرفت
ولی...دلشون گیریه بی معرفته..
خیلیانفرین میکنن وتلافی میکنن...
امانه
نفرین من:الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره
تلافی من:میرم تابه اون برسی سرراهت نباشم
راستی...قدرمن دوستت داره؟؟؟
آنقدرپیش این وآن ازخوبی هایش گفتم
که وقتی سراغش رامی گیرند
شرم دارم بگویم(تنهایم گذاشت)
...
گاهی هنوز گاهی...مرابه جان توقسم میدهند
ببین تنهامن نیستم که رفتنت راباورنکردم...
همه میتونن اسمت رو صدا کنن اما...
کم هستن کسایی که وقتی اسمت رو صدا میزنن
لذت میبری و با تمام وجود دوست داری
در جوابشون بگی:
جاااااااااااااااانم؟
صبورم...
تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!
هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری ِ تـمــام
هـول میزنــد
بـــرای ضـربــه بـعــد .... !
کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...
خـیــالـت راحـت !!....
خـسـتـگــی ِ مــن
بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ...
سلام دوستای گلم باید منو ببخشید که نمیتئنم زیاد بیام و سر بزنم اما با این حال شما همیشه به من لطف دارید
واسه همه نظراتتون ممنونم
تا دیدار مجدد
خدانگهدارتون
ملاقات با خدا...
پیرزنی 91 ساله بعد از یك زندگی شرافتمندانه چشم از جهان فرو بست. وقتی خدا را ملاقات كرد از خدا چیزهایی پرسید كه همواره دانستن آنها باعث آزارش شده بود.
خدا جواب داد هر انسانی كه وارد زندگیتان می شود درسی را به شما می آموزد و با این درسهاست كه چیزهای مختلفی از زندگی، مردم و ارتباطات اجتماعی فرا می گیرید.
پیرزن كاملا گیچ شده بود، پس از آن خداوند شروع به شكافتن مساله نمود. وقتی شخصی به تو دروغ می
گوید به تو می آموزد كه حقیقت همیشه آن گونه نیست كه وانمود می كنند پس تو می فهمی كه صداقت همیشه آشكار نیست. اگر می خواهی از درون قلبهایشان مطلع شوی باید نقابهایی را كه زده اند كنار بزنی و ماسك خودت را هم برداری و اجازه دهی تا مردم خود واقعی تو را ببینند.
وقتی كسی از تو چیزی را می دزدد به تو می آموزد كه هیچ چیز همیشگی نیست و اینكه همیشه قدر داشته هایت را بدان و از آنها نهایت استفاده را ببر چرا كه ممكن است روزی آنها را از دست بدهی. حتی اگر این داشتنی ها، یك دوست خوب یا پدر و مادر و یا عزیزترین شخص زندگیت باشد. چرا كه فقط امروز آنها در كنار تو هستند و باید قدر آنها را بدانی. وقتی كسی به زندگیت لطمه و خسارتی وارد می كند به تو می فهماند كه پیمانهای انسانی ترد و شكننده هستند. پس محافظت و مراقبت از جسم و روحت بهترین كار ممكن است كه می توانی انجام دهی.
وقتی كسی تو را تحقیر كرد به تو می آموزد كه هیچ دو نفری مثل هم نیستند. اگر با مردمی مواجه شدی
كه با تو فرق داشتند، از ظاهر وعمل آنها در موردشان قضاوت نكن به كنه و اصل آنها رخنه كن و آنگاه
از قلبت نظر سنجی كن . وقتی كسی قلب تو را شكست به تو می آموزد كه دوست داشتن همیشه این معنی
را نمی دهد كه شخص مقابل هم تو را دوست داشته باشد اما با این وجود به عشق پشت نكن چون وقتی
شخص مناسبت را یافتی آرامش و لذتی را كه او همراه خود می آورد تمام سختی های گذشته ات را مبدل
به نیك فرجامی خواهد كرد.
وقتی كسی با تو دشمنی كرد به تو می آموزد كه هر كسی ممكن است اشتباه كند در این لحظه بهترین كاری كه می توانی انجام دهی این است كه آن شخص را بدون هیچ ریا و خودنمایی عفو كنی، بخشیدن كسانی كه باعث آزار شما می شوند مشكل ترین كاری است كه می توان انجام داد.
وقتی كسی را كه دوست داشتی به تو خیانت می كند به تو می آموزد تا مقاوم نبودن در برابر وسوسه ها بزرگترین معضل بشر است. در برابر وسوسه ها مقاوم باشید كه اگر به این مهم عمل نمایید پاداشتان را میگیرید.
وقتی كسی تو را فریب می دهد به تو می آموزد كه حرص و آز ریشه در بدبختی دارد.
از ته دل آرزو كن تا رویاهایت به واقعیت بپیوندد این اصلا مهم نیست كه خواسته هایت چقدر بزرگ باشند.
به موفقیت هایت بیندیش اما هرگز اجازه نده تا وسواس فكری بر اهدافت پیروز گردد. فكرهای منفی را در
تله مثبت اندیشی نابود كن .
وقتی كسی تو را مسخره می كند به تو می آموزد كه هیچ شخصی كامل نیست.
مردم را با شایستگی هایی كه دارند بپذیر و كم و كاستی هایشان را تحمل كن.
هرگز شخصی را بخاطر عیوبی كه قادر به كنترل آن نیست از خود طرد مكن .
درس هایی برای زندگی
کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!
امروز داشتم در کافی شاپ مورد علاقه ام کتابی میخواندم که یک جوان 18 ساله کنارم نشست و گفت، "کتاب خوبیه، نه؟" و از آنجا بود که شروع کردیم به حرف زدن.
گفت که چند هفته دیگر از دبیرستان فارغ التحصیل میشود و بعد میخواهد بلافاصله از پاییز دانشگاهش را شروع کند. گفت، "اما نمیدانم میخواهم با زندگیم چه بکنم. الان فقط دارم با جریان پیش میروم."
و بعد، با اشتیاق و با چشمانی صادق شروع کرد از من سوال کردن:
* "تو چکار میکنی، شغلت چیه؟"
* "کی و چطور تصمیم گرفتی که این کار را انتخاب کنی؟"
* "چرا این را انتخاب کردی؟ چرا کارهای دیگر نکردی؟"
* "چیزی بوده که دوست داشته باشی جور دیگهای انجامش میدادی؟"
و ....
سوال هایش را تاجایی که میتوانستم جواب دادم و سعی کردم با توجه به وقتی که داشتم خوب نصیحتش کنم. و بعد از یک ساعتی حرف زدن، از من تشکر کرد و رفت.
در راه برگشت به خانه متوجه شدم که بحثی که با آن جوان داشتم برای خودم بسیار نوستالژیک بود. او 10 سال پیش من را به یادم آورد. به خاطر همین دوباره به سوالهای او فکر کردم و به چیزهایی فکر کردم که امروز افسوس میخورم یک نفر وقتی 18 سالم بود به من میگفت.
بعد آن را یک قدم جلوتر بردم و به همه چیزهایی فکر کردم که اگه میتوانستم زمان را به عقب و به 18 سالگیم برگردانم دوست داشتم به خودم بگویم و خودم را نصیحت کنم.
شهر هرت
تا به حال اصطلاح شهر هرت رو زیاد شنیدید اما از خودتون پرسیدید
واقعا شهر هرت کجاست؟
- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.
- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن.
- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.
- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.
- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.
- شهر هرت جايي است که خنده نشان از جلف بودن را دارد.
- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.
- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيوني رو توي کاخها مي سازن.
- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.
...
گوشه ای فراموش شدنی
پنهان کن
تکیه گاهی هست نزدیک تر از یک نفـــس...
برای گریه انداختن من نیازی به داد و فریاد نیست