بدرقه...

بدرقه اش کن!

شاید با دیگری خوش تر باشد...

مگر خوشحالیش آرزویت نبود؟!

هوای حوایت...

آدم!!!

این روزها هوای چشمان حوایت عجیب بارانیست...

هوایش را داشته باش...!!!

عشق رویایی...

چه زیباست کسی را دوست داشتن با او عشق را ساختن

چه زیباست برای کسی سرودن او را بعد از خدا ستودن

او را در قصه ها شاد کردن او را در دل خویش جا کردن

چه زیباست با عشق زندگی را ساختن عشق را یافتن و تا ابد با او ماندن ...



ما شهریوریا...

بعضی وقتا ما شهـــــریـــوریــــا 


اینقدر دلمون از یه حرف میشکنه

که...

حتی نــای اعتراضم نداریم

فقط نــــگاه میکنیــــم و

بی صــــــدا...
میشکنیم...

نمـﮯدآنـﮯ....

نـﮧ نمـﮯدآنـﮯ !

هیچکس نمـﮯدآند. . .

پشت این چهره ی آرام در دلم چـﮧ مـﮯگذرد...

نمـﮯدآنـﮯ !

کسی نمـﮯدآند. . .

 این آرامش  ظاهــر و این دل  نـا آرام ،

 چقدر خستـﮧ ام مـﮯکند
. . .


 

انگشتان من...

بُگــــــــــــذار زمــانـــــه از حِـســـادتــــــــ بتـرکَــد



انــــــگشتــــــان ِ مَـــــن


چـــه بـــِه انگــشتـــان ِ تــــــو مےآینـــــد !


در آغوشم ڪﮧ مے گیرے ،

آنقدر آرام مے شوم

ڪﮧ یادم مے رود

باید نفس بڪشم !


روز دختر مبارک...

تمام عروسک های دنیا یتیم می شدند اگر دختر نبود...


روز دختر مبارک...

خووش به حال...


خوش بهـ حالـــ انارها دلتنگــ که میشوند....

میترکند...


هر چه بادا باد...

مثل کشیدن کبریت در باد
دیدنت دشوار است

من که به معجزه ی عشق ایمان دارم
می کشم

آخرین دانه ی کبریتم را در باد

هر چه بــــــادا بــــــــــاد!

وقتی که نیستی...

بادیدن هر صحنه عاشقانه ای

احساس یک پرانتز را دارم

که همه ی اتفاقات خوب خارج از آن می افتد...