پست ثابت

بـا احتیاط بخـפּاכּــیــב...
ωــطحـ متنها لغزندهـ اωــتــ...
بـــωــ ڪــــــه
باریـבمـ פּ כּـפּشتمــ...
-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ

سر بزن  وبه خیلی خیلی قشنگیه

liimu-torsh.blogfa.com


عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی لبت،

همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه

.

.

.

آمدی ، چه صادقانه آمدی ، مرا عاشق کردی ... 
آمدی ، چه عاشقانه آمدی ، مرا دیوانه کردی ... 
چه زیبا آمدی و لحظه های پر از غم زندگی ام را عاشقانه کردی! 

.

.

.

دو تا چیز دل آدمو خیلی زود می زنه
حواست باشه
یکی شیرینی که شیرینیش بیش از اندازه باشه
یکیش هم عشقی که ابراز عشقش بیش از اندازه باشه
پس خیلی مواظب باش که مثله من نشی...

.

.

.

عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است

عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است

 عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است

 عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

.

.

.

هر وقت بارون اومد دستتو مشت کن بگیر زیر بارون

                            هر چند تا قطره جمع کردی همون قدر منو دوست داری

                                                      هر چند تا که نتونستی جمع کنی همون قدر دوست دارم

.

.

.

 

ای تو زيباترين زيبايی ، ای رويای بيداری
به خداوندی خدا دوستت دارم
ای بيقرار دلم ، ای تك درخت دشت سرخ قلبم ، 
به همين لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم
ای آنكه چشمت بارانی است ، ای تو كه روحت شادابی است ، و
رگهايت از خون محبت جاری است 

به آن كعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم
زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز من ، ای فردای من 
به همان لحظه ديدارمان قسم دوستت دارم
نمی دانم كلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بيان كنم تا تو باور كنی كه
دوستت دارم

.

.

.

يك نفر ..... يك جايي..... تمام روياهاش لبخند توست و زماني كه به تو فكر مي‌كنه احساس مي‌كنه كه زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش يك نفر ..... يك جايي..... در حال فكر كردن به توست

.

.

.

برای شادی روحم صلوات لازم نیست. . . فاتحه ام خوانده میشود اگر یک لحظه از من دلگیر باشی!

.

.

.

دِلَم... نَه عِشقِ آتَشین میخواهَد
نَه دروغ هاےِ قَشَنگ
نَه سُکوتِ تَلخِ شاعِرانه
نَه اِدِعاهاےِ بُزُرگ
دِلَم یِک فِنجان قَهوِه ےِ داغ میخواهَد و یِک دوست...

.

.

.

يــآدَتــ بـآشــَد!
هَمـِـہ ے قـَرآردآدهـآ رآ کـِہ روے ِ کـآغَـذهـآے ِ بے جـآن نـِمےنـِويسَـند!
بَـعضے از عَهــدهـآ رآ روے ِ قـَلبــ ـهـآے ِ هـَمـ مےنـِويـسيمـ ...
حـَوآستــ بـِہ ايـن عـَهــد هـآے ِ غـِيـر ِ کـآغـَذے بـآشـَد ...
شِکـَستـَنـِشـآن يـِکــ آدَمـ رآ مےشِکـَنـد ...
حـَوآسَـتــ باشَـد
يـِکــ آدَمـ رآ ...

مخاطبه خ....

 آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ....
ﺧﯿﻠﯽﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ .....
ﺧﯿﻠﯽﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ....
ﺧﯿﻠﯽﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ....
ﺍﻣﺎ .....
ﻭﻗﺘﯽﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ...
ﺳﺎﮐﺖﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﭼﯿﺰﯼﻧﻤﯽ ﮔﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ....
ﻭ ....

و تا ابد میشکنن



حوصــله خوانــدن ندارم...
 حوصــله نوشتـن هم ندارم...
 این همـــه دلتنـــگی دیگر نه با خــواندن کم می شود ، نه نوشـــتن!
دلـــم لمـــس آغوشت را می خـــواهد...
 فقــــط همــــین...!!
 دست به صورتم نزن!
 می ترسم بیفتد..
 نقاب خندانی که بر چهره دارم!
 و بعد ..
 سیل اشک هایم تو را با خود ببرد ..
و باز ..
 من بمانم و تنهایی . . .

قول داده ام ...

گاهی ...

هر از گاهی ...

فانوس یادت را ...

میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم ...

خیالـت راحـَــت ! مَـن هَمان منـــَــم؛

هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره

میان این کوچـه های تاریك پَرسـه میزَنـَم

اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد

خیالَت راحَت !



F


بیـــا آ פֿــریـלּ "شاهـڪـارت" را ببیـלּ


مجسمه اے بــا چـشمانے بـــاز


פֿــیرــہ به בور دسـتـــ


شایــב شرقـــ ...


شایـــב غربــ ...


مصلوبــ یـڪـ عشــقـــ


مفعولـــ یـڪـ تاواלּ


פֿــرב هـ هایش را بــاב בارב میبــرב


و او فقــــط


" פֿــاطراتـــــش را بــغـــــل گرفتـــہ "


بیا و آ פֿـریـלּ "شاهـڪـارت" را ببیـלּ


مـجـسـمـــہ اے سا פֿـتـــہ اے ....!!



F


لـَمس کـُـלּ کـَلمـاتـــے را . . .

کـِہ بــَرایـَت مــے نویسَم
تا بــِخـوانــے و بفـَـهمـــے چقـَدر جـایـَت خالیست


تــا بــِدانـــے نبودَنَـت آزارم مـــے دَهـَد !


لَمس کـُـלּ نوشتـِہ هــایـــے را

کـِہ لـَمس ناشُـدنیست و عــُریاלּ

کــِہ اَز قـَـلبَم بـَر قـَلـَم و کـاغـَـذ مـــے چکـَد !

لـَمس کـُـלּ گونـِـہ هـایـَم را

کہ خیس اشک اَست و پـُـر شیار !


لـَمس کـُלּ لـَحظہ هایـَم را

تـُـویـــے کہ مــے دانــے مـَــלּ چــگونہ

عاشِــقـَـت هـَستــَم . .

لـَمس کـُלּ ایـלּ با تــُـو نـَبودَלּ هــا را

لـَمس کـُـלּ !!


    فراموشم نکن شاید سالها بعد ، در گذرخیابانها از کنار هم، بگویی آن


                                           
  غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود…





F


خـیـلـے سَـختــہ

مـجـبــور بــآشـے ، یڪے ڪہ دآره اشـتبــآه هـآےِ تـو رو تـڪرآر مـے ڪنــہ

فَـقطـبــِرُ بــ‌ر نـیـگــا ڪُنـے !

و نـَتـونـے دآد بـ‌زنــے : لـــــــَـــعنـَـتـے ...! مـטּ تـآ تـﮩش رفـ‌تــم !


 خـآلــے بـود !




کی میتونه بعد از تو محرم رازه من بشه

کی میتونه بعد از تو همه نیازه من بشه

کی جاتو میگیره و درد دلامو گوش میده

کی دیوونه کردنو مثل چشمات خوب بلده

بعضی وقتا میامو یواشکی می بینمت

وقتی که غنچه بودی خودم باید می چیدمت

کی به جای من برات شبا لالایی میخونه

شنیدم اون غریبه قدر تورو نمیدونه

غریبه تورو خدا عشقمو اذیت نکنی

قول مردونه بده بهش خیانت نکنی

قول بده چشمای اون هیچ موقع اشکو نبینه

قول بده که هیچ شبی چشم انتظارت نشینه

            غریبه غریبه

بگو که عاشقشی همیشه اونو دوست داری

حالا که یاره توئه هیچی براش کم نذاری




عشق مثل یک ماده مخدره ... در آغاز احساس سرخوشی و تسلیم مطلق به آدم دست می ده  ... روز بعد ، بیشتر می خواهی ... هنوز معتاد نیستی ، اما از اون احساس خوشت می آد و فکر می کنی می تونی داشته باشی اش ... چند دقيقه بعد به معشوقت می اندیشی و بعد 3 ساعت فراموشش می کنی ...

اما کم کم به آن شخص عادت می کنی و وابسته می شی ... حال دیگه سه ساعت بهش فکر می کنی و دو دقیقه فراموشش می کنی ... اگه در دسترس ات نباشه ، همون احساس رو داری که که معتادهای خمار دارند ... در این لحظه ، همان طور که معتادها دست به دزدی می زنند و برای به دست آوردن آنچه میخوان، تن به خفت میدن ... تو هم حاضری به خاطر عشقت دست به هر کاری  بزنی ....

این روزا احساس می کردم که دارم ایمانمو از دست می دم ... چون رنج کشیدم ... وخدا صدامو نشنید ... چون تو این مدت بارها سعی کردم با تمام قلبم عشق بورزم ، و سرانجام اون عشق لگد کوب شد ، بهش خیانت شد ... اگه خدا عشقه باید بیشتر مراقب احساساتم می شد ....
ولی امشب دوباره احساس دیگه ای دارم ... خدایا تو برام کافی هستی ... هر چی تو بگی ... هر چی تو صلاح بدونی ... اگه حقم این عذاب کشیدنه با تمام وجودم می خوام ... عذابتو می خوام ولی خدایا ازت خواهش می کنم تنهام نگذار ... خودت شاهدی که هر کاری کردم که عشقم بفهمه دوسش دارم و فهمید و  می خوام خوشبختش کنم ... و تا آخرین لحظه نا امید نشدم  ولی ... الانم آرزومه که خوشبخت بشه ... خدایا معذرت به خاطر همه چی ...

می دونم دیگه نمیاد نوشته هامو بخونه ولی امشبو به خاطر دلم نوشتم ... همین ....

گفتـــــی :

برایت آرزوی خوشبختی می کنم

گفتم: اما این آرزو مدتهاست که تحقق پیدا کرده

درست از روزی که تو را دیدم

و به زندگی من آمدی

تو در سکوت نگاهم کردی

خوب من

این روزها دلیل آن آرزویت را می فهمم

تو از همان روزها در فکر رفتن بودی ...


A


راستش را بخواهی فاجعه رفتنت چیزی را تکان نداد! هنوزهم قهوه می خورم........قدم می زنم.....هستم اما تلخ تر......بیشتر......تنها تر

حالم خوبه ... خوبه خوب ... دیگه با خاطرات خوبی که با هم داشتیم زندگی می کنم ... دیگه خاطرات اذیتم نمی کنه ... بر عکس تنها وقتی آرومم که به عشقم فکر می کنم ... تنهایی و با یاد عشقم زندگی کردن رو به با کسی بودن که نتونم دوسش داشته باشم ترجیح میدم ... امیدوارم که عشقم هم به آرامشی که دنبالشه برسه ... آرزومه که خوشبخت باشه ...

همیشه... همیشه ...همیشه
راستش خیلی گشتم که با کسی باشم که از تنهایی در بیام و زندگیمو باهاش ادامه بدم ... ولی کسی ... چیزی بهتر از  یاد و خاطره با عشقم بودن رو پیدا نکردم!!!


گاهی شاید لازم باشه از یاد ببریم

یاد آنهایی را که با نبودنشان بودنمان را به بازی گرفتند ...



به زنداني گفتن از تو تنهاتر کيست ؟

گفت کسي که دلش زنداني ديگريست

مادرم روزت مبارک

            مــــــادر تنها کسیـــ است که میتوانیـــ


               تمــــامــــ فریادهایت را بر سرش بکشیــــــ

                                                                 

                                       و مطمئن باشیـــــ که هرگـــــــز انتقام نمی گیرد





مــــــادرمــــــ


روزتـــــــــ

مـبـارکــــــــــ


A

نِمـےـבآنـَــґ مـےـבآنــے یــ ـــآ نـﮧ ... ؟!

لـَحظـﮧ ے تـَפּَلـُבِ مــَטּ بــﮧ همـــــآטּ ثآنیـﮧ اے بـَرoـےگـرבَב ...

کــﮧ تـــــפּ بـَرآے اولیـטּ بـآر بــﮧ مَــטּ گُفتـے ...

בפּωـتـَتـَـــ ـ בآرґَ ...

A

نـــفرینـ بر آنــــاטּ ڪــــ عشــــــق مــرا بـه بهــانه عشـــــق בیـگری ناבیـבه گرفتنــב

ایــــنـ  ڪـــــ هـــر بـــار با یکــــی باشــیــ בلــیلـ بــر ارزشـــــ تــــو نیســـتـــ

انـقـــבر بــی ارزشـــی ڪــ פֿــــیلی هـــــا انــدازهـ تـو هستنـــــב...


F


وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !


وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!


وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !


وقتی همه باهات قهرند!


وقتی نفــــــــــــــــــرین شده ای !


چه دلیلی داره که ارزویی داشته باشی؟ 


چه دلیلی داره چیزی رو دوست داشته باشی ؟ چه دلیلی داره به زندگی ادامه بدی؟

عــآבتــ مــی کنـґ بـ-ـ-ـہ בآشــتـنـ چـــیـزے و ســـپـسـ نــــבآشــتــنـش

بـ-ـ-ـہ بــــوבטּ چــیـزـی و ســپــسـ نـبــــوבنـــش

تــنــهــــآ عــــآבتـ مـــیــکــنــــґ امــا فـــرآموش

نـ-ـ-ـ-ـ-ـه نمــــی توآنــــґ




A

F

 

عیب نداره که "تنهام"..

عیب نداره که شبا بدون "شب بخیر" میخوابم..

عیب نداره که جمله ی "دوستت ندارم" رو نمیشنوم..

عیب نداره که دلش دیگه برام "تنگ" نمیشه..

عیب نداره حرفامو تو تختم با"خودم"بزنم..

عیب نداره که کسی نیست "درد" هامو بشنوه...

عیب نداره دلم...

 

"خدا بزرگه"،اونم تنهاست ،بدون شب بخیر میخوابه،

 

دوستت دارم هامو میشنوه و دلش برام تنگ میشه!

 

 

 



 برو ادامه مطلب

ادامه نوشته

A

مــטּ هیچوقتــ به ایـטּ ڪـه تـפּرפּ با یــڪـی בیگه ببیــטּҐ פــωــــפּבی כּـمیـڪـنــҐ

ماماכּـҐ یاבҐ בاבه اωـبابــ-ـ-ـ بازی هاҐ פּ بــבҐ بـــہ

بـــב بختــــ بیــچــــاره هـــــا ‍!‍!!



F



عشق یعنی:

 

حتی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادیم...

 

شب پیام بدی: آشتی نکردیـما..من بدون تو خوابم نمی بره..!



A

گاهي دلت مي خواهد همه ي بغض هات از توي نگات خونده شن




F

 

 

 

در این دنیا تک و تنها شدم من،

 

گیاهی در دل صحرا شدم من،

 

چو مجنونی که از مردم گریزد،

 

شتابان در پی لیلا شدم من…

 

چه بی ثمر می خندم، چه بی ثمر می گریم،

 

به ناکامی چرا رسوا شدم من، چرا عاشق چرا شیدا شدم من،

 

من آن دیر آشنا را میشناسم، من آن شیرین ادا را می شناسم، من آن زود آشنا را می شناسم،

 

محبت بین ما کار خدا بود، از اینجا من خدا را می شناسم، خوش آن روزی، که این دنیا سر آید، قیامت با

 

 قیام محشر آید، بگیرم دامن عدل الهی، بپرسم کام عاشق کی بر آید؟؟؟

 

فدای مهربونی هات اگه دلم به خاطرت شکست، برو فدای خنده هات،

 

 گریه اگه راه چشام و بسته، رفتی من و با غصه ها

 

تو بی کسی تنها گذاشتی، اما اینجا یکی

 

عاشقونه به یاد تو نشسته، مثل

 

پرنده ها یه روز عاشق پر زدن

 

 شدی، تو پرزدی به آسمون،

 

من موندم و بال و پر شکسته، حالا تو تنگیه قفس،

 

 بغض بزرگی تو گلوم نشسته،

 

 

فدای گرمیه صدات اگه صدام از عشقت و گرفته…

F

 
 
 
غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق

یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

 بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار

 اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون،وقت دیدار
 

 

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

 رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک
 
تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود
 

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی
تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی
 

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون


تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق

منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق


نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه
 
تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه


عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک
 
 گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک


نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش
 
شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش


و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره


 اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم
 
 بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم


ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

 روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

 بـه خـدا نـمــیـری از یاد...

 
 
 
 


نگاه عاشق تو رو به یاב چشمام می یاره

حرف های بچه گانه ای که می زבیم به همـבیگه

اشک های بی غروری که همش می ریخت با یک گله

چه روزای شیرینی بوב اون لحظه های عاشقی

اون رویای قشنگی که ساختیم با هم از زندگی

ثانیه های بی کسی اصلا تمومی نــבاره

انگار باید تنها باشم تا اخر عمر با غصه

בلم می خواב بیام پیشت چرا خــבا تورو گرفت

ای کاش می شــ
ב به جای تو منو از בنیا می گرفت


ایــ کـــ یــפּاشکـــ دل تنگش باشــــ ...
פֿــیـلــــ بهتر ازـینـــه کــــ...

بــهــش بگــــ פּ جوابـــ نـــگیر ...!


هــــرچــ مهـــربــפּنتر باشــ

بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن.

هــــرچــ صـــاבق تـــر باشــ

بیشتـــر بهت
בرפּغ میگــــלּ.

هـــرچــ פֿــפּ
בتو פֿـاکــ تـــر نشون بـــב

פּاسـت کمتـــر ارزش قائلنـــد.

هـــرچــ قلبتـــפּ آســפּنتـــر
בر اפֿــتیار بـــذارﮮ

راحت تـــر لـــهش میکـــنלּ.

פּ اگــــر بـ
בפּنـنـد کـــﮧ منتظـــر פּ بهشـــפּלּ احتیاج دارﮮ

انـــدازه یــﮧ
בنیا ازت فاصلـــﮧ می گــــیرלּב !!!




F

 

هوایـــــم را داشت...


وقتی خیابان ها لیز و یخبندان بود...


چقدر هــــوایــش را کرده ام


این روز ها که خیابانــــــها


لیز و یخـــبــندان است....