مخاطب خاص!!
مخاطب خاصh:
که فکر میکنی من باهات قهرم
در کمال تأسف باید بهت بگم که
شما هر دفعه که کامنت میذاری،
آدرس وبتو نمیدی
منم که هیچ آدرسی از شما ندارم
خب یکی به من خاک بر سر بگه
چه جوری پیدات کنم اخه
مخاطب خاصh:
که فکر میکنی من باهات قهرم
در کمال تأسف باید بهت بگم که
شما هر دفعه که کامنت میذاری،
آدرس وبتو نمیدی
منم که هیچ آدرسی از شما ندارم
خب یکی به من خاک بر سر بگه
چه جوری پیدات کنم اخه

سلام بچه ها..
میدونین چیه؟
4 شنبه داریم میریم اردوی راهیان نور
همون شلمچه خودمون
ولی
خیلی از بچه ها که دلشون میخواس بیان، نمیان
میگن سهمیه نیس..میگن نمیشه
..اق 
ای کاش یه کاریش میکردن همه بیان
اینجوری اصن اردو به آدم نمیچسبه
خب خش نیس دگه..
حتمن وقتی میگن نمیشه، لابد نمیشه دیگه
خلاصه
اگه بدی خوبی دیدین حلال کنین
حدا رو چه دیدی
.. یهویی دیدی ماهم مث بچه های پیلارسال
تو راه تصادفی چیزی شد ..
دیگه بر نگشتیم
والا ![]()


پسر جون
که با اینم اره؟؟؟!!!
... ... ...
که همه آویزونتن؟؟؟!!!
افتخار میکنی از 10تا کلمت 1000تاش فحشه و احترام گذاشتن به هیچکس رو بلد
نیستی؟؟؟!!!
افتخار میکنی که هر شب مستی و نوعی از پارتی نبوده که حضور نداشته
باشی؟؟؟!!!
افتخار میکنی که بگی اهل تعهد نیستی و دختر واسه بازی دادنه؟؟؟!!!
احساس میکنی که خیلی شاخی که تو یه لحظه با هزار نفری؟؟؟!!!
نه عزیز من!!!
اینا افتخار نیست!!!
عقدس,کمبوده...

امروز برای اولین بار دیدم تو ماشین عروس دوتا دختر نشسته بودن
بعد از کلی دقت فهمیدم اونی که کلیپس نداره مرد ست 

به نظر من درستش این بود که دماغ بالاى چشم باشه
تا آدم بتونه چشمش رو زیر پتو نگه داره ، دماغشو بیرونِ پتو 

مورد داشتیم :
دختره تو بازی GTA ماشین زیر پاش خاموش شده 

هم عاشقتم ، هم ازت متنفرم
میانگین که بگیری میبینی برام مهم نیستی 

میخوای یه دخترو بزاری سر کار؟
نگاه کن تو چشاش بگو “عزیزم” بعد بگو “هیچی”
تا آخر عمرش گیره اون چیزیه که میخواستی بگی 

به دخترعموم که ۵ سالشه میگم :دخترا موشن مثه خرگوشن!
میگه :پَ نه پَ همه مثل شما پسرا گاو گوساله ایم!
اصلا یه وضعی شده به خدا 

فقط فقط یه مرد ایرانیه که :
نیمه اول زندگیش واسه پیدا کردن زن مورد علاقش سپری میشه
و نیمه دوم زندگیش واسه پیچوندن همون زن مورد علاقش 

به بعضی ها باید گفت:
یکی از شرایط ناز کردن ، ناز بودنه 


میدونین اینجا کجاس؟؟
سلامتی همه مردم مهربونش..
هرجا دلت شکست...
خودت شکسته هاشو جمع کن
تا هر کسی منت دست زخمیشو به رخت نکشه...

گاه دلتنگ می شوم..دلتنگ تر از تمام دلتنگی ها...
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم...

حسین علیه السلام شهید شد تا بگوید خدا اولویت اول زندگیمان باشد و
عباس علیه السلام قطعه قطعه شد که بگوید برای این اولویت باید از امام تبعیت کرد.
خدا راشکر که حسین را به ما نشان داد و اوج شجاعت و حریت یک انسان کامل را برایمان به تماشا گذاشت .خدا را شکر که فهمیدم خداوند به چه کس می نازد و تمام محبت خود را به سوی چه کسی برده است .آری چه خوش گفت حضرت الله {خلق کردم -چون دوست داشتم شناخته شوم }
و حسین به این دوست داشتن لبیک گفت و شراب محبت نوشید و از سر شناخت و عقل سلیم که همان عشق است در جایگاه صدق نزد مالک خویش پر گشود .
حسین مظلوم بود اما ایستاد...و زیبایی انتخابش را برای همیشه چون پرچمی بر فراز شهر ها به نمایش گذاشت .مهم انتخاب کردن نیست -مهم پای انتخاب ایستادن است و حسین فاطمه (س)به عهد خود عمل کرد و رضوان الهی را بدست آورد که فرمود {و رضوان من الله اکبر }...


خدا وکیلی دقت کرده بودین؟
کی جوراب سوراخ هم مد میشه راحت شیم ای خدا 




میدونم دلتون واسم تنگ شده بود..خیل خب حالا که من هستم قدرمو بدونین![]()
آهنگ وب قشنگه نه؟ 
این روزا خیلی دلم واسه مدرسه تنگ شده..
البته مدرسه که نه واسه تخته وایت برد،
واسه حرص خوردنای دبیر ریاضیمون
، خانم فتوحی، واسه کل کل با کریمی
، کتک کاری با حامده
که البته همیشه پیروز میدان من بودم![]()
خلاصه این روزا دلمان یاد رفقا میکند..
دیگه نزدیگه که برم تو چت روم و با یه پسری دوست بشم
و بعدش با هم از خونه فرار کنیم![]()
و اون بیاد منو معتاد کنه
و بعدش منو تنهام بذاره و بره![]()
و من از درد جدایی
به مشروب پناه بیارم
و بعدش بیفتم تو جوب و لجن بشم
و بعدش ابجیم از درد دوری من خودکشی کنه
و شوهر ابجیم از درد دوری ابجیم سکته کنه
و مامانمم از درد و غم و غصه دق کنه
و بابای بیچارم
تو کلانتری و پزشکی قانونی و بیمارستانا و تیمارستانا و کلینیک ترک مواد مخدر و دسشویی های پارکا دنبالم بگرده
![]()
و داداش بد بختم هم از بی کسی و تنهایی بره پرورشگاه![]()
خلاصه یه خانواده به خاطر چند روز دوری من و دوستام از هم بپاشه
...
زیبا جادار مطمئنـ کهـ میگنـ همینهـ دیگهـ
![]()


انتخاب کردن رو همراه اسمشون نوشتم..چقدر خوبه که هرکس یه سوره بخونه و همه باهم قرآن رو ختمش کنیم.
روش ختم: هرکی هر سوره ای که واسه اون حتمی شده خوندنش رو فقط یه بار تا آخر ماه رمضون بخونه..همین
1. الحمد: زهرا جون
2. البقرة: آق(آقا) ایمان
3. آل عمران: خودم
4. النّساء: خودم
5. المائدة: صدف جون
6. الأنعام: مامان جونم
7. الأعراف: لیلا جون
8. الأنفال: مهدیه جون
9. التّوبة: نفس جون
10. يونس: نوژن آقا
11. هود: ایمان آقا
12. يوسف:آقا علیرضا
13. الرعد: آرنیکا جون
14. إبراهيم: خوش خیال جون!
15. الحجر: ایمان آقا
16. النّحل: ایمان آقا
17. الإسراء: خودم
18. الكهف: مینا جون
19. مريم: خوش خیال جون!
20. طه: صاحب وب" خدای احساس"
21. الأنبياء: خودم
22. الحجّ: خودم
23. المؤمنون: آبجی جونم
24. النّور:صاحب وب" پندانه"
25. الفرقان: فاطمه جون
26. الشّعراء: خودم
27. النّمل: مهدیه جون
28. القصص: خودم
29. العنكبوت: مژده جون
30. السّوم: ملیحه جون
31. لقمان: خودم
32. السجدة: آرایلی جون
33. الأحزاب: مریم جون
34. سبأ: آقای هستم!
35. فاطر: بسیجی گمنام
36. يس:خودم
37. الصّافات: سپیده جون
38. ص: فرفری خانوم!
39. الزّمر: سپیده جون
40. غافر: لیندا جون
41. فصّلت: آرنیکا جون
42. الشّورى: مریم جون
43. الزّخرف: عمران جون
44. الدخان: صدیقه جون
45. الجاثية:صدیقه جون
46. الأحقاف: فرناز جون
47. محمّد: فرفری خانوم
48. الفتح: نوژان آقا
49. الحجرات: مژده جون
50. ق: خودم
51. الذاريات: خودم
52. الطور: صدیقه جون
53. النّجم:صدیقه جون
54. القمر:کیمیا جون
55. الرحمن: آقا علیرضا
56. الواقعة: صاحب وب"پندانه"
57. الحديد: صدیقه جون
58. المجادلة: صدیقه جون
59. الحشر: فرشته جون
60. الممتحنة: صدیقه جون
61. الصّف: صدیقه جون
62. الجمعة: بسیجی گمنام
63. المنافقون: بسیجی گمنام
64. التّغابن: فرناز جون
65. الطلاق:فرناز جون
66. التّحريم: صدیقه جون
67. الملك: مهدیه جون
68. القلم: مهدیه جون
69. الحاقّة: سونیا جون
70. المعارج: آقا سید
71. نوح: آقا سید
72. الجن: آقا سید
73. المزمّل: آقا سید
74. المدثّر: آقا سید
75. القيامة: آقا سید
76. الإنسان: خانم نبلاگ
77. المرسلات: حلول
78. النّبأ: خودم
79. النّازعات: خودم
80. عبس: مهدیه جون
81. التّكوير: فرناز جون
82. الإنفطار: ملیحه جون
83. المطففين: خودم
84. الانشقاق: باران جون
85. البروج: باران جون
86. الطارق: باران جون
87. الأعلى: باران جون
88. الغاشية: باران جون
89. الفجر: مهدیه جون
90. البلد: باران جون
91. الشّمس: محسن آقا
92. الليل: آقا محمد حسین
93. الضّحى: آقا یا خانوم S
94. الانشراح: خودم
95. التّين: محسن آقا
96. العلق: احمد آقا
97. القدر: محسن آقا
98. البيّنة: آقا محمد حسین
99. الزّلزال: آق(آقا) ایمان
100. العاديات: آقا محسن
101. القارعة: احمد آقا
102. التّكاثر: بسیجی گمنام
103. العصر: بسیجی گمنام
104. الهمزة: محسن آقا
105. الفيل: خودم
106. قريش: محسن آقا
107. الماعون: محسن آقا
108. الكوثر: زهرا جون
109. الكافرون: خودم
110. النّصر: محسن آقا
111. لهب: آقا محسن
112. الإخلاص:شیوا جون
113. الفلق: خودم
114. النّاس: خودم

توجه توجه
در چند لحظه ی اخیر تصاویری از فوت کردن ناگهانی آقای علی دایی
به دستم رسید..
این خبر شایعه نیست.برای اطمینان میتوانید به ادامه مطلب مراجعه کنید
مــُراقـبــ رَفتـارتـوטּ بـا بَـعضے اכمـا بـاشیـכ ؛

اینـ روز ها هیچـ کسـ رأیـ نمیدهد؛ شما چهـ طور؟؟؟
آقایـ ولایتیـ

آقایـ حداد عادلـ

آقایـ رضاییـ
آقایـ عارفـ
آقایـ روحانیـ
آقایـ غرضیـ
✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘✘
آقایـ جلیلیـ

آقایـ قالیبافـ
اولش رفتیم سالن غذاخوری و ناهار خوردیم. بعدشم رفتیم نمازخونه واسه استراحت.
ساعت چهار و اینا بود که داشتیم با بچه ها قدم می زدیم، یهو دیدیم در سالن عروسی بازه. من و فهیمه و
کریمی و طالبی و سارا و مهدیه و مطهره و چند تا دیگه از بچه ها رفتیم تو سالن و در هم بستیم.
همه ی بچه ها رفتیم رو سکوی عروس دوماد. طالبی عروس بود و منم دوماد.
من ام پی تریم همرام بود. اومدیم ضبط رو روشن کردیم و زدیم به ام پی تیری. همه جور اهنگی توش بود!
از ترانه های غیر مجاز، غمگین، شاد، مداحی، دیگه همه چی توش بود...
بعدشم دیگه خودتون میدونین....:)
جعبه های دستمال کاغذی رو پر پر کردیم، نمک فلفل های رو میزارو باهم قاطی کردیم، صندلی ها رو به هم
زدیم، بعدش هم دیگه ...
بعد یه مدتی جمع کردیم رفتیم سالن آمفی تعاتر(تأتر؟؟) بعد یه مدتی یه پسره اومد مراسم رو شروع کرد.
اومد صاف روی صحنه قرآن خوند و رفت.
بعدش سریع رفت و کت و شلوارشو عوض کرد و اومد.
همه مونده بودیم چه جوری اینقد سریع کت شلوارشو عوض کرد.
بعدش، وسطای مراسم فهمیدیم دو قلو بودن.
دوقلوهای کاملن یکسان.خیلی برام جالب بود.اصلانمیشد تشخیصشون داد.فقط رنگ کت شلوارشون فرق داشت.
خلاصه تا ساعت نزدیکای شیش اینا بود. وسطاش یکی یکی دبیرامون میومدن. ما هم تشویق و دست و سوت و
اینا.
از شانس بد من هر وقت یه دونه پفک می ذاشتم دهنم، یکی از دبیرا میومد تو. منم نمیتونستم سوت بزنم.
عاشق سوت زدنم. مخصوصا سوت بلبلی.
بعد یه مدتی همه ی دبیرا و مسئولای اداره و خلاصه همه اومدن.
بعد نشسته بودیم که یهو خانم دشتی شیمی اومد تو. منم عاشق این دبیرمونم.
دیگه دست خودم نبود. جلوی همه ی دبیرا و مدیر و مسئولای ادراه، شروع کردم سوت زدن.
بقیه بچه ها هم دست و سوت و اینا.
بعد اخرای مراسم یه کلیپ گذاشته بودن، اشک همه در اومد. همه زده بودیم زید گریه. اخه فقط 2 روز ذیگه میایم
مدرسه:(
البته واسه مدرسه گریه نمیکردیما واسه دوستامون گریه میکردیم.
بعدشم اهدای کادو های دبیرا و کیک و سرود و اینا.
اخر مراسم قیافه ی همه ی بچه ها دیدن داشت. از دم همه گریه. دماغا قرمز. چشما قرمز...
بعدم خداحافظی با دبیرا...
هِی. به خدا دلم واسه تک تک بچه ها تنگ میشه. تک تک اونایی که هنوز تو مدرسه فامیلیمم نمی دونن.
همه ی اونایی که میدونم به یادم نیستم و سریع فراموشم میکنن.
ولی به خدا همشونو دوست دارم. یادشون میکنم...
توی سرویس مدرسه تا خونه فقط داشتم گریه میکردم. تا دیگه نزدیکای خونمون خوابم برده بود که بچه ها بیدارم
کردن.
دیروز یکی از بهترین روزای عمرمه که هرگز فراموشش نمیکنم...
خودشون …
دنیاشون …
زندگیشون …
میدونی؟؟
امروز که قدیمی ترین دوستم رو جلوی همه ی هم کلاسی ها دیدمش و موقع احوال پرسی سرد بود، دنیا جلوی
چشام سیاه شد؛
میخواستم همون جا جلوی جمع بزنم زیر گریه، ولی خب اون که معرفت هالیش نیست که. بفهمه حالم به خاطر
اون دست خودم نیست، اصلن ولش کن...
من اصلا نمیخواستم برم.
بعد که یکی از دوستام زنگ زد و گفت اون هم هست، فقط و فقط و فقط به خاطر اون رفتم.
اصلن فکرشم نمیکردم اون منو تحویل نگیره....خداااا....هِی
ولی وقتی فکر میکنم خدا رو دارم، همش فراموشم میشه. اصلن اون عوضی که چیزی نیست،
حاضرم زندگیمو بدم، خدا رو داشته باشم...
وقتی فکر میکنم که خدایی هستش که جایگذین همه ی نداشته هامه، واقعن شاد میشم. واقعن...
خوشحال میشم از اینکه خدایی هست که فراموشت نمیکنه،
قدر محبت هاتو میدونه،
قلبتو میخونه،
و اینکه خدایی هست که رفیقته ؛از ته دل شاد میشم...

آخه خود خدا گفته: آنگاه که دوست داری کسی پیوسته به یاد تو باشد، به یاد من باش که پیوسته به یاد تواَم.
