فقطــــ ، ...
فـــقــــطــــــــــــــ ــــــــــ ــــــــ ــــــ ـــــ ـــ ــ ـ ـ
"مدعــــــی بــــــــود" ... !
فـــقــــطــــــــــــــ ــــــــــ ــــــــ ــــــ ـــــ ـــ ــ ـ ـ
"مدعــــــی بــــــــود" ... !
اونجا که،
نه حق "خواستــــــن" داری ...
نه توانایی "فرامــــــوش کردن" ... !
فــــقط دســـــتانـــت...!
زوود فرامـــوش مــی شود خوبــی هایشــان . . .
بی انصــــ ـــــافـــــــــ ـ ـ ـ
حرفــــم را پـــــــس میگیــــــرم...
بی "تــــــ ــــــو" انگار،
اصلــــــــــــــــــــــا نمیگــــــــــــــــــذرد...!
یه سال دیگه به سنم اضافه شد!
پا تو سنی گذاشتم که میدونم اولین بار و آخرین باره که تجربه اش میکنم...
چون میدونم این زمان هیچوقت دیگه برنمیگرده...!
تصمیم های جدید،
نقشه های جدید،
کارای جدیدی تو ذهنم دارم!
میخوام امسال نه یک قدم بلکه 100 قدم به هدفم نزدیک تر بشم!
و میدونم که میتونم...
میخوام به بعضیا بفهمونم که عاقا،
تو نمیتونی کاری بکنی معنیش این نیس که منم نیمتونم!!!
اتفاقا میتونم، خیلی خوب هم میتونم!

P.S:
با تشکر فراوان از همه دوستانم که تولدم رو چه اینجا، چه تو کلوب و چه تو فیسبوک و یا با پیام و اس ام اس تبریک گفتن...!!!!
و با یه تشکر خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی خاصــــــــ از کیمیا عزیزم که حسابی با تولدی که واس من تو وبش گرفته بود شرمنده ام کرد....!!!!!! :)
از اینکه دوسش دارم،
ولی نه میتونم بهش بگم،
و نه پیش بینی کنم که اگه بهش بگم چیکار میکنه...
دلم میخواد بهش زنگ بزنم،
ولی میدونم که جوابمو نمیده!
همونجوری که جواب اس ام اس هامو نمیده...
به خودم میگم حتما پیام هام واسش نمیره،
امّا از delivered ها که نمیتونم بگذرم....!
کارم شده نگاه کردن به عکسش،
به اینکه شاید بتونم باهاش یه قرار بذارم!
به اینکه دلم میخواد دستشو بگیرم...
به اینکه دوس دارم بشینم باهاش یه قهوه ترک بخورم،
از همه جا و همه چیز باهاش حرف بزنم...
میخوام باهاش عکس بگیرم...
از هرلحظه کنار هم بودنمون!
و باهم بحثمون بشه که CANON بهتره یا NIKON!!!!!
و آخرش بفهمیم که هرجفتمون میگیم نیکون...!
میخوام بشینم باهاش گیتار بزنم،
باهم بخونیم،
نگاش کنم که چه جوری دستش روی سیم ها حرکت میکنه...
ببینم چقدر تو حرکاتمون مثل همیم!
هرشب خوابشو میبینم،
میبینم که باهمیم،
از کجا معلوم؟!
شاید روزی تعبیر بشه،
این رویایِ هرشبِ باهم بودنِ ما...

زمان دیدن اوناس...
زمانیِ که بقل شومینه و یه درخت کریسمس قشنگ به چشماشون زل میزنی...
وقتیه که با یه لبخند بهشون میفهمونی که عاشقشونی...
وقتیه که تو سرمای زمستون دست گرمشون رو میگیری...
زمانیه که میدونی بهتر از اونا رو نمیتونی پیدا کنی!
وقتی که با شنیدن یه آهنگ قدیمی یاد خاطره هات باهاش میفتی...
وقتی با اولین قطره بارون دلت واسش تنگ میشه...
وقتی آرزو میکنی زودتر برف بیاد تا باهم برید برف بازی!
زندگی همین خوشحالی هایه کوچیکه...
همین نگاه ها،
لبخند ها،
دوس داشتن ها،
زندگی همین هاست...!

P.S:
1- کریسمس همتون مبارک....!!!!
2- خواهر گلم، تولدت مبارک!
ایشالله همیشه باهم دعوا کنیم...!دی:
3-همزاد من، نازنین اومدنت مبارک....
شاید سال دیگه خودم واست تولد گرفتم، عزیزم!3>
خودمو از تو جدا نمیکنم
تو برای من خود غرورمی
من غرورمو رها نمــــیــــکنـــــــــمــــــ...
