دلم تنگ شد
کلی فکر کردم تا آدرس یادم بیاد ورمز
یه روزایی اینجارو من زندگی کردم
خیلی دوستای محشری هم داشتم
اما حیف........
کلی فکر کردم تا آدرس یادم بیاد ورمز
یه روزایی اینجارو من زندگی کردم
خیلی دوستای محشری هم داشتم
اما حیف........
روزای نزدیک شدن به عید همیشه یه حال وهوایی داره که حتی اگه دلتم نخواد همرنگ جماعت بشی نمیتونی
بوی عید...بوی عیدی
حالو هوای خرید ماهی وسبزه
خونه تکونی خونه وتغییر وتحولات جدید
اصلا نمیشه اینارونادیده گرفت
بوی بهار آدمو مجبور میکنه که یه تکونی به خودت بدی
باید گردوغبار روی دلتو پاک کنی وغم وغصه هارو دور بریزی
باید حالت رو عوض کنی...باید بلندشی و به بهار خوش اومد بگی
شاید بنظرتون اینبار خیلی پرت وپلا نوشتم اما حرف دلم همینا بود بدون ویرایش نوشتم دیگه
سال نورو بهتون تبریک میگم
امیدوارم حول حالنا شامل حال همه بشه
قابل دونستین ماروهم دعاکنین
به زندگی امیدوار باشین
این پست آخر سال ۹۱ هست..
درجواب دوستانی که نسبت بهم لطف دارن باید بگم کمرنگ شدن من به خاطر نبودن دوستامه
من دوستای زیادی اینجا داشتم که متاسفانه اکثرشون دیگه نیستن
منم راستش انگیزه نوشتن ندارم والا من هنوزم چشم های بارونیمو خیلی دوس دارم
من کوله باره دردم ، کی قد من بد آورد
دوباره خنجر ازپشت ، دوباره دل کم آورد
من بی ستارگیمو ، به آسمون نمیگم
احساس من غریبس ، کی میدونه چی میگم
اصلا زمونه میخواد ، کسی نمونه باهام
اونقد قدم میزنم ، که درد بگیره پاهام
من خونه غرورم ، کسی نمیشه حالیش
خراب شه سقف خونه ، روی سر اهالیش
گونه هایت خیس است ؟
باز با این رفیق نابابت ، نامش چه بود ؟ هان ! باران …
باز با “باران” قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها
همدم خوبی نیست برای درد ها
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند …
.
پ.ن: چقد دلم واسه آهنگ چشم های بارانی تنگیده بود ...نزدیک سه ماهه اسپیکرا روشن نشده بود
پاییز امسال هم تمام شد
دلتنگی هایش را برداشت وبرد
رنگ پریدگیش را هم به سپیدی برف بخشید
به آدم برفی،
آدم برفی که شاد و سرمست میخندد
وخبر از ساعتی دیگرهم ندارد
که شاید قامت استوارش خم شود
خوش به حال آدم برفی
که چشمان زغالینش هم چنان برق میزند
وتنها غم بزرگ زندگیش
جاروی بلندیست که در دستش سنگینی میکند
کاش میشد دنیای خیالیش زیبا بماند
اما افسوس...؛
که خورشید بی خیال حال او
سمج تر از آنست که آرام بنشیند
و دست از خودنمایی بردارد
خورشید زندگیتان پرفروغ،
عمر آدم برفی غصه هایتان کوتاه،
برق شادی چشمانتان پرنور
سپیدی رویاهایتان پایدار
"یلدایتان مبارک"
شهادت آقا امام حسین رو به همه دوستان تسلیت میگم
عزاداریاتون قبول
ماروهم از دعاهای قشنگتون فراموش نکنین

تقدیم به امام عصر:
بی فایده ست روضه و ماتم بدون تو
بی فایده ست اشک دمادم بدون تو
ای منتقم.... جان عمو جان تان بیا
بی فایده ست ماه محرم بدون تو
چنگی به دل نمیزند آقای غصه دار
بیرق-علم - سیاهی و پرچم بدون تو
در حیرتم چگونه حسین زمانه ام
روی کتیبه سر بگذارم بدون تو
ماه محرم آمده است محتشم بخوان
"باز این چه شورش است..."درعالم بدون تو
مزه نمی دهد که دو ماه عزا شوم
سینه زن حسینیه ی غم بدون تو
دارم زفرط غصه وغم آب میشوم
در پای روضه های "مقرم " بدون تو...
(علیرضاخاکساری)
"به امید ظهورش"
تنم از حادثه خسته, دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم , راهی یه راه دورم
ناجی شکسته بالم , که تویی اما نشستی
ای که واسه خاطرمن , دل مردم وشکستی
پربغض و گریه بودم , تو رسیدی تا بخندم
واسه پیدا کردن تو , دل به جاده ها می بندم
راهی یه کوره راهم , کوله بار عشقو بستم
دیگه از خودم بریدم, دیگه از آینه خستم
تویی کعبه ی وجودم , دور چشمه ی تو گشتم
نکن از دلم گلایه, باید از تو می گذشتم
می خوام این عشق قشنگو , از نگاهت پس بگیرم
نمی خوام مثل پرنده , توی یک قفس بمیرم
ای نگاه آبی ناز , کاش تو مهربون نبودی
میون این همه آدم , تو یه هم زبون نبودی
لحظه گذشتن از تو , آخرین لحظه دیدار
واسه تو از تو گذشتم , همین و میگن یه ایثار
پ.ن: دلم خواست دوباره بذارم این پست رو
دوسش دارم خیلی
حس میکنم آدرس دهی ها مشکل پیداکرده
چون خودم چندجایی دیدم که ته کامنتم آدرس زدم اما بعد از تایید طرف آدرس نداره
تو وبلاگ خودتون یه کامنت با آدرس وبتون بذارین احتمالا آدرسش درج نمیشه
اگه نشد
اول آدرس //:http رو حتما بنویسین
چند روزه اکثر کامنتای عمومی و خصوصی آدرس نداره
شاید
گاهی نیاز نباشد
تو را در آغوش خود بگیرد
سردی دستانت را با دستان گرمش از بین ببرد
گاهی نیاز به شنیدن حرفای عاشقانه هم نیس
یا خنده ای از سرشوق وصال
حتی زل زدن درچشمان نافذش هم نه
گاهی
تنها یک چیز میخواهی
وآن هم اینکه
وقتی تنها درتاریکی شب
چشمانت از شدت گریه شفاف می شوند
حس کنی
برای همان یک نفر
لحظه ای مهم باشد
چشمان بارانیت
همین!
پ.ن: حال خوشی نیس این روزها دلمان که میگیرد هوس رفتن می کنیم
و چه شیرین و دلنشین می شود
این رفتن
که انتظارآمدنت را میکشم
تو دیگر چرا این همه دیر؟
تو که خود انتظار کشیده ای
هیس!
میدانم!
نمیخواهد چیزی بگویی!
میبینم رنگ پریده ات را
که انگیزه آمدنت نیست
لمس حال پریشانت زیاد هم برایم سخت نیست
تحمل این دلتنگی ها بال و پرت راشکسته
میدانم!
باز هم به معرفت تو رفیق با مرام
که انتظارم را به آخر رساندی
رنگ به رخسارت نمانده
با این همه رنگ به رنگ شدن چه میکنی؟
بهارمن تویی
بهاری که
رنگش را به این همه زیباییت باخت
که افسون شد
بهاری که در تب انتظارسوخت
اما ناله ای سرد هم سر نداد
بهاری که حسی دلتنگی داشت
اما چاره ای جز سوختن نه
بهاری که عاشق شد اما همه
رنگ پریدگیش را به رخش کشیدند
من همان بهارم
رنگم، کجای این قصه پرید
که حال این چنین سر گردانم
نمی دانم!
کاش همه دردم همین بود!

پ.ن1: من پاییز را زیباترین هنرمندی نقاش عالم می دانم
پ.ن2: زمین؛ پاییزی شدنت مبارک
پ.ن3: با توام پاییز من...خبر از راه طولانی و خستگی دلت دارم اما
میشه خواهش کنم
"دردای منم بذاری تو کوله پشتیت هر وقت خواستی بری با خودت برداری و ببری
دیگر طاقت به دوش کشیدنشان را ندارم"
شاید سکوت کردن هنر نباشد
اما خیلی وقتا فریاد زدنم آخر بی هنریست
وقتی که دلت هوای آرامش به سرش میزنه
وتو به هوای دلت سکوت میکنی
کمی آن طرف تر صدای هیاهوی آدم ها رو میشنوی
که با صدای بلند در دادگاهی تو را محاکمه می کنند
جرمت همانست که میدانی
زیادی هوای دلت را داشتی
سکوتت تمام رشته ها را پنبه کرد
کاش میتوانستی تنها کلامی حرف بزنی
کاش میشد از حق دلت دفاع کنی
اما افسوس
حکم صادر شد
تو محکومی
محکوم به سکوتی مطلق تا ابد
کمی آرام تر زار بزن
صدای هق هق گریه ات سکوت تبعیدگاه را به هم میزند
پ.ن: حالم خوش نیست...میدانم که میدانی...آرام تر سکوت میکنم