من و داداشم
خوبین؟؟خوشین؟؟سلامتین؟؟
عاغا اول از همه من یه گله دارم ازتون...یه وقت نیاید نظر بذاریدا...نظراتون تموم میشه... :P
شایدم آیه ای چیزی اومده که نظر گذاشتن واس منه بیچاره رو نهی کرده..نمدونم والا...منکه خبر ندارم :'(
خو دیه بریم سر ماجرا...
****************************************************************************
22 دی تولد داداشم بود(زنده باشید ممنون...با اینکه دیره ولی بازم ممنون که تبریک میگید).
بگو چی گیرش اومد؟!!!!تبلـــــــــــــت... عاغا ما قد اینا بودیم تبلت نمدونستیم چیه...بعد این آقا پوریا
واس خودش از یک ماه قبل تولدش اومده سفارش تبلت داده :P
بعد میدونید چیکار کردههههههه؟؟؟ :O
اولین کاری که کرده...رفته واس تبلتش کد گذاشتــــــــــــــــه...مامــــــــــــــــان :/
هیچی دیگه من یدور خودکشی رو از دست این داشتم...
بعد دو سه روز پیش میخواسته "پو"ش رو با پول بی نهایت از نت دان کنه...منم تو اف بی بودم...مانیمم
تو آشپزخونه کار داشت...
اومده پیش من میگه:آبجــــــی(هروقت کارم داره میشم آبجی)بیا اینجا واس من بنویس پو...
من:نه وقت ندارم بده مامان برات بنویسه...
رفته پیش مامانم...مامانمم دوباره ارجاعش داده به من...خلاصه انقد اینکارو کردیم که کلافه شد بیچاره...
بعـــــــــــــد....بگو خب؟!!!
رفته تو بازیاش...بازی قبلی "پو"ش رو که از بازار دان کرده بود رو پیدا کرده...بعد قشنگ دونه به دونه کلمه
هاش رو روی کیبورد تبلت پیدا کرده و نوشته...الهــــــــــــــی عاشقاش فداش بشن داداشمـــــــو :*

this weblog...is my kingdom...do not try to break my private limit