ری را نامه

بوسیدنت طعمی ناب دارد

به ملسی انگور های نیم پز

و تردی کالی میوه ای تابستانه

کنار حرمت سیب...

من

"حوایم"

باز هم سیب می چینم...

| دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳| 16:19 | ری را|

من برای چند صد هزارمین بار

پرم از درد های زنانه

دردهایی به دور از قاعده و قانون

 

من برای چند صد هزارمین بار

امشب

شوره زار خواهم ساخت بر بالش تنهایی ام

 

من برای چند صد هزارمین بار

خدا را به محکمه خواهم برد

و از او خواهم پرسید

ــ زنانگی ام را چرا افسار نزده؟

ــ چرا تمام دقایق زندگی ام سوء معنا دارد برای آدمیان؟

 

می خواهمش زل بزند در چشمان لرزانم

و پاسخم دهد

که چرا ...

که چرا در من مهر نهاده

به آیین دوستی

مهری که سوء معناست

 

که با من می خندند؛

می گریند؛

هم قدم می شوند به رفاقت؛

به پاکی؛

به انسانیت...

 

اما لحظه ای به غفلت

به پای حضور...

 

و من دیگر دوست خوبشان نمی شوم

می شوم خواستنی

مایملک

معشوقه ای زیبا

ــ معشوقه ای پر درد ــ

 

برای چند صد هزارمین بار

می نشینم به زانو به پای حضورش

به التماس

به جویی که به راه افتاده

با صدایی که نایی ندارد

و هق هقی که بند نخواهد آمد

 

ــ می گذارم چشمانم فریاد بکشند ــ

| جمعه سوم بهمن ۱۳۹۳| 1:6 | ری را|

کلمات دنیا را جمع کرده بودم

که وقتی دیدمت

ببوسند تو را

 

نمی دانستم چگونه

کنار هم بچینمشان

که حق مطلب بوسه هایشان را ادا کنند...

 

اما

اینگونه شروع می کنم:

ــ ای آنکه مردی خجل است از روی انسانیت به بودن تو

ــ ای حقیر

ــ ای بی غیرت...

 

** به مردی که کمترین حقش از دنیای کلمه های من، یه تف تو صورتشه...

*** من یه مادرم! می فهمی؟ پشت دخترمو خالی نمی کنم تا وقتی نبض زخمم انقدر تند می زنه! کاش مرد بودی و تو روی من پا رو پا مینداختی تا نشونت بدم دستای یه زن وقتی مادر باشه چقدر می تونه استخون خرد کنه!!

| جمعه چهارم مهر ۱۳۹۳| 1:28 | ری را|