یا لیتنی کنت معک!

بسم رب الزهرا"س"

زندگی مث یه دفتره......

بچه گی یه دفتریه که توش با مداد نوشتی یعنی بعد ها میتونی اون چیزایی که نوشتی روپاکش کنی......

اما جوونی دفتریه که باید واسه نوشته هات فکر کنی,عواقبشو بسنجی،خلاصه درست و غلطشو پیدا کنی و بعد با خودکار بنویسی با این تفاوت  که نمیشه پاکش کنی.....

بعد که فک کنی میبینی که یه راه هست؛اونم اینه که با غلط گیر پاکش کنی.....

اما بازم  جاش میمونه.....

آی جوونا خیلی مراقب باشید.....

کاری کنید تو تمام صفحات زندگیتون یه کلمه باشه.....

"خــــــــــــــــدا.........."

خوشا به حال اونایی که دفتر عمرشون اینجوریه و بدا به حال من که دفتر زندگیم پر از قلم و خوردگی و غلط گیره...

دعا کنید برام.....

شاید به خاطر شما ته دفتر زندگیم نوشتن:

شهیـــــــــــــــــــــــــــــد شد......

با شمام شهدا؛

صدامو میشنوید؟!

"یا لیـــتـــنی کنـــت معــکــم"

تا یادم نرفته بگم:

این روزا هوای دلم سخت طوفانیست......

دعام کنید....

***

اللهم ارزقنا شهادت.....


شلمچه                                       "پست فعلا ثابت"

"با وضو وارد شوید....."

مهم نیست که کیستی....

و اکنون در کجای آشفته بازار این دنیای کثیفی....

مهم این است هر کجا که هستی؛

با او باشی.....

                   

شلمچه....

دلم تنگ توست؛

حساب روزهایی که آن غروب عاشقانه ات را ندیده ام از دستم رفته است....

تو را به حق این روزهای شهادت مادرم زهرا(س) یک بار دیگر برات دیدنت را به من بده....

نمی دانم شاید نطلبیدی....

اما اگر این منم  می آیم....

می آیم تا بار دگر هنگام رفتن با لبهای خود بر خاکت یادگاری از جنس عشق بگذارم....

شهدا دوستتان دارم.....

الله اکبر!

و سلام نام خداست....

تا حالا شده یه کار اشتباهی در حق یه نفر بکنی اونوقت اون طرف یه کاری کنه به بزرگترین آرزوت برسی؟!

دیروز یه گناه بزرگی مرتکب شدم و بعدش سریع خوابم برد...

تو خواب چی دیده باشم خوبه؟!

کربلا....؛

باورشم هنوز برام سخته....

خواب دیدم رفتم کربلا و دارن صحنو  بازسازی میکنن؛

خادم ها هم خسته شده بودن و یه گوشه نشستن برا استراحت،ما هم لباس خادم ها رو پوشیدیم و شروع کردیم به کار کردن.....

چه صفایی؟!

اما هر چی فک کردم متوجه یه چیز نشدم....

نزدیک حرم امام حسین(ع) یه مزار بود که رفتم و دیدم روش نوشته:شهید احسان پور(یا فک کنم احسان زاده دقیقا یادم نیست)

یهو گریه م گرفت؛تو عمرم اونطور گریه نکرده بودم....

بعد فاتحه اومدم بیرون؛

به حرم حضرت عباس(ع) نرسیده بودم که صدای اذان بیدارم کرد!!!

بیدار که شدم دیدم اشکام داره از روی گونه هام می لغزه و پایین میاد....


*چن تا سئوال ذهنمو مشغول کرده....

-چرا بعد یه عمر نوکری دیشب که مرتکب اون گناه شدم خدا بهم کربلا داد؟!

-شهید احسان زاده کیه؟چه دخلی به من داره؟اونجا چیکار میکرد؟

وای دارم دیوونه میشم.....

فقط اینو دارم بگم:

الهی العفو



باز هم به در خانه ی بی بی(س) نرسیدم.....

ب

ما بیخیال حرم زینب(س) نمی شویم....

عمه جان؛

روی سینه زنانت حساب کن....

چند روزی است حرم خواهر عباس(س) زائر ندارد...

«رفقا خواهشا تو پست هاتون مدافعان حرم رو از یاد نبرید»

                                                        کلنا عباسک یا زینب(س)

دلم تنگه خدا...!

خدایا...!

دلم هوس یه نمازه "دو نفره" کرده....

فقط من باشم و تو....

پ.ن:
نماز قبلانا چه حالی داشت....
اما الان؟!
"اللهم الحقنی بالشهداء والصالحین"

این بارم قسمت نبود....

اول ماه صفر؛

            شوق سفر دارد دل آواره ام

                                        اما چه سود؟!

                                                   اربعین،کرببلا.....؛

                 امسال هم جامانده ام....

                                                     قسمت نبود...

تنهاییم خدایی عالمی داره ها....!


هی تو....

"تـــکــــــانــم بــده خوابــــــــم خوابــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ"

عجبا.....

به نام دوست

امروز داشتم فک میکردم به خودم؛

به زندگیم؛

به آینده ام.....!!!

به یه نکته خنده دار بر خوردم.....

یادم اومد هر وقت که با داداشم جر و بحث میکردیم یا روی یه موضوع سیاسی دست به یقه می شدیم

بابام با خیال راحت رو میکرد به ما میگفت:این دعواها همش از روی شکم سیر و پول زیادیه....!!!

بعدشم خیلی ریلکس و بدون فریم های اضافی از پول تو جیبی ماهیانه مبلغی کثیری رو کسر میکرد....

تا امروز فهمیدم واقعا حق داره....

اگه یکم به این دولتمردامون دقت کنید اصل این مطلب و عمق فاجعه رو  میبینید!

راستی نکته جالب تری که بهش برخوردم دیدم که خدا منو خیلی باحال خلق کرده....!!!

باحالیش اینجاست که هر کیو میبینم میگم این لا مصب دیگه نیمه ی گمشده ی منه.....

راستی چیه انقد گندشو در آوردین میگین روحانی مچکریم؟!!

هان؟!

از نظر من تا XPeria SL به پونصد نرسه هیچ توافقی حاصل نشده.....

اوکی؟!!!

     

     

خدایی خیلی ماهی....!

بسم رب الحسین

این روزا حاصل سه تا پنج سال دوستی با بچه های با مرامی که جامعه ی مذهبی مون به جرم مدگرایی و به اصطلاح لات بودن تردشون کردن رو دیدم....

دیگه کم کم داشتم نا امید میشدم که دو تا از عرق خوراشون شروع کرده بودن به نماز خوندن....

آقای رائفی پور دست مریزاد؛با سخنرانی های شما بود که بچه ها به خودشون اومدن.....

درست همون موقع بود که فهمیدم اونا نه تنها خودشون ایمان آوردن و حسینی شدن بلکه یک  از فامیل هاشون که قرآن رو پاره میکرد رو مؤمن کردند...

جالب تر از اون او وقتی بود که یکی از بچه منفی های کلاس که به قول خودشون لات اومد ازم خواهش کرد که چندتا مداحی هلالی و اون آهنگ معروف علی فانی رو بهش بدم.....

باورم نمیشد......

دو نفر دیگه هم که قراره برای اولین بار تو محرم هیئت بیان....

و حالا ما پنج نفریم....

ای کاش ما هم جزء مدافعان حرمت بودیم با زینب(س).....

 

 

خدایا شکرت؛بهتر از این نمیشه.....!!!

دیگه واقعا فهمید فرق بین حریت و خریت فقط یه نقطه ست......

خیلی باید مواظب خودمون باشیم.....

یاعلی....

 

من شهدا رو لایک میکنم....


آرمیتا جانم....

به پدرت بگو که برگردد...

در همین حوالی بعضی ها خیال سازش دارند.....!

به او و هم سنگرانش بگو....

امروز همان فردایی است که برایش جانتان را دادید؟!


خون شهدا را کردند رژ لب هایشان تا در خیابان ها عشوه گری کنند.....
شهدا جان دادند،خدا لایک کرد؛
اما امروز ناموس خود را می دهند؛
خون کسانی که جانشان را برای بقای ما دادند،را می فروشند تا اجنبی لایک کتد.....
خون فروشان؛
فکر میکنید خدا هم شما را لایک می کند؟!

"من که شهدا رو لایک میکنم"
شاید خدا هم لایکمون کرد....