اینجا جهنمه



هرچیزی زمانی دارد...
نفسم هم که باشی دیر برسی من رفته ام…!
پس زودتر بیا تا ولنتاین کنار هم باشیم...

همیشه دلتنگیم به خاطر نبودن کسی نیس!
گاهی به خاطر بودن کسیه که،
حواسش به من نیس...

به سلامتی اون صبحی که وقتی بیدار میشم،
خودشو بغل کرده باشم،
نه یادشو...
* شما میتوانید با کیبرد خود نیز از پیانو استفاده نمایید *
ترتیب دکمه به صورت زیر میباشد :
Q W E R T Y U I O P A Z S X D C F V G B H N J M K L
قول بدید زیاد بازی نکنید!
اگر خرابش کنید ناراحت میشم!

لیز خوردن بهونه ایست تا،
دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی,
روز زمستونیت قشنگ!
+اینم عکسای پیست ما در ادامه مطلب...!!!

وقتی دلم میگیره،
می نویسم برای تــــــــــــــــــو !
اما همه میخونن إلّا تـــــــــــــــــــــــــــــو. . .


شب یلدای من آغاز شد...
نه سرخی انار،
نه لبخند پسته،
نه شیرینی هندوانه!
بی تو یلدا زجرآورترین شب دنیاست!
بی من یــــــــلـــــــدایـــــــــــــــــــــت مبارک...


امشب اصلاخوب نیستم!
دلم گاهی میگیره، گاهی میسوزه، گاهی تنگ میشه و
گاهی میترسه....
گاهی نه، خیلی وقت ها میشکنه؛ اما....
هنوز می تپد و در تمام لحظات به یادشم!

امروز دلم واسه اول دبستانم تنگ شده بود. . .
که وقتی روز اول تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایساده بودم منتظر این بودم که یه نفر میاد و بهم میگه با من دوست میشی؟
دلم برای خوردن خوراکی های زنگ تفریح که یه چیزا به صدقسمت تقسیم میکردیم و باهم میخوردیم،
برای دعوا ها و قهر کردنای بچگونه که 5دقیقه ای تموم میشه اما یکی از اون دعواها 5سال طول کشید،
برای تنبیه شدن زیر دست مدیر و معلم،مخصوصا دوران ابتدایی که در حد اخراج از مدرسه بود،
برای تماشای زدن بعضی معلم هام و گل کوچیک و تیله بازی کردن تو کلاس دوران راهنمایی،
برای تقلب سر امتحان و کمک به اونایی که لب مرز بودن، تو همه دوران مخصوصا دبیرستان،
امروز دلم برای همه اینا تنگ شده بود . . .
واقعا امروز حس قشنگی داشتم، نمیدونم چجوری توصیفش کنم؛ یه بغضی از صبح زود تو گلوم بود؛ نمیدونم شاید از خوشحالی زیادم بود.
امروز انقدر خوشحال بودم که مثل همه ی بچه مدرسه ای ها مشتاق بودم برم سر کلاس اما نمیدونستم چه بهونه ای رو جور کنم تا برم؟!؟!؟!؟
فهمیدم یکی بهونه ی قشنگیه، برای این کار بالاخره رفتم سراغ یاسین و با هم سوار بر رخش بیقرار(دوچرخه) شدیم رفتیم.
اول به مدرسه ابتدایی رفتیم و بعد از اون هم به راهنمایی و دبیرستان که فقط کم مونده یود به مدرسه دخترونه بریم ؛ که تو هرکدوم اتفاق های جالبی افتاد و کلی خندیدیم
بعضیا میگن دوران مدرسه مثل اینه که خودتا تو آب لجن بشوری و رد بشی؛ اما خدا کنه همه تو این جوی لجن خودشونا قشنگ بشورن و رد بشن و تمیز بیان بیرون نه این که از تو لجن فرار کنن و همونجور کثیف بیان بیرون تا فرد مفیدی برای جامعه باشن.
همیشه تو مدرسه یادمون میدادن ۱ سال ۱۲ ماه،
۱ ماه ۴ هفتس، ۱ هفته ۷ روز، ۷ روز ۱۶۸ ساعت، ۱ ساعت ۶۰ دقیقس،
ولی کسی بهم نگفت که. . .
۱ دقیقه بدون ❤ ❤ ❤ هزار ساله…
آغاز سال تحصیلی را به دانش آموزان و دانشجویان عزیز تبریک میگم.
ببخشید دیگه زیادی نوشتم؛ خداحافظ. . .

بعضیا تو زندگیم نقش دیوار رو بازی میکنن؛
نه دوست دارم خرابشون کنم،
نه میتونم بهشون تکیه بدم؛
شاید سنگ های کوچیک از دیوارهای بزرگ قابل اعتمادتر باشن . .

خوش به حالت آسمون . . !
بغضت که میشکنه، همه خوشحال میشن؛
بغض من که میشکنه همه میگن چته باز !؟!