سلااااااااام

سلاااااام من اومدم

نترس حوا!!!

نترس حوا … سیـ ـب را بـا عشق گاز بزن

آدم بـی عشق ، لیاقـ ـت بهشت نـدارد …


شلاق!


http://www.sargarmia.net/wp-content/uploads/2011/07/farapix_com_bba6069004a22628313adf5faee86698_2781.jpg

از تراکم ابرها می ترسد

اگر رفتی 

چتری برایش بگذار


زیر شلاق باران می ترسد

ماهی گیر!

خیــــلی سخته ...


دلتـــــ گیر کنه...

به قلابــــ ماهیــــگیری کــــه..

دلش ماهـــی نمیخواد...

و فقط برای تفریح اومده ماهیگیری ....


سلامتی!

سـلـامـتـــے پـســری

کـهـ بــهـ دوسـتـــ دخـترشـ

گـفـتــــ :

اگـــ بـری مـیـشے اســمـهـ دخـــتـرمـــ ،

اگـــ بـمـونـے مـیـشے مـــادرشــــ ..

مت میخاهم!


دنیا اینقدر بی وفا شده که حاضرم جای پت باشم ولی

یه دوست واقعی مثل مت داشته باشم .

سقوط!


با دستان خالی از دنیا خواهم رفت

نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم !

میهمان


گفته بودی میمانی اما انگار صدایت قطع و وصل شده بود

و گفته بودی میهمانی

باران بند امد!!!!

باید یادم باشد کمتر ببارم
این دلتا تنها میشود...می آید همینجاروبه روی پنجره های سرد می نشیندکاملا غیر ارادی فایل های هیدن را به نمایش می گذاردزل میزند به لبخندتزل میزند به چشم هایتمی گردد...می گردد به دنبال توبه دنبال آن "تو"یی که فکر میکرد بودیآشفته می شودبغضش میگیرد وقتی میبیند تو هنوز لبخند میزنیتو هنوز هم بی من شادیگلویش دوباره درد میگیرداز همه ی فریاد هایی که سرت نزداز همه ی بغض هایی که نترکیده اندفکر میکنمبه اینکه تو حالا کجایی؟آن دورها حال تو و دلت چگونه است؟دل تو هم بغضش میگیرد؟هرلحظهتصویر در برابر چشمانم تار ترو گونه هایم خیس تر میشوند...من دوباره به خاطر "تو"یی که نیست"تو"یی که هیچوقت نبوده گریه کردم...لعنت به هرچه که بی وقفه میبارد!خواه باران باشدخواه اشککور میکند آدم را این بی وقفه باریدن هامثل چشمان تو که کور شد از خوبی های بی وقفه ی من...از این به بعدباید یادم باشدکمتر ببارم




نعــوذبالله


از هــر طرف که مــی روم

به خانـــــه ی تـــــو می رسم

نعــوذبالله

خـــــدا شده ای مگــر؟!

دلم تنگته!!

فراموش می شود...

این دلتنگی

که دوستت دارم

بوسه ها

آغوش داغت

بوی عطرت

فراموش می شود ، خاطره هایی که گند می زند به زندگی

تکرار این عاشقانه ها

و اسمت که محال می شود

و اسمم که یادت می رود حتی چند حرف دارد !!

غاِِئب

حــق بــا تــو بــود

در رابــطه ی مــا

همــیشـه یــک چـیـزی کــم بــود

مثـــلا

تــو هــیچ وقــت نـبـودی...

برای تو مینویسم!!!!!!

برایت خواهم نوشت
 برایت خواهم نوشت

از ابهام لحظه ها

از تردید

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی‌ که رد می‌‌شوند و بوی تو را می‌‌دهند

... برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض‌های تا ابد

از قناعت به یک خاطره ، یک یاد

از صبوری من و جای خالی‌ تو و شب‌های من

برایت خواهم نوشت

حتی تو هم برای من نبودی...


تنهایی

پُکـ هایــے کـه به سیگار مے ـزنَمـ

ـاز یـادآورے خاطرـات تو نیستــ

نے ـکوتیـלּ ... مَرـا بهتر ـاز تو ـدَرک مے ـکـُند و آرامَمـ میکـُـند

بهتر مـے ـدانـَد کامـ گرفتن حُرمَتــ ناלּ وُ نــَمک ـدارد ...

تمامـ سیگارـهاے دُنیـا رـا هَــمـ کـ ه ـدود کُنـــے تنهایـے ـاتــ

تـوجـ ه هیچ ـکــَس رـا

جُـز پیرمَرـد سیگـار فــُروش جـَلب نـَخوـاهَد کــَرد ...

نباید دوستشان داشت!!!

این تلخ‌ ترین عذاب دنیاست

بعضی‌ها دوست داشتنی هستند اما ...

نباید دوستشان داشت!!!


ایســــــتــــاده ام ...

بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود ... !

مـــن ،

همیــن جا ،

کنار قـــول هـایت ،

درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،

محـــــکم ایــستاده ام !!
.
.
.


دلت كه گرفته باشد...شادترین آهنگ ها، برایت روضه خوانی میكنندشلوغترین مكانها، تنهایی ات را به رُخَت می كشندو شادترین روزها، برای تو غمگین ترین روزهاستدلت كه گرفته باشد...نقض میشود همه ی قانون های دل...



ذهن مریض

خدایا وقت آטּ نرسیـבه که به בاבماטּ برسے؟؟؟



نوشته بود " ذهن تو مريض است" 
نه رفيق بيا ذهن هاـے مريض رو واست معنــے کنم!

ذهن مريض اونـه که بهونه شلوغــے واگن مترو و به بهانه ترمز خودشو به زنا ميماله !

ذهن مريض اونه که به بهونه جا نبودن تو اتوبوس خودشو به زنا ميچسبونه!

ذهن مريض اونیه که وقتي دخترـے کنار خيابون منتظر تاکسيه بی شرف قيمت ميپرسه !

ذهن مريض اونه که تا موـے بلوند و استخوونــے ميبينه بهش انگ فاحشه میزنه!

ذهن مريض اونه که شيطنت خاص زنان رو فاحشگرـے ميدونه!

ذهن مريض اونه که کوچکترين لبخند يه زن رو درخواست سکس ميدونه!

ذهن مريض تو اين کشور تا دلت بخواد زياده از اونایــے که تا میبینن

 دخترـے رژ قرمز ميزنه روسپـــے صداش میکنن تا اونا که با ديدن ساپورت ارضا ميشن؛

ذهن مريض اينجاست تو ايران جايــے که يک زن تو مانتو جذاب تر از زنــے تو ماکسيه

اينجا بعضــے مرداش از کمبود همه را فاحشه ميدونن جز مادر و خواهر خود

یلداتون مبارک!

مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه
یا انارات ترش از آب دراد
یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه
یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه
 مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه
.ما که نداریم ولی خوش بحال اونایی ک دارن!
                 یلداتون مبارک!

رفتگر!

رویاهایم را امشب

 می گذارم


پشت در



بی چاره رفتگر چه بار



سنگینی دارد!!

غمکده



هر چی غم داری بریز



اینجا....منم مثه تو ام...!

شاد بنویس



می گویند : شاد بنویس



نوشته هایت درد دارند !



و من یاد مَردی می افتم که با گیتارش



گوشه ی خیابان شاد میزد



اما با چشمهای خیس . . . !

من شاعرم!



من شاعرم! حال مرا عالم نمی‌فهمد



جز تو کسی چیزی از اشعارم نمی‌فهمد



کشف جدید روزگار ما تو هستی که



برق نگاهت را ادیسون هم نمی‌فهمد!  



سیلاب عشق تو بیاید، حکم ویرانی‌ست‌



سیل است دیگر... بارش نم‌نم نمی‌فهمد



من کشته‌ی عشق تو خواهم‌شد، ولی افسوس



هویّت سهراب را رستم نمی‌فهمد



کلّ شکایت‌های من تنها همین جمله‌ست:



معشوقه‌ای که دوستش دارم... نمی فهمد!

دوباره صدایم کن

نیمکت عاشقی یادت هست؟
کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..
بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،
برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت..
او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید،
اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ می کشد. بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم،
مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من می خندد، بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم.
بیا کلاغ ها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند.
دوباره صدایم کن..