تسلیت!
به تمام خانواده هایی که پارچه نوشت های خیرمقدمشان سیاه پوش شد .
حرف دل!
اسمش حرف دل است اما اگر گفته نشود میشود درد دل!
این روزها خبر حادثه منا را شنیده اید! حجاجی که در روز عید قربان ، قربانی شدند!
خبر از منا آوردند که حدود 2000 از مردمانی که قصد داشتند حج واجب خودرا بعد از سال ها انتظار بجا آورند در اثر بی کفایتی و سوء مدیریت آل سعود به شهادت رسیدند .
تیتر اکثر روزنامه ها این شد : حاجی ... حج و شهادتت قبول ...
حرف دلم با خانواده های شهدا و بازماندگان است .
حرف دلم با مادر قاری بین الملل کشورمونه که با هزار امید و چشم انتظاری پسرشو راهی این سفر پربرکت و معنوی کرد .
حرف دلم با فرزند یکی از کشته شدگان حادثه منا است که منتظر پدر خود بود و دیگر نیامد
حرف دلم با همسر شهیدی است که شوهرش رو از دست داد و بی صبرانه منتظر برگشت شوهرش ، پدر فرزندانش بود
آره با شما هستم !
همه مردم ایران با شما هم ناله و داغدار بودند . چون عزیزان شما ، عزیزان این کشور و ماهم بودند .
خبر را که شنیدم ناخودآگاه از چشمانم قطره های اشک سرازیر شد و بر گونه هایم غلطید .
نمیدونم چی بگم و از کجا شروع کنم ولی دلم پر بغض و حرفه ... وقتی زائرانی که دیروز وارد کشور شدند و تعریف میکردند روز حادثه رو ... وقتی اون آقا میگفت بهمون آب ندادند و وقتی هواپیمای عربستانیا از بالای سرمون رد شد و زائران میگفتند : اومدند روی ما آب بپاشند و خبری نبود . اشک تو چشمم حلقه زد .
دلم گرفت است . نیاز به کمی گریه دارم .
من بعنوان یه دانش آموز به تمامی خانواده های داغدار و بازماندگان تسلیت میگم و از خدا میخوام تا مفقودین حادثه منا هرچه سریعتر به محل اقامت کاروانشون برگردند .
چشم انتظاری سخته ... خیلی سخته خدا نصیب هیچ کس نکنه .
خدا میدونه چند مادر و پدر چشم انتظار پسر و یا دخترشونن .
خدا میدونه چند فرزند منتظر مادر و پدرشونن .
بیاید همگی دعا کنیم .