آن دیار شرقی
سفر اول بود، تنها، بدون این که همسفران را بشناسم، بدون این که بدانم کجا قرار است برویم، محل اسکان کجاست و... بار سفر بستم. بیش از این سؤال ها نگران این بودم که برنامه ارزیابی به درستی چیده شود. آزمون های مناسبی انتخاب کنم و به موقع و به تعداد اجرا شود. برنامه کارگاه ها نامشخص بود و فقط یک سند چند صفحه ای درباره کلیات برنامه را سه چهار روز قبل از سفر برایم فرستاده بودند. حتی خودشان هم نمی دانستند کدام بخش از پروژه را می خواهند بسنجند.
همه پروژه یک طرف، راضی کردن همسر و برنامه ریزی برای بچه ها یک طرف. چهارشنبه می رفتیم و من جمعه ظهر، زودتر از همسفران برمی گشتم ولی برای تک تک ساعت های این سه روز باید برنامه ریزی می کردم. مادرم گفت: بچه ها را بسپار به ما. بدون نگرانی برو.
صبح زود از تهران و بدون تاخیر حرکت کردیم و حدود ۸ رسیدیم ز اهدان. چه فرودگاه کوچکی و چه استقبال محجوب و گرمی. معاون ابتدایی آموزش و پرورش به همراه یک خانم و دو آقا آمده بودند فرودگاه. مقنعه چانه دار مشکی و چادر با صورت هایی آفتاب سوخته مرا هل داد به خاطرات خیلی قبل. به زودی در ساختمان آموزش و پرورش آقای ایکس را دیدیم و منتظر آقای ایگرگ شدیم. پذیرایی چای بود و آب در لیوان یک بار مصرف و تی تاپی که روی میز دفتر آقای ایکس ماند. این پذیرایی لوکس ترین پذیرایی سفر ما بود.
بنا شد برویم ناهار، نماز و چرخی در چهارراه بزنیم برای خرید. چهار راه کجا بود؟ ظاهرا معروف ترین مرکز خرید اهواز. مثلا بازار بزرگ تهران.
نه! یک خیابان بود که عرضش نصف خیابان شریعتی پر از مغازه های عجیب. نه چندان شلوغ و نه چندان خلوت.
همراهانم راهی مغازه ها شدند که کفش کوه بخرند و چای و ادویه. من متحیر بودم میان آن همه جنس دست دوم که اغلب قاچاق بود. تمام آن دو سه ساعت از بعدازظهری که به اندازه خردادماه تهران گرم بود، با یکی از همسفران و استقبال کنندگان حرف زدم. اسم این سفر را باید بگذارم سفر سوال پاسخ، بس که درباره همه چیزی که دیدم و هر قدر وقت شد، سوال کردم.
بافت شهر عجیب بود. شبیه یکی از شهرستان های کوچکی که دیده بودم مثلا گلپایگان. حتی ساده تر. خانه های اغلب یکی دو طبقه و ساده. نماهای مغازه ها و خانه ها، ماشین ها، لباس ها، کفش ها... هیچ جا و هیچ طرف نمادی از زندگی لوکس شهری ندیدم حال آن که ساعاتی بعد قرار بود پا به شهر و منطقه ای بگذارم که هرگز تصوری از آن نداشتم و احتمالا ندارید...
ادامه دارد
بسم الله الرحمن الرحیم