خــوابـــــــــــ
دلم هوس یک دوست قدیمی کرده
یک رفیق شش دانگ
یک آرام دل
کسی که امتحانش را ذر رفاقت پس داده
ودیگر محک زدنو زیر و رو کردنی در کار نباشد
رفیقی که....من نگویم ولی او بشنود...
بخندم وحجم بغضم را در خنده ام ببیند....
رفیقی که بگویمش برو...اما بماند...
که نرود ...
وقتی ماندنش آرامم می کند...
سالها شبنم پرستی کردنم......
ای دلم زهر جدایی را بخور
چوب عمری بی وفایی را بخور...
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت....
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت...
من که گفتم این بهار افسردنیست..
من که گفتم این پرستو رفتنی ایست....
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکستو هم شکستم داد دل..!!
•.♥عجیب است دریا !
همین که غرقش می شوی پس می زند تورا....
مثل تو....!•.♥
بخاطرتمام آرزوهایی که درحد یک فکرکودکانه باقی ماندن،
بخاطرامیدهایی که به ناامیدی مبدل شدند،
بخاطر شبهایی که بااندوه سپری کردیم
،بخاطرقلبی که زیرپای کسانی که دوستشان داشتیم له شد،
بخاطرچشمانی که همیشه بارانی
همــــهــ ی دنیــــا مـــالــ مـــنـ بـــاشهـــ...
فقـــط خــواستـــمــ... اونـــیـ کـــه دنیــــایــ منــــهـــ ؛
واســــــــه هیچــــکــــیـــ نبــــــاشــهــــ
برایِ تــــو می نویسم
می رومـــ و پشتـــــ خواهمـــ کــرد
به تمـــامیِ تپشــهایِ این دقایــــق
دل خواهمــ کَنـد
بی تـــــو خواهمــ زیـستـــــ
گوش خواهــمــ سپـرد
فریــاد خواهمــ شد
مهربان نخواهمــ بـود ،
دل نخواهمــ سپرد
آرامـــــتر که شدمــ
بــــــی تــــــو خواهمــ مــــــرد ...
را معلــــــم بـه مـــا یـــاد داد
وقتـــــــی مــــی گفتـــــــ :
جایـــــــــــی خالـــــی را بایــــــد پـــــر کـــــرد
درد ندارد دیگر!!
روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد،
مرده ها درد نمیکشند...!
از تو خواهشی دارم؛
برنگرد،
دیگر زنده ام نکن...!!
קَ هـَمیـن حـَوالے کَـسانے هـستـنـد ڪِـﮧ تـآ בیـروز مـے گـُفتنـد :
" بـدوטּِ تـــُو حتـّے نفس هـَم نـِمے تـوانـم بـکـشَم "פּَ اِمـ ــروز
קَ آغـوش ِבیـگرۓ نـَفس نـفَس میـزنَـלּ !!!

چه قدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد !!!!
سیگار که نمیکشم هوس و بوی سیگار در سرم غوغا میکند . . .
سیگار که میکشم بوی تو در سرم میپیچد . . .
آخر همه جا به تو می رسم !
با اینکه میدانم دیگر هیچ گاه به تو نمیرسم . . .
اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم ،مثل بارون بارید . . .
با گریه قسمم داد ” توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن ” صداش توگوشمه هنوز
اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم . . .
آخه چون اونم قسم خورده بود ، که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !
.
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم...
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم...
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
مسیر عاشقی پایان ندارد..
مرا در چشم خود آواره کردی..
عشقه من . . .
نگران نباش . . .حال من خوب است . . دیگر بزرگ شده ام . .
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم . . .
آموخته ام . . .
آموخته ام که این فاصله کوتاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست . . .
آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود . . .
راستی . . .دروغ گفتن را هم خوب یاد گرفته ام . . .
حال من خوب است . . .خوبه. . . خوب
عشق برخاست و دلی را که پژمرد ...
هر وقت دلم ميگرفت درد و دلامو به يكي ميگفتم
حالا دلم از همون يه نفر گرفته
اينو به كي بگم؟؟
![]()
لیـلی زیـر درخت انـار نشست
درخت انـار عـاشق شـد
گـل داد… سـرخ سـرخ
گـل هـا انـار شـد… داغ داغ
هـر انـاری هـزار تـا دانـه داشت
دانـه هـا عـاشق بـودنددانـه هـا تـوی انـار جـا نمـیـشدند
انار کوچک بود…
دانـه هـا تـرکیـدند… انـار ترکــ برداشت
خـون انـار روی دست لیـلی چکید
لیـلی انـار ترکــ خورده را از شاخـه چید
خدا گفت:
راز رسیـدن فقـط همـین بـودکافیست انار دلت ترکــ بخورد