استقلال جوان19 شهریور

شرمنده ی همتونم بخدا...
ازاینکه نبودم ولی کامنت گذاشتین .واقعاااااااااااااااااااااااااا ممنونم
بازم کامنت بذارین لطفا منم قول میدم در اسرع وقت براتون آپ کنم.
نظرات رو هم بزودی جواب میدم و ب همه ی وبلاگا سر میزنم.
لطفا ازم دلخور نباشین...
شاید باورتون نشه.ولی حتی وقت نمیکنم بعضی بازیارو ببینم...هععععععععععععععععیییییییییییییییی.....
ب امید قهرمانی اس اس
این عکس هم برای تسلیت ب بنیامین عزیز میذارم.واقعا ناراحت شدم...
![]()


فعلا... (:|>
هر آمدنی یک رفتنی دارد ولی انگار یادمان رفته بود روزی می رسد که دیگر خبری از گلزنی او نخواهد بود. آمادگی، محبوبیت بی اندازه نزد هواداران و یا هر دلیل دیگری مانع از تصور صحنه خداحافظی این بازیکن می شد. مدت ها قبل اندک تمرینی برای هضم این قضیه داشتیم اما مشاهده مستقیم صحنه خداحافظی گویی یک تکه ای از خاطرات استقلالی ها را به اغما برد. خاطراتی شیرین و در مواقعی حتی تلخ اما بی نهایت دوست داشتنی!
از تمامی خاطرات بگذریم. به وضعیت تیم که نگاه می کنیم متوجه نیاز به حضور فرهاد مجیدی می شویم. بازیکنی که به گفته بسیاری از هواداران ، استقلال را اولویت اول خود دانسته و برای موفقیت این تیم حاضر به انجام هر کاری هست اما آیا حضور در کلاس های مربیگری تا این حد اهمیت داشته که استقلال در برهه ای حساس، بدون شماره هفت خود به مصاف حریفان برود؟
از آن حس «خود راضی کننده» استفاده کنیم و نه از دست رفتن دقایق انتهایی بازی با مس را ببینیم و نه سایر مشکلات احتمالی را. به همان خاطرات شیرینِ فرهاد فکر کنیم و امیدوار باشیم جای خالی او احساس نشود و … . اصلا همان بهتر که بعد از «و» جمله را ادامه ندهیم! همان بهتر که به خاطرات خوبمان بخندیم و اصلا فکر نکنیم که کمی و فقط کمی دلمان شکسته است! احساس نکنیم که به نوعی در پرونده فوتبالی ما یک شکست «عشقی-فوتبالی» ثبت شد و معلوم هم نیست در این میان چه کسی تقصیر دارد!
ما که این جریان خداحافظی را برای استقلالی های آینده تعریف نمی کنیم، شما هم اگر تعریف نکنید چه بهتر.
به یاد ماندنی ها
۴*۷
اصلا دیدار الغرافه با قرمزها ربطی به استقلال نداشت ولی توهین ها و شعار هواداران سبب این ربط شد. فرهاد مجیدی هم اینگونه باعث سکوت لحظه ای هواداران قرمز شد و البته محبوبیت خود را بیش از قبل کرد.
دربی ها
واقعا در دربی ها شاهد گل هایی بودیم که نشان از نبوغ فوق العاده او داشت. از فراموش نشدنی های استقلال و او گل معروفی بود که به علیرضا حقیقی زد .البته با چاشنی دوندگی بی ثمر شیث رضایی. فرهاد برای رقیب سنتی استقلال یک قاتل به حساب می آمد. باید دربی های بی فرهاد را تجربه کرد…
جدایی موقت
اگر این پیراهن به تن فرهاد می ماند یقینا محبوبیت او از وضعیت فعلی فراتر می رفت. مشکلات شخصی و یا هر بهانه دیگری سبب جدایی موقت مجیدی از استقلال شد. برخی معتقد هستند که قهرمانی آن فصل را همین جدایی از استقلال گرفت.
نه، این خداحافظی برای تو کافی نبود!
برخی تصاویر هم بدون شرح هستند! واقعا چه توصیفی می توان درباره تقسیم شادی پس از گل با این هواداران داشت؟
شاید مشاهده همین تصاویر سبب توقع زیاد ما از فرهاد شد. همین حرفه ای گری ها انتظارات را بالا برد. تسلیت به فردی که در برهه ای با او مشکل داشت و یا حتی اهدای بازوبند به بازیکنی جوان. آیا تمام تصمیمات فرهاد مجیدی از جنس تصمیماتی است که در لحظه ثبت این عکس ها گرفته است؟
به هر حال این فرهاد ادامه دارد و فقط تغییری در مأموریت خود خواهد داشت؛ او به جای مستطیل سبز بر روی نیمکت مربیگری هنرنمایی خواهد کرد. به آینده نگاهی بهتر داشته باشیم و برای او آرزوی موفقیت کنیم. چه کسی می داند! شاید در یک بازی مهم بر روی نیمکت نشسته باشد و استقلال گلزنی کند و او دست ها را مشت کرده، جلوی دهان بگیرد(شادی معروف پس از گل)، خوشحالی کند و به سمت هواداران برود! یعنی می شود؟
فرهاد مجیدی(۱) به پایان رسید و باید منتظر ادامه این فیلم باشیم؛ فرهاد مجیدی(۲)!
بی شک خیلی ها مثل من باور نمی کنند نبودنت را در زمین سبز…
کاش فعل رفتنت دیرتر صرف میشد و بیشتر در کنار ما میماندی. فرهاد عزیز خاطرات گلهای زیبایت همیشه در یاد ما و هواداران باقی خواهد ماند…
با آرزوی موفقیت بیشتر تو.
دوستدارت سید مهدی رحمتی



برای دیدن بقیه پوسترای فرهاد+پوستر بقیه بازیکنا(امیرحسین+مهدی+آندرانیک+پوسترای تیمی+..)=>ادامه مطلب
قلعهنويي بخواهد نيمفصل استقلالي ميشوم-->هافبک اسبق تيم فوتبال ذوبآهن گفت: به درخواست قلعهنويي در تمرينات استقلال شرکت ميکنم و اگر رضايت او را جلب کنم نيمفصل استقلالي ميشوم. |
![]() |
|
| ||
|
|
+منبع(آبیته)
یک تاییها ) جنبنده مذکور ، به سبب این که گذشته دردناکی داشته! ، سعی میکند با ذکر عدد ۶ ( ۱۰ بار در هر ثانیه ) خود را تخلیه کرده ( از نظر روحی! ) و کودک درونش را بیاورد بیرون … امری که در نهایت به سبب آن نامبرده با شکست روبرو شده و متحول شده و مغموم به درون افق فرو میرود!
دوتاییها ) پرسپولیسی ها که مانند مردم دوست داشتنی و عزیز تایلند ! ، انسانهای خونگرمی هستند ! ، سعی می کنند با نهایت توان کری خوانی کرده و احساس خوبی را در خود پدیدار کنند … منتها در این بین یک پرسپولیسی چون نمی تواند در این مسئله خیلی کاری از پیش ببرد ، معمولا دچار افسردگی می شود و به علت اینکه نمی تواند بر افسردگی فائق بیاید ، شب ها آهنگ های مجید خراطها طوری ! گوش می کند و باز هم به علت اینکه عمق غم نهفته در این آهنگ به گوشت و پوست و خون و کالبد وی وارد می شود ، در یک شب پاییزی بارانی به قدم زدن می پردازد تا اشکهایش را کسی نبیند ، در همین حال یک هو یکی از خودرو های عبوری از عقب با وی برخورد دهشتناکی می کند و راننده چون ” جیگر” ایستادن ندارد ، حادثه را فر داده و از محل فرار می کند . ( به جان خودم تا گریه نکنید ، بیخیال این گزینه نمی شوم !! ) …. خلاصه که جسد وی در همان محل بو می گیرد و به همین سادگی و به همین بدمزه گی این مسئله یک قربانی برجای می گذارد .
سه تاییها ) اصلا آقای پرسپولیسی عزیز ، مگر مجبوری کری بخوانی ؟ هان ؟ که ما بیاییم نظر شما را شونصد و اندی ساعت بپرورانیم ، بعد یک ساعت با انگشت بکوبیم بر سر شاسی های کیبرد ، بعد ملت طنزتان را روی سایت ببینند ، بعد به محض اینکه آن را خواندی ، چادر چارقد کنی بروی شکایت و شکایت کشی ، بعد علیه ما پرونده تشکیل دهی ، بعد این همه قاضی و دادستان محترم و آن سرباز آشخور دم در دادگاه را الاف کنیم که چه ؟ آقا تو خوبی برادر من، تو بن بست کری خوانی ! (اصلا دررو هم نداری) ، تو منتها علیه کل کل ، نظر نده دیگه برادر من نده والا (!)
چهارتاییها ) از آنجا که متشخص ترین و با کلاس ترین آدم های روی زمین پرسپولیسی هستند ، اگر حرف شان را تایید نکنید ، به صورت کاملا دموکراتیک و اتوپیایی ! جفت پا وارد حلقومتان شده و سعی می کنند شما را از پا در بیاورند ، پس همانطور که قبلا هم گفتیم به روی بشاش این عزیزان فقط لبخند بپاشید ، البته می توانید کلا خنده بپاشید به سینهای که در آن قلب مهربان شان نهفته و به همین سادگی دوستی و محبت را در وجودشان مملو کنید !
تلنگر چهارتایی ) خداوکیلانه ، واقعنی و جدنی با آبی که ما به مطلب بالا بستیم ، عجالتا نیازی به کارگروه ویژه نیست و میتوان به همین وسیله نیز دریاچه ارومیه احیا کرد !!
هر دو تیم بازی خوبی روع کردند و دقیقه 5 شوت آندو با برخورد به بازیکن حریف
توسط دروازه بانشون مهار شد
دقیقه 8 ضربه از کاشته خریف رو سید با مشت دفع و ریباندشو مدافعین دور کردند
دقیقه 15 ضد حمله حریف که در محوطه بچه ها دور کردند
دقیقه 18 سانتر تیم حریف که سید و صادقی با هم برخورد کردند و توپ در شرایط بدی
دور شد
دقیقه 31 ضد حمله و نفوذ حریف که با برخورد با بازیکن ما به کرنر رفت و ضربه از کرنر
رو دور کردیم
دقیقه 37 ضربه از کاشته حریف با برخورد به زمین راهی گل شد
دقیقه 48 سانتر زیبای هاشم رو مدافع حریف زودتر از خسرو زد که به اوت رفت
دقیقه 50 ضربه تیم حریف رو حنیف و سید دور کردند
دقیقه 52 ضربه کرنر آندو رو بازیکنمون بازم به آندو داد و سانتر زیبای وی رو حنیف
با ضربه سر زد که باب رخورد به چشت دست دروازه بان حریف هم راهی گل شد
دقیقه 57 سانتر زیبای حیدری رو فرهاد برگردون زد که باب رخورد به مدافع حریف
راهی کرنر شد
دقیقه 65 ضربه از ک اشته حریف رو ساموئل به کرنر فرستاد
دقیقه 66 شروع عالی سید و نفوذ زیبای فرهاد که با خطا متوقف شد و صاحب یک
ضربه کاشته شدیم و ضربه از کاشته زمینی آندو رو دروازه بان مهار کرد
دقیقه 69 شوت بازیکن حریف با فاصله از کنار دروازه به بیرون رفت
دقیقه 78 ضربه کرنر حریف رو حنیف به کرنر فرستاد و ضربه های بعدی رو هم دور کرد
دقیقه 91 شوت بسیار زیبای آندو به طرز بسیار قشنگی و از فاصله زیاد گل شد
چند نکته:
خسرو و حنیف و فرهاد و آندو کارت زرد دریافت کردند
ضد حمله ها و نفوذ تیم حریف خیلی خطرناک هست و باید بیشتر دقت کنیم
(+منبع:DOKHTARE-ABI)
حتما ببین و کامنت بذار
شکایت عمران زاده و سید مهدی رحمتی از یک سایت!!!
پس از باخت مقابل استقلال اهواز و بازی کسل کننده دربی، هواداران انتظار داشتند که استقلال در آستانه بازی های مرحله حذفی آسیا با غلبه بر ذوب آهن بر بار منفیِ روانیِ ناشی از عدم نتیجه گیری در دو مسابقه قبل فائق آمده و با قوای روحی و روانیِ هر چه بیشتری به مصاف نماینده تایلند در لیگ قهرمانان آسیا برود.
در نیمه اول بازی اگر چه ذوب آهن مالکیت توپ را در اختیار داشت، اما موقعیت هایی که استقلال ایجاد کرد به مراتب بیشتر از حریف بود و ذوب آهن از تک موقعیت به دست آمده در این نیمه نهایت استفاده را برد. نکته مشهود در این نیمه مشکلی بود که در چند بازی قبلی نیز وجود داشت. در فاز تهاجمی، جناحین استقلال در این نیمه به شدت خنثی بودند و هیچ حرکت مثبتی از سوی نیکبخت و فردین عابدینی صورت نگرفت. بازی نا امیدکننده نیکبخت نیز بر شدت این عدم پویایی می افزود که اگر به جای او از بازیکنان امید تیم استفاده کنیم نتیجه بهتری حاصل می شود.
در فاز تدافعی، پژمان نوری در جناح چپ بسیار موفق ظاهر شد و اگر تکل های تاثیرگذار و بازی تخریبی نوری نبود، چه بسا ذوب آهن موقعیت های خطرناک بی شماری را از این سمت پی ریزی می کرد. نوری دوندگی خوبی داشت و ارتباط خوبی نیز میان خطوط دفاعی و هافبک برقرار کرده بود و از این رو می توان او را یکی از بهترین بازیکنان میدان لقب داد.
بخشی از عدم پویایی جناحین نیز به دلیل غیبت خسرو حیدری و مصدومیت هاشم بیک زاده در این بازی بود، اما در مسابقاتی که با حضور این دو بازیکن انجام شد باز هم این مشکل در نیمه اول نمود داشت.
نکته دیگر عدم پرسینگ مناسب و وجود پرسینگ های مقطعی و غیر مستمر در این بازی بود. حال آن که ذوبی ها پرسینگ را به خوبی به اجرا گذاشتند. در صحنه گل اول نیز بازیکن ذوب آهن بدون هیچ فشاری و با فراغ بال جناح بازی را از سمت راست به سمت چپ عوض می کند و در نتیجه سانتر، مهدی رجب زاده با اشتباه مهدی رحمتی گل اول را به ثمر می رساند.
نیمه دوم: موثر در روند بازی، بی اثر در نتیجه
قلعه نویی تمایل نداشت که قبل از بازی های آسیایی، استقلال شکست دیگری را در لیگ متحمل شود و از این رو باید بستری را برای حملات مداوم و پردامنه در این نیمه فراهم می کرد. او در اولین گام نیکبخت را بیرون کشید و مجیدی را وارد زمین بازی کرد.
اشتباه مرگ بار مجیدی و گل دوم ذوب آهن
هنوز چند دقیقه ای از نیمه دوم نگذشته بود که بازیکنان ذوب آهن روی اشتباه مجیدی در زمین استقلال توپ ربایی کردند و با ۵ پاس گل سالم گل دوم ذوب آهن به گونه ای کلاسیک به ثمر رسید. سوال اینجاست که آیا مجیدی با آن همه تجربه نمی دانست که در آن موقعیت حساس نباید در جهت موافق بازیکن دریبل زد؟ اما رجب زاده درست عکس مجیدی عمل کرد و در جهت مخالف نکونام را پشت سر گذاشت و پایه گذار گل دوم تیم شد.
در این نیمه تیموریان در کنار فردین عابدینی بازی کرد و این امر پویاییِ خاصی به سمت راست استقلال بخشید. عابدینی در این نیمه بسیار موفق ظاهر شد و علاوه بر حرکات خطرناک از سمت راست، گه گاه به کمک خط دفاعی نیز می آمد. با خروج نوری و ورود بیک زاده سمت چپ نیز از آن خنثی بودن صرف در کارهای تهاجمی درآمد و بیک زاده نشان داد که تا چه اندازه بهتر از نیکبخت واحدی ظاهر می شود.
اما حمله – دفاع خوب ذوب آهن باعث شد تا این تیم در کنار کارهای تدافعی از گسستگی بازیکنان استقلال که ناشی از تلاش برای جبران نتیجه بود، نهایت استفاده را ببرد و با چند ضد حمله، موقعیت های خطرناکی را بر روی دروازه استقلال ایجاد کند.
در روزی که قاضی و برهانی به هیچ عنوان خوب نبودند و فرهاد نیز آن فرهاد همیشگی نبود، مهدی نظری با وجود سرماخوردگی بازی موثری را از خود به نمایش گذاشت و چه در محوطه جریمه و چه در فرار از کناره ها به روند تهاجمی تیم کمک کرد.
مشکل داوری هم که جای خود دارد و نمونه اش سرنگونی نظری در محوطه جریمه و عدم اعلام پنالتی و چند خطای آشکاری بود که از دید داور دور ماند! اما به مانند کسر امتیاز مشکوک به این مشکلات نیز باید عادت کنیم!
به طور کلی عدم پویایی جناحین در نیمه اول، عدم پرسینگ مناسب، مشکلات داوری و اشتباهات بازیکنان در روند بازی و همچنین مصدومیت خسرو حیدری، احمد جمشیدیان و هاشم بیک زاده (اگر چه به اجبار وارد زمین شد) و عدم تامین مالی بازیکنی مانند گوران لاوره، رنج هایی بود که در این بازی متحمل شدیم و سخت است که بتوان تیمی را با این همه مشکل آماده بازی با بوریرام ساخت.
اما قلعه نویی و بازیکنان نشان داده اند که با اتخاذ تصمیمات مناسب می توان در سخت ترین شرایط بهترین خروجی ها را به دست آورد و امیدواریم در بازی با بوریرام نیز تیم با انسجام و هماهنگی و با برطرف کردن نقاط ضعف و همچنین حذف حواشی پیرامون باشگاه بار دیگر برای هواداران و کشورمان افتخار آفرینی کند.
سید جان چی میگی .فدات شم؟؟؟؟





بیــانیـه باشگاه استقلال كه دقايقي پيش منتشـر شد :
بهتون قــول ميدم , اين 4 بازيكن , 4 - 0 لنگ رو ميبرن خدايي...

شنبه سر تمرین وقتی نکونام وچند تا از دوستات هی به حنیف گیر
میدادن ، حنیف داد می زد بابا کمک دوستات کچلم کردن .
مهدی هم با خنده میاد و با شوخی حنیف رو از دست این دوستان
نجات میده بعد سید که میره سمت دروازه در این حین حنیف میگه
میخوام یه آهنگ واسه فرشته نجاتم بخونم بعد شروع میکنه
آهنگ احمدوند رو برا سید میخونه :
خیلی بهت علاقه دارم...سر اینکه صاف وساده
اومدی گفتی میخوامت...بی کلاس وبی افاده
سر تو جونمو میدم ...سر اخلاقای خاکیت
برو به اعتماد چشمات...میخورم قسم به پاکیت
خوندن این آهنگ از طرف حنیف باعث خنده سید وبازیکنان شد...
سید مهدی و علی در برنامه سال تحویل ضیا
خب بچهها ی عزییییییییییییییییییییییییز اس اسی
بازم دوتا فیلم براتون گذاشتم
دومیش ب درخاست فرانک
جوووووووووووووووووووووووووننننننننننننننننننننننننننننننمه
لنگیی اگه کامنت نذاری

وقتی تیمی یک گل پیش افتاده و سبک بازیش آن قدر هجومی نیست که بوی گل های بیشتر به مشام
برسد، نوبت مدافعان می شود که حسابی گل بکارند. یک گل، اندوخته ی اطمینان بخشی نیست، اما
اگر از همین اندوخته ی کم هم خوب حراست شود، یک برد دلچسب و شیرین به ارمغان می آید.
استقلال در بازی با بوریرام یونایتد این وضعیت را داشت. در همان دقایق ابتدایی با گل خسرو حیدری
پیش افتاد. اوایل بازی استقلال مالک توپ و میدان بود اما رفته رفته بوریرام یونایتد سوار بر بازی شد. این
آن چیزی نبود که نود هزار تماشاگر می خواستند، اما خستگی بازیکنان، برنامه ریزی بد و مصدومیت آندو
همه و همه دست در دست هم داده بودند تا استقلال نتواند بازی چشم نوازی به نمایش بگذارد.
تیمی هم که خوب بازی نمی کند ناخودآگاه در لاک دفاعی فرو می رود. مدافعان استقلال هم انصافا در
این روز بهتر از تمام بازی هایشان در لیگ برتر بودند. کمتر اشتباه کردند و کمی مانند فصل قبل به نظر
می رسیدند. ولی آن چه بیشتر از این در حفاظت از تک گل استقلال نقش داشت، دفاع ها نبودند. پشت
سر آن ها کسی بود که نگذاشت تور دروازه ی استقلال در این بازی بلرزد؛ مهدی رحمتی!
شاید مدافعان بتوانند ضربات سر را بزنند. شاید بتوانند از باز شدن منافذی در عمق دفاع جلوگیری کنند،
ولی سخت است مانع شوت زدن بازیکنان حریف شد. زمین خداست و هر جا بخواهند شوت می زنند!
در بازی آسیایی با بوریرام، رحمتی با چندین واکنش زیبا که از خود به جا گذاشت ارزش هایش را ثابت
کرد. ضربه ی سری که روی تیر دوم آمد را با زحمت فراوان به کرنر فرستاد و در دو صحنه شوت تایلندی ها
را مهار کرد. اوج کار او هم آن شوتی بود که دفاع بوریرام آن را به سمت دروازه ی رحمتی روانه کرد. قدرت
و دقت بسیاری بالای شوت و حتی نبود دید به علت جای گیری سایر بازیکنان نتوانست رحمتی را از
مهار آن توپ باز دارد. رحمتی آن توپ را هم دفع کرد و دروازه ی استقلال بار دیگر بسته ماند.
هر چه رحمتی بیشتر بازی می کند، بیشتر عظمت شعاری که برایش ساختیم را می فهمیم. او عقاب
آسیاست. همیشه بوده و هست. با این تفاوت که در بازی با بوریرام از همیشه عقاب تر بود.
دوتا فیلم باحال براتون گذاشتم ببینین.حالشو ببرین
خعلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی باحاله.رو ۲تا لینک بالا کلیک کنید.
نبینی نصفه عمرت بر فناس
نمیدونم با اینترنت اکسپلورر باز میکنه یا نه .ولی اگه نشد با گوگل کروم برید.حتما باز میکنه
دقیقه 3 ضربه منوچهری در محوطه و زادویه بسته که سید مهار کرد
دقیقه 4 شوت بازیکن حریف پشت محوطه با برخورد به مدافعینمون به کرنر رفت و
ضربه های بعدی که بازیکنشون با سر به بیرون زد
دقیقه 11 تیم حریف صاحب موقعیت خوبی شد که مدافیعن ما دور کردند
دقیقه 12 ضربه زیبای ساموئل رو برگشت دادند و سانتر زیبای حیدری رو قاضی با سر
به گل تبدیل کرد
دقیقه 19 پاسکاری ساموئل و نوری که شوت نوری از کنار دروازه به بیرون رفت
دقیقه 34 پاس در عمق زیبای حیدری به عابدینی و پاس زیبای وی به قاضی که وحید
مهار کرد
دقیقه 42 ضربه از کرنر حریف رومدافعین دور کردند و در کنار زمین به نظر می رسید که
روی نظری خطا رخ داده که داور به نفع حریف اعلام کرد
دقیقه 44 سانتر تیم حریف که بازیکنشون به بیرون زد
تیم حریف نیمه دوم رو خیلی همجومی و خوب شروع کرد و صاحب چنین موقعیت شد
که مدافعین دور کردند
دقیقه 50 عبدی از کنار خط توپو مهار کرد و ضربه وی از همه رد شد و به بیرون رفت
دقیقه 52 نفوذ زیبای تیم حریف و پاس رو به جلوی وی که به زیبایی راهی گل شد
دقیقه 61 ضد حمله استقلال ها که ضربه سیاوش با برخورد به بازیکن حریف دور شد
دقیقه 63 سانتر زیبای حیدری رو ساموئل با سر زد که وحید گرفت
دقیقه 65 شوت زیبای ساموئل با برخورد به بازیکن حریف راهی کرنر شد و ضربه کرنر
رو هاشم به سیاوش داد و ارسال سیاوش با برخورد به زمین در کنار دروازه به حنیف
رسید که به ساموئل داد و ضربه سر زیبای وی به گل تبدیل شد
دقیقه 68 نفوذ و شوت زیبای خسرو رو وحید زیر طاقی گرفت
دقیقه 78 ضربه از کرنر تیم حریف رو در محوطه خیلی خوب مدافعین از مقابل بازیکنان
حریف دور کردند
دقیقه 79 نفوذ استقلالی ها و فرهاد که در محوطه تعادلشو با زیرکی به هم زدن ولی
داور به جای خطا به فرهاد کارت داد
دقیقه 84 نفوذ زیبای مجیدی که در محوطه خطا اعلام شد و داور این بار نتونست خیلی
راحت از کنار خطا بگذره و پنالتی اعلام کرد و ضربه رو جواد به گل تبدیل کرد
دقیقه 88 ضربه از کاشته استقلال رو حنیف به بیرون زد
چند نکته:
داور بازی واقعا ثابت کرد که چندین هفته قضاوت نکرده چون یادش رفته بود که خطای
به روی بازیکنی رو نباید به نفع حریف اعلام کنه
+ممنون از سمیه جون(Dokhtare-abi)![]()
![]()
![]()
حال شماااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چنتا مطلب مهم:
۱بخدا شرمنده همتونم.شمال بودم.نمیتونستم آپ کنم.(قول میدم جبران کنم)حالا آشتین بام؟؟؟؟؟؟؟؟
۲بردای اس اسو تبریک میگم.ایشاله تداوم داشته باشه(البته بازیه با تایلندو ندیدم ولی سه تا از دوستام همزمان داشتن واسم گزارش میکردن)
۳الهیییییییییییییییییییی من قربون سید بشم ولی امسال مثه پارسال نیستااااااااااااااااااااااااااااا.امیدوارم هر هزودتر برگرده ب روزای اوجش ایشاله........ایشاله
۴الهی بمیره این کمیته استیناف ک یه امتیازمونو کم کرد![]()
۵کور بشه چشم هر چی لنگی ک نمیتونه موفقیتامونو ببینه
۶کامنت یادتون نره
۷ب زودی(شاید دو دقیقه دیگه)آپ میکنم

قبل از شروع لیگ برتر هر روزی که از فصل نقل و انتقالات می گذشت در حین همه آمدن هایی که از جنس پایمال شدن غرور هوادار و رفتن هایی که از جنس بی انصافی بود، دنبال یک نوشدارو می گشتم. زمان گذشت. از نوشدارو نا امید گشته و دل خوش به شروع لیگ بودیم که ماجرای کسر یک امتیاز، سوت های اشتباه و گاهی اوقات ناراحتی سید مهدی رحمتی که ناشی از پایمال شدن حق توسط منتقدان، رقیبان و کادرفنی تیم ملی بود به طور کلی آن چشمی را بست که قصد داشت خوش بینانه به این فوتبال نگاه کند اما…
اما هنوز هم هستند کسانی که با واسطه قرار دادن آنها می توان از این فوتبال لذت برد و به دیده خوش به آن نگاه کرد. امسال اکثر این میانجی گرهای فوتبال ایران در استقلال جمع شده اند و یکی از آنها هم سید مهدی رحمتی است. شما غیرت را به غیر از در دستان رحمتی و ساق های حیدری، تیموریان، مجیدی و منتظری کجا جست و جو می کنید؟ در مردی که به قول هواداران آنها اسطوره یک باشگاه تهرانی است اما تیم های لیگ برتر را تفریحی تجربه می کند و حال در تبریز توپ می زند؟ اگر غیرت را کوچک کرده و به شکل سلول سلول درآورده و تعریفی کم از آن ارائه دهیم، می شود: از جان مایه گذاشتن برای پیراهنی که بر تن داری. رحمتی یکی از همان هاست که لااقل معنی حداقلی غیرت را حقیقت داده است و با عکس العمل هایش می گوید هنوز هم می توان امیدی به این فوتبال داشت.
عدم فیکس بودن در تیم ملی کم به وحید طالب لو ضربه نزد. طالب لو ذره ذره از نقطه اوج خود فاصله گرفت و حال تصور کنید سید مهدی رحمتی چه قدرتی دارد که با وجود برتر بودن در ایران و حتی در آسیا در حالی که به تیم ملی دعوت نمی شود، درون دروازه استقلال می ایستد و منتقدان بی انصاف و عده ای قلم به دست خود فروخته، دانستن فرمول های ریاضی، پیش بینی جهت وزش باد و محاسبه سرعت آن را وظیفه سید مهدی رحمتی می دانند. سید مهدی رحمتی آن قدر خوب کار کرده است که آبی ها به گل نخوردن عادت کرده اند و می توان گفت با هر گلی که استقلال دریافت می کند برای هواداران استقلال انگار اتفاق نادری در فوتبال رخ داده است. حال سوال از منتقدان بی انصاف این است که آیا گل هایی که رحمتی دریافت کرده است نشان از ضعف وی داشتند؟ اگر آری آیا غیر از این است کم ضعف ترین و به تعبیری فنی ترین گلر ایران سید مهدی رحمتی است؟
رحمتی زحمت کشیده. بارها به زمین افتاده و بلند شده. سخت است که وقتی بلند شدی و دیگر به پرواز فکر می کنی تو را سنگ بزنند. یکی از دوستان می گفت احسان علیخانی در برنامه پر بیننده ماه عسل ۹۲ به خاطر جمله ای که در سال ۹۰ در یکی از برنامه هایش بیان کرده بود از مردم عذر خواهی کرد. واکنش ها بعد از عذرخواهی در آن برنامه آن طور که در سایت ها نمایان شد خیلی مثبت بوده و مخاطبان هم حرکت علیخانی را نشانی از شجاعت دانستند، زیرا که عده ای حتی آن جمله اشتباه وی را به خاطر نداشتند اما او با عذرخواهی و اعتراف به اشتباهی که انجام داد خود را بزرگ کرد.
سید مهدی رحمتی که خیلی ها عقیده دارند تصمیمش مبنی برکناره گیری از تیم ملی مناسب و به موقع بود با وجود غرور و هواداران بی شماری که دارد، در برنامه پربیننده نود از همه عذرخواهی می کند و کسی نمی گوید چقدر کار او زیباست. اینجا دیگر بحث آبی و قرمز نیست. بحث حق و عدالت وسط می آید که چرا آن یکی با اعتراف به اشتباه بزرگ می شود و دیگری نه! هدف از مثال غیر فوتبالی این است که اگر گاهی پرده تعصب را از پنجره چشم کنار بزنید قضاوتی منطقی خواهیم داشت. آن موقع مشخص می شود که درخواست حق مهدی رحمتی باید به کادر فنی تیم ملی دیکته شود تا بدانند که مطمئن تر از سید، هیچ گلر دیگری لیاقت پوشیدن شماره یک تیم ملی را لا اقل در سال های اخیر نخواهد داشت، مگر آن که به فاصله یک شب تمامی فاصله ها و ضعف های رقیبان کنار برود یا منتقدان غیر منطقی و سایرین به هدف خود یعنی افت روحی رحمتی برسند.
به یقین اشخاص ملاک نیستند ولی زمانی می رسد که فرد می شود مصداق باشگاه. رحمتی حال مصداق باشگاه استقلال است. حق رحمتی را می خورند همانند حقی که از باشگاه استقلال می خورند. سخت است سید مهدی رحمتی برای تیم من حتی در سخت ترین روزها و با به خطر انداختن سلامتی اش بازی کند ولی من از حق او دفاع نکنم. سخت است که او هر دفعه خنده بر لب آبی ها هدیه کند و ما سکوت به او وقتی باید از حقش دفاع کنیم. این حق به اندازه کافی نادیده گرفته شده است و این بار باید کفاشیان و کی روش پاسخ گو باشند. پدرانه برخورد کردن یقینا چیزی که تا به حال دیده ایم، نیست.
وقتی رحمتی از تیم ملی دور شود کوچک هایی مثل رحمان احمدی قدرت مانور در زمین آزادی را پیدا می کنند و در سمتی از زمین به سویی دیگر نگاه کرده و به سید مهدی رحمتی لبخند طعنه آمیز می زنند. میزان را عدل قرار دهید تا همانند گذشته، مرد شماره یک دروازه تیم ملی، قضیه برتر بودن خود را اثبات کند. به پرتغالی بگویید و خودتان هم بترسید از دل سیدی که شکسته شود…
هنوز هم رحمتی ها دلشان به هواداری خوش است که گر چه نتوانست وحید طالب لو را فیکس تیم ملی کند، اما یقینا می تواند سید مهدی رحمتی را به خانه دوم خود یعنی دروازه تیم ملی برگرداند و پیراهن شماره یک ایران را بر تن وی کند، زیرا که غیر از او این لباس بر تن هیچ کس و هیچ کس خوش نمی نشیند. نه گلری اهل حاشیه و نه گلری چندین سال پشت خط مانده و عقده ای شده، لیاقت پوشیدن پیراهن تیم ملی را دارد آن هم وقتی که یک رحمت در فوتبال ایران پرورش یافته برای همین امروزی که درون دروازه تیم ملی قرار بگیرد و در برزیل از این دروازه دفاع کند.
دیگر خیلی شاعرانه اش می شود این که آقایان لطفا باران رحمتی که در آسمان فوتبال ایران بر سر جهنم فوتبال کنونی می بارد را قدرشناس باشید. همین و تمام.