مامان بزرگ خوبم

مامان بزرگ كجايي؟

دارم دق ميكنم از دوريت امروز 25 روزه كه هيچ كي زنگ نميزنه حالمو بپرسه

هيچ كي زنگ نميزنه بگه ((سميرا يه لحظه بيا دم بلوار باهات كار دارم )) منم هي نق بزنم بگم نه مامان بزرگ خسته ام نميام بعد تو با اصرار منو  ميكشوندي در خونتون  ميديدم يه قابلمه غذاي گرم و تازه گذاشتي كنار ميگي دختر بيا اينو ببر تو سر كار ميري حال نداري غذا درست كني

ماماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان بزرگ

اي عزيززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززم

اي اميييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييدم

تو كه محرم اسرارم بودي ، تو كه هزار تا حرف نگفته از من تو دلت داشتي و حرفاي نكفته ات رو فقط به من ميزدي...........................


مامان بزرگ چه شبي بود اون شب آخر چقدر خونه تو بهمون خوش گذشتتتتتتتتتتتت

چند بار به مامانم گفتي : مرضيه چه لوبيا پلويي درست كردي يادگار شد امشب...

مگه ميدونستي شام آخرمونه ؟

مامان بزرگ يادته چند بار گفتي سميرا براي سالگرد ازدواجت چي بخرم؟ حالا روز سالگرد ازدواج من 40 روزه رفتي

اي مامان بزرگ  دلخوشم فقط با يادت مادر

مامان بزرگ تا عمر دارم با غمت ميسوزم مادر

مامان بزرگ يادته بچه بوديم با سمانه ما رو ميبردي خيابون هر موقع حقوق ميگرفتي يه ساندويچ برامون ميخريدي ميرفتيم تو پارك ميخورديم بعد سه تايي به هم قول ميداديم به مامانم نگيم

يادش بخير بچه بوديم بي مناسبت و با مناسبت براي ما كادو مياوردي مدرسه هميشه معلما سر كلاس ميگفتن اين جايزه ها رو مادر بزرگ سميرا سمانه براشون آورده آخه تو خونه دختراي خوبين

تو ما رو بزرگ كردي مامان بزرگ مامان كه همش مدرسه بود تو حق مادري داري به گردن ما

مامان بزرگ حلالم كن به خاطر همه بديهام به خاطر همه لحظه هايي كه دلت ميخواست بيام خونتو نيومدم به خاطر همه چي حلالم كن عزيززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززم

مامان بزرگ تا ابد تو ذهن و دل و روح ما زنده اي هيچ كس تو اين دنيا جاي تو رو نميگيره قلبم گرفته مامان بزرگ ،دارم خفه ميشم از غمت مامان بزرگ آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

واي مامان بزرگ قشنگم تو مثل گل بودي همه زندگيت مثل گل بود حتي صبح رفتنت يخچالم تميز كردي ميدونستي قراره خيلي برات مهمون بياد؟

امسال ماه رمضون گفتي من امسال افطاري ندادم گفتم مامان بزرگ امسال گرمه ايشالا سال ديگه هيج كي افطاري نداده.......مادر 3 روز آخر كلي مهمون داشتي همشم با مرباهايي كه خودت درست كرده بودي و گردوهايي كه خودت مغز كرده بودي افطار كردن و يه دنيا اشك ريختن سر سفره ات

مامان بزرگ كسي نبود كه واسه مراسمت نگه آخ ناهيد خانم خيلييييييييييييي   حيف بود همه ميگفتن چه خانمي بود

مامان بزرگ تو زن نبودي مرد بودي به خدا مردونه زندگي كرده بودي 4 تا پسر يتيم بزرگ كردن تو سن 20 سالگي بيوه شدن و از بچگي بي مادري كشيدن آسون نبود به خدا .......آخ بميرم براي اون گلوت كه هميشه پر بغض بود مامان بزرگم

خدا ديد زندگيت خيلي سخت بوده مرگ آسون بهت داد كه همه حسرت رفتنت رو بخورن ...آخه تو چقدر با ملاحظه بودي مامان بزرگ يه روزم به هيچ كي زحمت ندادي مثل گل رفتي مثل گل مثل گل مثل گل

آخ مامان بزرگ ديدي چقدر غر ميزدم ميگفتم مامان بزر اينقدر نرو سر خاك مگه اونجا پاركه ؟ حالا كچايي ببيني هر پنج شنبه بي قرارم واسه سر خاك ....آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ مامان بزرگ

آخ عزيزمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

مامان بزرگ خوبم چه دوستي بودي برام عزيزززززززززززززززززززززززززززززززم  اي رفيق بي شيله پيله ام

اي مامان بزرگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

ايشالا كه تو باغ بهشت منزلت باشه يه خونه پر از نور و پر ازگل ....آخه تو عاشق نور و گل بودي ...مثل گلم زود پر پر شدي

آروم جونم بودي تو عشقم بودي جونم بودي نفسم بودي.....................

تو رو خدا بيا تو خوابم بيا مادرم بيا تو خوابم تو رو خداااااااااااااااااا  بذار تو رويا ببينمت مامان بزرگ

بهترين شب زندگيم

سلام با يه دنيا عشق به همه دوستاي خوبم

گفته بودم پست بعدي رو توخونه خودمون ميذارم .....يه خونه رويايي كه هميشه آرزوشو داشتم ...يه خونه پر از مهربوني و گرمي با وجود امير حسين ...

امشب داشتم لباسمو اتو ميكردم كه زود برم بخوابم و فردا برم سر كار كه امير بهم گفت برات يه سورپرايز دارم سميرا...

واي كه من چقدرررررررررررررر  خوشحال شدم از  كاري كه كرد .

راستش ماجرا از اين قراره كه شب عروسي ما بعد از كلي آهنگاي شاد كه گروه موزيك برامون خوند بعد از اينكه از تالار برگشتيم و كلي رقصيديم و همه خسته شده بودن ، خواننده گفت حالا يه آهنگ رو ميخوام مخصوص واسه عروس و داماد بخونم ....خوب همه انتظار يه آهنگ شاد داشتن  ولي بر عكس انتظار همه شروع كرد يه آهنگ غمگين رو خوند كه فوق العااااااااااااااااده فوق العاااااااااااااااده  به من چسبيد و خيلي قشنگ بود و من همونجا اشكم دراومد و موزيك آهنگشو قطع كردو همه مهمونا اعتراض كردن كه چرا اشكشون رو درمياري در حالي كه همه داشتن حال ميكردن  و البته خيلي ها هم گريه ميكردن ...

از اون شب هر چي فكر ميكرديم اون آهنگ چي بود يادمون نميومد هيج  كي هم از اون يه تيكه فيلمي به ما نداده بود ، فيلم اصلي هم كه هنوز به دست ما نرسيده ....خلاصه سورپرايز امير امشب واسه من پيدا كردن اين آهنگ از اينترنت بود وقتي برام گذاشتش تمام خاطره شب عروسيمون برام زنده شد و دوباره اشكم سرازير شد .....

خدايا شكرتتتتتت  كه يه سقف بالاي سر من و اميره .....خدايا شكرت كه دارمش .....خدايا........

متن اين شعرو ميذارم اينجا كد آهنگش هم پيدا ميكنم ميذارم تو وبلاگم شايد شما هم مثل من از شنيدنش لذت ببريد ...

براي من اين آهنگ يك دنيااااااااااااااا  خاطرست ....پر از شادي و غم .....

متن اين آهنگ فوق العاده خاطره انگيز رو تقديم ميكنم به اميرحسين ، همسر خوبم ، عشقم ، شراب كهنه ام .....

الهي بميرم اگه بازببينم غمي توي چشمات

الهي كه باشه براي دل من تمومي دردات 

الهي بميرم واسه اون نگاهت كه اينقد نجيبه

الهي بميرم واسه اشك چشمات كه خيلي غريبه 

بميرم الهي واسه تو ، واسه تو ، تو كه گريه كردي

تو كه لحظه لحظه ، تموم غما رو با من سر مي كردي

ديگه گريه بس كن، بذاز واسه من تموم غماتو

بذار واسه من ، كه طاغت ندارم ببينم چشاتو




1 هفته مونده به عروسی

همش 1 هفته باقی مونده  ...خیلیییییییییییی  کارها زیاد بود اما بالاخره تموم شد تا دو روز پیش حتی خونه پیدا نکرده بودیم دیگه خیلی نا امید شده بودم که واقعاااااااااااااا  معجزه شد یه اتفاقای خیلی خیلی خوبی افتاد نمیدونم چی بگم نمیدونم از خدا تشکر کنم  یا ازش معذرت خواهی کنم چون خیلی بهش غر زدم ......نمیدونم چرا خدا تا دقیقه 90 ما رو چلوند اما یه دفه همه درهاشو با هم باز کرد


خدای عزیزم دوست دارم تا حالا خیلی معجزتو دیده بودم اما اینقدر کم طاقت شده بودم که مرتب نا شکری کردم ولی تو بازم شرمندم کردی همه چیزو باهم درست کردی خداااااااای مهربونم خیلی حال دادی واقعا ممنونتم


از دوستای خوب و عزیزم که انرژی مثبت برام فرستادن با تلفن و اس ام اس و نظر تو وبلاگ خیلییییییییی  ممنونم بازم محتاج دعاتونم که جشنمون هم به خوبی برگزار بشه خیلی براش زحمت کشیدیم به دعای خیرتون نیاز دارم واقعا

ایشالا پست بعدی رو تو خونه خودمون میذارم خونه ای که این همه منتظرش بودم .......


خدایا شونه هاتومیخوام ....

خدایا فقط تو رو دارم و جز تو پشت و پناهی ندارم .....خدایا خودت میدونی کم طاغت و کم ظرفیتم ...

خدایا فقط تو باید بخوای که بشه  اگه تونخوای هیچی ممکن نیست ....

خدایا یه کاریش بکن ..میدونم که هستی ...خدایا خودتو به من نشون بده ...خواهش میکنم خدا

دلتنگی من واسه خواهر زاده نازم

 

دو روزه که خواهرم اینا رفتن سفر ..جدا از اینکه دلم واسه خواهرم تنگ شده  ولی دلم واسه این وروجک پر میزنه چه جوری ...یه تیکه از دل منم کنده با خودش برده

ایشالا همه مسافرا سلامت به خونه هاشون برگردن

اینم عکسای جدید عشق خاله ..امیر حسین نازم

 

روز مادر مبارک

مامان خوبم خیلی دوستت دارم ...

مامان مهربونم میدونم که قدرتو نمیدونم تا خودم یه روزی مادر بشم ......

مامان عزیزم تو این دنیا هیچ کس مثل تو منو دوست نداره هیچ کس مثل تونمیتونه اینقدر بی منت به من محبت کنه ..هیچ کس مثل تو اینقدر زود منو نمیبخشه به خاطر اشتباهاتم ....

مامان گلم از صمیم قلب و عاشقانه دوستت دارم امیدوارم همیشه تنت سالم باشه ....

مامان ماهم به خاطر همه خوبیهات فداکاریهات و عشق بی دریغی که به پای ما میریزی ازت ممنونم

خدا کنه دختر خوبی برات باشم .....خیلی دوستت دارم مامان

دعا برای یک دوست

 

امیدوارم هیچ آدمی تو این دنیا مریضی پدر و مادرش رو ندیده باشه

روزایی که بابای عزیزم قلب نازنینش مشکل دار شد و بعد از یه جریانات خیلییییی سخت کار به عمل جراحی رسید  خدا میدونه که من و سمانه و مامانم چه حال و روزی داشتیم  . دلم میخواست سینه نازنین بابام رو خودم ببوسم قلبش رو دو دسته تو دستام بگیرم و بگم تو رو خدا آروم باش  ، تو رو خدا مرتب کار کن ........

خواهر طفلکم روزای آخر حاملگیشو میگذروند و همون روزا بابام قرار شد عمل باز قلب انجام بده ، فقط خدا خودش میدونه که اون روز به ماها چی گذشت .

روزی که اون برگه عمل رو دادن به من کع به عنوان فرزندش امضا کنم ،....خدایاااااااااااااااا  من نمیدونم چه جوری دوباره ازت تشکر کنم که بابام رو بهم برگردوندی

توی همون روزا یه دوست نازنین که همکلاسی روزهای دانشگاهم بود مرتب بهم زنگ میزد و اس ام اس میداد مرتب امیدواری میداد ، همش میگفت سمیرا توکل به خدا کن من مطمعنم بابات بر میگرده ...

خانم علیزاده از بهترین دوستای دوره ارشد بود توی دانشگاه برام که خیلی چیزا ازش یاد گرفتم ، حالا همین دوست نازنینم چند روز پیش اس ام اس داد که سمیرا بابام تصادف کرده و ۱ هفته هست که بیهوشه تو رو خدا دعاش کن ....

امروز دو هفته از اون اس ام اس میگذره و بابای نازنینش هنوز تو کماست ....

امروز بهم اس ام اس داد سمیرا فردا شهادت حضرت فاطمه هست تو رو خدا فراموش نکن بابامو

تو رو خدا هر کی این مطلبو میخونه واسه سلامتی بابای دوستم دعا کنه یه صلوات بفرسته برای سلامتیش ممنونم از همتون

حواسمون باشه ...

حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که

روی اون ((ها )) کنیم بعد با انگشت قلب بکشیم

بعد وایسیم آب شدنش روتماشا کنیم و کیف کنیم !!!!

رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی

باید مردونه پاش وایستی ....

نزدیک شدن به عروسی ........

 

امسال بالاخره اگه خدا بخواد ما عروسی میکنیم .....

شدیدا درگیر کارها شدیم هر روز میریم آتلیه و تالار و ....میبینیم  وقتایی هم که خونه هستم پای نتم همش دارم در مورد عروسی و بند و بساطش سرچ میکنم

دیروز یه آتلیه رفتیم که میگفت یه کلیپ براتون میسازم دو مییلیون فقط هزینه کلیپ میشه جدا از آلبوم و فیلم و اینا ...هر کلیپ هم یه داستان داره یکیش جریانش اینه که یه چراغ جادو داریم  و یه غول چراغ ازش بیرون میاد و .....امیرم همش میگفت حتما غول چراغم منم دیگه ......خلاصه کلی خندیدیم به این سوژه ..

ما کلا کلیپ نمیخواییم ولی این داستانایی که واسه ساخت کلیپ ها استفاده میکنن خیلی با مزست

یکی دیگه از کلیپ ها که ۳۰۰ تومن میشد این بود که عروس داره با دوچرخه توی جاده میره که دوچرخه پنچر میشه و خلاصه دختره حسابی کلافه میشه که یه ماشین ویییییییژ رد میشه توی اون ماشین شادوماد بوده ............دیگه خودتون بقیه داستان رو حدس بزنید ......

خلاصه داستانیه این کارای عروسی واسه خودش ...

ولی خیلی مزه میده احساس می کنم یه روزی دلم خیلی واسه این روزامون تنگ میشه ..

از خدا میخوام همه دختر پسرا خوشبخت و عاقبت بخیر بشن هر دختری با هزار امید و آرزو پا تو خونه بخت میذاره هر پسری هم واسه این ازدواج میکنه که به آرامش و استقلال برسه ...از خدا میخوام همه دختر پسرای روی کره زمین خوشبخت بشن

بوی بهار  ....

چقدر بهار نزدیک شده .....

اسفندماه که از راه میرسه انگار همه یه حال و حوصله دیگه پیدا میکنن .انگار قراره یه اتفاق خاصی بیفته  که این همه مردم به تکاپو میفتن ....

همیشه عاشق اسفند ماه و شلوغیاش بودم یعنی اصلا  شلوغی اسفند و جنب و جوش مردم رو بیشتر از خود عید دوست دارم ...بچه هم که بودم ۵ شنبه ها رو بیشتر از خود جمعه ها دوست داشتم  روز جمعه عصرش که میشد دلم خیلی میگرفت الانم همینجوریم ....

خلاصه الان یه وقتی از ساله که من خیلی باهاش حال می کنم . همه دارن میدو ند فقط ...انگار یه مسابقه شروع شده که  لحظه سال تحویل خط پایان این مسابقه میشه  دیگه همه آروم میشن .

عید برای همه مردم یه هیجان دیگه داره ...این روزا که میرم بیرون و ماهی گلی ها رو میبینم هم خیلی خوشحالم هم دلم واسه اون طفلکا میسوزه که تو اون هوای سرد میارنشون که ما بخریمشون

امیر میگه چه حرفایی میزنی اینا که سردشون نمیشه خونسردن ُ تو از بس خودت سرمایی هستی به اینا فکر میکنی که سردشونه  ......بوی  عود و شمع و هفت سین و خلاصه بند وبساط عید همیشه حالمو خوب میکنه

عجیب ترین لحظه زندگیم لحظه تحویل ساله ....یه شادی بزرگ و یه غم بزرگ تو دلمه ....درست لحظه ای که مرگ و تولد با هم ادغام میشه ...یه سالی میره و میمیره که سال بعدی متولد بشه ... نمیدونم یه سال جوانتر میشم یا پیرتر ......

اما امسال  لحظه سال تحویل چی از خدا بخوام ؟ .......من مطمعنم که امسال لحظه سال تحویل دلم پیش زهراست ..پیش دوستی که هیچ وقت ندیدمش اما غصه انار دختر نازش رو محاله از یاد ببرم .....امسال دلم پیش دوستاییه که چند ساله منتظر نی نی هستن و هر روز میان تو سایت از گریه ها و غصه هاشون میگن .....امسال دلم پیش عاطفه  است که در نبودباباش چقدر اشک میریزه موقع تحویل سال .........دلم پیش نفسه که این دم عیدی با اون وضعیت مجروح شده خداااااااااااااا........

دلم پیش اون دختر بچه معصوم و عقب مانده ایه که با پدرش اومده بود کفش بخره باباش خیلی با حوصله ازش میپرسید عزیزم کدوم رنگشو میخوای سفیده یا قرمزه؟ فروشنده اصرار میکرد قرمزو ببر اما دختر بچه معصوم با اون چهره نازو بی گناهش گفت سفیدشو بابای مهربون هم سفیدشو خرید ....خدااااااااااااااااااااااا  چراااااااااااااااااااااا؟

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا  تو رو به بزرگیت قسم همه بچه ها رو سالم نگه دار ای خدا دل هیچ پدر مادری رو داغدار نکن ...خدایا اگه قراره یه دختر معصوم رو اونجوری مریض خلق کنی اصلا خلق نکن قربون بزرگیت بشم من الهی

خدا جونم دم عیدی چقدر سر تو هم شلوغه لحظه سال تحویل کجایی ؟ پیش زهرا ؟ پیش عاطفه ؟ پیش یگانه ؟ پیش نفس ؟ پیش بچه های تو بیمارستان ؟ پیش غریبها ؟ یا اینکه با انار و سام و فرشته های بهشتی می خوای ۷ سین بچینی ؟.......خدایا میدونم که هر جا هستی یه سری هم به من میزنی ...خدایا کمکم کن امسال آدم باشم