دوست
HoMe| ♥ |eMaiL| ♥ |Profile| ♥ |Design| ♥ |Archive
امیدوارم حالتون خوب و زندگیتان سرشار از دقایق شیرین باشه میخواستم خدمت دوستای گلم عرض کنم که زین پس مطالبی که با "دنیایی زیر قلمم راه میرود"بروز میشه از خودمه که تو اون حرف دلم رو مینویسم از انتقاد ناراحت نمیشم از راهنماییتون خیلی خوشحال میشم اینا حرف دلمه و امیدوارم مورد پسند قرار بگیره "دنیایی زیر قلمم راه میرود" "این قلم" چه غمگین می نویسد این قلم چه بی تاب نوشتن شد ازم حسی درون خود ندارد نمی دانم چگونه که مشغول نوشتن شد "این قلم" سلام به همه ی دوستانی که یه زمانی خاطرات بسیار شیرینی با هم داشتیم ولی حیف که زمان و مشکلات اقتصادی همه رو از هم دور کرد.البته تکنولوژی ( فیس بوک.اینستاگرام.واتساپ.تلگرام.و...)هم بی تاثیر نبود. اومدم تا خاطره ی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ رو به یادگار بزارم.اره همین چند روز قبل.حوالی ساعت ۱۱ و ۲۵ دقیقه بود که از در اتاق عمل خانوم پرستار باصدای بلند گفت همراه خانوم گرجی زاده.یه لحظه نفسم و حبس کردم و آروم گفتم منم. خانو پرستار یه نگاهی انداخت و گفت پدر بچه میشین؟ گفتم آره گفت:خانوم وبچه ات هر دو سالمن با خوشحالی گفتم ممنون.فقط میتونم بچه ام رو ببینم گفت یه چند لحظه صبر کن بعد از دقایقی پسر گلم رو آوردن یه لحظه دیدمش و بردن. چه لذتی داره وقتی عزیزترین کس زندگیتو میبینی.یه حسی بهت میگه دیگه لطف خدا در حقت کامل شد این مطب بعدا ویرایش و تکمیل میگردد فاطیمای عزیزم سلام علیکم سلام به تو ای جگر گوشه ی بابا فاطیمای عزیزم تو امروز امدی و وجودم را دگرگون کردی 18 رمضان : امدی تا بگویی که اگر ان روزگاران بی وفا بودی با دستان کوچکت پیاله ی شیر را به دست علی(ع) میرساندی. سه شنبه؟؟؟ عزیزم میگویند اگر بتوان به سرعت نور رسید زمان متوقف میشود,میگویند تمام علوم فیزیکی دنیا زیر سوال میرود کاش تکنولوژی وجود نداشت, کاش کاغذ و قلمی کنارم بود,تا میتوانستم یادگاری از این لحظه برایت داشته باشم دوست داشتم وقتی این نوشته را میخوانی روی برگه ی کاغذی باشد عشقم میدانی 9 ماه برایت لحظه شماری کرده ایم اری لحظه شماری کردیم,من و مادرت میگویند تا وقتی صدای گریه ای میشنوی ناخداگاه گریه ات میگیرد,بغض میکنی,سنگدل هم باشی ناراحت میشوی. عزیز جانم شنیده ای که نمیتوان قدرت خدا رو وصف کرد اری ن ا ت و ا ن ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چه احساسی دارم __ناتوان از بیان حقایق خلقتت__ راستی از خلقتت گفتم خدایا شکر ___خدایا ! شکرت___ خدایا از تو متشکرم که جهانی متحول و زیبا برایم رقم زدی و عشق : نصیحت بابایی برای جگر گوشه ام: بابایی دو تا نصیحت از 2بزرگ تاریخ بشریت برات دارم پس : و سر انجام دعای بابا برای عزیز دلم: عزیز بابا امیدوارم سبد زندگی ات همیشه *فاطیمای عزیزم تولدت مبارک* فاطیما جون تاریخ : 1396.3.23 مجید اسدالله پور پایان..
یادم میاد تو اون لحظه ی تولد عزیز دلبندم (دختر نازم)ناخوداگاه دستم به قلم رفت و ان شب را به یادگار روی صفحه ی گوشیم حک کردم.تا روزی عزیز دلبندم انرا با اشتیاق بخواند زیبا ترین لحظه ی زندگی ام بود که در 1396/3/23 رخ داد زندگی با تمام تلخی و شیرینی اش بسیار لذت بخش است به زودی این متن رو تو وبم میزارم دیوار چه زیبا تکیه گاهی برای عشق و رسیدن دیوار: چه زشته مثل سدی واسه دوری وجدایی دیوار: واژه ای شیرین وتلخه تکیه گاهی ، مثل سد دیوار همنفس اگه بگی دوستم داری میگم یه عالمه رفتن تو اشک چشو در میاره بیا عزیزم دله من از دوریت کم میاره تو که دنیایه منی بیا دستامو بگیر تا به عشقم برسم وای خدا میشه...؟ وای خدا میشه دلم همیشه شاد شه غصه و غم ازم دور شه دلم از غم آزاد شه وای خدا میشه خنده رو لب بشکوفه هر روز برا دیدن من قند تو دلش آب شه وای خدا میشه احساس شادی بکنم برای عشقم بتونم یه جشن تو این حوالی بکنم وای خدا میشه دستم تو دست اون باشه برای تا ابد عشقم تو قلبش جابشه وای خدا میشه هر روز کنار هم باشیم صبح ها با گفتن عزیز من، از خواب پاشیم وای خدا میشه فقط تو شادی های هم فقط بگیم دوست دارم فقط همین، نه بیش نه کم وای خدا میشه زندگیمون سر بگیره بهش بگم دوسش دارم از شادی اون پر بگیره وای خدا میشه هیچوقت غمی روی دلها جا نکنه وقتی که غم اومد پیشم کسی در رو وا نکنه وای خدا میشه اشکهای شوق رو گونه ها فریاد شادی پر بشه رو پشت بوم خونه ها وای خدا میشه آفتاب باشه تو آسمون برا دیدن خوشی هامون وای خدا میشه مهمون بیاد به خونمون صدای شادیمون،تابرسه به کهکشون وای خدا میشه شبها ستاره دار نشه ما ها بشیم ستاره های آسمون وای خدا میشه با هم تو قاب عکس باشیم کنار هم ،با خنده ای بدون مکس باشیم وای خدا میشه...؟ من هنوز دوست دارم
می دونم رفتنت از سر چی بود
می دونم قلبت با اون یکی بود
می دونم قلب منو بی اختیار شکوندی
می دونم رفتی کجا ، پیشم نموندی
می دونم عشق تو عشقی پاک بود
می دونم عاشق تو، عشقش سراب بود
می دونم توی دلت داشتی براش میمردی
می دونم بی اختیار قلبتو به اون سپردی
می دونم بدون اون خوشی ها بی اثر بود
می دونم آخر راه،برات عاشقی بی ثمر بود
می دونم تنهات گذاشت ، با یکی آشنا شد
می دونم خیلی راحت ، اون از تو جدا شد
می دونم مریض شدی دلت شکست
می دونم گریه اومد رو گونه هات نشست
می دونم چه ها گذشت ، وقتی که از تو دور شد
می دونم بسکه اشک ریختی چشمات کور شد
می دونم ساده به سادگیت باختی
می دونم توی دلت یه کوه غم ساختی
می دونم ...
می دونم ...
یادته...؟
می دونی چه ها به من گذشت؟
می دونی چی رو دلم نشست؟
می دونی عشق من هم پاک بود؟
می دونی عشق تو هم سراب بود؟
می دونی به سادگیم باختم؟
می دونی از تو برا خودم یه بت ساخته بودم؟
می دونی بی تو داشتم میمردم؟
می دونی داشتم اینو برات می خوندم؟
می دونی چشمامو به راه دوختم؟
می دونی از ته قلب سوختم؟
می دونی وقتی گفتی خداحافظ ، به من چه ها شد؟
می دونی دوری من برات عزا شد؟
می دونی آه من دامنت گرفت؟
می دونی خدا عشق رو از دلت گرفت؟
می دونم تنها شدی بی هم نفس
من هنوز دوست دارم
بیا به داد من برس بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
رو صندلی چوبی
نشستی با غروری
که توی چشمای تو
می بینم حس دوری
بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
خنده ی تلخ لبت
اون احساس،با من کمت
جلوه ی دوری تو
خنده ی زوری تو
تاب توان گرفته
قلب منو شکونده
بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
من به تو دل بستم
قلب همه شکستم
همه ازمن بیزار شدند
در فکر آزار شدند
بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
دل من چه بی قراره
قلب تو تیره وتاره
بی تو من شدم آواره
گفتی بی خیال دوباره
بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
قلب منو شکوندی
الهی خدا قلبت رو بشکنه
راه دوری این نبوده
رسم مردم آزاری این نبوده
بگو،بگو
بگو اگه دلت جای دیگه است
عشق من
قلب منه
که زیر پاته
برو ول کن بی خیال
برو از زندگی من
منوتنها بزار تنهام تنهام برای تو تنهام تو این خونه هر کی بشه عاشق تنها نمی مونه تنها با یه رویا تنهام تو این دنیا آروم و اهسته تنهام ، بیا اینجا تنهام به عشق تو تنهای غمگینم تو دوری از من با تنهایی می میرم با تنهایی من ماندم قصری از غم ساختم تو بی خیالم شو تنها نمی مونم روزای من سرده غمگین وتنهایم دوری ز من، اما قلبم پر درده عکست توی دستم آهسته می گریم از دور و برم خسته ام آهسته می گویم نیستی کنار من تنهای تنهایم باشد توی قلبت یک ذره ای احساس سوی تو می آیم اینجام ببین ... اینجام ، ببین سردم اینجام ،پر دردم تو دور بودی از عشق من عاشقت کردم اینجام ، پر افسوس اینجام ، پر حسرت تو لبریز غم بودی من آرومت کردم اینجام ، پر اشکم اینجام ، پر آهم غمگین بودی از دنیا من شادت کردم اینجام ، ببین تنهام اینجام ببین غمگین بودی تو تنها من آشنات کردم اینجام پر نفرین اینجام پر نفرت تو بی وفا بودی من باورت کردم اینجام پر غصه اینجام رسید مرگم دلت پر بود ز غصه من آرومت کردم اینجام پر یأسم اینجام نومید نومیدت برو با هر کی دلت خواست خدا به امیدت توی ظلمت خیابون دغدغه اونقدر مخم پیچ وتاب می خورد انگار نشسته با غصه ها تاب می خورد گویی تشنه ای که سراب می خورد آستینم همچون آهویی که در برکه آب می خورد همچون سمباده روی قلب من ساب می خورد مثل فقیر گرسنه ای که شامش را ،در خواب میخورد وای خدایا... بی خیال من نشسته وو ، شراب ناب میخورد انگار نه انگار،که در وجودش هیچ تکانی،آب می خورد هیچ تکانی آب میخورد برو آرزو دارم بمیرم دیگه چشماتو نبینم حس خیلی عجیبیست دیگه از تو من بریدم اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد من دیگه از تو بریدم به اخر خطم رسیدم دیگه دیره فرصتی نیست دیگه از دستت پریدم اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد بی خیالم برو خوش باش برو با هر کی دلت خواست اره حتما همینه اون بیشتر از من تو رو می خواست اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد بی خیالم برو،ولی اینو بدون دیگه از دستت پریدم دیگه فرصتی نمونده دیگه بسه ،زجری که از تو من کشیدم برو شاید بتونه خوشبختت کنه آرزوی قلبیمه،که اون سپید بختت کنه اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد داری میری یادت باشه اگه روزی دیدی منو اصلا به این فکر نکنی بخوای صدا کنی منو اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد برو داره میاد نمیخوام ببینه باهات منو بدبین میشه نسبت به تو اونی که،هر روز بهت میگه i lave you اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد برو اشکام داره میاد نمی خوام اشکامو ببینی نمی خوام حتی یه لحظه دیگه هیچ غمی ببینی اون دوتا چشم سیاهت اون صورت مثل ماهت اون پریشون خاطریت،تنهایی هات بود که گولم زد فریبم داد حسین جانم ببین دنیا چه غمگین وملول است حسین جانم ببین انسان چقدر از تو خجول است حسین جانم ببین ماتم گرفته عرش را یکی زینت زده در خانه ی خود فرش را حسین جانم ببین فقر وجودت آشکار است هنوز عطر وجودت پایدار است؟ حسین جانم زمین ماتم سرا شد نمیدانم برایت کربلا چه ها شد حسین جانم صداقت کذب محض شد دروغ و دزدی و ریا هموزن ارز شد حسین جانم زمین هم شرم دارد ببین دنیا یکی رو کم دارد حسین جانم ببین بارون گرفته خدا با مردم دنیا ...چقدر اسون گرفته حسین جانم ببین مردم به دنیا باختن ببین زندگی رو چقدر سخت ساختن حسین جانم تو رفتی ، رفت خوبی سرشت انسان هم شد چوبی نه احساس و نه عشق و نه علاقه کلک ، نیرنگ و دزدی شد وصیقه حسین جانم ببین درمان دردی برای درد دل کی بر میگردی؟ حسین جانم تو دریابم به مولا به امید دیدارت اونور دنیا حسین جانم ببین جانم به قربان شده پایان حرفم ولی هست اشک تو ی چشمام ای آفتاب امشب را بر من بتاب ای آفتاب امشب را بر من بتاب دیریست که تاب دوری ندارم غصه می خورم ... سنگ صبوری ندارم دیگر ماه همنوای من در شب نیست هم غصه و آشنای من در شب نیست انگار غریبه ایست با من دیگر امیدی به دیدنش در شب نیست بی رمق شدم ... در سینه جانی ندارم امیدی به بودن ستاره در شب بارانی ندارم ای آفتاب ... ای آفتاب ... ای آفتاب ... امشب را برمن بتاب در شب تاریک زندگی ام نوری ندارم جزء نور تاریکی من امیدی ندارم انگار زمین وزمانه بیزاری جست زمن امیدی به دور وبر وزندگیم ندارم من در سیاهی آموختم زندگی را به فردای روشن امیدی ندارم ای آفتاب امشب را بر من بتاب دیریست که تاب دوری ندارم غصه می خورم ... سنگ صبوری ندارم شاعر نیستم ولی بخاطر دست خطم که یه کم .... واسه همین یه شعر گفتم البته من چپ دستم واز لحاظ روانشناسی قابل توجیه میشه دست خط رو به باهوشی چپ دست ها نادیده گرفت شعرم با این عنوان:روزی که دست خطم بر من می خندد روزی که دست خطم بر من می خندد می نویسم جملات را کج وکوج آنقدر زشت که حتی باد پنکه دفترم را می بندد از سر صبر ارام می نویسم "ای دوست من" دوست هم بر خط من می خندد می گیرم قلم را توی دست چپم روی سنگ پله ی همسایه می نشینم خم می شوم روی کاغذ تا نفهمند از زشتی خطم آن پیرمرد بی سواد روبه روی خانه هم می خندد می نویسم سرمشق توی دفتر واسه کودک پیش دبستانی آن کودک شش ساله هم می خندد نمی دانم کی،کجا و چگونه دید مرا دختر همسایه ی کوچه به کوچه هم می خندد دیگر نگو از کلاس و دبیر و معلم آن دبیر شوخ انشاء که می بندد به ناف بچه ها خنده هم می خندد بی زار گشتم از دفتر و قلم آن زشت خط دانشجو هم می خندد وای باز هم بد نوشتم کاغذی مچاله و رفت توی سطل آشغال آن رفته گر سر کوچه هم می خندد لول کرد کاغذ داخل سطل زبالمون را آن معتاد توی کوچه بعد نئشه گی حتی آن معتاد توی کوچه هم می خندد روزی که دست خطم بر من می خندد .......................... خداحافظ برای تو چه آسان بود ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت خداحافظ ای محبوب قلب ها خداحافظ ای مقدس خداحافظ ای بینهایت خوب من اهنگ وب مخصوص این پسته یک - به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجند. دو- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده. سه - این سه میم را همواره دنبال کن ـ1ـ محبت و احترام به خود را ـ2ـ محبت به همگان را ـ3ـ و مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای چهار - به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می جویی گاه یک شانس بزرگ است. پنج - اگر می خواهی قواعد بازی را عوض کنی اول قواعد را بیاموز. شش - به خاطر یک مشاجرۀ کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده هفت - وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده ای، گامهایی را پیاپی برای رفت آن خطا بردار... هشت - بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران نه - چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها وا نده. ده - به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترین پاسخ است. یازده - شرافتمندانه زندگی کن که هر گاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی... دوازده - زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است. سیزده - در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می کنی و از او گلایه داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه های قدیم نگیر. چهارده - دانش خود را با دیگران در میان گذار...... این تنها راه جاودانگی است پانزده - با دنیا و زندگی زمینی بر سر مهر باش شانزده ـ سالی یک بار جایی برو که تا کنون هرگز نرفته ای هفده ـ بدان که بهترین ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد. هجده ـ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه را از دست داده ای که چنین را به دست آورده ای. نوزده ـ در عشق و آشپزی جسورانه دل را به دریا بزن با عرض پوزش از دوستایی که به وبم سر میزنن ونظر میدن الان حدود چندین ماهه که نمیتونم واسه وبلاگهایی که نظردهی اونا به شکل میهن بلاگ هستش نظر بدم از دوستای گلم معذرت میخوام میام به وبتون سر میزنم ولی نمیتونم نظر بدم اگه میدونید راهنمایی ام کنید بخصوص از دوستای گلم محسن فنائی و ایتک که همیشه به یادمون هستن تشکر میکنم مطمئن باشید هر بار که به نت میام به وبهای دوقلوهای افسانه ای ،دختران استقلالی و... سر میزنم رفیق بدرقه سفر روشن خانم رو هم سر زدم ولی نتونستم نظرمو بزارم با تشکر طالب شنبه ۱۱ شهریور سال ۱۳۸۵ بود که گلی بنام امیرعلی متولد شد. شاید باورتون نشه ولی اون روز بهترین روز زندگیم بود روزی بود که من دایی شدم امیرعلی معصومی کودکی زیبا،جذاب،شیرین و با استعداد و بانمکه هرچی ازش بگم کم گفتم ۱۱شهریور هر سال روز بسیار خوبی برای ما هست امسالم ۱۱ شهریور مصادف با شنبه ای شده که خودش تو این روز از هفته به دنیا اومده امیرعلی جون تولدت مو با رک اینم چندتا عکس ازامیر علی جونم اینم یه کیک تولد اینترنتی: حالا مونده هدیه ی اینترنتیش واییییییییییییی خدایا دیویست سال نگه هش دار ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ت و ل د ت م و ب ا ک دوست همه کس دوست هیچکس نیست. ارسطو دوستی چه موهبت گرانبهایی است که هیچ چیز با آن لاف برابری نتواند زد.هوراس دوستی با افراد بد مانند سایه بامدادی است که در هر ساعت رو به کاهش میگذارد؛ دوستی با افراد نیک مانند سایه عصر است که تا غروب آفتاب رو به افزایش میگذارد. هردر بود آينه دوست را مرد دوست// نمايد بدو هرچه زشت و نکوست دوست بداريد تا شما را دوست بدارند. سنت دوستان حقيقي اگر از ديده بروند از دل نخواهند رفت.سيسرون در انتخاب دوست شتاب مورز و به تعجیل از آنان روی مگردان. سولون بي دوست زندگاني ذوقي چنان ندارد زينت منزل دوستاني هستند كه به آنجا رفت و آمد دارند. سعدي دوستی ازدواج دو روح است و در آن متارکه و طلاق جایز نیست.ولتر دوست مثل درشكه در روز باراني كمياب است. ولتر به دوستی که بعد از عشق بین دو نفر حکمفرما میشود باید عقیده داشت.الكساندر دوما دوستي مثل اسناد كهنه است قدمت تاريخ آنرا قيمتي تر ميكند. گوته یگانه راه دوست پیدا کردن این است که اول خودمان اظهار دوستی کنیم.امرسون نهال دوستي واقعا آهسته رشد ميكند. ژرژ واشنگون درضمیر ما نمیگنجد به غیر دوست کس// هر دو عالم دشمن ما باد و ما را دوست بس داشتن یک دوست حقیقی از همه چیز گرانبهاتر است و کمتر کسی هم در صدد به دست آوردنش میباشد.فرانسوا لارشفوکو مرا اندكي دوست بدار ولي طولاني . كريستوفرمارلو بهترین و حقیقیترین دوستانم از تهی دستانند، توانگران از دوستی چیزی نمیدانند. اماديوس موتزارت دردهای دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است. علی شریعتی اگر هر کس همه کس را دوست میداشت همه کس صاحب دنیا میشد. فرديش شيلر من در جهان يك دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون دوست آنست کو معایب دوست// همچو آیینه روبرو گوید// نه که چون شانه با هزار زبان// در قفا رفته موبهمو گوید.. نشاني دهلوي اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابیندرانات تاگور بگذار که دوستی کم کم به اوج خود برسد، اگر این رسیدن برقآسا باشد ناگهان از نفس میافتد و متوقف میشود. ولتر رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران براي اينكه دوست بيابي بايد خود را لايق و آماده دوستي بار بياري . مورا همانطور که عشقهای حقیقی کمیاب است دوستیهای حقیقی نیز کمیاب است. هر قدر کسی را بیشتر دوست داشته باشید کمتر مغرورش کنید. مولیر آنچه مردم، دوستی میخوانند چیزی غیر از نفع شخصی نیست، دوستی خودپرستی انسان است که میخواهد از دیگران به نوع دوستی متمتع گردد. فرانسوا لارشفو كو تا انسان دوست نداشته باشد نميفهمد . لامارتين دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند دوستی نعمت گرانبهایی است، خوشبختی را دوبرابر میکند و بدبختی را تخفیف میدهد.ويليام شكسپير دوست داشتن انسانها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی دیگری است. اسکات پک روشنایی دوستی به نور فسفر ماند که چون پیرامون ما تاریک شود، روشنی آن آشکار گردد عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری در جهت ارتقای رشد دومی. اسکات پک بهترین دوستان من کسانی هستند که پیشانی و ابروهای آنها باز است. ويكتور هوگو از بس که مهر دوست به دل جا گرفته است// جایی برای کینهٔ دشمن نمانده است.اظهري كرماني انسان به همان نسبت كه ميتواند دوست داشته باشد وجود دارد. كريستين هدف نهایی مبارزه ما دوستی با تمام مردم دنیا است. مهاتما گاندي با چه كساني دوست و رفيق ميباشي تا بگويم چگونه آدمي هستي. امرسون اگر دوست تو مرتکب خطایی شد از دوستی او صرفنظر مکن زیرا که انسان در معرض خطا است، تا میتوانی دوست برای خودت آماده کن نه از برای مالت.فيثاغورس بهترین وسيله دفع دشمنان ، ازدياد دوستان است . بیسمارک نهال دوستی واقعی ، آهسته رشد می کند. ژرژ واشنگتن از سلامتی خود مواظبت میکنیم، برای روز مبادا پول ذخیره میکنیم، سقف خانه را تعمیر میکنیم و لباس کافی میپوشیم، ولی کیست که در بند آن باشد که بهترین دارایی یعنی دوست را به صورتی عاقلانه برای خود فراهم کند؟. امرسون دوستی که نوميد نامه می خواند ، هميشه سوار تو و پيش دار دور خيزهاي بلندت خواهد شد . اُرد بزرگ نشان دوست نیکو آنست که خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشکار نکند. ابو علي سينا گشادن عقدههای درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد؛ یکی آنکه شادی را دوبرابر میکند و دیگر آنکه غم را به دونیم میسازد زیرا آنکس که دوستان را در شادی خویش انباز میکند سرور خاطرش بیشتر میشود و آنکه غم دل به یاری موافق میگوید، بار اندوه خویش را سبکتر خواهد یافت . فرانسيس بيكن دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف// لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است.سعدي دوست آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشان حالی و درماندگی. سعدي دوستی حقیقی مانند نهالیست که در کوهستان بروید، به مجرد اینکه ریشههای خود را به سنگهای صخره کوه متصل کرد، دیگر طوفانهای سخت و بادهای تند قادر به کندن آن نخواهند بود. زنده بیدوست در وطنی// مثل مرده است در کفنی . سعدي کسانیکه دوستی را از زندگی برمیدارند مثل آن است که آفتاب را از عالم برداشتهاند. سيسرون هرکه بیباکی کند در راه دوست// رهزن مردان شد و نامرد اوست.مولوی دوست خوب تو کسی است که تو را برای خودت دوست داشته باشد ، نه برای خودش . طالب بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده میشوم باز با غمزه گناهی گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ام ز مهدی وز درگهت الهی تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا میکنی به آهی ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی پسندی تقدیر کن نگاهی دل را تو می کشانی بر عرش می کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی -- تقدیری سراسر خیر برای دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد! -- در شب قدر مهمتر از "بیداری کشیدن"، "بیدار شدن" است. دعا کنید که بیدار شویم... -- نردبان دلم شکسته است، میشود برای من کمی دعا کنی؟ یا اگر خدا اجازه میدهد بجای من خدا خدا کنی؟ راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق باوفا (خدا) کنی؟ *** التماس دعا در شبهای قدر! اعراب به ما آموختند بجای خوراک بگوییم غذا ،که خودشان به شاش شتر می گویند اعراب به ما آموختند برای شمارش خودمان بجای تن از نفرکه خود برای حیوانات استفاده میکنند بکار بریم اعراب به ما آموختند بجای واق واق سگ بگوییم پارس که نام اولیه سرزمینمان است اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است ،چون آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست میخورند... آیا وقت آن نرسیده فرهنگ ریشه ای خود را ازاینهمه نا آگاهی رها کنیم ؟ ..................... تفاوت اسلام با عرب ...................... در مورد این متنی که نوشتم (تفاوت اسلام با عرب) فقط میخواستم دوستای گلم عرب رو با اسلام اشتباه نگیرن اخه اگه تو جامعه نگاه کنی از این اشتباهات زیاد دیده میشه دلایلم: ۱- اسلام در ذات خود به هیچ ملیتی انحصار ندارد ۴-زمانی که اسلام به ایران اومد و ایرانیها تسلیم منطق اسلام شدند ۵-اسلام به فرهنگ هیچ ملتی توهین را روا نمیداند تفکر و تعقل کنید!!! بیایید پارسی وار زنها را پاس بدارید از انسان ها غمی به دل نگیر زیرا خود نیز غمگین اند با انکه تنهایند ولی از خود می گریزند زیرا به خوِد،به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند اگه کسی رو دوست دارین بهش بگین که دوسش دارین قبل از اینکه کس دیگه ای این کارو بکنه مدتهاست مجازی میخندیم ... مجازی شادیم ... مجازی عاشق میشیم ... مجازی همدیگه رو دلداری میدیم ... امــــــــــــــــــــا ... واقعی تنهاییم ! واقعی درد میکشیم ! واقعی از عشق های مجازی لطمه میبینیم ......
سلام به تو که تحولی عظیم ساختی
سلام به تو که مفهوم زندگی,لذت و عشق را به من اموختی
سلام,سلام و سلام ای تمام هستی ام
تولدی برایم رقم زدی
امروز رو فراموش نمیکنم
اری
امروز را میگویم
سه شنبه,23 خرداد 1396
سه شنبه,18رمضان1438
سه شنبه,13 ژوئن2017
میدانی؟؟؟
چه روز باشکوهیه
ساعت حدودا 17:45 دقیقه بود,اری همین حوالی بود,دقیقا همین دقیقه ها بود که خانوم پرستار مژده ی تولد پری زیبایی من را به ارمغان اورد
یک لحظه احساس خوشبختی کردم,تو را دیدم و خوشبخت ترین ادم روی زمین شدم.
__ای عزیزتر از جان بابا __میدانی؟؟؟
میدانی!!!! من,
من این لحظه را تجربه کردم لحظه ای که زمان متوقف شد و تمام معادلات بر هم خورد
لحظه ی عاشق شدن را میگویم
لحظه ای که عشقت در وجودم حک شد
یادگاری؟؟؟؟
اری گلم یادگاری!
شاید بگویی یادگاری از چی بابایی
یادگاری از :
اشک شوقی که با نوازش گونه هایم بر رویه برگه ی کاغذ سرازیر میگشت و ان را خیس میکرد,وای افسوس و البته صد افسوس از تکنولوژی.
افسوس که نتوانستم لکه ی خیسی را روی نوشته هایم برایت به یادگار بگذارم
تا این لکه های مانده از خیسی کاغذ تو را در فکر فرو برد(در فکر علت خیس شدن کاغذ).
اری من و مادرت
راستی مادرت؟
لحظه شماری او چی؟؟؟
پس کو درد و ناله های وقت وبی وقتش
کو ان شوق دیدن روی ماهت که همه ی درد ها را با تجسم سیمایت فراموش میکرد
ازلحظه شماری مادرت بگویم؟
به خدایی که جهانیان به یکتایی اش هم نظرند هرگز نمیتوانم از لحظه شماری مادرت بگویم
نمیتواند که بگوید_ مادرت را میگویم_
بزرگ میشوی , تجربه میکنی و گفته هایم را درک میکنی
انگشتانم توان تایپ ندارند و لرزش دستانم واشک چشمانم توان درست نوشتن کلمات را از من گرفت.
میدانی اولین صدایی که از تو شنیدم چه صدایی بود؟ صدای هق هق گریه هایت .ان لحظه را چگونه بیان کنم
چگونه وقتی انسان در محدودیت لغات بسر میبرد
بتوانم این لحظه ها را بیان کنم
بخدا توان بیان ندارم
لحظه ای تو را دیدم و پرستار از کنارم تورا برد
گویی تمام عمر کنارم بودی
عزیزم در دنیایه کودکانه ات بهشت را تصور کرده ایی؟
بهشت را با چشمانم دیدم و با لمست لحظه ای
اگر چه کوتاه ولی لحظه ای بهشت را لمس کردم
ارزویم دیدن ولمس بهشت بود که یک لحظه به ان رسیدم وبرایم همین کافیست.گویی تمام عمرم در بهشت میزیستم.
مات و مبهوت بودم
نمیدانم کجا سیر میکردم
احساس میکردم همیشه در کنارم بودی.
__من از وصف تو ناتوانم__
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر خوشحالم
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر برایم عزیزی
ناتوانم که نمیتوانم بگویم که چقدر زیبایی
ناتوانم , ناتوانِ ناتوان
داشت فراموشم میشد
چگونه میتوان تشکر کرد
چگونه میتوان قدردان بود
چگونه میتوان سپاسگذاری کرد
چگونه میتوان از این موهبت
از این موهبت الهی , قدردانی کرد
به خدای واحد که یارای (زبانم قاصر از بیان کلمه ای شد)این قدردانی در توانم نیست.
خوب است نکته ای از عشق برایت بگویم,
به نظرم عشق جلوه ی روح خدا در وجود و موجودیت است.چیزی که الان احساسش میکنم
انقدر عمیق که میتوان لمسش کرد.
عاشق باش, عاشق پدر , مادر , حقیقت, خوبی و مهربانی .تا همیشه روح خدا رو در وجودت تجسم کنی
عاشق باش تا همیشه خوب , مهربان و جاوید باشی
1_زرتشت پیامبر ایرانیان :
گفتار نیک , کردار نیک , پندار نیک
2_نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
پسرم!یک بهار,یک تابستان,یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی
مراقب گفتار, کردار و پندارت باش
همیشه مهربان باش و محبت کن
مواظب 4چیز باش اعتماد , قول , حقیقت , قلب
_سبز _و پر از گلهای زیبا و رنگارنگ باشه, امیدوارم عطر خوش گلهای سبد وجودت تو را به گلستانی بزرگ تبدیل کند
..._____الهی سبز و خرم باشی ______...
همیشه در
قلب منی
عزیزم
ساعت : 18:30 تقریبی
دیوار:
چه زیبا ،چه زشته
بارون اشکام واسه تو
کمه
همنفسم
" معما "
میشینم من تک وتنها
آسمون صاف،رنگ آبی
جاده با ،وسعت پهنا
چشمه دوخته ،به خیابون
روی جاده ،عمق دریا
منتظر به راهت میشینم
تا بیایی، ای معما
تو برا زندگی من
یه سوال بی جوابی
یه معما واسه ی ما
که همیشه توی خوابی
انتظار دیدن تو
شده دیوار روی جاده
عشق و نفرت بی دوومه
این جدایی شده ساده
من میمونم
جاده وو ،عمق یه رویا
اگه دور از من بمونی
میرسم به ته دریا
میرسم به
ته دریا
همچون زلزله ای در وجودم
سیل اشک جاری می شود روی گونه های من
ای که دوری و بغض و تنهایی ات
تنهایی ام را در رویای تو می بینم
در مستی تو غمگین ومست نشسته ام
دغدغه ی دوری تو وجودم را سوزاند
.jpg&usg=AFQjCNGNp2Zx1PAoAoeEtH4JbkNxek8DyA)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۷![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عرب فقط سرزمینی هست که منشا اسلام بوده یعنی اسلام از اونجا ظهور کرد
حتی اختلاف ملل رو هم نشانه ای از خدا میداند
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ، إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِين
و از آيات او، آفرينش آسمانها و زمين است، و گوناگونى زبانها و رنگهاى شما، در اينها همه، نشانههايى است براى دانايان* روم 22
۲- ایرانی بودن مربوط به وجهه ی ملی یه فرده در حالی که اسلام و مسلمانی مربوط به وجهه ی اعتقادی و مذهبی فرد برمیگرده
۳-بین ایرانی بودن و اسلامی بودن اگه تناقض وجود داشت فرض یک انسانی که مسلمان و ایرانی باشه هم محال میشد
درست زمانی بود که ادیان دیگری چون هندو و مسیحیت نیز در ایران شروع به تبلیغ کرده بودند
و مطمینا اگه اسلام نمیومد و وحدت رو ایجاد نمیکرد ادیان دیگه حاکم میشدند
-چقدر عجيبه كه ۱۰۰۰ تومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه ، اما
-چقدر عجيبه كه يك ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مي اد ،
-چقدر عجيبه كه وقتي مي خوايم عبادت و دعا كنيم ،هر چي فكر
-چقدر عجيبه كه وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافي
-چقدر عجيبه كه خوندن يك صفحه يا بخشي از قرآن سختة ،اما خوندن
-چقدر عجيبه كه سعي مي كنيم رديف جلوي صندلي هاي يك كنسرت
-چقدر عجيبه براي عبادت و كارهاي مذهبي ،هيچ وقت زمان كافي در برنامه
-چقدر عجيبه كه شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي كنيم ،
-چقدر عجيبه كه همه مردم دوست دارن بدون اينكه به چيزي
-چقدر عجيبه كه وقتي جوكي رو از طريق پيام كوتاه يا ايميل به
چقدر عجیبه!
این بار اگر زن ِ زیبارویی را دیدیم
هوس را زنده به گور کنیم
و خدا را شکر کنیم برای خلق این زیبایی
زیر ِ باران ،اگر دختری را سوار کردیم
... ... ... جای شماره به او امنیت بدهیم
او را به مقصد مورد نظرش برسانیم
نه به مقصد مورد نظرمان
هنگام ورود به هر جایی
با لبخند بگوییم ، اول شما
در تاکسی خودمان را به در بچسبانیم نه به او !
در مترو جای خود را به زنی بدهیم که ایستاده
بیایید فارغ از جنسیت;
کمی هم مرد باشیم
وقــتـی می رود …
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت …
و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی
که هــرشـب
بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد
| De$iGner:Rihanna |



