موفقیت من...

خدایا شکرت

خدایا شکرت

لحظه لحظه های زندگی داره میره

من اینجا که میام انگار الان هم همون پسرک پونزده شونزده ساله ام

اهنگ ها ، نوشته ها ، همون لپ تاب نقره ایم...

داشتم عکس های قدیمی رو نگاه میکردم که یهو سر از این وبلاگ درآوردم

الان چند ماه مونده که 30 سالگیم رو شروع کنم

به تموم آرزو های که داشتم دارم نزدیک میشم به خیلیاشون رسیدم و میرسم

خدایا شکرت که هوامو داری

ازت ممنونم.

بعد از مدت ها سلام

خیلی وقته درگه اینجا سر نزده بودم

آدم وقتی وارد اینجا میشه تموم خاطره هاش دوباره زنده میشه

همه ی آهنگ هایی که تو اون دوران گوش میکرده و ....

اون موقع ها شبکه های اجتماعی نبودن فقط فیس بوک بود اونم نه مثل الان

ی سری اتفاقات تو زندگیم افتاد که همه رو اینجا یادداشت کردم

الان میفهمم که واقعا آدم تو هر سنی از زندگی ی سری افکاری داره بعضی هاش خیلی قشنگه و بعضی ها خیلی مسخره

ولی در کل برای من یکی قشنگ بود

اون موقع به خودم میگفتم که زودتر بزرگ بشم برم پی زندگیم ، ولی خب الان که فکر میکنیم زندگی همون لحظه لحظه هایی بود که آرزوی فردا رو میکردیم...

الان اومدم اینجا این قسمت از زندگی رو هم یادداشت کنم

خدا رو شکر به تموم اون آرزو هایی که اون موقع تو ذهنم میگذشت رسیدم

و الان آرزوهای بزرگتر از اون موقع اومده تو ذهنم

خدایا کمکم کن

مثل همیشه کمکم کن به اهدافی که دارم برسم....

به امید فردای بهتر...

....

سلام

خیلی وقته دیگه وقت نمیکنم بیام اینجا

انقدر سرم شلوغ شده که حتی وقت ی تفریح کوچولو رو هم ازم گرفته....

صبح تا شب سر کار ... اونم دست تنها خیلی سخت شده این روزا برام...

ولی به خودم قول دادم که 5 سال تمام به خودم سختی بدم برای آینده ام بجنگم....

به این اوضاع کشور هم که هر چقدر به جلو میرم انگار یکی داره هول میده دوباره بر میگردم سر جای اولم.......

امشب خیلی دلم گرفته از خودم ، میگن خیلی زندگی رو سخت میگیری تو ی نفر .... ولی خب واقعا فکر خیال نمیذاره ، آروم باشم

تو این مدت چه کارا که میتونستم انجام بدم و نکردم....

چقدر وقت های آزادی که داشتم و ازش به خوبی استفاده نکردم...

این روزا خیلی تنهام خیلی.......

# 30 تیر ماه ساعت 2.5 شب

2

اپدیت شد

ادامه نوشته

مشخص شدن تکلیف زندگی

بلاخره بعد از چندین سال فکر کردن که تکلیف این 2 سال خدمت چی میشه معلوم شد.

خدایا شکرت که تموم شد و نتیجه اش مشخص شد ، خدایا شکرررررت....

خدایا مسیر زندگی رو برام روشن تر کن، راهی که میرم بی راهه نباشه...

 

خدایا به امید خودت بلند میشم که زندگیم رو بسازم...

کمکم کن.....

...

ادامه نوشته

تو جذابترین قسمتِ عشقی....

بدون شرح

یه دنیا دلم گرفته....

............................

طالع بینی سال 98 من...

اینم همون فالی هستش که من روز اول همین سال (98) گرفتم، وقتی خوندمش ی جوری شدم و نگهش داشتم ، گفتم بذارمش تو وب بمونه... 

انگار همه چی رو راست گفته...

 

 

طالع بینی۹۸ به برج قوس پس از غلبه بر مشکلات، تغییر وضعیت احسن را نوید داده است و شما در همه چیز سرآمد خواهید شد. متولدین این نماد، تحت تأثیر فرمانده شان، مشتری، ذاتاً خوش‌بین های بی پروایی هستند. در این سال شما می توانید کاملاً از حقیقت اعتماد به نفس و توانایی تصمیم گیری سریعتان استفاده کنید. متأسفانه سال گذشته از این نظر خیلی خوب نبودید. طبق طالع بینی، آغاز سال برای برج قوس نه در کار موفقیتی دارد و نه در مراودات.

 

 

در این دوره بیشتر باید به خانواده اهمیت دهید. آنها شما را تشویق می کنند و افکار دیگری برایتان پدید می آورند. در سه ماهه دوم سال شما بالأخره بر مشکلات شغلی غلبه می کنید، ولی الآن باز هم بهترین زمان برای مراودات صحیح نیست. گردش سال به نیمه می رسد. انرژی مثبت بازخواهد گشت.

از تعطیلات تابستان انرژی مثبت و اعتماد به نفس زیادی عاید شما می شود و تا پایان سال باقی می مانند. شغل شما تا فصل بها دچار رکود است. شما نمی توانید هیچ کمکی به بهبود آن کنید حتی اگر اضافه کاری هم در کار داشته باشید. شما فقط نباید تسلیم شوید. نزدیک ماه آوریل نقطه عطفی برای شما خواهد بود. شما از قدرت تصمیم گیری سریعتان استفاده می کنید و به راه حل جالبی برای وضعیت بن بست کاری می رسید.

شما شناخته می شوید و مزیت هایی عایدتان می شود. از نیمه سال توانایی سازماندهی شما وقتی پروژه هایتان را مدیریت می کنید، ثابت می شود. شما ممکن است از همکارتان انتظار کمک داشته باشید در پایان سال نگذارید خشنودی کاری تان از بین برود و به افراد حسود اعتنا نکنید. همچنین کمی در مراوداتتان تنش ایجاد خواهد شد. مراقب باشید زمانی که با همسرتان بحث می کنید، سعی نکنید مشاجرات قدیمی را به میان بیاورید.

ماه‌های جادوگر تابستان 98 نقطه عطفی برایتان خواهد بود و سازگاری مراوداتتان بازخواهد گشت. و به علاوه بعد از غلبه بر زمان های دشوار مراوده ای تان، محکم تر خواهید شد. طالع بینی نشان می دهد که اعتماد به نفس مجردها درخشش می یابد و این همان چیزی است که برای همسران بالقوه در وهله اول، جذاب است. در طول تابستان از حرکات عاشقانه لذت می برید. حتی با پایان یافتن سال، مطالبات جنسی فروکش نمی کنند. شما هنوز هم افسونگری می کنید و همتای خود ر ا کاملاً سحر می کنید.سال خوبی داشته باشید

خدایا شکرت

خدایا سپاس گزارم ازت بابت همه چی.....

انقد انگیزه دارم که شوق آینده داره منو از جا میکنه....

کمکم کن کمکم کن....

داستان زیبا...

ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠، ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان یک ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ. ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ. ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎ. معضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ، ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ.

 

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺭﺳﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮاﻧﺪﻡ.
ﺗﻮ اصفهان ﺷﺪﻡ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ. خانم ﻣﻌﻠﻢ ﭘﯿﺮ ﻭ بیحوﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﻦ! ﻫﺮ ﮐﺲ ﺩﺭﺱ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ می گفت ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺑﺸﯽ ﻓﻼﻧﯽ؟ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻣﻦ ﺑﯿﻨﻮﺍ ﺑﻮﺩﻡ.

ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻼﺱ ﺩﻭﻡ. ﺁﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺨﺖ ﺑﺪ ﻣﻦ، ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﺮﻭﺩ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﻢ!

ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ!

ﮐﻼﺱ ﺳﻮﻡ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺁﻣﺪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﺎﻥ. ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﻼﺱ ﻧﺸﺴﺘﻢ. ﻣﯿﺪوﻧﺴﺘﻢ ﺟﺎی من ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ!

ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩ، ﻣﺸﻖ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﺭﯾﻦ.

ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺱ ﭼﯿﺴﺖ!

ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪ، ﯾﮏ ﺧﻮﺩﻧﻮﯾﺲ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﻀﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺸﻖ ﻫﺎ.

ﻫﻤﮕﯽ ﺷﺎﺥ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﺁﺧﻪ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﯾﺎ ﺧﻂ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ.

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ، ﺩﺳﺘﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﯽ ﺯﺩ.

ﺯﯾﺮ ﻫﺮ ﻣﺸﻘﯽ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ می نوﺷﺖ. ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺮﺍ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ؟

ﺑﺎ ﺧﻄﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﻋﺎﻟﯽ!

ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﺭﺩ ﺷﺪ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺩﻓﺘﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﺪ ﻣﻦ ﺗﻨﺒﻞ ﮐﻼﺳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ.

ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﯿﺴﺖ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻔﺮ ﺷﺸﻢ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﻢ. ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﺮﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ.

ﭼﺮﺍ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ  ﭘﺪﺭﺍﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ، ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ، ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻥ، ﻣﺮﺑﯿﺎﻥ، ﺭﺋﻴﺴﺎﻥ ﻭ...

ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ امیرمحمد نادری قشقایی، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎسی ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺮبیتی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻛﻨﺖ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ

یکی از موفق ترین روزهای زندگیم...

موفقیت

#روز خوب

#در آستانه رسیدن به موفقیت

#شروع شاهکلید

ایجاد امپراطوری شخصی - قسمت 2

ایده یابی و یافتن محصول خوب برای فروش...

سمینار شاد باشید و ثروتمند شوید

شاد باشید و ثروتمند شوید

امروز سمینار استاد معظمی رو تموم کردم.

ناداشته عشق گنج میسر نمیشود....

توانا بود هر که اقدام کند....

وضعیت مالی اگر خوب نیست، مسئول کیه؟ من

شاد بودن یک انتخابه... خب چرا نباید این رو انتخاب کنیم....

به جای اینکه همیشه حرف از نداشته هایمان بزنیم شکر گزار چیزهایی باشیم که داریم....

تفکر ثرتمند: من زندگی ام را میسازم...

تفکر فقیر: ببینیم چه میشود.../ببینیم خدا چی میخواد...

ما نباید دنبال پول باشیم ، باید دنبال منبع پول باشیم که بازتاب اون پول هست

فکر -->احساسات-->معنویت-->مادی

آماده -->شلیک-->هدفگیری

نباید از چیزی بترسیم ، اگر نتیجه نگرفت چیزی یاد گرفتیم (راه حل های توماس ادیسون)

 

....

دعای دوستان

 

خدایا هر کی فکرش درگیره

امشب آرامش به دلش بندار

امشب دستشو بگیر.... (ایشالا که خیلی زود حال دلت خوب خوووب بشه)

سفر برای ارتقا شغلی

جمعه 21 تیر ماه 98

 

ادامه نوشته

مفهوم زندگی من

بهترین حس و حال رو تجربه کردم....

ممنون بهترین استاد زندگیم...

خیلی تشکر میکنم ازت که معنی و مفهوم زندگی رو برام روشن تر کردی...

 

 

دست از طلب ندارم تا کام دل بر آید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

#بهترین صحبت های زندگی

#من خودم رو دوست دارم

#هدف

#استاد معظمی

#ساعت 4:46 دقیقه

دلم گرفته...

خسته از تنهایی...

 

وقتی زلیخا میشوی از ناز میترسم

من یوسفم ، از دکمه هایِ باز میترسم

تضمینِ برگشتن به خانه جَلد بودن نیست

من از همینجا شد که از پرواز میترسم

یک روز واقعا بد....

عجب روز بیخودی بود امروز...

ادامه نوشته

باز میشه این در

باز میشه این در....

صبح میشه این شب...

صبر داشته باش....

برای تغییر باید از خودم شروع کنم

برنامه خود سازی شخصی....

الان هم دارم بررسی میکنم خیلی زمان دارم که نمیتونم ازشون به خوبی استفاده کنم....

داشتم امروز کتاب انضباط شخصی رو دوباره گوش میدادم برایان تریسی خیلی حرفای قشنگی میزد، آدم اگه به این چیزا واقعا عمل کنه قطعا به هر چیزی که اراده کنه بهش میرسه...

یه جمله اش خیلی قشنگ بود

برای اینکه زندگیتون بهتر بشه = خودتون اول باید بهتر بشین

باید از خودتون شروع کنید ، متعهد باشین ، عمل کنید ، دلسرد نشین ، سماجت در مسیر بهای موفقیته...

ادامه نوشته

از هر روز خود یک شاهکار بسازید...

انگیزشی

 

استارت ایجاد امپراطوری شخصی... قسمت 1

عوض کردن طرز زندگی از امروز به بعد حتی 1 ساعت از زمان خودم رو نباید از دست بدم...

ادامه نوشته

بدون شرح...

 

در حسرت فردای تو تقویممو پر میکنم...

هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم...

تصمیمات جدی...

...

ادامه نوشته

یکی از بدترین روزهای زندگیم...

یکی از بدترین روزهای زندگیم....

پر از عصاب خوردی و بی حوصلگی و سر در گمی...

پر از تصمیمات بزرگ ....

خدایا کمکم کن کم آوردم...............

....

سیگار

طاقت ندارم از نگاه ات دور باشم 

یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم... 



با من بمان هر لحظه می افتم به پایت 

هر چند در ظاهر مردی مغرور باشم 



وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش 

من ماهــــــیِ افتاده ای در تور باشم 



بگذار با رؤیای وصل ات خو بگیرم 

حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم 



آغوش وا کن حرف هایم گفتنی نیست 

تا کی فقط در شاعری مشهور باشم؟!! 



پیراهنم ارزانی چشمان مستت 

لطفی ندارد عشق اگر محصور باشم 


*** 

روزی اگر سهم کسی بودی دعا کن 

من کور باشم ........ 

کور باشم ........ 

کور باشم ........ 

 

امروز مرز ها رو میشکنم...

موفقیت من

نه میتونم بنویسم و نه حالم رو بیان کنم...

فقط میخوام در حد مرگ برای هدفام و زندگیم بجنگم... 

خدایا کمکم کن دوباره مثل قبل بلندشم و با قدرت ادامه بدم...