پست خوش امد گویی....

              

من نه عاشق هستم نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن،

من هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد،


من نه عاشق هستم نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید،


من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی میفهمد
......



اشکهای من...

دلم پر میکشد برای جاده ای بی انتها ...

باران لمسم کند،...همسفر گلهای صحرایی شوم ...

پاهای برهنه ام سردی شنهای کنار جاده را حس کنند !
 
من باشم و خودم ...میدانم به خدا نمیرسم !!!

میدانم ...اما جاده شاهد تنهایی ام است ،
و اشکهای بی پایانم را فقط باران پاک میکند......

گاهی..........


ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ،

 ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ،
 ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ،
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...
ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ،
ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ !
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ

برای

همیـــــــــــــــــــــــــــــشه...!!!

........

 

ناودانها شرشر باران بی صبری است

            اسمان بی حوصله،حجم هوا ابری است                        

     کفشهایی منتظر در چارچوب در                                    

    کوله باری مختصر لبریز بی صبری است           

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد             

    در تب دردی که مثل زندگی جبری است                            

و سر انگشتی به روی شیشه های مات                                      

   بار دیگر می نویسد:"خانه ام ابری است"



قیصر امین پور

سال نو......

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم

 حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

 یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ،

 نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با

خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا

که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش


سال نو پیشاپیش مبارک.

.......


یه وقتایی خودمو بغل میکنم و میگم:

غصه نخور دیوونه...

منکه باهاتم...!





برای هزارمین بار پرسید        

                              تا حالا شده دلتو بشکنم

منم برای هزارمین بار به دروغ گفتم

                              نه.... که مبادا دلش بشکنه.......

 


 

همیشه حرفی را بزن که بتونی بنویسیش

           چیزی را بنویس که بتونی زیرش را امضا کنی

                   چیزی را امضا کن که بتونی پاش به ایستی




دانی که دم مرگ شمع به پروانه چه گفت:

         گفت ای عاشق بیچاره فراموشوی

            سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد

                   گفت:

                            طولی نکشد تو نیز خاموش شوی


باهم بودن....

 

آدم ها كنارت هستند،تا كي؟ 

  تا وقتي به تو احتياج دارند. 

  از پيشت ميروند يك روز... كدام روز؟ 

  وقتي كسي جايت آمد. 

  دوستت دارند، تا چه موقع؟  

  تا وقتي كه كسي را براي دوست داشتن پيدا كنند. 

  ميگويند عاشقت هستند براي هميشه!

  نه...!  

  فقط تا وقتي كه نوبت بازي با تو تمام شود. 

  واين است بازي با هم بودن ...

 

 


امام سجاد (ع) 



گاهی.........


گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی


وقتی می مانی و تحمل می کنی


از خودت یک احمق


میسازی..


************************


از زخم زبان های مردم ناراحت نباش


اینها همان هایی هستند که به اسمان و هوای بارانی


میگویند:"خراب"


***********************


کاش میدونستی چه لذتی داره


وقتی میشه خیانت کرد و


نکرد!........

زندگی.......


شاید زندگی ان جشنی نباشد که

ارزویش را داشتی اما حال به ان دعوت شدی

تا میتوانی زیبا زندگی کن
...
..

*************

هميشه حرارت لازم نيست...

گاهي از سردي يک نگاه.
..

ميتوان آتش گرفت .. !!


********************

 این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی!!!

خسته مي شوند از رنگ تكراريت،

اين روزها دوره ي رنگـــــــــــــــــــــــــــــــين


كـــــــــــــــــــــــمان هاست!!!



**********************

پیـــــرمـــــرد همســـــایه آلـزایمـــــر دارد !

امـــــروز صبـــــح

بیخـــــودی شلـــــوغش کـــــرده بـــــودند !


او فقـــــط یـــــادش رفتـــــه

از خـــــواب بیـــــدار شـــــود



************


 
 اینروزها ...

پنهان شده ام..


پشت لبخندی که.....

درد میکند.. !!



************



از روی کینه نیست اگر خنجر
به سینه ات میزنند ،

 این مردمان تنها به شرط چاقو دل می بُرند ... !


**************

ساکنان دریا...

پس از مدتی ...

دیگر صدای امواج را نمی شنوند

 چه تلخ است...

روایت غمبار "عادت" ...




غرور.......

آنگاه که غرور کسي را له مي کني،

         آنگاه که کاخ آرزوهاي کسي را ويران مي کني،

                        آنگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني،

                                          آنگاه که بنده اي را ناديده مي نگاري ،

                       آنگاه که حتي گوشت را مي بندي

          تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي،

  آنگاه که خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ،

              مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي کدام آسمان دراز مي کني

                         تا برای خوشبختي خودت دعا کني؟.

                                          بسوي کدام قبله نماز مي گزاري؟

                   
  ای خدا تو چقدر قلبت بزرگ رو رئوف و مهربونه

             کاشکی آدمهاهم مثل تو بودن.........

...........


ساده ترين كارجهان آنست كه خودباشي

و
دشوارترين

كارجهان آنست كه كسي باشي كه ديگران ميخواهند


در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد ….

اکنون نه
مشترک هستی ؛ نه مورد نظر



با من بمان......

 انان که رفتنشان را تحمل کردم "تو"

نبودند
...........

نه صدایش را نازک میکرد

ونه دستانش را "آردی"


از کجا به "گرگ" بودنش شک می کردم
....

.............

تنهایی مثل همان مسجد بین راه است

 هر که می اید  مسافرست..می شکند ....

هم نمازش را هم دلم را


.............


دردناک است دوست بداری وگمان کنی دوستت دارد،

حال آنکه او یگانه ی هستی تو باشد و تو

یکی از هزاران لذت او.......



..................


افسانه ها را رها کن ....

دوری و دوستی کدام است؟

فاصله هایند که عشق را می بلعند ...

من اگر نباشم دیگری جایم راپر می کند
 
به همین سادگی.....

زندگي را آنچنان سخت مگير

زندگي را آنچنان سخت مگيرمن نمي گيرم هيچ

          آنچنان سخت نگير ٬که من نمي میرم هيچ

                         من نمي گيرم هيچ

                              جاي شکرش باقيست ٬تن سالم دارم

گردني امن و امان از تيغ ظالم دارم

            آبرويي آنچنان و بر و رويي کم و بيش

                دست بي آز و طمع دارم و

سر درون لاک خويش

          نه دلم در پي آزار کسي ست

               نه نگاهم شور٬ بر گرمي آزار کسي ست

وضع من عالي نيست

         جاي شکرش باقيست ٬خانه ام خالي نيست

                 يک سماور دارم٬ که در آن مي جوشد

جانمازي هم هست ٬بر سر طاقچه اش

         سفره ناني هم هست٬ که پر است ٬شکر خدا

               پر از نان لواش

                  قاب عکسي ست به ديوار اطاق آويزان

                             يادگاريست که از مادر پيرم دارم٬

بر سر سفره ي عقد

      پدرم تا امروز همچنان مظلوم است

             از نگاهش پيداست

                 جاي شکرش باقيست خانه ام خالي نيست

گربه اي هست ٬کز آن زن همسايه ماست

               صبحها مي آید٬ به غذاي سرد شب مانده ما

      روزگاريست که عادت دارد

           جاي شکرش باقيست خانه ام خالي نيست

تو حياط خونه مون

           اون طرف حوضش يه تلمبه س

                  توي حوضش سه چهار تا

ماهي هاي گرد و قلمبه س

    رو درخت دم حوض

             پر از گنجشکاي ريز و درشته

پر از کلاغاي تشنه و گشنه

            عصرا ديدن داره اونقده شلوغ پلوغه تو حياط

انگاري جلو سينماس و

        پنداري شبهاي جمعه س

                 جاي شکرش باقيست نفسي هست هنوز

که هنوز مي آيد زندگي را آنچنان سخت مگير

.............

زندگی بازی واژگان است

یکی به جرم تفاوت تنهاست

یکی به جرم تنهایی متفاوت!!

 

سخت است وقتی از بغض گلو درد می گیری

و همه می گویندلباس گرم بپوش!!

 

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است

اینجا گم که می شوی به جای آنکه دنبالت بگردند

فراموشت می کنند


در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی ست

به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی ست.


فریاد نکن گاهی سکوت از فریاد رسا تر است

مسلمانم......


من یک مسلمانم

من افتخار میکنم که مسلمانم

من برای اینکه پیامبرم محمد (ص)٬ افتخار میکنم

تو (آمریکا٬ اسراییل) به چه فخر میفروشی؟؟؟؟

تو افتخار میکنی که نسل بی گناه را به نام تروریست به نام مجرم قتل عام میکنی؟

تو افتخار میکنی که آدمیت را به معنای واقعی از یاد برده ای؟

به چه می نازی؟؟

به شیطان پرستی هایت به همجنس بازی هایت به چه ؟؟؟

تو حقیر تر از آنی که چیزی برای نازیدن داشته باشی

تو را ننگی ابدی باد

ننگت باد ...

من مسلمانم

واین بزرگترین افتخار من است 

نمیدانم خداوندا........


خداوندا نمی دانم


در این دنیای وانفسا

کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم
نمیدانم
نمی دانم خداوندا

در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد.

کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم


نمی دانم خداوندا

به جان لاله های پاک و والایت نمی داند
دگر سیرم خداوندا.

دگر گیجم خداوندا

خداوندا تو راهم ده.

پناهم ده .

امیدم خداوندا .


که دیگر نا امیدم من و میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی بس

ستمبار است و لیکن من نمیدانم

دگر پایان پایانم.
 
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و

می دانم که آخر بغض پنهانم مرا بی جان و تن سازد.

چرا پنهان کنم در دل؟چرا با کس نمی گویم؟

چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟

همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند

ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد

دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است

خداوندا نمی دانم

نمی دانم

و نتوانم به کس گویم

فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی من خون دل دارم.

دلی بی آب و گل دارم

به پو چی ها رسیدم من

به بی دردی رسیدم من

به این دوران نامردی رسیدم من

نمیدانم

نمی گویم

نمی جویم نمی پرسم

نمی گویند

نمی جوند

جوابی را نمی دانم

سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟

چرا بیگانه از خویشم؟

خداوندا رهایی ده

کللام آشنایی ده

خدایا آشنایم ده

خداوندا پناهم ده


امیدم ده

خدایا یا بترکان این غم دل را

و یا در هم شکن این سد راهم را

که دیگر خسته از خویشم

که دیگر بی پس و پیشم

فقط از ترس تنهایی

هر از گاهی چو درویشم

و صوتی زیر لب دارم

وبا خود می کنم نجوای پنهانی

که شاید گیرم آرامش

ولی آن هم علاجی نیست

و درمانم فقط درمان بی دردیست

و آن هم دست پاک ذات پاکت را نیازی جاودانش هست


بیاموزیم



عقاب پرنده ای است دارای تیز بینی و شجاعتی

مثال زدنی.

همیشه در اوج قرار دارد،

چه هنگام پرواز و چه وقت حضور در لانه.


عزم راسخ و اراده قوی عقاب باعث شده است


که حاکم بر قلمرو خویش شود


و با داشتن احاطه و تسلط کامل بر امور،

 

موفقیت هایش پی در پی و همیشگی باشد


همه خصوصیات عقاب در اعتماد و باوری است

 

که به داشته هایش دارد


............



سلام به  دوستان خوبم خوشحال میشم به این وبلاگ سر بزنین


http://ma3ta.com


تو تویی.........

 

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را

 در کنار پایش قرار داده بود؛روی تابلو خوانده می شد:

«من کور هستم،لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت،نگاهی به او انداخت فقط چند سکه

 در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد

 تابلوی او را برداشت آن رو برگرداند و اعلان دیگری را روی آن نوشت و

 تابلو را کنار پای او انداخت و آن جا را ترک کرد.

عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر

 از سکه و اسکناس شده است.مرد کور از صدای قدم های او خبرنگار را شناخت

و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته،بگوید بر روی آن چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل

دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد...

مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:


امروز بهار است ولی من نمیتوانم آن را ببینم!!

نتیجه:

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید،استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید

 بهترین ها ممکن خواهد شد.

باور داشته باشید هرتغییر،بهترین چیز برای زندگی است.

«حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید

 این رمز موفقیت است...لبخند بزنید!»

 

                   منبع:http://niloofar-gh75.blogfa.com

                      گرداورنده:استاد امیر رضا آرمیون

 

میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی

قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند

دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم

دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است

به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی

دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی

و صبح ها از / دنده دیگری از خواب پا میشوی

تمام حرف هایت عوض میشود

دردم می آید نمی فهمی

تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است

حیف که ناموس برای تو وسط پا است نه تفکر

حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است

من محتاج درک شدن نیستم / دردم می آید خر فرض شوم

دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری

و هر بار که آزادیم را محدود میکنی

میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است

نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود

میدانی ؟

دلم از مادر هایمان میگیرد

بدبخت هایی بودند که حتی میترسیدند باور کنند حقشان پایمال شده

خیانت نمیکردند .. نه برای اینکه از زندگی راضی بودند

نه ...خیانت هم شهامت میخواست ...

نسل تو از مادر هایمان همه چیز را گرفت  "جایش النگو داد ...

مادرم از دنیا میترسد ... از لقمه ی حرام میترسد ... از همه چیز میترسد

تو هم که خوب میدانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است

دردم می آید ... این را هم بخوانی میگویی اغراق است

ببینم فردا که دختر مردم زیر پاهای گشت ارشاد به جرم موی بازش کتک میخورد

باز هم همین را میگویی

ببینم آنجا هم اندازه ی درون خانه ، غیرت داری ؟؟

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند ...

و آنهایی هم که نیستند همه فامیل های خودتانند ....


مادرت اگر روزی جرات پیدا کرد ازش بپرس

از سکس با پدر راضی بود ؟؟؟

بیچاره سرخ می شود .... و جوابش را ...

باور کن به خودش هم نمی دهد ...........


دردم می آید


از این همه بی کسی دردم می آید




زن.......

 

هنوز بعضی از ما زنان را شخص دوم میبینیم، حوای پس از آدم نه حوای همراه او

خود را سایه بالای سر میدانیم و با سایه خود بر روحشان چنبره زده ایم...

روحی که جسمش را نیم بها حساب کردیم

حسابی که خیلی جاها چرتکه اش خالیست

خالی درست مثل کف ترازوی عدالت که سهم آنانست

سهمی که برابریش در قرآن نیز اثبات شده

کلمه مرد 24 بار تکرار و کلمه زن 24 بار تکرار!

مسلمان قرآن بخوان دین فقط سنگسار نیست ،ارشاد نیست

مسلمان باش،خانواده باش، ،یار باش

اگر فاطمه را الگوی زن میدانی تو نیز همچون علی باش

غیرت را بفهم بــــعد برایش فردیـــن باش...

ای پدر ،ای برادر سیلی نزن و به هیچ کس اجازه مده

 تا بر صورت ناموست سیلی زند... اینگونه باش ،ناموس پرست باش ...

بـرادر بــاش نــــه اخـــوی...

بدان پاکی در حجاب او خلاصه نمیشود و به چشمان تو نیز بر میگردد

نجابت سر به زیری او نیست سر به راهی توست

و اگر سنت را معیار ازدواج میدانی به باکرگی دلــش ایمان بیاور !

برای زندگی زناشویی بدنبال بانو باش نه کدبانو ،نه کارگری بدون مزد

که همچون مادرانمان ته دیگ بکند و تو با سفره چرانی حقش را بخوری

شــریــک باش،همــدم باش،یـار باش

و به فرزندت بیاموز این آیین های اصیل .

 

کس _بی کسان...

 

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ،

که من کس نداشتم . کسم خدا

بود ، کس بی کسان.

امیدوارم خدا ازت بگیرد هر انچه را که خدا را از تو میگیرد...

اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست

 او جانشین تمام نداشته های من است.

 خدايا حكمت قدمهايي كه بر من برميداري بر من اشكار كن

 تادرهايي كه به سويم مي گشايي را

ندانسته نبندم ودر هايي كه به رويم مي بندي به اسرار نگشايم.

 

دکتر شریعتی

سلام بر شب های قدر........

چه علي هايي كه در اين شب هاي قدر همچون علي،آسماني شدند...م

التماس دعا......

خدا...


گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

 

که سکوت می کند.

 

تا بارها بگویی ...

 

خدای من


خدایا.......



خدایا
دلم قرصه!

كسي غير از تو با من نيست

خيالت از زمين راحت، كه حتي روز روشن نيست

كسي اينجا نميبينه، كه دنيا زير چشماته

يه عمره يادمون رفته، زمين دار مكافاته

فراموشم شده گاهي، كه اين پايين چه ها كردم

كه روزي بايد از اينجا، بازم پيش تو برگردم

خدايا وقت برگشتن، يه كم با من مدارا كن

شنيدم گرمه آغوشت

 

اگه ميشه منم جا كن..


چقدر امانت داری کردی؟


کتابت را به دوستت می دهی ومی گویی:

مواظب باش چای رویش نریزد،

جلوی دست خواهرزاده ات نگذاری رویش خط خطی کند...

تو به عنوان مالک آن کتاب آخرین توصیه ها را به دوستت می کنی

وچقدر ناراحت می شوی از ان روزی که در امانت خیانت کند!

خدا تو را می آفریند وبه عنوان مالک وجودت توصیه می کند که:

مواظب تار مویت باش که نگاه نامحرم روی آن ننشیند،

مراقب جسمت باش مبادا چشمان هرزه رویش خط خطی

کند،هوای نگاهت را داشته باش

نکند نظر بازی کنی و...

http://pareparvaz-sh24.blogfa.com

..........


روزگاریست همه عرض بدن میخواهند

                همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند

دیو هستنند و ولی مثل پری میپوشند

        گرگهای که لباس پدری میپوشند

انچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند

           عشق را همه با دور کمر میسنجند

خب طبیعی ست که یک روز به پایان برسد

         عشق های که سر پیچ خیابان برسد


ماه مبارک رمضان


مبارک باد آمد ماه روزه


رهت‏ خوش باد، ای همراه روزه


شدم بر بام تا مه را ببینم


که بودم من به جان دلخواه روزه . . .


حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن


ماه عبادتهای عاشقانه و نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را


به شما تبریک عرض میکنم ، التماس دعا . . .



نا مردی   ...

دراین دنیای نا مردی              

                به دنبال چه میگردی 

    به دنبال جوانمردی ؟              

              جوانمردی قدیمی شد

    برو بیهوده میگردی.....


عاشق ...

كوچك باش و عاشق ...

كه عشق میداند آئین بزرگ كردنت را.

بگذار عشق خاصیت تو باشد،

نه رابطه خاص تو با کسى...