دوست خوبمون.....
پیمان حسنی نژاد
رتبه 192 مهندسی شیمی و 47 گاز ،نوش جونت
از طرف تمام بچه های ایل تبریک میگم بهت.
دوست خوبمون.....
پیمان حسنی نژاد
رتبه 192 مهندسی شیمی و 47 گاز ،نوش جونت
از طرف تمام بچه های ایل تبریک میگم بهت.
دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات و زبان فارسی درباره استاد میرزا ماذون قشقایی باحضور تعداد کثیری
از دانشجویان برگزارشد.
در این جلسه جمعی از دانشجویان قشقایی نیز حضور داشتند.
دانشجویان قشقایی دانشگاه سیستان و بلوچستان ضمن تبریک به سرکارخانم کریمی از حسن انتخاب
موضوع پایان نامه و شناساندن برجسته ادبی ایل تشکر میکند.
آيا قشقايي قاراچادير ( سياه چادر ) و كلاه قشقايي است ؟
چندي است كه تفكري در بين قشقايي ها به وجود آمده كه تا از قشقايي و زبان تركي قشقايي صحبت ميكني فورا محكوم مي شوي كه تفكرات تو مال عهد بوق است ، براي مثال تا مي گويي ما بايد هويت خود را حفظ كنيم يا اينكه وظيفه ي انساني ما ايجاب مي كند كه زبان تركي يعني اين نعمت خداوندي را حفظ نماييم با سوالاتي همچون : آيا ما مي خواهيم به زمان كوچ بر گرديم ؟ يا آيا ما مي خوايم در سياه چادر زندگي كنيم و . . . و يا با طرح موضوعاتي از قبيل اينكه دنيا ديگر پيشرفت كرده است و ما نبايد به زبان كوه ، سياه چادر و . . . فكر كنيم زيرا دنيا دارد به طرف دهكده ي جهاني و مدرنيته حركت مي كند ، شما تفكرتون مال هزار سال پيشه و . . . غيره مواجه مي شويم .
در جامعه ي قشقايي چه چيزي است كه باعث مي شود ما با ديگر ملل دنيا فرق داشته باشيم ؟
. . .
اين تفكرات ،تفكراتي است كه فقط براي از بين بردن قشقايي به وجود آمده و يك سري تفكرات انحرافي است زيرا وقتي شما به هويت فرعي چسبيدي آنگا هويت اصلي شما در نفهمي كامل شما از بين خواهد رفت . . .
هويت يعني مشخصه اي كه اگر آن را از يك ملتي بگيرند آن ملت از بين خواهد رفت حالا فكر كنيد اگر قاراچادر ( سياه چادر ) را از قشقايي بگيرند قشقايي از بين خواهد رفت ؟
اگر كسي كلاه قشقايي بر سر نگذارد قشقايي از بين خواهد رفت و هويت ما به خطر خواهد افتاد ؟؟؟
نه عزيز من هويت اصلي ما زبان تركي قشقايي و فرهنگ معنوي آن است كه ما راست راست راه مي ريم و آن را مورد تعرض شخصي قرار مي ديم بدون آنكه به اين فكر كنيم كه كار ما يك كار غير انساني و خيانت به نسل هاي پيشين و آينده است . . .
بله كمي درست فكر كنيم به راستي اگر زبان تركي قشقايي و فرهنگ معنوي ما از بين برود آنگاه هويت ما را مي توان تعريف كرد ؟
وقتي ما داريم انگليسي صحبت مي كنيم مي توانيم خود را قشقايي بناميم ؟ آيا مردم تركيه و ديگر كشور هاي ترك صرفا چون به زبان تركي صحبت مي كنند بايد در كوه و زير سياه چادر و . . . زندگي كنن ؟ اصلا چرا ما ترك بودن را با سياه چادر يكي مي دانيم وقتي كه با در شهر زندگي كردن هم مي توان ترك بود چرا ؟ چرا ما به خودمون اجازه مي ديم مظاهر مادي خودمون را به جاي مظاهر معنوي مون جا بزنيم ؟
هويت اصلي هر ملتي زبان آن ملت است و از طرفي پايه ي فرهنگ هر ملتي نيز زبان اوست يعني اگر زبان كسي از بين برود فرهنگ ، تفكر و هويت او از بين خواهد رفت ، يعني آن موقع شما يك برده ي محترم هستيد مگر ما هر روز نمي گويم كه برده داري بد است آنگا چرا خودمان داريم به نظام برده داري نوين ( دهكده ي جهاني شدن ) ، اين تفكر استعماري غرب تن مي دهيم ؟
پس بدانيم انسان همانقدر كه در چشم ديگران ارزشمند است حق دارد و بالاترين ارزش انساني زبان اوست پس به زبان خود فكر كنيم و ارزش آن را به ديگر ملل جهان بنمايانيم و ثانيا بدانيم قاراچادر ( سياه چادر ) و . . . فقط ظواهر فرهنگي ما و هويت هاي انحرافي كه هستند كه براي ما ساخته شده اند تا هويت اصلي ما يعني زبان ما را از بين ببرند ،
متل متل مرتیزه
وردم خبر من سیزه
بیری سَنَ آی قیزای
همرنگ سن اولما تاتا
قویما رسمیمیز باتا
توولی زولفی توولا سَن
ساچی اوزون ساقلا سَن
سرو دَن اوجَه دیر بویونگ، نازلی اینچه دیر بلینگ
یاقلوق وورما آق ایزه
آی دان روشن دیر اوزینگ
قوی تا چالا آی بیزه
متل متل مرتیزه
وردم خبر من سیزه
بیری سنه آی بی بی
واری اِلینگ امیدی
سنینگ شیرین دیلینگ دیر
قویما اوشاق تات اولا،
آیری دیله دانوشا
قویما آدونگ باتولا
گبه گلیم ساتولا
بیزه شیرین متل دِه
قوی تا دولا قولاقوم
"متل متل مرتیزه"
"متل متل مرتیزه"

نَه باش دا توکی، نَه آغز دا دیشی نَه یاز دور یازی، نه قیش دیر قیشی
گونلَری سایدوگ اولوب دور ایشی گونی یامان دور، بو قوجا کیشی
نَه بیر یِمَه لی دیشلَری بابی نَه بیر کَس ایــدَر ســــوال جوابی
نَه قاپودا بیر باقلالی یابی اَمــان اَمــان دور، بو قوجا کیشی
نَه بِل دَه قُووا، نَه دیز دَه جانی نَه گوز دَه سو وار، نَه رَگ دَه قانی
کار اِدمَز داهی آرواد دارمانی آخور زامان دور، بو قوجا کیشی
نَه یادا سالان مهـــربان اولاد نَه بیر باخوشلی سالانان آرواد
خوشلوگدان قوجا اِدمَدی هِچ یاد گونی باتان دور، بو قوجا کیشی
همدمی اولموش بیر کُهنا قَیلان دردی چوخ اولموش، یوخودور درمان
کیم اولار یاری، کیم اولار یانان رَحمَ سالان دور، بو قوجا کیشی

دانشجویان و هم دانشگاهیان وقشقایی های عزیز ومخاطبین خوبمون ،نظر حرف
انتقاد توصیه هرچی دوست دارید برامون بنویسیددربهبود فعالیتامون کمکمون میکنه
از غرفه ای که برگزار شدو جلسات و وبلاگ و........
نماد غرفه

چوب بازی در مقابل غرفه
همزمان با هفته ی فرهنگ(23تا29اردیبهشت)
جشن فرهنگی دانشگاه دربوستان فردوسی
دانشکده مهندسی برگزار شد.
در این جشنواره اقوام مختلف اعم از کردو لر (نوراباد و لرستان) وبلوچ و
اداب و رسوم و
موسیقی و لباس و غذاهای محلی خودپرداختند.در این جشنواره بزرگ دو غرفه به
معرفی ایل قشقایی اختصاص یافت.
در این یک هفته دانشجویان قشقایی به معرفی بزرگان و لباس( مردان و زنان) و
صنایع دستی
و غذای محلی و رسم و رسومات و بازی و رقص وتاریخ ایل قشقایی پرداختند.
از تمامی دانشجویانی که در این یک هفته در برپایی هرچه بهتر غرفه زحمت
کشیدند تشکر میکنیم.
در پست های بعدی عکس و فیلم غرفه رودر وبلاگ خواهید دید .
انتقادات و پیشنهاداتو نظرتون رو درباره غرفه بگید ممنون میشیم
....از اموزگار مهر بگویم.از محمد
محمد بهمن بیگی نه یک نام و نه یک فرد و نه یک معلم بلکه کتاب قطور
فرهنگ و ادب و اخلاق ایلمان،ایینه ی تمام نمای از خودگذشتگی و خدمت
ونقاش خوش ذوقی بود که چادر مدرسه ی عشایری رادر دامان طبیعت
ودل کوه کشید و معماری حاذق بود که خشت اندیشه را بر دیوار
ساختمان بی سوادی ایل بنانهاد.او نه یک پدر ویک ناجی بلکه فرشته ای
بود که پیام روشنی و اگاهی را برای عشایر وحی نمود.او نوازنده ای قهار
بود که موسیقی زیبای الفبا را از شرق تا غرب کشور طنین انداز کرد.ویا
بهتر بگویم محمد خود دفتری بود که هر ایلیاتی نقاشی ادب و دانش را در
ان ترسیم کردند.

ای محمد و ای استادبزرگ.......من وصف وستایش تو را توهینی به
استانت می دانم.این جسارت و گستاخی را بر من ببخشای.
ای محمددو سال است که قره اقاج هست اما یارای رفتن و دریا شدن
ندارد. گچ سفیدی نیست.تخته سیاه ها با تمام عرف عادت ها از یاد رفته
اند.
اما همین فشنگ به دستان دیروز که فکر ناب امروز در سرانها و تیغ طبابت
در دست انها ومنطق قضاوت در اندیشه انهاست و نسل بعدی انها (من،و
امثال من )که با تاسی ازتو و کمک گرفتن از چراغی که درصحرای ظلمت و
نادانی نیاکانمان برافروختی دوست داریم در این راه گام برداریم وامروز یک
بار دیگر با ارمان هایت پیمان مجدد می بندیم که به این شمع رخصت
خاموشی ندهیم.
و امروز همه با هم یک صدا از شرق ایران زمین به روح بلند و پاکت فاتحه
ای هدیه می کنیم.این تحفه ی خرد را نیز بر ما ببخشای.
ای استاد بزرگ دعا کن که شکوفه ی گل هایی که انها را پروراندی نیز
چون نیاکانشان بتوانند این راه را با تمام خارهای مغیلانش درنوردند......
ان شاء الله
ارمان نامداری91/2/10