ღ♥ღ تماشاگه راز ღ♥ღ
...بنام خدایی که هیچگاه دغدغه از دست دادنش را ندارم
خداوندا تو خیلی بزرگی و من
خیلی کوچک ولی جالب اینجاست که
.... تو به این بزرگی من کوچک
را فراموش نمی کنی ولی من به این کوچکی تو را
فراموش کرده ام.... خدایا
تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم تو را
بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم
ولی هر
کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم تو را
گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم که
همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات
ماندی؟ Interview with god
I dreamed I had an Interview with god
So you would like to Interview me? “God asked”
If you have the time “I said”
God smiled
My time is eternity
What questions do you have in mind for me?
What surprises you most about humankind?
Go answered …
That they get bored with childhood
They rush to grow up and then long to be children again
That they lose their health to make money
And then lose their money to restore their health
By thinking anxiously about the future That
They forget the present
Such that they live in neither the present nor the future
That they live as if they will never die
And die as if they had never lived
God’s hand took mine and we were silent for a while
And then I asked …
As the creator of people what are some of life’s lessons you
want them to learn?
God replied with a smile
To learn they cannot make anyone love them
What they can do is let themselves be loved
learn that it is not good to compare themselves to others
To learn that a rich person is not one who has the most
But is one who needs the least
To learn that it takes only a few seconds to open profound
wounds in persons we love
And it takes many years to heal them
To learn to forgive by practicing forgiveness
To learn that there are persons who love them dearly
But simply do not know how to express or show their feelings
To learn that two people can look at the same thing and see it
differently
To learn that it is not always enough that they are forgiven
by others
They must forgive themselves
And to learn that I am here
Always
همیشه * * *
خلاقترین هنرمند: "خدا" پروردگار من
تنها روزنه ی امیدیست که هیچگاه بسته
نمی شود، تنها کسی ست که
با دهان بسته هم می توان صدایش کرد، با پای شکسته
می توان سراغش را گرفت، خدای من تنها
خریداریست که اجناس شکسته
را بهتر بر می دارد، تنها کسی که
وقتی همه رفتند می ماند، وقتی همه پشت
کردند آغوش می گشاید... مهربان من، مرا
فقط برای خودم می خواهد، دلش فقط برای
من تنگ می شود، نگاهش همیشه با من
است... ... ... مهربان
ترینم زندگی کنار تو
زیباست
زندگی برای تو
زیباست نامهربانی.. مشکلات.. درد.. دوری.. بیماری.. نداری.. شکست.. عشق.. فقر.. تنهایی.. نامیدی.. سکوت
و... و من خدایی دارم که هیچگاه مرا
فراموش نمیکند، او که مرا دوست دارد وبهترینها را
برایم میخواهد، خداییکه لحظه ای مرا بحال خود وا
نمیگذارد وهمیشه در کنار من است حتی لحظاتی
که سرشار از معصیتم وگناه وجودم را
فراگرفته است. خداییکه میبخشد بی منت، به منتهایی
بزرگیش و نعمت میدهد بی اندازه، به بی
کرانگی مهربانیش. آری این زبان من است که رسوا شده ی
این خدای بزرگ
است. بارالها! تو تنها دارایی من هستی و براستی که
ثروتمندم وبی نیاز از غیر تو. هرگز از رحمت تو نامید نخواهم
شد،
چون به یقین میدانم دوستم
داری... خــــــــدایـــــــــــا....!!! کجــــــــــــای زمـــــــــــــــــین از تـــــــــــــــو خالـــــــــیست کـــــــــــه خلــــــــــق تــــــــــو را در آسمـــــــــــــــان می جــــــــــــــویـــــند... چه ساختن هایی که مرا سوخت... وچه سوختن هایی که مرا ساخت... خدای من! مرا فهمی عطا کن که از مقصد سوختنم ،ساختنی آباد از من به جا بماند! (دکتر علی شریعتی)آن که حق است گمانش به گمان تو، که نیست
گفت بیرون ز جهان است جهان تو، که نیست
از تن زنده روان تو روان است، که گفت؟
بی تن زنده روان است روان تو، که نیست
هرکه پنداشتی از خویش به جای تو نشاند
چه توان داد نشانی ز نشان تو، که نیست
گفت عالم همه در بندگی شیطانند
گفتم ای زاهد خود بین به زیان تو که نیست
ره به معنی نبرد آن که به صورت نگرد
سایه گفتند که صوفی است، به جان تو که نیست
(هوشنگ ابتهاج)
اما...
تو مرا
چه دیدی؟

| MiSs-A |
