پدر معتادم
برای همین پول که پیش توست،یک شب
مرابه دست
صاحب خانه مان سپرد!
خدایا چقدر میگیری؟که بگذاری شب اول
قبر،قبل از اینکه
تو ازم سوال کنی ،من ازت بپرسم ؟!
چرا...؟؟؟
پدر معتادم
برای همین پول که پیش توست،یک شب
مرابه دست
صاحب خانه مان سپرد!
خدایا چقدر میگیری؟که بگذاری شب اول
قبر،قبل از اینکه
تو ازم سوال کنی ،من ازت بپرسم ؟!
چرا...؟؟؟
اون روزی کـه بهــم sms بــدی و جـواب نـدم !
زنـگ بـزنـی و تعجـب کنـی کـه چــرا جــواب نمیــدم !
و یـه روزِ دیگــه زنـگ بــزنـی و یکـی از خـانـواده ام جـواب بــده ...
بگـی : معلـوم هســت کجــایــی ؟!
بگـه: منظــورت اون مــرحـومـه ؟
دیــروز چهلمش بـود ...
بیایید تا هستیم همدیگر را لــمــس کنیم، سـنـگـــ قــبـر احــســـاس نـدارد . . .
گفتم مرا بترسان
دستم را رها کرد
نفسم بند آمد...
زندگي همچون چهار فصل است
. پس پر توقعي است که بخواهيم هميشه بهار باشد و شکوفه ها هم شکوفا
آدم هــا بـراي هــم سنگ تمــام مـي گذارنــد...
امــا نـه وقتــي کــه در ميانشــان هســتي
نــــــــه.....
آنجــا کــه در ميــان خـاک خوابيــدي
"سنـــگِ تمــام" را ميگذارنـد و مــي رونــد !!!
چقــــــــد سختـــــه . . .
تــــــــو هق هق گریه هــــــــات
نفس کــــــــم بیــــــــاری
امــــــــــا . . .
عشـــقت به یکی دیگــــــــه بگــــــــه نفســــــــم .....

رابـــطه هاى امـــروزى :
مى تونيـــد به همـــديگه دســـت بزنيد ،
ولى نمـــى تـــونيد به گوشـــى هاى همـــديگه دســـت بزنيد ...
دلــــــم تنـــگ شده ..
براي وقـــتي که مي گفـــتي : دلم واست تـــنگ شده
دلم تـــنگه
براي بـــودنت .......
شـــايدم لبخـــند خـــودم ..!
دلم بـــراي هـــمه چـــيز تنگ شـــده جـــز ...
نــــــبـــودنـــت !
گل آفتابگردان را گفتند:
چراشبها سرت را پایین می اندازی؟
گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند . . . .
زندگی یک بازی دردآور است
زندگی یک اول بی آخر است
زندگی کردیم و اما باختیم
کاخ خود را روی دریا ساختیم
زندگی را با همین غمها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است
باختیم و هیچ شاکی نیستیم
بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم ..
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست
به آن نازی كه در چشم تو پیداست
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست
به گلهای بهار و عشق و هستی
به قرآنی كه او را می پرستی
قسم ای نازنین تا زنده هستم
تو را من دوست دارم....میپرستم
هرجا که سفر کردم توهمسفرم بودی
وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی
با هرکه سخن گفتم پاسخ ز تو بشنیدم
بر هرکه نظر کردم تو درنظرم بودی
پیشانی ام سجده گاه لب هایت
چشمانم میعادگاه قدم هایت
دستانم تکیه گاه خستگیهایت
و قلبم حریم دلتنگیهایت
تمامی اینها ارزانی نیم نگاهت!

تا جنون ... تاديوانگي ... دوستت دارم تا گريه ...
دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ...
دوستت دارم تا عشق ...
که برتر و بدتر از آن نمي شناسم ...
سلام بچه ها من تا یک هفته آپ نمیکنم سیستمم خراب هستش
ولی سعی میکنم با گوشیم سربزنم بهتون اگه وقت کردم
خوش بگذره به همگی
خداحافظ
.
.
تجاوز یعنی تو تاکسی خانوم بغل دستی از نوع نشستن تو احساس راحتی نکنه !
تجاوز یعنی دختری به خاطر نگاه هرزه تو ، تو گرمای تابستون روسریشو تا پیشونی جلو بکشه!
تجاوز یعنی تو و دوستات سر کوچه وایساده باشین دختره مجبور باشه یه کوچه رو دور بزنه تا شما مزاحمش نشین!
تجاوز یعنی دختر از بی معرفتی تو امنیتی نداشته باشه !
تجاوز یعنی با ماشینت ول بگردی بعد یه دختر دیدی تیکه بندازی !
تجاوز یعنی دوستت دارم گفتنت هزار تا معنی بده !
تجاوز به معنی زورکی هم اغوش شدن نیست !

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم.ای مهربان پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید.تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم.
میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که:
پدر تنها قهرمان بود * عشق تنها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود * بدترین دشمنانم
خواهر و برادرهای خودم بودن* تنها دردم زانوهای زخمی ام بودن
تنها چیزی که می شکست اسباب بازی هایم بود
و معنای خداحافظ تا فردا بود
دلم ﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ... ﻧﻪ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ... ﻧﻪ ﺍﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ... ﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﻬﺎﯼ ﭘﺮﺍﺩﻋﺎ... ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺩﺍﻍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻧﺸﺪ..
تو دور میشوی
من در همين دور می مانم
پشيمان که شدی
برنگرد !
لاشه ی يک دل که ديدن ندارد
