دیگر هرگز نخواهم نوشت ...

سوم فروردین ماه 1386 که وبلاگ اشراق را راه اندازی کردم و  اندیشه وب را برای مطالب پیرامون کازرون حفظ کردم ، فکر نمی کردم مشغله های متفاوت علمی، فرهنگی، رسانه ایم مرا از این دل مشغولیم دور کند. اکنون اما، به واسطه رها نمودن و واگذار نمودن اکثریت مشغله هایم و هم چنین آشنایی با یک سرویس وبلاگ نویسی جدید، فرصتی فراهم شده است تا همه نوشته هایم را در یک جا داشته باشم و هر دو وبلاگ های دوست داشتنی ام (حداقل برای خودم) را در وبلاگی جدید لکن با همان نام زیبای " اشراق " داشته باشم. لذا میان این دو برادر پیوندی جدید برقرار کرده و در وبلاگ جدیدم " اشراق " خواهم نوشت تا مسیر طی شده ام از تیرماه 1385 جلو دیدگانم باشد و اشتباهاتم را گوشزد کند و بر همین اساس دیگر هرگز در این دو وبلاگ نخواهم نوشت.

ممنون خواهم شد اگر پیوندهایتان را به آدرس جدید تغییر دهید و برای مسیر جدیدم مرا دعا کنید. 

دشت برم و عبرت از پریشان

مدت زمانی است يكي از مهم‌ترين مباحث اجتماعي مطرح کشور در حوزه زیست محیطی بحث دریاچه ارومیه و خشکیدن آن است. برای ما به عنوان همسایگان بزرگترین دریاچه آب شیرین خاورمیانه – البته با قید سابق – بی شک شنیدن این ماجراها و اخبار مربوط با این دریاچه بزرگ و مهم دیگر کشور به نوعی تداعی خاطره هست و البته مقایسه نمودن واکنش های گوناگون از سوی گروه های مختلف با آن چه در کازرون گذشت.

مروری بر آن چه این روزها حول محور دریاچه ارومیه می گذرد تا حدودی برای فعالان اجتماعی کازرون جانکاه است. جانکاه به آن دلیل که خشک شدن این دریاچه عزمی کشوری را بسیج نمود تا مشکلات آن حل شود و شاید ارومیه عزیز جانی دوباره بگیرد و از این بحران سربلند بیرون آید. اما به راستی کلید این وحدت و تشریک مساعی همگانی و توفیق فعالان زیست محیطی در استفاده از همه‌ی ظرفیت ها چیست که توانستند تا مدت ها دریاچه ارومیه را مساله اصلی زیست محیطی ایران نگه داشته و در این راه به توفیق هایی دست یابند.

ادمه مطلب را در لینک زیر بخوانید:

http://kazeroonnema.ir/fa/pages/?cid=7758

روز كازرون

مدتي پيش در برخي رسانه‌هاي شهرستان، به بهانه‌ي ارائه‌ي راه‌كار براي برگزاري هر چه بهتر و مناسب تر "هفته فرهنگ كازرون"، سخن از "روز كازرون" و زمان مناسب براي برگزاري دائمي اين هفته با تاثيرپذيري از آن روز به ميان آمد. از اين ره‌آورد هم بودند بزرگواراني كه با ارائه‌ي نظرهاي خود زمان‌ها و روزهاي متفاوتي را براي اين كار برگزيدند. برخي مناسبت‌هاي ملي و برخي ديگر تعطيلات چند روزه هم چون ايام نوروز را بر‌گزيده و در سايه‌ي انتخاب خود به بررسي چگونگي و بايدهاي برگزاري چنين روزي مي‌پرداختند.

بي شك اما براي انتخاب و برگزاري چنين روزي بايد نگاهي به ارزش‌هاي ديني و ملي آن داشت. توجه به انقلاب اسلامي ايران ما را به اين حقيقت رهنمون مي‌سازد كه انقلاب ما مجموعه‌اي بود از تبلور ارزش‌هاي ملي و مذهبي با غلبه‌ي قاطع ديدگاه‌هاي ديني به گونه‌اي كه دين و مليت را به يكديگر پيوند داده و هرگونه تنافي اين دو از ميان برداشت و همان طور كه دين اسلام و علماي رباني آن مرز ميان دين و علم را از بين برده بودند اين بار مردمان به رهبري مردي از همان تبار، اين دو را الفتي شايسته و محبتي عميق دادند و هر كدام را بر جاي خويش نشاندند؛ بر همين اساس و با توجه به اين الفت، مي‌بايست براي انتخاب و برجسته كردن روزهايي براي شهرهاي اين كشور دليل و منطقي قوي داشت تا با تكيه بر آن ضمن اهميت به زادگاه و وطن دوستي، تجلي ارزش‌هايي هم‌چون آزادگي، عشق، ايثار، رشادت، شجاعت، آرمان گرايي، ظلم ستيزي، خلوص و ايمان، كمال طلبي و تعالي معنوي، مردانگي و... باشد. 

ادامه مطلب در : 

http://kazeroonnema.ir/fa/pages/?cid=6143

منشوری برای مساجد

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در پیامی به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز در ارتباط با جايگاه مساجد در فرهنگ كشورمان و بايسته هاي يك مسجد نمونه و مورد تاييد دين و ايشان را بيان نمودند. مواردي كه بي شك در صورت اجراي توامان آن ها با هم، حتي در تعداد محدود و با درجه ي عملياتي شدن اين ديدگاه ها به تعداد كم نيز براي بخش عظيمي از فرهنگ ديني شهرستان ها كفايت مي كند.

بي شك همان گونه كه تا كنون مرسوم بوده و هست، بيانات معظم له به عنوان يك نقشه راه جهت رسيدن به نقاط آرماني با استفاده از واقعيت هاي اجتماعي مطرح است و ديدگاه هاي حضرت ايشان علاوه بر برخورداري از وجوه عملياتي فراوان افق ها و چشم اندازهاي روشني را، از راه پيش رو مشخص مي نمايد.

ايشان در پيام خود با رصدي دقيق از احوالات تربيت ديني جامعه و سرباز زدن خانواده ها از اين كاركرد مهم تربيتي خود و متولي دانستن مدارس و مساجد ضمن توجه به اين دو  عنصر مهم و حياتي در فرهنگ عمومي كشور – خانواده و مسجد - كه در صورت توجه و صيانت شايسته از آنان مشكلات فراوان و ناهنجاري هاي بسياري از جوامع رخت خواهد بست، ضمن اشاره به پيوستگي اين دو عنصر با هم، اشارات تمثيل گونه اي از نوع رويكردهايي كه مي بايست اتخاذ شود را بيان نموده، وظايف متفاوت و متقابل هر كدام از اين دو را مشخص كرده، مدارس را حلقه ي اتصال اين دو قرار مي دهند تا آن جا كه جايگاه برنامه هاي تشويقي مدارس از دانش آموزان را در مسجد و به دست امام جماعت آن مي دانند.

ادامه مطلب در :

http://www.kazeroonnema.ir/fa/pages/?cid=5426

کتب و پژوهش های علمی دفاع مقدس كازرون، نیاز امروز

یروزی انقلاب اسلامی در ایران به دلیل موقعیت استراتژیک ایران در پهنه ی جغرافیایی جهان و زرخیز بودنش به سبب غنای فراوان منابع طبیعی که از دیر باز آن را مورد طمع بیگانگان قرار داده بود از یک سو ، ماهیت فرهنگی اصیل اسلامی ، انقلابی و مهاجم این انقلاب که حامل پیام های امید بخش و ویرانگری برای ملت های استعمار زده و کشورهای استعمارگر به همراه داشت و بر همین اساس از فردای پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی کشورهای استعماری وجه همت خویش را بر سرنگون نمودن این انقلاب شکوهمند قرار دادند تا پیش از آن که دیر شود جلوی این تهاجم عظیم فرهنگی را گرفته بنیان های جهان خواری خویش را از انهدامی سخت نجات دهند . بر همین اساس جنگی 8 ساله – و یا 10 ساله -  را بر ایران تحمیل نمودند تا شاید از این راه طرفی بسته مراد دلشان را محقق بیابند.

 

ادامه نوشته

اولویت های امروز کازرون کدام است؟

در هفته های اخیر، فضاي رسانه‌اي کازرون به دلیل مسایل مربوط به عزل فرماندار، روزهاي پر التهابي را تجربه كرده است به گونه‌اي كه اكثر مسایل مهم شهرستان تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفته و توجه برخي مسئولان از حل آن‌ها بازمانده است.

 همگی به خاطر داریم که چندی پیش امام جمعه‌ي محترم کازرون در خطبه های نماز جمعه‌ی خود انتقادات شدیدی را در زمينه‌ي مسايل فرهنگي شهرستان متوجه مسئولان مربوطه نموده و مخصوصاً از عدم برخورد با پدیده‌ی بد‌حجابی به شدت ابراز نارضایتی كرد که بجز اندک مقالاتی در اين رابطه از سوی رسانه‌هاي کازرون توجه ويژه‌اي چه به لحاظ جايگاه سخنان امام جمعه‌ي محترم و چه به لحاظ اهمیت موضوع صورت نگرفته و به حال خود رها شد.

با توجه به آغاز ایام تابستان، وظیفه‌ا‌ي كه ادارات، سازمان‌ها و نهادهاي مربوطه جهت برنامه‌ریزی بهتر و ارائه‌ی راهکارهای اجرایی مدون به منظور جلوگیری از انجام فعالیت‌های موازی و توجه به احتیاجات و نیازهای مسئولین کانون‌ها و مراکز فرهنگی فعال دانش آموزی و پایگاه‌های مقاومت مساجد و بررسی علل رکود این‌گونه فعالیت‌ها دارند امر دیگری است که نیاز امروز شهرستان است. وجود جو تقابل و چندگانگی در میان برخی از فعالان فرهنگی ـ مذهبی کازرون خود مشکل بزرگ دیگری است که نیازمند تامل و تدبر سریع‌تر مسوولین مي باشد.

ادامه این مطلب را در این جا بخوانید:

http://kazeroonnema.ir/fa/pages/?cid=4651

 

شجاعت در پذیزش اشتباهات نیاز امروز کازرون

كازرون در هفته هاي اخير روزهايي پر التهاب و سراسر نگراني را پشت سر مي گذارد و محمل جرياناتي بوده است كه بي شك اكنون كه غبار حوادث فروكش كرده مي توان با رويكردي منطقي و به دور از احساس به تحليل برخي از اتفاقات پرداخت و اميد به تاثير داشت با اين كه در آن برهه ي سراسر احساس، بودند افرادي كه منطقي فكر كردند و منطقي تصميم گرفتند و رو در روي اقدامات بي اساس ايستادند .

نگارنده ي اين سطور به واقع هيچ گونه انگيزه اي جهت نگارش و تحليل اقدامات اخير طرفين درگير در قصه ي هزار و يك شب عزل فرماندار كازرون نداشت اما نكته اي كه سبب شد به اين امر بپردازد اقدامی بود كه از سوي معترضين و در راستاي لاپوشاني يكي از بزرگترين اشتباهات و البته نابخشودني ترين آن ها صورت پذيرفت. بي شك اما هيچ انسان منصف و البته آگاه از وقايع اخير كازرون نمي تواند هر كدام از طرفين اعتراضات را شر مطلق و يا خير مطلق بداند لكن آن چه به نظر واضح است آن كه براي روشن شدن ماجرا و فرار از غبارآلودگي ، پذيرش اشتباه و تلاش درصدد جبران آن بهترين راه است .

ادامه نوشته

داستان حجاب كازرون

چندماهي است كه فضاي مباحثات فرهنگي شهرمان به تبعيت از كشور حول مساله حجاب و بد حجابي مي چرخد و از اين رهگذر بيانيه ها ،تهديدها ، راهپيمايي ها، تجمعات و صد البته اقدامات خودجوشي صورت پذيرفته است؛ لكن توجه به اين سوال نيز خالي از لطف نمي باشد كه براستي شهر مذهبي كازرون كه روزگاري مامن خانواده هايي بود كه به دنبال فضايي سالم براي رشد فرزندانشان بودند چگونه به جايي رسيده است كه امام جمعه محترمش خود احساس وظيفه كرده درصدد مقابله با اين پديده به صورت خودجوش و با ياري مردم مي افتد؟ براي پاسخ به اين سوال بد نيست كه نيم نگاهي به ماهيت اين قبيل پديده ها بيفكنيم. 

فرهنگ و پديده هاي فرهنگي به دليل ساختار پيچيده خود كه عمدتا محصول خرده فرهنگ ها و پديده هاي فرهنگي كوچكتر و مرتبط به هم است، به شدت تحت تاثير پارامترهاي خرد و كلان قرار دارند و تغيير در يكي تغيير در ديگري و در نهايت تبديل و تغيير در فرهنگ عمومي را در پي دارد به نحوي كه مي شود پديده اي فرهنگي را به غير فرهنگي و يا بالعكس تبديل نمود؛ لكن تغييرات در اين وادي به كندي و البته در صورت انجام همه ي پيش نيازها با نتيجه بخشي صد در صدي همراه خواهد بود . بي شك اما مواجهه با معضلات فرهنگي و هنجار شكني در هر جامعه نيز قبل از هر اقدامي بايد با ريشه يابي و در ادامه اقدام درخور فرهنگي همراه با ارايه محدوديت ها و مجازات هاي متناسب و قاطع و بدون هرگونه مماشات باشد.

داستان بد حجابي  در كازرون و شهرهاي مشابه نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد. تغيير رويكردها و ارايه ي گفتمان هاي جديد در حوزه ي فرهنگ عمومي با محوريت تساهل و تسامح ديني – مولود ناشناخته اي كه بسياري از انديشمندان ديني وجودش را منكر مي شوند - كه ابتدايا با چراغ خاموش و سپس در 8 سال دولت اصلاحات با آشكاري هر چه تمامتر بر طبل آن كوبيده شد نوعي فضاي باز فرهنگي را در پي داشت كه تضاد ارزش ها و غير ارزش ها به شكلي شديد و به منظور غالب سازي گفتماني در كشور آغاز و تا روستاها ادامه يافت اما بودند شهرهايي كه با ارايه راه كارها و اقداماتي تاثيرپذيري از اين باصطلاح فرهنگ عمومي را كاهش دادند و توانستند فضاي غالب فرهنگي – مذهبي شهرشان را با فرهنگ اصيل ديني باقي گذارند .

http://kazeroonnema.ir/fa/pages/?cid=4493

نایبان شهیدان تنها راه

همان طور كه مي دانيم حماسه سازي هاي دلاورمردان كازروني عرصه ي ايثار و شهادت و پايداري از گذشته تا به حال در بسياري از موارد بسيار نادر و مثال زدني بوده است كه گنجينه اي عظيم و گرانبها را در ساحت هاي مختلف با تنوعي مثال زدني بوجود آورده است لكن تا كنون به نحوي كه بايسته و شايسته بوده از آن استفاده نشده است .
 
در اين ميان البته بوده اند گروه هاي مختلفي كه در برهه هاي مختلف و بر اساس احساس تكليف و وظيفه ي شخصي و در حد توان و امكانات خود كارهاي پراكنده اي را در نقاط مختلف شهرستان انجام داده اند كه شايد در برخي موارد اقدامات قابل توجهي هم بوده است لكن فقر انسجام و امتداد اين قبيل فعاليت ها و در طول هم قرار گرفتن آن ها اين واقعيت اجتماعي و فرهنگي را بوجود آورده است كه سهم برداشت جامعه و جوانان كازرون از كاشت آن فعاليت هاي بعضاً درخور تقدير در حد ناچيزي بوده است و لذاست كه كازرون با وجود حضور پررنگ و ماندگار در عرصه ي ايثار و شهادت در فرهنگ و هنر برجاي مانده از آن سال هاي حماسه و شعور سهمي ناچيز و حقير دارد .
 
از ديگر سو توجه به ارزش گذاري هاي مسوولان فرهنگي شهرستان دلسوزان را با اين واقعيت آشكار مواجه مي نمايد كه در خوش بينانه ترين حالت ، نگاه و ديدگاهي كاريكاتوري كه امر را در برگزاري يادواره هايي در ايام خاص و من باب خالي نبودن عريضه و تكميل فعاليت هاي مناسبتي دائر مي داند حاكم بر فضاي فرهنگ ايثار و شهادت است و بر همين اساس ذائقه جوانان و بخشي از فعالان اين عرصه را در همين حد نگاه داشته كه اوج آمال و آرزوهاي شهيد پژوهانه ي خود را برگزاري يادواره اي با فلان وسعت قرار داده است.
 
اگر به اين موارد عملكرد نامناسب برخي گروه هاي شهيدپژوه در حيف و ميل اسناد و بازمانده هاي شهدا را كه نقش غير قابل انكاري در بي اعتمادي خانواده هاي شهدا در برابر جوانان مشتاق و دلداده اين عرصه و عدم همكاري دلچسب اين بزرگواران – صاحبان !!! اسناد و بازمانده هاي شهدا و گروه هاي شهيدپژوه اعتماد برانداز - را بيفزاييم نتيجه غير قابل انكار آن فقر امكانات و راه طاقت فرساي رسانيدن كازرون به جايگاه اصيل خود حاصل خواهد شد چرا كه پژوهش در اين عرصه با مشكلات بزرگي از قبيل آن چه در سطور بالا ذكر شد مواجه است كه حل اين مهم ، به راحتي نخواهد بود .
 
بر همين اساس لزوم قالب شكني و پي ريزي رويكردي جديد كه همين اعتماد ساز باشد و هم امكانات آور روز به روز بيشتر و بيشتر احساس مي شود . تصور بفرماييد پدران و مادران شهدا همگي در سنين بالايي در حال زندگي مي باشند كه البته بخشي از آنان نيز رحل عزيمت افكنده اند ، رزمندگان و همرزمان شهدا نيز پس از گذشت 20 سال يا خاطرات را با جرييات موثر فراموش كرده اند و يا بيم اين فراموشي آنان را به شدت تهديد مي كند و البته برخي جريان سازي هاي كاذب سياسي نيز آنان را از تمايل بازگويي خاطرات بازداشته و يا رجوع به آنان را در كمال بي رحمي منكري لايغفر مي دانند كه مرتكب آن در خوشبينانه ترين حالت داراي روحيه اي التقاطي است . مي بينيد كه چه راحت 2 كانال اصلي ارتباط و آشنايي با سيره فردي - خانوادگي و اجتماعي در معرض خطر جدي قرار دارند كه اقدام عاجل مسوولان و دلسوزان را مي طلبد .
 
تجربه طرح نايبان شهيدان و فصلنامه راوي به دست اندركاران آن اين واقعيت را اثبات نموده كه اگر نگوييم تنها راه جلب اعتماد اين دو قشر، اين دو رويداد است بي شك يكي از معدود راه هاي اندك اين عرصه است و جلب اعتماد خانواده هاي شهدا از طريق نيابت يكي از اعضاي همان خانواده از شهيدشان جهت در اختيار قرار دادن اسناد مربوط به ايشان و هم چنين ارتباط نسبتاً محكم با رزمندگان عرصه جهاد و شهادت از طريق نايبان شهيدان و فصلنامه راوي و استقبال قابل توجه هر دو قشر هدف بارقه هاي اميدي را در دل دست اندركاران روشن ساخته است كه مي شود كاري كرد تا كازرون به جايگاه خود بازگردد؛
 
امبد كه بزرگواران در راه به انجام رسانيدن اين رسالت تاريخي ياري گرمان باشند .

راوی 2 منتشر شد

1. بالاخره پس از 3 ماه كار فشرده و پيگيري هاي مستمر شماره دوم راوي منتشر شد . دست همه عزيزان ونويسندگان بالاخص آقايان زارعي و فروزنده كه براي اين شماره زحمت فراواني متحمل شدند درد نكند . خدا قوت .

2. اين شماره با افزايش 16 صفحه اي در تعداد صفحات و افزايش 20 نفري در تعداد نويسندگان تقديم فرهنگ و هنر شهرستان شده است . اميد كه مقبول افتد .

3. اين 16 صفحه اضافه را ويژه نامه انقلاب كار كرديم كه با استفاده از مطالب آقايان " مهندس رجبعلي طاهري، مصطفي بخرد، محمد باقر باقري نژاديان فرد ، مرحوم نصرالله مرداني، رضا صنعتي و ... " و استفاده از عكس ها و اسناد ناب و منتشر نشده  كار قابلي درآمده است . نظر شما هم البته ياري گر ما خواهد بود براي رشد قدم به قدم مان .

4. براي پربار تر شدن ويژه نامه مذكور تلاش فراوان كرديم كه برخي ما را وعده به كاري درخورتر دادند و صبرمان را خواستند و برخي هم با نامهرباني كم لطفي نمودند . در هر حال در كار مطبوعاتي اين چيزها پيش مي آيد.

4. قرار است زين پس همين تعداد صفحه و يا احيانا 40 صفحه كار كنيم . دعا بفرماييد دستمان براي انجامش باز باشد.

5. هنوز كه هنوز است التماس دعايمان به همان قوت شماره قبل پابرجاست . چه به لحاظ مطلب و چه به لحاظ مالي . حيف است اگر اين تلاش بخواهد درد نان داشته باشد و نتواند براي تعالي تلاش كند كه براي بقا دست و پا بزند .

6. مطالب و تراوشات قلبي تان را مي توانيد به همان صندوق پستي  و يا به آدرس اينترنتي ravishohada.mag@gmail.com  برايمان ارسال كنيد .

7. در فاصله شماره اول و دوم بسياري از رزمندگان دفاع مقدس شرمنده ي الطافشان كردند ما را . از همين جا دستبوس شان هستيم .

8. راستي اين شماره را همراه با هديه اي كار كرديم كه بازهم اميد به مقبول افتادنش داريم .

9. مراكزي كه مي توانيد جهت تهيه راوي مراجه فرماييد :

* چهارشنبه شب ها ، بعد از نماز مغرب و عشا ، مسجد امام حسن مجتبي(ع) ، مجلس هفتگي هيات فرهنگي مذهبي فاطميون

* خيابان طالقاني ، بالاتر از 15 خرداد ، فروشگاه كامپيوتري كوثر ، آقاي هادي ديدار

* خيابان امام خميني (ره) ، فروشگاه موبايل ايران همراه ، آقاي عبدالحسين افتخارزاده

زندگی در میان افسوس ها

به اطراف خودمان که نگاه می کنیم و در رویدادها و چهره ها دقیق می شویم بی درنگ انبوهی از تصاویر و مفاهیم است که ذهنمان را در بر می گیرد که ترجیع بند بسیاری از آنان افسوس است . افسوس از داشته هایی که دیگر نیستند ، افسوس از نبود حضورها و نفس های زندگی بخشی که به سبب فراموشی شان مدت هاست از فضای شهرمان رخت بر بسته است و آلودگی ،به سبب پایی که بر گلویمان نهاده و می فشرد عنقریب است که خفه مان کند ، افسوس از جنگی که بنیان های زندگی مان را با تبری به نابودکنندگی قوی ترین نابودگران و البته به بی صدایی سخن گفتن مورچگان هدف قرار داده و مهم ترین سنگر وجودی مان که قلب مان است را در کمال بی خبری و به دست با کفایت خودمان دارد تسخیر می کند و ما نیز غافل از آن چه بر سرمان می آید . افسوس از همسنگرانی که تا دیروز مرد میدان و شیر غران بودند و امروز " شبیخونی " از کار انداخته آنان را و یا اصلا کاشف آمده که از ابتدا او نیروی دشمن بوده است در میان ما .
 
روزگار سخت و جنگ خانمان سوزی است که نه می توان فهمید دشمنت کجاست و نه می شود خیلی به کسانی که امروز همسنگرت هستند اطمینان کرد تا با حمایت او به دل دشمنان بزنی . اصلا خاصیت جنگ فرهنگی همین است . دیروز خاکریزی بود برافراشته در مقابل دشمن و تو سلاح بر دست، دوش به دوش همسنگران و همرزمان و با تاکتیک مشخص بی مهابا به دل او می زدی و از پا می افکندی اش ؛ گویا کار راحت تر از اکنون بود که نه دشمنت را خوب می شناسی و نه همه ی افراد این سمت خاکریز را می توان همسنگر به حساب آورد و نه حتی سلاحی درست و حسابی به دستت داده اند تا در مقابلشان حداقل بتوانی قدی علم کنی . امروز تا سلاح شناسانمان بخواهند کاری برایت انجام دهند و مهماتی به تو برسانند باید سال ها منتظر ماند تا اختلافات تاکتیکی و سلاح شناسی شان به حداقل برسد تا شاید چیزی در حد " اِم یک " نصیبت شود که البته آن هم اگر بشود.
 
همیشه در این فکر بودم که چون مایی که از هر 10 موعد دعایمان 12 تایش را صرف " اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک " می کنیم و ادعای میدان داری جنگ خانمان برانداز کنونی را هم داریم چه میزان از تاریخ 8 سال حماسه و خون جوانانی که در همین کوچه پس کوچه ها پرورش یافتند اطلاع داریم . چه قدر با شهید خانواده مان زندگی کرده ایم و حالات و رفتار و روحیاتش را از خانواده و همرزمانش پرسیده ایم و در زندگی به کار بسته ایم و دیگران را به این کار دعوت کرده ایم ؟ چند بار شده است که درد دلمان را به سویش برده ایم و مشکلمان را برایش نقل کرده ایم و راه تازه ای را باز نشده به رویمان ندیده ایم ؟ مگر نه این است که این ها بودند که در جنگی طاقت فرسا آن رشادت ها و بزرگمردی ها را آفریدند و توانستند پیروز شوند و ما اکنون در میان معرکه ای بس عظیم تریم ؟ شاید کارهایشان دوایی باشد و سلاحی برای جنگ امروزمان . مگر این گونه نیست که وجه اشتراک و راز ماندگاری آن بزرگ مردان به طی مسیرهای 100 ساله در یک شب بود به سبب ایمانشان و امروز هدف اصلی تمامی تهاجم ها ایمان مردمان و دوستان و همرزمانمان است ؟ شاید باید در مقابل این سلاح از آن سلاح استفاده نمود .
 
تاریخ 8 ساله دفاع مقدس سرشار از لحظات و رویدادهایی است که بی شک اگر بی نظیر نباشد قطعا کم نظیر است . صحنه هایی سرشار از رشادت ها ، ایثارها ، اخلاص ها ، اشک ها و اندوه ها ، لبخندها و شوخ طبعی ها که اگر داروی یگانه ی این ایام تک وجهی مردمان نباشد ، کارساز ترین آن هاست . حیات طیبه ی این از خود برآمدگان پاک ، آنچنان است که هر حقیقت جویی را به مشرب گوارای خویش می خواند و دم آسمانی شان مددی است تا هر بر زمین افتاده ای را برافرازد و به اوج کمالات برساند .
 
بی انتها و پر برکت بودن گنجینه ی دفاع مقدس بی شک انگیزه ای دوچندان را برای هر دلباخته ای فراهم می کند تا در صدد بازشناسی نقش شهدای شهرش و الگوسازی رفتاری از سیره بی مثالشان برآید تا بلکه از این رهاورد پاسخی در خور جهت این سوال یابد که به واقع جایگاه کازرون و دلاورمردان آن دیار در این عرصه کجاست و چگونه باید این دین ابدی را به سر منزل مقصود رساند ؟
 

بر همین اساس طرح " نایبان شهیدان " که مدت اندکی است با هدف بزرگداشت مقام شامخ شهدای گران قدر و جمع آوری خاطرات و گسترش سیره ی شهدا از طریق عمومی سازی فرهنگ شهید پژوهی راه اندازی شده است و هم اکنون جمع قابل توجهی را حول شمع وجودی پربرکت شهدا ساماندهی نموده است ، اولین شماره " راوی " تنها نشریه فرهنگ پایداری شهرستان کازرون را به شما نایبان محترم شهدا و دلباختگان عرصه جهاد و شهادت تقدیم میکند و در این راه چشم به راه خاطرات و مقالات و عکس ها و دست نوشته های شما عزیزان است تا از رهگذر این قلم های نورانی تان جاودانه سازیم جاودانگی شان را .

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید
باقی بقای نگاهتان
التماس دعا

شماره اول راوی منتشر شد

1. بالاخره پس از مدت ها تلاش و در راستاي شناساندن جايگاه واقعي كازرون و شهداي آن در طول جهاد 8 ساله ، تاريخ دفاع مقدس كازرون صاحب نشريه اي تخصصي شد . اين نشريه كه احتمالا به صورت فصلنامه منتشر خواهد شد در 20 صفحه و با كيفيتي عالي به زيور طبع آراسته شده است . به هر حال اولين شماره راوي با 14 عنوان از 18 نويسنده كازروني – كه 5 تايش شاعر مي باشند – منتشر شده و پذيراي مطالب ، عكس ها ، انتقادات و پيشنهادات شما بزرگواران هستيم .

2. جمع آوري مطالب جهت شماره بعد اواسط دي ماه است . لطف فرموده اگر مطلبي داريد تا 18 دي ماه به آدرس كازرون صندوق پستي 73175399 بفرستيد.

3. از هرگونه كمكي بالاخص كمك دنيوي اش جهت ارتقاي كيفيت و ميزان صفحات به شدت استقبال مي شود .

4. فكر كنم با راه اندازي اين نشريه كه نشريه داخلي طرح نائبان شهيدان و كاري مشترك از كانون فرهنگي پيامبر اعظم (ص) و بنياد شهيد و امور ايثارگران كازرون مي باشد حجتي براي آنان كه مي توانند در بسط و گسترش فرهنگ شهيد پژوهي موثر باشند نمي ماند . ان شاالله كه فرداي قيامت روبروي شهدا روسفيد باشم . الهي !

مرثیه ای برای کتاب

کتاب

مدت هاست که بحث پیرامون شهر فرهنگی و یا پایتخت فرهنگی کشور و به تبع استان های آن ، نقل محافل است و شهرهای بزرگ و در پی آن سایر شهرها در صدد مطرح نمودن خود و توانمندی های خود در این وادی پر مدعا بوده اند و در این میان هستند افرادی که با تکیه بر پتانسیل های بالقوه و توانمندی نیروهای با کفایت و بعضا در حاشیه‌ی کازرونی معتقدند که کازرون نه تنها می تواند پایتخت فرهنگی فارس باشد که حتی می توان از او انتظاری در حد مرکزیت فرهنگی کشور داشت و بی شک در این رابطه استدلال هایی هم دارند .

نگارنده نیز بر این باور است که کازرون استعدادهای فراوانی دارد لیکن همان طور که گفته شد عمده پتانسیل ها و عوامل درخشش و پویایی فرهنگی کازرون بالقوه است و نیاز به برنامه ریزی های بلند مدت و با جهت گیری ثابت و به دور از اعمال سلیقه های سیاسی و بر اساس ایدئولوژی فرهنگی نظام اسلامی و البته با مدیریت نیروهای ثابت قدم ، دلسوز و اصیل کازرونی همراه باشد امری که با این که در نگاه اول بعید به نظر می آید اما می توان نیم نگاهی مهربانانه به تحقق آن داشت .

 

ادامه نوشته

براي رشد روزافزون

شايد آن روز كه تعداد محدودي از طلاب در زير زمين مسجد امام حسن عسکری (ع) در شهرستان قم مشغول به انجام مناسك اعتكاف و خلوت هر چه تمام تر با خويش و انديشيدن در اعمال و محاسبه ي رفتار  خويش  بودند كمتر استقبال شگفت انگيز اين روزها و سال هاي اخير جوانان سراسر كشور را با علايق و سلايق مختلف پيش بيني مي كردند كه به عنوان مثال در شهري چون شيراز 25000 نفر جوان 15 تا 25 سال در اين سنت حسنه شركت نموده و جامه ي اعتكاف بر تن نمايند و بر علايق دنيوي شان پشت نمايند ....

ادامه نوشته

صبر علامه و فحاشی منتقدین


نمی دانم که آیا اصولا واکنش نشان دادن به این قبیل صحبت هایی که نشان از حقارت افراد می دهد که نمی توانند مطلبی علمی در نقد نظرات یک عالم مسلم و مبرز حوزوی پیرامون فلسفه ی سیاست بدهند – که البته این به دلیل عدم صلاحیت علمی شان می باشد - تا جایی که کارشان به فحاشی می کشد ، کار درستی است یا نه .

آیا اصلا با این جو فی نفسه خوبی که در دفاع از ساحت علما در سطح وبلاگ نویسان و نیروهای سیاسی به وجود آمده و پایش هم به یکی دو تا از وبلاگ های کازرونی هم کشیده شده و صد البته حتی نقدهای علمی را هم بر سخنان و مواضع واضح البطلان – از لحاظ علم دینی – را هم بر نمی تابند و بر حفظ جایگاه مقدس علمای دین تاکید می نمایند لزومی دارد که من بخواهم چیزی بنویسم و یا استدلالی کنم یا خیر ؟ به نظرم می آید که باید تا کنون این عزیزان فحاشان به علمای مبرز و فیلسوفان عالی قدر و مجتهدین مسلم و تا حدودی توهین کننده به تایید کنندگان ایشان را تکه تکه کرده باشند و قطعا این کار را کرده اند و یا خواهند کرد و اگر تا کنون نکرده اند حتما متنی در این رابطه ندیده اند و الا نمی شود که آدم برخی را حتی تا مرجعیت بالا ببرد و برخی دیگر که مراتب علم و فضل شان زبان زد خاص و عام است – و بیشتر به دلیل استقلال فکری و عدم تاثیرپذیری و دایره ی وسیع تاثیرگذاری شان است که مورد فحاشی قرار می گیرند – را بی خیال شود .

سخن از فحاشی بی دلیل و بی مورد جناب آقای محتشمی است به ساحت حضرت آیت الله علامه محمد تقی مصباح یزدی ( حفظه الله تعالی ) . ایشان در مناسبت رحلت امام در اصفهان روند چندین باره ی توهین های خود را تکرار کرده و با وقاحت تمام می گوید : « هيچ تفاوتي بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد.... متأسفانه امروز افرادي که مسائل اوليه اسلام را درک نکرده‌اند، ايدئولوگ يک جريان تندرو شده‌اند و هيچ تفاوتي بين فرقه مصباحيه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادي که هيچ اهميتي براي مردم، ملت ايران و جواناني که به عنوان يک رکن از ارکان انقلاب براي امام مطرح بودند قائل نيستند، از افکار امام پيروي نمي‌کنند. جريان مصباحيه حتي يک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعيه‌دار آن شده است و در پايگاه‌هاي بسيج حضور مي‌يابد. مصباح يزدي هيچ مسئوليتي در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلاميه‌هايي که علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا کرده‌اند حتي يک امضا از اين آقا ديده نمي‌شود و چه شد اين افراد اينگونه انقلابي شدند؟ شمايي که يک عمر خون به دل امام کرديد، شما متحجران و شما مقدس‌نماها که وقتي ديديد امام سر بر زمين گذاشت برخاستيد... آيا اينان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نيستند که آمدند و خاندان پيامبر را خانه‌نشين کردند؟ آيا مثل اينان مثل خوارج نيست که تفکر همه را به غير از تفکر خود تکفير مي‌کنند و امروز شخصيت‌هاي انقلاب توسط همين افراد تکفير مي‌شوند. »

آنان که دستی در پیگیری این قبیل مسایل دارند می دانند که آغاز حملاتی از این دست به حضرت ایشان از شروع خطبه های قبل از نماز جمعه ی ایشان در دانشگاه تهران بود که در آن جا به طرح مباحثی از قبیل « نظریه ی سیاسی اسلام ، جایگاه سیاست در دین ، آزادی در اسلام ، تبیین ساختار و شکل حکومت ، بررسی جایگاه قوانین در نظام دینی ، ملاک اعتبار قانون ، اسلام و دموکراسی کالبد شکافی بحث شونت کاوشی در نظریه ی نسبی نگاری ارزش ها و گزاره های دینی و .... » می پرداختند و آنان که خود را مخاطب این مباحث می دانستند و تا حدودی رشته هایشان را در حال پنبه شدن می دیدند از میان این همه مباحث علمی و مستندل - که شرح آن را می توانید در کتاب نظریه ی سیاسی اسلام ، محمد تقی مصباح یزدی ، 2 جلد مشاهده نمایید - به مبحث خشونت در اسلام و تساهل و تسامح نظری انتقادی انداخته با بنگاه های خبرپراکنی خود که به تعبیر مقام معظم رهبری به پایگاه های دشمن بدل شده بودند ایشان را مورد هجمه ی خود قرار دادند و فردی از ایشان هم ضمن ارایه ی مباحثی در نقد این نظریه حضرت استاد را به مناظره طلبیدند که مورد موافقت قرار گرفت و با این که حجه الاسلام حجتی کرمانی در ابتدا از قبول پیشنهاد پخش زنده ی این مناظره ابا داشت – مناظره ی آیت الله مصباح یزدی و حجه الاسلام حجتی کرمانی ، صص 11و 12 ، انتشارات سروش - ولی در نهایت به زحمت توافق حاصل شد و آنان که بودند و دیدند ، یادشان می آید کهچه بر سر نظریات مخالفین ایشان آمد و از عصبانیت ها و فریاد زدن های طرف مقابل ایشان تصاویری به یادماندنی در اذهان خود دارند و لذاست که با یادآوری این قبیل صحنه ها انسان بهچرایی عدم مواجهه ی رو در رو با ایشان و طرح مباحث نظری در بین مردم کوچه و بازار پی می برد .

بی شک آن چه سبب ادامه ی این برخورد های ناشایست و به دور از ادب در این ایام شده است به انتخابات 3 تیر ماه بر می گردد که به راستی وزن کشی گروه های سیاسی بود در آن فضای ملتهب و متنوع انتخابات و حمایت ضمنی ایشان و طلاب طرفدار ایشان از کاندیدای پیروز انتخابات چرا که اینان بر این باورند که برای تخریب رییس جمهور باید عقبه ی فکری او را – به فرض صحت این امر – تخریب نمود و لذاست که این گونه بی محابا به پیش می رانند .

اما از هر چه بگذریم بررسی برخی از توهین های جناب محتشمی در رابطه با ایشان شیرین تر است . ایشان از مراتب فضل و علم حضرت علامه این گونه یاد می کنند : « متأسفانه امروز افرادي که مسائل اوليه اسلام را درک نکرده‌اند، ايدئولوگ يک جريان تندرو شده‌اند » و این در حالی است که جملات نغز و بی سابقه ای از سوی عالمان و مراجع عظام تقلید – که بررسی صلاحیت علمی و دادن مجوز اجتهاد از وظایف ایشان است – در بزرگداشت شخصیت علمی ایشان داریم که برای نمونه چندین و چند تعبیر مهم مقام معظم رهبری را به خدمت دوستان عرضه می کنیم : « بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم.

اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايى مانند علامه طباطبائى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است.

من خدا را شكر و حمد مى كنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ايشان (آيت الله مصباح يزدى) شديداً علاقمند و قدردان است.

به نظر من يكى از چيزهايى كه مى تواند خيلى كمك كند به اين قضيه، اين است كه از كتابهاى شهيد مطهرى، از معارفى كه امروز بزرگانى بحمدالله هستند؛ از قبيل آقاى مصباح و ديگران كه واقعاً مبانى فكرى اسلامى دست اين هاست؛ از اين ها استفاده كنند. حتى مى شود اين ها را ساده كرد. شما مى توانيد اين كار را بكنيد »

البته این که جایگاه علمی جناب محتشمی در میان حوزویان تا چه اندازه می باشد سوالی است که حداقل حقیر برای آن جوابی نیافته ام .

در ادامه ایشان در رابطه با سوابق مبارزاتی ایشان می گوید : « از سال 44 در تمام اعلاميه‌هايي که علما و روحانيون قم و شهرستان ها امضا کرده‌اند حتي يک امضا از اين آقا ديده نمي‌شود و چه شد اين افراد اينگونه انقلابي شدند؟ شمايي که يک عمر خون به دل امام کرديد، شما متحجران و شما مقدس‌نماها که وقتي ديديد امام سر بر زمين گذاشت برخاستيد » در گذر از این که جناب محتشمی از حدودآن همه نامه و بیانیه ی مهم در حمایت از امام فقط 4 نامه ی آن را امضاء نموه است باید به این نکته توجه داشت که حضرت علامه در انتهای 18 نامه و بیانیه را امضاء نموده اند که 7 مورد آن مربوط به پس از سال 42 ی باشد - دوره ی 5 جلدی اسناد انقلاب اسلامی - و بی شک د ر این زمینه نیز صلاحیت اظهار نظر ندارند و این ها همه را در کنار « مشارکت در راه اندازی جامعه ی مدرسین به همراه 11 تن از فضلای آن زمان و مرجع تقلید و علمای حال حوزه های علمیه و نگارش اساس نامه ی آن با قلم خویش ، راه اندازی گروه ولایت ، مدیریت نشریه های به شدت انقلابی بعثت و انتقام ، عضویت در هیات مدیریه ی مدرسه ی حقانی به همراه شهید بهشتی و شهید قدوسی و دیگر از علمای حوزه که یکی از پایگاه های انقلابی بوده است و چندین و چند مورد دیگر  » را می توان از فعالیت های انقلابی ایشان نام برد .

در هر حال این اندکی از شخصیت بزرگ و فرهیخته ی حضرت ایشان است که دوستان وبلاگ نویس و کاربران محترم را جهت کسب اطلاعات جامع تر به مطالعه ی کتاب « مصباح دوستان » اثر نویسنده ی توانمند کازرونی دعوت می کنم .

 

فرهنگ مهم ترین خواسته

 

آن روزها که نه دولت نهمی در کار بود و نه سفرهای استانی ای و شکاف میان مردم – به عنوان مقبولیت بخش و اعتبار دهنده ی به مسوولین -  روز به روز در حال گسترش و عمیق تر شدن بود ومسوولین، در پی رتق و فتق امور !!!! و دوری از شنیدن مشکلات فراوان ملت عزیز ایران با این استدلال که "  مقام عالی رتبه را چه به درگیری با جزییات چه اگر این گونه شود  ذهن کل نگر و مصلحت اندیش و برنامه ریز مدیر و وزیر را تحت تاثیر قرار داده و نمی تواند به درستی و به دور از احساسات به برنامه ریزی برای رشد و تعالی !! کشور بپردازد و اصولا مسوولین رده های پاین تر را گذاشته اند برای همین و ما نیز با مشکلات اصلی را از طریق گزارشات رصد نمده در صدد حل آن خواهیم بود " و لذا بود که له شدن بخشی از مردم را زیر چرخ های بی رحم توسعه لابدی و لازمه ی رشد و تعالی !! جامعه می دانستند این مقام معظم رهبری ( مدظله ) بود که به درستی خلا موجود در فضای مدیریتی کشور را شناخته و درصدد رفع آن با ایده ی سفرهای استانی بودند و هر از چندگاهی با انتخاب استانی و عزیمت به آن جا این سیل نامه ها و مشکلات فراوان ودرخواست های بسیار مردم و مسوولان محلی بود که در جهت رفع مشکلات و نیازهای واقعی خود از ایشان طلب یاری می نمودند و از آن جا که در این سفرها بودند وزیرانی که ایشان را همراهی می کردند و در ابتدای سال هم بودجه ی قابل توجهی برای سفرهای حضرتشان پیش بینی می شد خود مرهمی بود بر زخم های چندین ساله ی مردم رنج کشیده ی اقصی نقاط کشور...

 

برای مطالعه ی ادامه ی مطلب بر روی آدرس زیر کلیک کنید :

 

http://salmancity.blogfa.com/post-674.aspx

 

آسيب هاي عزاداري و عملكرد نهادهاي مسوول

 

« گريه ها و ضجه ها براي اهل بيت(ع) داري ثواب است و اين علم ها ارزش معنوي ندارند و شعارهاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد پيشاپيش هيات هاي مذهبي قرار گيرد... علم ها بايد از هيات هاي مذهبي برداشته شود. » آن گاه که حضرت آیت الله جوادی آملی " حفظه الله "  به رسم  چند ساله در واپسین خطبه ی ماه ذی الحجه ی خویش  به آسیب شناسی عزاداری ها می پرداخت و برای چندمین سال به مذمت همراه نمودن « علم » ها در عزاداری ها توسط هیئات مشغول بود ، شاید کمتر کسی فکر می نمود که چندی بعد فرمانده ی نیروی انتظامی تهران بزرگ در ادامه ی سلسله فعالیت های فرهنگی زیرمجموعه ی خویش این بار از برخورد با هیئاتی که « علم » حمل می نمایند خبر دهد و این برنامه را در امتداد حرکت سال های گذشته ی نیروی مطبوع خویش در جمع آوری  تمثال های ائمه ی معصومین از هیئات قرار دهد و این گونه  بیان دارد که « بهتراست اصالت هرهیئت مذهبی به شهدا و بسیاری از مسائل فرهنگی آن هیئت باشد و نه علم و علم کشی .» . البته این حرکت دور از انتظار نمی نمود چرا که اگر در فعالیت های اخیر این نیرو کمی دقت می شد، لاجرم می توان این قبیل حرکات شایسته و بایسته را در امتداد  طرح های مبارزه با اراذل و اوباش و مبارزه با بدحجابی در راستای ارتقای امنیت اجتماعی و تصحیح رویکردهای جامعه دانست چه اگر آن دو طرح در پی اصلاح کژ روی ها در قشری خاص و با پایگاه اجتماعی ویژه ای در تحلیل های جامعه شناختی و هویت سنجی  بودند ، این دو طرح نیز در پی اصلاح همان در قشری دیگر و با پایگاه اجتماعی دیگری بودند که بی شک اهمیت این آسیب ها از عکس العمل های بزرگانی چون مراجع عظام تقلید و علمای گرانقدر حوزه های علمیه فهمیده می شد .

از دیگر سو سخن از آفات عزاداری مدت هاست که نقل جوامع علمی و محافل روشنفکری کشور  است و هر ساله در این ایام هر کس به فراخور حال و جایگاه و البته رسالت خویش در این باب داد سخن سر داده و گاه سخن آن چنان در این وادی به حاشیه کشیده می شود که منجر به اظهارنظرهایی فاقد وجهه و جایگاه تخصصی نیز می گردد و لذاست که بی شک گوش مردم و هیئات از این قبیل سخنان آکنده و تا حدودی به مطالبه ای عمومی تبدیل گشته است که اگر این باشد لاجرم بحث برخورد با موارد مذکور نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود . لکن مراد و مقصود نگارنده از این سطور آن است که به واقع نهادهای مسوول که دغدغه ی اصلاح عزاداری  سالار شهیدان را هر ساله فریاد می کشند تا چه اندازه در این راه به وظایف ذاتی خود با توجه به منع قانونی این قبیل رفتارها و توانایی استفاده از قوه ی قهریه در این راستا عمل نموده اند؟

گذاری در ایام بزرگوار و محترم محرم در اطراف و اکناف شهرستان و دقت در نشانه های عزاداری هیئات این واقعیت تاسف بار را نشان می دهد که گویا نه تنها اراده ای در این راستا وجود ندارد بلکه حتی  از پس ممنوعیت این قبیل نشانه ها سال به سال به تعداد آن ها و بر مبالغ تحمیل شده بر هیئات عزاداری به سبب تهیه ی علم های گران قیمت تر و تمثال های بزرگ تر افزوده گردیده و نه نیروی محترم انتظامی شهرستان اقدامی در این باره انجام می دهد – همان طور که در دو آسیب قبل اقدام قابل توجهی انجام نداد – و نه حتی شورای هیئات عزاداری مستقر در سازمان تبلیغات اسلامی تمهیدی در راستای بصیرت بخشی به مسوولان هیئات انجام می دهند و لذاست که نتیجه همان خواهد شد که در چند سطر قبل توضیح داده شد و این گونه است که طرح های بسیار صحیح با پشتوانه های دینی بسیار گران قدر به سبب ملاحظات ناچیز و فرومایه از سوی افرادی با ذهنیت ها و داشته هایی به مراتب ناچیز در مقابل بزرگان مذکور نادیده انگاشته شده ، در نطفه خفه می شوند و این ها همه در حالی است که هنوز سخن ها و افاضات  بسیاری در رابطه با انحراف های عزاداری و راه های مقابله با آن به گوش می رسد .

 

کازرون و تغییرات مدیران

« در دور دوم سفرهای استانی پاکت هایی را به استانداران می دهیم که در آن نام مدیرانی است که باید برکنار شوند .... استانداران نماینده ی اجرایی دولت در سطح استان ها هستند و موظف به اجرای برنامه های دولت » آن گاه که رییس جمهور این سخنان را در میان استانداران بیان می نمود همه ی آنان به نیکی می دانستند که پس از انجام  دومین  مرحله ی خانه  تکانی  دولت ، چندین تن از همکاران آنان دیگر در میان آنان نیستند  و این بار در سومین مرحله نوبت به مدیران رده های پایین تر رسیده است تا بعد از بررسی عملکرد آنان و عدم تطبیق با معیارهای  دولت ، رفتنی ها را آماده ی روانه شدن به جایی دیگر نمایند .

بی شک دو سال و اندی فرصت از برای نشان دادن میزان کاربرد مدیران ، مهلت اندکی نبوده است که البته با توجه به دعوت همگانی دولت از مدیران برای اثبات شایستگی های خویش در ماراتن نفس گیر سفرهای استانی و پیگیری و اجرایی نمودن آن مصوبات درستی این امر بیش از پیش روشن می گردد که این مهم البته نه برای بررسی مسوولین رده بالا که در رابطه با مسوولین و مدیران میانی که بیشترین تعامل را با مردم دارند بیش از دیگر رده های مدیریتی دولت معقول و ضروری می نمایاند .

و اما کازرون را هم نباید جزیره ای جدا افتاده و متروک از کشور به حساب آورد و از این قاعده مستثنی دانست . نگاهی به عملکرد مسوولین محترم شهرستان در جذب مصوبات  بیش تر و رنگین تر برای شهرستان امری غیر قابل انکار است و این که امروز می شنویم حدود 80 درصد این مصوبات اجرایی شده اند شیرین تر ولی آیا این به تنهایی خود دلیلی بر تایید همه ی مدیران ادارات مختلف شهرستان بوده است ؟ بی شک در این باره نمی توان این گونه و بدون بررسی نظرات مردم و میزان کارکرد مدیران که منجر به میزان کارآمدی مدیران می گردد ، قضاوت نمود چرا که ممکن است برخی از پارامترهایی که در ارزیابی درست و علمی از فرآیند فعالیت های آنان نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد ، دخیل در این امر شده منجر به مخدوش شدن اصل این حساب کشی و پاسخ خواهی صحیح گردد و لذاست که این امر نیاز به تحقیق و بررسی درست تری دارد که پر واضح است این ارزیابی بر عهده ی مسوولین ارشد شهرستان چون فرماندار و نماینده ی محترم  می باشد .

در انتها باید باید این نکته را نیز متذکر شد که همان طور که نگاه حذفی مطلق و کینه توزانه به مسوولین مورد پسند نمی باشد ، عدم تعهد به وظایف و غربال نمودن مدیران شهرستان و برکناری نیروهای نالایق و حفظ آنان بر اساس معیارهای باطل نیز گناهی نابخشودنی خواهد بود چرا که بی شک این امر هم خواسته ی همه ی مردم است و هم بر اساس موازین شرعی کاری است ناپسندیده و مذموم که منجر به اتلاف سرمایه های ملی می شود . لذا بهتر است مسوولین مذکور نتیجه ی برسی های خود از میزان کارآیی مسوولین ادارات مختلف شهرستان را به اطلاع مردم رسانیده و حتی علاوه بر تنبیه و برکناری مسوولین نالایق ، مدیران موفق و فعال را تشویق نمایند .

 

جایگاه کازرون در دفاع مقدس ؟

 

جوامع مختلف با توجه به دیدگاهی که نسبت به پدیده های جهان پیرامونی دارند – جهان بینی -  به ارزش گذاری کارکردها و فعالیت های خود در طول زندگی خویش پرداخته – ایدئولوژی - و حتی بر اساس این مکانیزم برهه هایی از تاریخ خود را پر رنگ تر  و درشت نمایی می نمایند و به نقد و تفسیر اقدامات معاصران و گذشتگان پرداخته موضع گیری خود را نسبت به این رویدادها و وقایع تاریخی مشخص می کنند . حساب کشور ما و صد البته هم میهنان عزیزمان نیز از این قافله جدا نبوده و با تکیه بر ایدئولوژی اسلامی که منطبق بر ارزش های انسانی می باشد  نوعی فرآیند ارزش گذاری را برای خود انتخاب نموده است و به تحلیل رفتار افراد در بازه های زمانی متفاوت می پردازند و صد البته اوج تحسین ها و نمایشگاه متعالی این نیک رفتاری ها را می توان در دفاع هشت ساله جوانان کشورمان مشاهده نمود به نحوی که این مدت چون نگینی درخشان در تاریخ این مرز و بوم می درخشد .

با نگاهی به تاریخ سایر ملل در موارد مشابه متوجه نکات ژرف و مهمی خواهیم شد که بزرگداشت و قدردانی از این جنگاوران خود گوشه ی کوچکی از اقدامات آنان است و این مهم زمانی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که آگاه می شویم بسیاری از اقداماتی که در این مدت از جانب متولیان امور صورت پذیرفته است نوعی اقتباس از فعالیت های سایر کشورها در این خصوص است – برای اطلاعات بیشتر می توانید به شماره های مختلف مجله ی کمان اولین و تنها مجله ی تخصصی ادبیات مقاومت و پایداری مراجعه نمایید -  که البته فی نفسه بدون اشکال می باشد ولی با همه ی این تفاصیل و اقدامات انجام شده در این راستا در سطح کلان فقد فرهنگ شهادت طلبی و آشنایی با روحیات و منش این بزرگ مردان تاریخ به شدت احساس می شود .

در این میان شهرستان ما ، کازرون نیز با اهدای 1100 شهید در این عرصه ی پرافتخار سهیم بوده است و جوانانی را تقدیم به این انقلاب نموده است که به شهادت راویان از بهترین جوانان این شهرستان بوده اند ولی آیا تا کنون این سوال را از خود پرسیده ایم که جایگاه کازرون در ادبیات پایداری و تاریخ جنگ کجا است و در راه این خودشناسی فرهنگی – ملی در کجای مسیر قرار داریم ؟ برای پاسخ به این سوال لازم است که نگاهی هر چند گذرا به فعالیت های انجام شده در این رابطه در شهرستان خودمان و نه حتی در شهر های مختلف کشور داشته باشیم .

بدون شک ابتدایی ترین کار برای مشخص نمودن دایره ی گسترش  این گونه اقدامات جمع آوری اطلاعات و آمار از تعداد شهدای شهرستان می باشد که بی شک از این میان بی گمان ابتدایی ترین آن از جانب بنیاد شهید  و یا ستاد یادواره ی سرداران و 1100 شهید شهرستان انجام پذیرفته است که البته مجموعه ی دوم با وجود نقایص بی شماری هم چون عدم اطلاعات کافی از شهدا به نحوی که در برخی موارد پرونده ی شهیدی تنها بر اساس اطلاعیه ی شهادت او تشکیل گردیده و هیچ مورد دیگری در این باره صورت نپذیرفته است و یا عدم توانایی در ارایه ی منابع دیداری – به استثنای مستندی از دکتر محمد عارف که به بررسی حضور بچه های کازرون در جبهه های جنگ می پردازد  یا چند جلد کتابی که در مقابل سیل جانفشانی دلاورمردان مومن کازرونی مطلب قابل ملاحظه ای نمی باشد - در رابطه با روزهای اعزام رزمندگان و فعالیت های سپاه و بسیج در آن زمان در عین وجود داشتن این گونه فیلم ها و چندین و چند مورد دیگر ، اطلاعات به مراتب بیشتری در این باره ندارند که با این بررسی پر واضح است که شهر  ما در ابتدایی ترین موارد هم فقری جانکاه دارد .

قدم دوم تفکیک شهدای گران قدر در شاخه های مختلف صنفی ، محله ای ، عملیاتی، مقاطع تحصیلی و حتی در برخی موارد بر اساس لشکرها و گردان ها ی آن بزرگ مردان می باشد که با عرض تاسف باید بیان نمود که در این مورد نیز نهاد های مسوول از فقر اطلاعاتی بسیاری رنج می برند . به عنوان مثال چندی پیش دوستان عزیز اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانش آموزان به منظور راه اندازی یادواره ی شهدای دانش آموز به نهادهای مربوطه مراجعه نموده بودند تا تعداد شهدای دانش آموز شهرستان کازرون را مشخص نمایند که با ارایه ی آماری پراکنده و حاوی موارد تکراری و ناقص در 2 نسخه با اختلافات فاحش روبرو شدند که پس از غربال اطلاعات مذکور برای اولین بار به آمار قابل ملاحظه ی  250 شهید  دانش آموز – حدود یک چهارم شهدای شهرستان - دست یافتند که البته در ادامه برای اطلاع نهادهای مذکور برای آن ها نیز ارسال گردید .

پس از این اقدام بنا بر روال مرسوم در سایر شهرستان ها باید به تقسیم بندی شهدا در شاخه های مختلف مذکور و جمع آوری خاطرات آن ها و عکس ها و برگزاری یادواره های متنوع محله ای ، صنفی ، تحصیلی پرداخت که در این مورد نیز علاوه بر یادواره ای تحت عنوان شهدای ادارات و یادواره ای که سالیانه از جانب بنیاد محترم شهید کازرون و به نحوی که واقعا درخور شهدای والا مقام شهرستان ما برگزار می شود و برگزاری یک باره ی یادواره ی شهدای دانشجو که در قالب شهدای دانشجوی منطقه ی یک دانشگاه آزاد اسلامی  و فعالیت قوی و منسجم دست اندرکاران یادواره ی شهدای مسجد ملابرات ، اقدام درخوری صورت نپذیرفته است و این درحالی است که فعالیت نهادهای مختلف در شهرهای دیگر کشور در فصول مختلف سال و به نحو عدم انحصار در هفته ای نمادین با عنوان دفاع مقدس و در قالب های مختلفی چون مواردی که ذکر شد و ارایه راه کارهای متنوع دیگر هم چون برگزاری نمایشگاه هایی با این مضامین – که در مورد نحوه ی همکاری نهادهای مسوول با نمایشگاهی در خور چون نمایشگاه حماسه ی شیعه در دو سال متوالی در شهرمان نیز حرف های ناگفته ی فراوانی وجود دارد – و برگزاری جشنواره های مختلف با مضامینی در این رابطه در رشته های متنوع و راه اندازی دوست یابی با شهدا - که دوست عزیز و گران قدر جناب تقی نژاد در مطلب " نایبان شهیدان " به آن اشاره فرمودند -  و نوعی ایجاد انس و الفت از طریق پاسخ گویی به سوالات و شبهات دانش آموزان و ارایه ی مشاوره در مسایل مبتلا به آنان در قالب این طرح به نحو شایسته ای از عهده ی زنده نگه داشتن یاد شهدا که به تعبیر مقام معظم رهبری ( مد ظله ) " از خود شهادت کمتر نیست " اقدام نموده اند .

بخش دیگر اشاعه ی فرهنگ دفاع مقدس اما بر عهده ی نشریات شهرستان می باشد . نگاهی به عملکرد نشریات مختلف شهرمان نیز این شرمساری را دو چندان می کند چه این که در بسیاری از موارد مسایل سیاسی ، تاریخی و حتی ورزشی بر این امر مهم و تاثیرگذار اولویت دارد و این مطبوعه های متنوع نگاهی همراه با وظیفه و اولویت به این مقوله ندارند چه اگر این نبود نشریاتی چون شهرسبز و طلوع کمترین اقدامی را در راه اندازی مکانی ثابت هر چند به اندازه ی یک ستون در این باره انجام می دادند . هفته نامه ی سلمان نیز به چاپ یک عکس و قسمتی از وصیت نامه ی شهید که در بسیاری از موارد فرازهای مشابهی را در این باره انتخاب نموده اند بسنده می نماید و بیشاپور نیز علاوه بر یادآوری تاریخ شهادت آنان در ستون تقویم تاریخ خود گاه گاهی نیز به فراخور حال نیم نگاهی به این مقوله دارد و گاهب نیز تا اندازه ی یک صفحه را به این امر اختصاص داده است ،  حال این که فرهنگ دفاع مقدس ما آن قدر غنی است که می تواند به تنهایی صفحه ای را از این نشریات به خود اختصاص دهد چه این که تنها جمع آوری خاطرات راه اندازی تیپ المهدی و وقایع نگاری آن – هم چون کاری که در ارتباط با شب عملیات والفجر 8 از دیدگاه خاطرات رزمندگان یک دسته از یک گردان درگیر در این عملیات و به میزان 700 الی 800 یکی از کارهای مشابه صورت گرفته در این راستا است - ، خود ارزشی به مراتب بیشتر از بسیاری از کارهای انجام شده با بزرگ نمایی بی نهایت دارد .

اما آن چه در این باره ،  انتقال دغدغه ای آن از رده های بالاتر به کازرون به سرعت رخ داده است عدم توجه به نمادها و یادمان های آن روزگار است که بی هیچ نگهداری ای به دست تخریب و یا تغییر کاربری سپرده شده است که دردناک ترین آن تخریب ساختمان بسیج مقاومت کازرون در ابتدای خیابان بسیج و تبدیل آن به کانون فرهنگی رضوان بود که مسوولان وقت این روحیه ی کلی را به خوبی رصد نموده و درصدد وحدت رویه با مسوولین بالاتر – موارد مشابه برای نمونه بسیار زیاد است - به سرعت بدان اقدام نمودند . مکانی که در سینه ی خود فراوان داشت از صحنه های جدایی از منجر به وصال و رویدادهای شور انگیزی که هر کدام تفسیر کننده ی ابعادی از این جهاد فی سبیل الله بود . یادگاری که بهترین مکان می توانست باشد از برای موزه ی جنگ کازرون تا هم جایگاهی باشد برای تجدید خاطرات و آشنایی نسل های بعد از جنگ با وقایع آن و مردمان پاک نهاد و پاک سیرت آن و هم جایگاهی باشد برای نجات آثار بر جای مانده از آن شهیدان از خاک های بایگانی نهاد های مربوطه .

آن چه در انتها به نظر جالب توجه و مهم می نمایاند این که نه فرهیختگان و نه حتی مسوولان به دلیل عدم برخورداری از اطلاعات کافی و فضای تنگ و تاریک کارهای اداری و بوروکراسی های مرسوم و سخت گیری در راه محققین و دوست داران فعالیت در این عرصه تصور درستی در رابطه با جایگاه کازرون و رزمندگان آن نداشته و به تبع نیز مردم از این فرهنگ دور بوده و حتی سرداران بزرگ شهرشان را در حال حاضر نشناخته و در ادامه نیز نخواهند شناخت . به راستی چگونه می توان این حق بزرگ را به این انسان های بزرگ تر اداء نمود  و به راستی که جایگاه این رشادت ها در تاریخ ادبیات دفاع مقدس کشورمان کجاست ؟

 

 

 

فرصت هاي هدر رفته !!!

 

مدت هاست كه بحث درآمدهاي غير نفتي به يكي از پردامنه ترين بحث هاي روز محافل اقتصادي و سياسي تبديل گرديده است و در راستاي تحقق آن و فرار از اقتصاد نفتي طرح هاي بسياري مطرح مي نمايند . عده اي با استفاده از الگوي آمريكا راه حل آن را استفاده از پتانسيل هاي طبيعي دانسته و خواستار رشد و توسعه ي كشاورزي شده و عده اي ديگر راه كار خود را بر صنايع تبديلي قرار داده و به دليل اتصال ايران از دو جانب شمال و جنوب كشور به آب هاي وسيع و امكان  ارتباط با بسياري از كشورها بر استدلال خود پافشاري مي نمايند . عده اي ديگر نيز  راه كاري را كه در اين چند ساله ي اخير با شدت و حدت فراواني از جانب مسولان كشور مورد تاكيد قرار گرفته است و سرمايه هاي فراواني را نيز در راه تحقق برنامه هاي خود داده و حتي در بعضي موارد اظهار نظرهاي برخي از مسؤلان رده بالاي آن به جنجال هايي كشوري و تا حدي به دور از انصاف هم كشيده شده است را كه  « صنعت توريسم » مي باشد  راه حل برون رفت از اين معضل اقتصادي بيان نموده اند و نمونه ي موفق در اين مورد را كشورهايي چون چين و ايتاليا معرفي مي نمايند . 

كازرون اما -  با توجه به اظهارات نماينده ي محترم شهرستان كازرون مبني بر راه اندازي كارخانجات صنايع تبديلي در كازرون – به دليل جايگاه خاص خود به دليل قرار گرفتن در نقطه ي اتصال 3 استان جنوبي كشور با راه اندازي پتروشيمي خشت  از همه ي پتانسيل هاي موجود برخوردار است و امكان انجام برنامه ها و ايده هاي مختلف در اين راستا مهيا است   و در چند نقطه ي ديگر شهرستان نيز پتانسيل راه اندازي هايي از اين قبيل وجود دارد و لكن در اين ميان آن چه در اندازه ي واقعي خود مورد لطف و مرحمت مردم و مسؤلين واقع نگرديده است بحث گردشگري و صنعت توريسم است .

اين ها همه در حالي است كه چندي پيش آزمون دكتراي حرفه اي دانشگاه هاي آزاد جنوب كشور در كازرون برگزار گرديد و 7500 نفر از داوطلبين در كازرون براي راه يابي به دانشگاه با يكديگر به رقابت پرداختند كه اين ميزان نسبت به سال هاي گذشته رشدي 5/2 درصدي داشته است . نكته ي جالب و مورد توجه آن كه آمار هاي غير رسمي حكايت از اين دارد كه در روز برگزاري كنكور شهرستان كازرون ميزبان 70000 نفر – حدود 10 برابر شركت كنندگان – از هم ميهنان عزيز كشورمان بوده است .

 روزگار عجيبي است ، در دوراني كه نهادهاي مسؤول  در كشور و حتي در جهان سرمايه هاي هنگفتي را براي رشد و افزايش حجم ايرانگردي و جهان گردي مي پردازند و امكانات بي بديلي را در اين راستا فراهم مي كنند ، آن چه در اين ميان به عنوان يك سرمايه ي رايگان و بدون برنامه ريزي و  متحمل شدن مرارت هاي فراوان – هم چون فعاليت هاي طاقت فرسايي كه براي رشد اين صنعت خرج مي شود -  هر ساله و با رشد سالانه ي معين در اختيار مسؤولين محترم شهر ما قرار مي گيرد چه بي محابا به هدر داده مي شود . به راستي دستگاه هاي مسؤول براي افزايش اين سرمايه ي فرهنگي – اجتماعي و استمرار بخشيدن به آن در طول سال و معرفي پتانسيل هاي گردشگري و فرهنگي شهرمان در بهترين و مناسب ترين رويداد سال چه كاري انجام داده اند ؟

فرهنگ و نهادهای متولی آن

هفته ی فرهنگ کازرون از تاریخ 20/2/86 لغایت 31/2/86 برگزار گردید که اخبار واصله حاکی از استقبال مردمی از آن است و لکن آن چه در این رهگذر جلب توجه نموده و بررسی آن امری بدیهی و قابل ذکر می نمایاند توجه به پارادایم هایی است که در این میان مورد غفلت واقع شدند ، اموری که در برآیند جایگاه کنونی فرهنگ شهرستان بسیار ضروری و غیر قابل انکار می باشد 

ادامه نوشته

خانه ای جدید

مدتي بود كه با توجه به نياز و كمبود جامعه وبلاگ نويسي شهرستان به رويكردي جديد در وبلاگ نويسي سوداي راه اندازي يك روزنوشت را در سر مي پروراندم و منتظر فرصتي تا آن را عملي كنم و بالاخره اين مهم دست داد تا بتوانم اين كار را انجام دهم . از اين به بعد با رويكردي كه مي تونيد اینجا بخونيد . پس از اين به بعد بيشتر در اشراق خواهم بود و انديشه وب را براي مقالات تخصصي پيرامون كازرون و مقالات هفته نامه بصير خواهم گذاشت . ممنون مي شم اگه بهم سر بزنيد . آدرسش اشراق اينه :

 

http://eshraq1.blogfa.com/

fish86.jpg

سال ۱۳۸۶ سال وحدت ملی و انسجام اسلامی گرامی باد .

شهرکاریکاتوری

جوامع به عنوان يك كل، تشكيل شده از اجزايي مي باشند كه اين اجزاء در راستاي كاركردها و بده، بستان‌هاي ساختاري با توجه به مشابهت‌هاي رفتاري و ارتباط تنگاتنگ كاري در عين ارتباط موزون با يكديگر در پي نيل به هدفي مي‌باشند كه به منظور به سرانجام رسانيدن آن، تشكيل شده، اند به گونه اي كه اختلال در صورت پذيري يكي از اجزاء، اختلالات قابل توجهي را در خروجي اين مجموعه بوجود مي آورد كه نتيجه‌ي اين رويكرد ناهمگون، موجودي ناقص و عجيب الخلقه خواهد بود.در اين ميان اين اهداف مي‌تواند كوتاه مدت و يا بلندمدت باشند كه به حسب اهداف مذكور، مجموعه‌هايي پايدار و ناپايدار را تشكيل مي‌دهند و البته جامعه‌ي شهري از آن جا كه در پي برطرف نمودن نيازهاي زندگي اعضاء تشكيل دهنده‌ي اين كل و مديريت حقوق آنان مي‌باشد، مجموعه‌اي پايدار است كه يكي از خصوصيات لابدي آن، عدالت در اداره‌ي نيازهاي شهروندان بوده است.

ادامه نوشته

راز جاودانگي عاشورا  

 
ادامه نوشته

آخرین دست نوشته حضرت آیت الله دوانی " ره "

ادامه نوشته

عید غدیر مبارک

عید ولایت مبارک

پنج اعتراف

حركت خيلي جالبي از شب يلدا بين بچه‌هاي وبلاگ‌نويس کازرونی  شروع شده است . پنج اعتراف و معرفي پنج وبلاگ‌نويس ديگه براي ادامه‌ي این اعترافات که البته لازم نیست کازرونی باشند  . من هم به وسیله این علی آقای فراری به این حرکت دعوت شده ام. اين هم از پنج اعتراف بنده:

۱. قدیم ها وقتی کوچک تر بودم به خاطر دغدغه ی  پدر و مادرم که به علاقه ی من تبدیل شده بود اشتیاق فراوانی به یادگیری قرآن و مسائل مذهبی داشتم . حالا که به آن زمان فکر می کنم و با وظیفه الآنم مقایسه می کنم به لحاظ درصدی من می مانم و نگاهی حسرت آمیز از برای معصومیت دوران کودکی ام . امیدوارم شما از این نگاه ها نداشته باشید !!!!

۲. روزی - چهارم تیرماه ۱۳۸۵ - که اولین مطلب وبلاگم را با عنوان « شکاف میان مردم و مردم » پست کردم ٬ شور و شعف فراوانی داشتم و نظرات را با حرارت زایدالوصفی دنبال می نمودم و البته از میان آن ۱۸ نظر اظهار لطف بحرانی عزیز - که دوستان من امیرش می خوانند - بسیار برایم دلنشین بود و اعتراف می کنم که در یک و یا چند مورد از آن نظر استفاده نموده ام و هم چنین باز اعتراف می کنم که برای مراعات حال همین خوانندگان چه بسیار مطالبی را که حتی بر روی کاغذ هم نیاوردم .

۳. اعتراف می کنم که برای راه اندازی وبلاگ های دیگر٬ بیش تر از به روز کردن وبلاگ خودم وقت گذاشته ام و چه منبرهایی که در باب ضرورت راه اندازی و حضور در این عرصه نرفته ام که البته هنوز هم در ۲ یا ۳ مورد ادامه دارد و گذاشته ام برای ایام محرم . نه این که ناراحت باشم ولی واقعیت این است که گاهی برخی با برخی کارهایشان خستگی این همه تلاش را در جان آدم نهادینه !!!! می کنند .

۴. از حضور فعال ۲ تن در عرصه وبلاگ نویسی کازرون هم بسیار خوشحال شدم و هم بسیار ناراحت . یکی « فخر نارازی » و دیگری « بابونه » . خوشحال از این که بسیار در نظراتشان مصرند و گاهی حرف حساب هم که می فهمن با این که جوابی ندارند در مرحله بعد دوباره آن را تکرار می کنند و البته در این راه گاهی هم بسیار عصبانی می شوند ( به چهاردهمین نظر دقت کنید) و این حداقل برای من مثل عود ضمیر بر متاخر لفظی و رتبه ای است - هیچو کس نگرفت که من چی گفتم - و محرکی برای تلاش بیشتر و انگیزه بیشتر در تحکیم باورهایم و ناراحتبه خاطر خودشان که به هر دلیلی نمی توانند خود را معرفی کنند تا حداقل آدم بداند طرف مقابلش کیست . این امر برای تاثیرگذاری اندیشه ها بسیار مفید است . 

۵.اعتراف می کنم که هیچ وقت فکر نمی کردم که بدترین و بهترین حادثه زندگی ام در فاصله ۱۰ ماه اتفاق بیفتد . اولی از دست دادن بهترین دوستم مرحوم « محمد کشاورزی » بر اثر سانحه رانندگی - اسفندماه ۱۳۸۴ - و دومی ازدواجم - آبان ماه ۱۳۸۵ - و البته هر دو تاثیرات مهمی را بر من نهاده اند . 

فکر می کنم الان نوبت منه که ۵ نفر را برای ادامه این حرکت دعوت کنم . مدعوین بنده عبارتند از : صدراوب ( محمد رضا صفرزاده ) نواندیش (هادی صحرابان ) گلبانگ ( مهدی تقی نژاد ) فکرت ( جواد بهنامی ) و بابونه که امیدوارم این آخری بالاخره اعتراف کنه که کیه !!!!!

 

شهر سلمان هک شد

 

شهرسلمان هک شد.

علت و کیفیت این اقدام مشخص نیست. 

 

روایت ناگفته عضو هیات رئیسه شورای شهر از انتخاب دو شهردار

مطلب بسیار جالب و مفیدی است . توصیه می کنم مطالعه نمایید :

http://www.hamiyan.com/detail.asp?id=104