تماشا خانه 4

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
همانا زن، طوق است ؛ پس بنگر كه چه طوقى به گردن مى افكنى
براى زن ارزش و بهایى نمى توان تعیین كرد ؛ نه براى خوب آنها و نه براى بدشان.
زن خوب ، ارزشش طلا و نقره نیست ؛ بلكه از طلا و نقره هم بهتر و باارزش تر است
و زن بد، ارزشش خاك نیست ؛ بلكه خاك هم از او با ارزش تر است
إِنَّمَا المَرأةُ قِلّادَةٌ فَانظُر مَا تَتَقَلَّدُ وَ لَیسَ لامرَأَةٍ خَطَرٌ
لا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لا لِطَالِحَتِهِنَّ
وَ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الفِضَّةَ هِى خَیرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الفِضَّةِ
وَ أمَّا طِالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُهَا التُّرَابَ، التُّرَابُ خَیرٌ مِنهَا

توضیحات در ادامه مطلب
گاهی اوقات میریم بازار،یه چیزی می خریم و4-5بربر قیمت نمونه مشابهش، بهش پول میدیم.... واغلب هم راضی هستیم از همچین خریدی.
وقتی ازمون می پرسن:چرا؟؟،یا یه طور دیگه نگاهمون میکنن بهشون میگیم:مارکه! اصله! اطمینان داریم که یه شرکت به اون بزرگی و معتبری تو کل دنیا،جنسی که تولید میکنه؛از بهترین مواد استفاده میکنه.تکنولوژی روز رو در خدمت کالای تولیدیش میذاره.با نیاز روز پیش میره.خلاصه مارکه دیگه،جنس اصله،جنس خوبه....
کارخونه یا شرکت اون وسیله ی مارک هیچ وقت از اعتباری که مشتری هاش بهش میکنن؛سوء استفاده نمیکنه که داخل جنسش هر چیزی استفاده کنه.
خالص کار میکنه؛ناب و خالص....
چادر یه-برند-هست.یه مارکه،یه اصله حواسمون هست؟؟؟جنس منی که زیر چادرم چطوره؟؟ ناب و خالص؟؟بدون ناخالصی؟؟اصل؟؟
حالا که چادر مارکه و همه جا وقتی میگن چادر، آدم یاد یه نوع خاص از پوشش می افته؛ همین طور باید یاد نوع خاصی از رفتارو منش بیوفته.یه رفتار ناب یه رفتار خالص و بدور از هرگونه آلودگی
وقتی من چادر رو بعنوان پوشش و حجابم انتخاب کردم،یعنی تحت پوشش یه شرکت معتبر قرار گرفتم.
شرکت "بندگی و عبد بودن " حق ندارم که هرطور دوست دارم رفتار کنم و هر طور میخوام باشم.باید طبق قوانین این شرکت خودم رو تغییر بدم.تا اصل باشم.مارک باشم.قابل اعتماد و اطمینان باشم. چقدر رفتارامون اصله؟؟چقدر مارکه؟؟چقدر؟؟؟؟

و تکرار می کنیم سخن سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین (علیه السلام ) را :
هیهات من الذله
بیانیه در ادامه مطلبدهه شصتی ام ..... متولدآذر 1366......
توی دوران راهنمایی به زور و اجبار خانواده چادر سر می کردم، از چادر اصلاً خوشم نمیومد، آخه من همیشه تنها چادری مدرسه بودم و انگشت نما.
بین دوستام و بچه های فامیل هم هیچ دختری چادری نبود. خیلی احساس حقارت می کردم. دوست داشتم خوش تیپ و به روز باشم و فکر می کردم با چادر زشت میشم. همیشه چادرم رو توی کیفم قایم میکردم و نزدیکای خونه سرم میکرد که بابام نفهمه.
وقتی میرفتم یه جایی که بابام نبود چادرم رو در میاوردم.......


بیان میکند: بعد از تصادف جوان از ماشین پیاده و به سرعت به سمت می اید.در اولین برخورد بیان میکند:
روحی فداک!
ماییم و نوای بی نوایی بسم اله اگر حریف مایی
به نیمه راه رسیدیم
به پله یازدهم
راه 30 روزه ای که خداوند برای ما ترسیم نموده
صراطی که معبودمان ، معشوقمان برای ما بیان کرده
رسیدیم به نیمه رمضان
به روزی که کریم آل طه چشم به جهان گشود و دنیا را از کرم خویش پر نمود
یا مقلب القلوب
ای عزیز ، ای پروردگار من ، ای کسی که قلب ها را دگرگون می کنی به گونه ای که بنده ات متوجه نمی شود که چه شد! چه شد که این شد!
یا مقلب القلوب
ای خدای من ، من تو را فقط پروردگار خویش می دانم ، بارالها، معشوقا در تمام زندگانیم سعی می نمایم گامی برندارم جز اینکه لبخند تو را پس از آن بینا باشم
یا مقلب القلوب
ثبت قلوبنا علی دینک ...
ما بعضی وقت ها فکر می کنیم که باید عاشق خدا باشیم ، ولی حقیقت الهی این است که ما معشوق خداییم
خدایا تو ما را از میان 500 میلیون احتمال برگزیدی
این اتفاق نیست ، این انتخاب است، انتخابی که من کرده ام ، انتخابی که تو کرده ای و اینکه حالا دارم فقط و فقط برای تو میگویم
اللهم ...
یا مقلب القلوب و الابصار ...
خدایا 15 روز از آغاز سال نو معنویمان می گذرد و ...
تویی و کریم آل طه
از کرمت بی نیازمان گردان
که تو داننده و بینا ی هر عمل مایی
پ . ن : در این روز روضه نداریم ، چون جشنی عظیم در پیش داریم
التماس دعا
ماه رمضان فرا رسید و فیض الهی همه گیر شد
الحمد الله
بله ماه رمضان آمد و برنامه های مناسبتی ویژه ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ! هم به روی آنتن رفت
در این چند کلام بیشتر قصد درد و دل دارم
از زمانی که برنامه های تلویزیون را در این ماه مبارک به یاد دارم خاطرم است سریال های مناسبتی ! لااقل مناسبتی با این ماه عزیز داشت
چند شب گذشته که فرصت یافته و پس از هیاهو ی روزانه با ،فرصتی دست داد که با خانواده مشغول تماشای بعضی از این برنامه ها شوم ، که چند نکته ذهن مرا درگیر خودش کرد
یکم : در مورد سریال ها ی مناسبتی ! فقط می تونم اینو بگم که بر خلاف سال های گذشته و طبق روند رو به افولی که داشته هیچ مناسبتی با ماه مبارک رمضان نداشته است.
دوم: کیفیت فیلم ها و موضوعات آنها هم در همین روند رو به افول سالانه ، سقوطی نا خوش آیند داشته اند.
سوم : در مورد یک برنامه ی خاص "خنده بازار" فقط می تونم بگم ، از زیاد خندیدن بوده که به این روز افتاده ، برنامه ای یخ و بی روح که به قول خودشان قصد دارند به مشکلات اجتماعی بپردازند اما هنوز نفهمیده اند
چهارم : در مورد همان برنامه ی خاص می توانم بگویم شبی که مشغول مشاهده ی آن بودم چند آیتم بسیار ... داشت ، یکی از آنها مسخره کردن کارگردان نام آشنای سینما مسعود ده نمکی بود متاسفانه! که به طور فجیح و بسیار کوبنده نه تنها نقدی نبود بلکه برای چندمین بار با مسخره بازی و در آوردن ادا های بسیار زشت ، به کار همیشگی خود ... می پرداختند!
پنجم : آیتم دیگری هم بود که از نادر برنامه های بسیار خوب صدا و سیما و مجری توانمند آن را به استهزاء گرفته بود ، در این آیتم نیز برنامه "دیروز امروز فردا" را به گونه ی بسیار ناراحت کننده ی (که من در این آیتم نفدی ندیدم) به سخره گرفته و به شکلی بسیار بد تقلید مجری را می کردند ، برنامه ای که به همراه برنامه ی شناسنامه از معدود برنامه های خوب و صد البته مفید صدا و سیماست .
(به گمانم در این مورد از دستان آقای ضرغامی در رفته است! و بازهم گله می کنم از آقای ضرغامی که چرا امثال دکتر یامین پور را ممنوع التصویر و بر کنار کردید)
ششم : جدای از اینها ، که جایگاه نقد چیست و چگونه باید بیان شود و فرق آن با استهزاء و مسخره نمودن چیست؟ و اینکه احادیث ما در این مورد چه می گویند باید بگویم در شان این ماه مبارک نیست که شامگاهان آن با چنین برنامه های سخیفی وقت مردم را بگیرد و موجب ناراحتی عده ای شود.
هفتم : درد زیاده اما در خانه اگر کس است ، یک حرف بس است!
پی نوشت : یاد آور می شوم جمله ی شهید بزرگوار که ارادتی خاص و مخلصانه در برابرش دارم
سید مرتضی آوینی:
در جمهوری اسلامی همه آزاد اند الا بچه حزب اللهی ها !
انگار که واقعا همینطور است!
دقایقی با جهادیون گروه جهادی والی
تماشایش خالی از لطف نمی باشد


_ فهمیدی که منم با همه زنا فرق دارم؟
برای مخاطب خاص
امروز جامعه نیازمند بازگشت به نگاهِ طبیعی به «امرِ مقَدَس ِجنسی» است. نگاه طبيعي يعني تحليل واقعي اين نياز در هر جنس و همچنين بررسي تبعات هر اقدام. برخي نگرشها به مسایل جنسي جامعه، به گونهاي است كه گويي با مسألهاي غيرواقعي روبهرو هستيم كه فقط در برخي افراد وجود دارد! اگر اين نياز، طبيعي دانسته شده بود و آنگاه با نگرشي واقعبينانه مورد بازشناسي و تأمين قرار ميگرفت امروز در حالتي قرار نداشتيم كه سخنگفتن از مسألهی جنسي، امري قبيح و خصوصي محسوب شود و دولتمردان نيز در قبال آن سكوت كنند و نفياً و اثباتاً سخني به ميان نياورند و اقدامي صورت ندهند! براي عدهی غيرواقعبين بايد هماينجا توضيح داد كه منظور از طبيعيديدن ماجرا، جلوگيري از برخورد غيرواقعي با يك غريزه است و نه عاديديدن ترويج فرهنگهاي غلط يا صحهگذاردن بر سوءاستفادههايي كه هست.

اصولاً
در مملکتی اسلامی نگارش بر آنچه که «نیاز جنسی» میخوانیمش باید جزء
سهلالحصولترین امور و نوشتن از آن، همآنقدر ملموس و آسان باشد که گویا
سخن از تشنهگی یا گرسنهگی به میان آمده است. "کلک صنع خلقت با ناز خویش
نقش انسان را پر از نیاز کشیده است و اینگونه تا نام و نشانی از انسان
باقی است، میتوان از نیازهای انسانی سخن گفت و دربارهی آنها به تأمل
نشست و با یار آشنا سخن آشنا گفت. انسانها به حکم اشتراک انسانبودنشان
یار آشنای همدیگر اند و نیاز جنسی یکی از سخنان آشنایی که اگرچه بسیار
ترجیح داده شده است گفته نشود و یا در پرده به میان آید، اما حتی با لبِ
خاموش هم سخن آشنا، سخن آشناست!"
من و شما (و حتی او) هم میتوانیم
به سادهگی این «آسان» را صرف کنیم که "بیآبیِ تشنه بیتابی به همراه
دارد و بینانیِ گرسنه پریشانی!"...
ادامه مطلب تازه جالب تر میشه!
نوشته محمد امین (شاکر) عباس زاده
پرتوهای خطرناک دارند
یک عکس
یک نظر

پیشتر نوشته بودم "مدیریت سرگرمی یعنی مدیریت زندگی" و در جهان مدرن: سرگرمی یعنی زندگی! و شیوه های سرگرمی یعنی سبک زندگی! آیا واقعا همین گونه است؟ چرا می گوییم در زیست جهان مدرنیته زندگی مساوی سرگرمی است؟ کارهایی که در غرب انجام می گیرد با این تعریف در تناقض نیست؟
از سید مرتضی آوینی( که خدا می داند آن عزیز نازنین غریب را چقدر دوست می دارم و نمی توانم ستایشش نکنم!) آموخته ام که در جهان مدرن برخلاف پارادایم اسلام کار به معنای امری غیر انسانی و به نوعی بیگاری است. (وی نیز از موج سوم الوین تافلر سند آورده بود!) و هدف زندگی، آن موسیقی داخل ماشین، آن مشروب میز شام، سینمای آخر هفته، همخوابی های لجام گسیخته و خلاصه "سرگرمی های لابلای زندگی" است. یعنی دنیایی که درزهایش را سرگرمی فرا گرفته است! یا به عبارت دقیق تر دنیایی که درون سرگرمی قرار دارد؛ طرحی با پس زمینه ی سرگرمی! در این دنیا اگر کاری می کنیم برای همین اتفاقات لابلای زندگی است برای همان لذایذ است که ما را از زندگی بهره مند می کند! و البته این را کانت و دیگران نیز همان گونه که ذکرش رفت گفته بودند!
این به معنای این نیست که کاری در جهان غرب انجام نمی گیرد! ایرادی ندارد اگر کسی بخاطر سرگرمی یا به عبارت دیگر برای لذت به جمع آوری پول مشغول باشد! یا برای سرگرمی بیشتر، بیش از دیگران کار کند! اتفاقا سامان جهان مدرن اینگونه است که برای تمتع بیشتر باید بیشتر کار و تلاش کرد !
و اینگونه است که مدیریت این سرگرمی ها می شود مدیریت همه زندگی!
باشد تا وقتی دیگر... !

و تو را خانومی...!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم ایام فاطمیه پیرهن مشکی تنم کنم (حتی تابستون) و کسی حق ندارد به من بگوید تو همش در غم و ماتم به سر می بری!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم محرم که می شود زنگ تلفن همراه خودم را مداحی بگذارم و کسی حق ندارد به من بگوید تو انسان افسرده ای هستی!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم عکس شهید را به عنوان پس زمینه گوشی ام انتخاب کنم و کسی حق ندارد با دیدن عکس شهید به من پوزخند بزند!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم به جای سینما رفتن شبهای جمعه بهشت زهرا برم و کسی حق ندارد به
تمسخر بگوید که شماها را فقط باید در قبرستان!!! پیدا کرد!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم که دوست نداشته باشم اسم بازیگرهای هالیوودی و فوتبالیست ها ی
خارجی را بدانم و کسی حق ندارند من را انسان عقب افتاده ای بداند!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم هر کجا عکس رهبرم را دیدم به او ابراز ارادت کنم و اشکهایم
جاری بشود به خاطر مظلومیت های آقا و کسی حق ندارد چپ چپ به من نگاه کند!
من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم توی خط واحد بجای گوش دادن اندی و ….، مداحی حاج منصور گوش بدم
و حق دارم وقتی راه میرم بجای اینکه زل بزنم تو صورت پسرای مردم سرم پایین
باشه و کسی حق ندارد به من بگوید ” چقدر املی “!
من یک دختر مذهبی هستم …
من معنای لذت بردن از زندگی را می دانم…
من یک دختر مذهبی هستم …
من معنای شادی و خنده را می دانم…
من یک دختر مذهبی هستم …
من انسان غمگین و افسره ای نیستم…
من یک دختر مذهبی هستم …
من از زندگی به شیوه خودم لذت می برم…
من یک دختر مذهبی هستم و باور کنید که من هم حق زندگی دارم!
خداوندا ! تو به داد دل ما برس …






ولی من برام مهم نبود از کارم هم خوشحال بودم و به مامان هم کلی سفارش کردم که دفعه بعد برای پزشک زن وقت بگیرن !
اون کسی که باید راضی باشه راضیه 
اصل در هر چیزی این است که انسان آزاد باشد، و هر کاری که می خواهد
انجام بدهد. ولی چنانچه این آزادی او باعث ایجاد ضرر به دیگری بشود، مقبول
هیچ عقلی نیست.
از آنجا که فرهنگ برهنگی و آزادی جنسی، موجب تزلزل
خانواده ها می شود؛ (1) (امری که غیر قابل انکار است. می توانید این امر را
در فرهنگ غرب (چه این فرهنگ در کشورهای غربی باشد و چه شرقی!) ملاحظه
کنید) از این رو زنان باید از آزادی خود بگذرند. همچنانکه مردان نیز باید
عفت و پوشش اسلامی را رعایت نمایند. لیکن این امر در زنان بیشتر نمایان
است.
در ضمن باید این نکته را مد نظر دانست که حجاب امری است که در
نهایت به نفع زنان می باشد. چرا که با آرایش زنان و ترویج فرهنگ برهنگی،
طبیعتا مردان متأهل به مقایسه ی همسر خویش با زنان بزک کرده می پردازند. و
در این رقابت نا برابر (به علت تنوع دیگر زنان)، دعوا ها در خانه شروع می
شود و این امر به جدایی می انجامد. که در این صورت این زنان هستند که
بیشترین ضرر را می کنند.
و جالب است که بدانید بی حجابی و فرهنگ برهنگی
به نفع مردان است. چرا که اگر قبلا ناصر الدین شاه باید هزینه ی زندگی
هزاران زن را در طول سالیان متمادی می داد تا از آنها بهره بگیرد؛ امروز هر
مردی به راحتی می تواند بدون صرف هیچ هزینه ای، به آمال خود برسد!

دوست دختر و پسر و عاقبت به خیری !!!
به ادامه مطلب رجوع کنید
احساس حضور در پیشگاه ناظران بسیار بزرگوار و با عظمت به ویژه پروردگار عالم مایه شرم و حیای انسان و حفظ حرمت و حریم انهاست لذا قران کریم او را دعوت به حیا کرده و میفرماید:
ایا انسان نمیداند که خداوند او را میبیند!
حیا نور جان است که جلوه های ان در کردار گفتار و پوشش نمایان است.
