اگر حجاب ظهورت وجود پَست من است
دعا نما که بمیرم، چرا نمی آیی؟
هیشکی درد منو نمیفهمه
اومدم با تو صحبت کنم
تویی که همه میگن خیلی خوب میفهمی
یه کلام ظهور کن پدرمون در اومد
313 نفر یار میخوای؟
نه بابا
بخدا یه نفرم پیدا نمیکنی
تو هم مث من تنهایی
اگه میتونی تنهایی ظهور کن ، اگه نه، تا دیگه فکر بدبختیامون باشیم
شاید اولین نفری که پدرشو دربیاری خودِ من باشم
باشه بابا
قبول
بیا پوست منم بکن
اما دنیارو از این کثافت نجات بده
چیه؟
نکنه هنوز وقتش نشده؟
بابا داره وقتشم میگذره
میخوای دنیا از اینی که هست کثافت تر بشه؟
نمیشه
جا نداره
آخرین حد نامردی و بیشرفی و پَستی و داغونی دنیا همینه
همین امروز
همین الان
نکنه قهر کردی؟
فکر میکنی ما آدم بشو نیستیم و اومدنت دردیو دوا نمیکنه
ببین
من به آخر خط رسیدم
میای منو بکشی یا خودم بکشم؟
اینقد تو گوشمون خوندن گفتن گناهه گناهه
خب تو بکش که گناه هم نباشه
خداییش به جون خودت دیگه تحمل ندارم
یه کاری برام بکن
به اون خدا بگو اگه واقعا وجود داره یه کاری بکنه
یا یه لطفی بکنه و منِ بدبختو از این همه زجر نجات بده
یا این زندگی کثافتمو تموم کنه
یا لا اقل به تو اجازه ظهور بده
یا اینقده نگه میتونم میتونم!!!!!!!!!!!
خب اگه میتونه
واقعا میتونه
یه کاری بکنه
میدونی چیه؟
من دیگه آخرشم
راه پس و پیش ندارم
شاید خیلیا بگن داره کفر میگه
دیوونه شده
اما نه
حرف دلمه
طرز بیانم فرق داره
وقتی این روزگارِ مادر... رو میبینم
وقتی این دنیای پدر فلان رو میبینیم
وقتی هرچی زجره فقط واسه من نازل میشه
وقتی یه روز خوش توی این مدت زندگی نکبت بارم ندیدم
بنظرت چکار کنم؟
هان؟
بگو خب
آخه خدایا جون خودت خسته نشدی اینهمه منو عذاب دادی؟
خودتو جای من گذاشتی و اینکارا رو داری میکنی؟
خداییش زشته
بابا یه کم به خودت بیا
خب منم بنده توأم هان!
گناهکارم؟
قبول
اما هرچی هم گناهکار باشم این رسمش نیست؟
شمر هم اینقده زجر نکشید
کشید؟
یا داری امتحانم میکنی
آخه چقده امتحان؟
یه سال؟
ده سال؟
بیست سال؟
یا همه عمرم؟
آخه من کیم بخوای امتحانم کنی؟
پیامبراتم اینقده امتحان کردی؟
برو بابا همینه عدالتت؟
والله به جون خودت من که عدالتی نمیبینم
اگه شما میگی عدالته باشه............. من خفه میشم
دیگه هیچ غلطی نمیکنم
ببخشید مزاحمتون شدم!