کاش
کهــ...
تنها..
تلخیــ زندگیمــ
شربت سرما خوردگی بود...
کهــ...
تنها..
تلخیــ زندگیمــ
شربت سرما خوردگی بود...

به چه می خندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی؟
به چه چیز؟
به شکست دل من؟
یا به پیروزی خویش؟

دلم به حال پسرک سوخت!
وقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزن...
گفت خیالت راحت مثل روزگارم سیاهش میکنم...
دکتر علی شریعتی
امروز روز تولد منه یا بهتره بگم بود
خیلیا امروز بهم تبریک گفتن ، خیلیا هم یادشون نبود ، خیلیا
هم نخواستن تبریک بگن.
راستیتش الان چن سالیه روز تولدم که میشه من عوض این که
خوشال شم غمگینم.
میدونین که روز تولد هر کس بهترین روز زندگیشه اما برا من اینطور نیس.
نمی دونم چطوری میشه با ناراحت کردن دیگرون خوشال بود.
به نظر من شاد بودن تو خوشال کردن دیگرونه و به غیر این شاد بودن
مفت نمیارزه.
شاید الان بگین این چرا داره گنگ حرف میزنه؟
اما کسایی که منو میشناسن یا مثل من اهل دلن میدونن من
چی میگم.
زمان از نظر من یعنی عجله،
یعنی فرصتی برا جبران خطاها.
به نظرت چقدر وقت داریم؟
باید عجله کرد.
راستی تولدم مبارک...
فراموشم نکن, فراموشم نکن, فراموشم نکن ...
متن شعر استاد معین
میگه من دوست دارم تو میدونی
متن آهنگ استاد فريدون فروغي
من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی
ماندن و پوسیدن همانا . روزی به حرفم میرسی
در این غریب آباد تا آب بیگانه
تا خاک بیگانه
ای عاشق رفتن . خوش میروی خانه
هر جا که آهویی . گم کرده راهش را
معصوم میبینی طرز نگاهش را
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
هر جا کبوتری با قلب دلواپس
پر میزند اما افتاده از نفس
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
هر جا گلی از شاخه دیدی جدا ماند
پا در گلی از رفتن دیدی که وا ماند
هر جا قناریها را افسرده میبینی
یا پشت سالاری را تا خورده میبینی
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی
ماندن و پوسیدن همانا . روزی به حرفم میرسی
در این غریب آباد تا آب بیگانه
تا خاک بیگانه
ای عاشق رفتن . خوش میروی خانه
هر جا که آهویی . گم کرده راهش را
معصوم میبینی طرز نگاهش را
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
هر جا کبوتری با قلب دلواپس
پر میزند اما افتاده از نفس
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من
آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من