سلام همیشگی
اینجا تنها و آخرین جایی هست که از امروز مینویسم.مثل همون اول اول.
دیگه حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم.خودم و خدای خودم و خاطرات کسی که خیلی ازم دور شده.
مینویسم در مورد تمام اونایی که دوستشون دارم.در مورد تموم اونایی که ازم متنفرن ،تموم اونایی که برام ناتموم موندن و رفتن ....
نقل دیروز و امروز نیست، 8ماهه دلم گرفته، هشت ماهی که برام مثل یه کابووس گذشت.هشت ماهی که خواب و خوراکم هم مثل ذهنم درگیر بود اونم فقط به جرم دوست داشتن.حالا کس یا چیزش مهم نیست ،این مهمه که از همش فقط برام داغ پیشونی موند؛البته نه از جنس داغ هایی که ادم انگشت نمای مردم کنه،داغ پیشونی من خودمو انگشت نمای خودم کرد.چون کلا من برای دیگران زندگی نمی کنم،همه چیزم به خودم ربط داره ،از زندگی گرفته تا دوست داشتنم تا... خیلی چیزای دیگه.تنها جایی که به دیگران اجازه ورود میدم توی رفتار من با اوناس که یه حق دوطرفه غیر غابل انکاره.
بعد مدت ها یاد حرف یکی از معلمام افتادم؛یادمه بهم گفت آقای مومنی تو یا یه درسی خیلی اهمیت میدی یا خیلی بی اهمیتش میکنی،اینجا محل یادگیریه،تموم اینها هم درس زندگیه،قطعا شیوه درس خوندن و تحصیل تو روی زندگی آیندت تاثیر میزاره.برای موفقیت باید متعادل بود.ازش خبری ندارم اگه زندس که خدا حفظش کنه و اگه نه خدا روحش رو قرین رحمت کنه.
حالا که فکر میکنم کاملا درست میگفت.الان به حرفش رسیدم.دقیقا یاد رفتار 8 ماه پیشم افتادم که کسی رو به اندازه خدابالا بردمش و دغدغه شب و روزم کردم.از بس بهش توجه کردم و توی ذهن خودم بهش از پروبال خودم دادم،اون پرید و رفت و من شدم بی پر و بال و موندم با دنیایی از حسرت.(بگم که درسته اشتباه بود ولی قشنگترین اشتباه زندگیم بود)چون اون ارزش پرواز رو داشت.از اوج گرفتنش ناراحت نیستم از دور شدنش ناراحتم. هر وقت مثل الان تنها میشم یاد بیت زیر میوفتم که تمام نا تمام من رو توصیف میکنه.
تمام نا تمام من با تو تمام میشود شاعر بی نام و نشان صاحب نام میشود
فعلا ماهی شدن و رفتن توی اقیانوسی که کسی ادم رو نشناسه ارزش جنگیدن رو داره
من آمده ام كه باتو راهي باشم
آني كه تو از دلم بخواهي باشم
دريابغلم كن بغلم كن دريا
ميخواهم از اين به بعد ماهي باشم...

+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 8:25 توسط احسان مومنی(ehsan momeni)
|