. . .

حالم بده

هوای گریه دارم

چهلم مامان بزرگم نزدیکه

دلم واسه دستای چروکیدش

نگاه غمزدش

صدای ته گلوش

تنگ شده

چهل روزه از رفتنش میگذره

چهل روزه اشک ریختیم و غصه خوردیم

چهل روزه تنها شدیم

چهل روزه بی هدف و سرگردون روزو به شب گره میزنیم

چهل روزه یه لبخند زورکی میشونیم رو لبمون

+چه فرقی میکن در خانه یا سیرک؟

لبخندت که زورکی باشد تو هم دلقکی


خــــــواهـــشــــــ میـــــکنمــــــ

خـواهــِــش مــی کــُـنـــَـــــــم از پـیــشِ او نــَــرو !!! هـیـچــکـــس طـاقــتـــی کـه مــــن داشــتــَــم را نـــَـــدارد...

دیـگـر بـازی بـس اسـت....!! بـیـا شـمـشـیـرهـا را کـنـار بـگـذاریـم.... دسـتـهـایـمـان را بـشـویـیـم.... و چـیـزی بـخـوریـم.... امــا.... چـرا دسـت هـای تـو خـونـی سـت و..... پـشـت مـن مـی سـوزد....؟؟؟

تنـــــها دلیــــــــــل افتــــادن مــــــــــن از چشــــــــــمانت ....جاذبـــــــــه رقیـــــــــب بـــــــود نــــــــه زمیــــــــن .......

ـــه گـــوشِ خـــدا برســـانیــــد : آدمِ این حــــوا سالهـــاست کـــه رفتــــه ... ایـــن حـــوای تنهـــا را برگـــردان پیـــشِ خـــودت ... بهشــتت را نمیخــــواهد ، به جهنمـــت هـــم راضــــی اســت ... هــــر جـــایی باشــــــد جــــز این دنیــــا ... این دنیـــــا زیــــادی بوی آدم گـــرفتــــــه ...

"بـــعضـــی هــــا انــــگــــار مـــــرگ مـــــغـــــزی شـــــده انـــــد... هــــــرروز قــــلـــبـــشــــان را بـــه یــــکـــــی اهـــــدا مـــیــــکـــنــنــد...."

چقـــــــدر پیراهــــــــنهای پشـــــــت ویتریــــــــن مغـــــازه ها قشــــــنگند... تـــــو را کــــــــ در آنـــــــها تصــــــور میکــــــــنم ... وســــــوسه ی خریدنـــــــــشان بـــه ســــــرم میـــــزند... امـــــا...!!! می بیـــــــــــنی...!؟؟؟ فقـــــط مانـــــــده بـــــــود اینـــــــها هـــــم نبودنــــــت را بــــــــه رخــــــم بکـــــــــشند....

بـــــه هیـــــــچ کـــــــس اجــــــــازه نمیدهــــــــــم سرمـــــــزارم گریـــــــه کنـــــــــد... زنــــده بودنــــــم گریـــــــــه داشــــــــت آنهــــــــــا خندیـــــــــدند...


شـــــکـــ کردهـــــ امــــ

شک کرده بودم کسی بین ماست. . .حالا یقین دارم من بین دو نفر بودم


جدیدا اسم خیانت شده یک اشتباه که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشوی به کینه ای بودن


تن من زخمی است. . .راحت باش یک خراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد


زن های خاءن. . .مردهای چشم چران. . . . بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته

دخترهای شهوتی. . .پسرهای شهوتی تر...............یک سیب و این همه تقاص؟

بیچاره آدم ......................بیچاره آدمیت


کلمات هم بازیچه من و تو شده اند............من برای تو میتویسم و تو برای او میخوانی


بیا بازی کنیم........تو پاکت های الی سیگارم را بشمار من شماره های غریبه گوشی ات را


کاش ماه همیشه پشت ابر بماند.......نمیخواهم بدانم شب مهتاب بی من چه میکنی


ترسو بودی......جاده خیانت را برایت تنک و تاریک و ترسناک کردم اما....چه شجاع شده ای!!!!!!!


حرفش را ساده گفت(من لایق تو نیستم)و رفت. . .هنوز هم نفمیده ام میخواست لیاقتم را به من نشان دهد یا خیانتش را توجیه کند


به هنرت 20 میده شاید هم 21.....خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر میخواهد



دردــــ دلـــــ یکـــــ دختــــــــــر ایــــرانیـــــــ بــــــــا مردــــــ هموطــــــــــنشــــــ

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: “قیمتت چنده خوشگله؟”
سواره از کنارت گذشتم، گفتی: “برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!”
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود!
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود!
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی!
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من!
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی!
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: “زهر مار!”
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود!
در پارک، به خاطر حضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم!
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی!
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی!
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است!
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام!
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی!
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد!
من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ!
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر!
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است!
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است!
نه دیگر من به حقوق خود واقفم، و برای گرفتن برابری در مقابل تو تا به انتها استوار و مستحکم ایستاده ام زیرا به هویت خود رسیده ام، به هیچ وجهی از حق خود نخواهم گذشت.
من با تو برابرم، مرد
احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم
احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی
احتیاجی ندارم که تو حامی باشی
خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم
با تو شادم آری، اما بدون تو هم شادم!
من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم
من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم
به من بگو ترشیده، هرچه می خواهی بگو. اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی!
گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظر مردی بودند که آنها را بپسندد و در غیر اینصورت ترشیده می شدند و در خانه پدر مایه سرافکندگی بودند
امروز تو برای هم گامی با من (و نه تصاحب من – که من تصاحب شدنی نیستم) باید لیاقت و شرافت و فروتنی خود را به اثبات برسانی
حقوقم را از تو باز پس خواهم گرفت. فرزندم را به تو نخواهم داد
خودم را نه به قیمت هزار سکه و یک جلد کلام الله که به هیچ قیمتی به تو نخواهم فروخت
روزگاری می رسد که می فهمی برای همگامی با من باید لایق باشی – و نیز خواهی فهمید همگام شدن با من به معنای تصاحب من یا تضمین ماندن من نخواهد بود
هرگاه مثل پدرانت با من رفتار کردی بی درنگ مرا از دست خواهی داد
ممکن است دوست و همراه تو شوم اما ملک تو نخواهم شد …

صـــــدا میــــکنــــــــــــمــــــ

صدا میکنم تو را

این جانی که میگویی جانم را میگیرد

نزن این حرف ها را

دل من جنبه ندارد

موقعی که نیستی

دمار از روزگارم در می اورد


همیشه آرزو  بودی ولی حالا یه رویایی

یه جور عادت شده واسم شبای سرد تنهایی

میدونم خنده  میمیره روی لب های پژمردم

تو شادابی من بی تو همیشه سرد و افسردم


من زانوهايم رابه اغوش کشيده بودم...

زماني که اوبراي اغوش ديگري زانو زده بود...


بغض هایم هم ساخت چینن!!

لعنتی هر شب میشکنن...


تنهاییم را با کسی قسمت نــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد


دوستت دارم" وتو باور نميكني...نميدانم چرا ؟

شايد براي اين كه اوتو را انتخاب نكرد 


ما از همان کودکی بازیچه دست روزگار شدیم وگرنه کـــدام روبــاهـــی پنــیر میخورد!





فرشـــــــتهــــ یـــــــ زمیـــــــنیــــ روزتـــــــ مبـــــــارکــــــــ


تاج از فرق فلک برداشتن

جاودان آن تاج بر سرداشتن

در بهشت آرزو ره یافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

صبح از بام جهان چون آفتاب

روی گیتی را منور داشتن

شامگه چون ماه رویا آفرین

ناز بر افلاک اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلک

بال در بال کبوتر داشتن

حشمت و جاه سلیمانی یافتن

شوکت و فر سکندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زیستن

ملک هستی را مسخر داشتن

برتو ارزانی که ما را خوش تر است

لذت یک لحظه "مادر" داشتن !

رمــــــــانــــــــ عـــاشـــــقـانهــــــــــ

آنفدر دلتنگ توام که خود فراموش میشود

آنقدر دلتنگ توام که گاهی دلم برای خودم تنگ میشود

 

دلم رمان عاشقانه میخواهد

که تو ان پسرک بالا بلند سینه ستبرش باشی

ومن آن دختر سربه هوایی که

با تمام سربه هوایی هایش

به راه اورد تو و دلت را

 

تازه فهمیدم. . .

این روزها عشق

صدای تپش قلب ها نیست

صدای فنر تخت هاست

عنوانــــــــــــ نـــــــدارمــــــــــ

 

تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم
بـــــالا آوردم!
طـــعـــم بـــیهودگـــی می داد . . .
دلــــم را بـــالا مــی آورم
بــا ایـــن انــتخـــابــــش . . 


شاعر که باشی هيـــچکس جدی ات نمیگيرد ..
حتی اگر بگويی " دوستـــش دارم " ..
می گويند : " اوه" ..
چه شـــعر زيبايی !!

 

 

  /**/

نه صدایش را نازک می کرد
نه دستانش را آردی ...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم ...؟؟

 

چه جوری شد نمی‌دونم که عشق افتاده به جونم

خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم

دارم حس میکنم هر روز به تو وابسته‌تر میشم

تو انگاری حواست نیست دارم دیوونه‌تر میشم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم

بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم

نه گریونم نه خندونم مثل موهات پریشونم

من از فکر و خیال تو همش سردرد می‌گیرم

سر تو با خودم با تو با یه دنیا درگیرم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم


 




تولــــــــــدمهــــــــــــ

حرفــــــــــ خاصیــــــــ نیستــــــــ

امـــــــــروز تولــــــــــــدمهـــــــــــــ

تو نمیدانی که لحظه تولد من

به جایی برمیگردد که تو برای اولین بار

به من گفتی

دوستـــــــــــتــــــــــ دارمـــــــــــــ

آرامــــــــــشــــــــــ

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم



دلـم نگرِفته اَز این كه رفته ای

دلگیـرم اَز...

هـمه ی دوست داشتنهایَت!

كه گفتـی وَلـی نداشتـی



آرامش یعنی ؛


هر وقت باهاش قهر کردی ،


مطمئـن باشی بجز خـــودت ، هیچکس جاتو نمیگیره . . .

 

گاهی میتوان تمام زندگی را در اغوش                                                                                   

فقط کافیست تمام زندگیت یک نفر باشد



اسمان را مینگرم و میبینم                                                                                                       

با وجود این همه فاصله                                                                                                          

باز هم زیر یک سقفیم



شبیه معادلات چند مجهولی شده ام ؛

این روزها هیچکس

از هیچ راهی مرا نمیشناسد


عاشـــــــــقانهــــــــــــ هـــــــــــا

دســـتــ بـــه صــورتــــمـ نَــــــــــزن ...

مــی تَـرسـم بیُـــفتـد نِقـــــــــــــــابِ خـنــدانــی کــــه بـــر چـهــره دارم ،

وَ بـــعد سـیلِ اشـــــــــک هـایــــم تــ ــ ــ ــ ـــو را بـا خـود بــــبَـرد ...

بـــاز مـــ ـــ ــــ ـــ ــــ ـــ ـــــن بـمانـــــم......



از פֿـُבا پرسيدمـ :

اگر בﺭ سرنوشتــِ مـَטּ همـﮧ چيز رآ از قبل نوشته اے

آرزو كردטּ چـﮧ سود دآرد ؟؟؟

خدآ گفتــ :شآيد نوشته بآشمـ :

" هَر چـﮧ آرزو كرد همآטּ بآشـَد ...



حَســـــرتـــ !

یَعنــــی رو به رویَم نشستــــه ای . . .

وَ باز خیســــیِ چَشمانَمـ را . . .

آنــ دَستمــــالِ خُشکـــِ بی اِحساســـ پاکــــ کند . . .

حَســــرَتـــ !

یَعنـــــی شانه هایَتــــ دوشــ به دوشَــــمـ باشَـــد . . .

اَمــا نتوانَمـ از دِلتَنگـــی به آنــ پَنـــاه ببرَمـ . . .

حَســــرَتـ !

یَعنـــــی تو که دَر عیـــنِ بودَنَتـــ . . .

داشتَنَتــــ را آرزو میکنَمـ . .



به سرنوشت بگویید

 

اسباب بازی هایت بی جان نیستند...

 

آدمند!!

 

می شکنند..

 

کمی آرام تر بازی کن.....



میــــــــــخـــــــــواهمـــــــــــ

برایم مداد بیاور مداد سیاه

می‌خواهم روی چهره‌ام خط بکشم

تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم!

یک مداد پاک کن بده برای محو لب‌ها

نمی‌خواهم کسی به هوای سرخیشان، سیاهم کند!

یک بیلچه، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه درآورم

شخم بزنم وجودم را ... بدون این‌ها

راحت‌تر به بهشت می‌روم گویا!

یک تیغ بده، موهایم را از ته بتراشم،

سرم هوایی بخورد

و بی‌واسطه روسری کمی بیاندیشم!

نخ و سوزن هم بده، برای زبانم

می‌خواهم ... بدوزمش به سق

... اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود،

می‌خواهم هر روز اندیشه‌ هایم را سانسور کنم!

پودر رختشویی هم لازم دارم

برای شستشوی مغزی!

مغزم را که شستم، پهن کنم روی بند

تا آرمان‌هایم را باد با خود ببرد به آنجایی که

عرب نی انداخت.

می‌دانی که؟ باید واقع‌بین بود !

صداخفه ‌کن هم اگر گیر آوردی بگیر!

می‌خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب،

برچسب فاحشه می‌زنندم

بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتم را هم می‌خواهم

برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد،

فحش و تحقیر تقدیمم می‌کنند،

به یاد بیاورم که کیستم!

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند

برایم بخر ... تا در غذا بریزم

ترجیح می‌دهم خودم قبل از

دیگران حقم را بخورم !

سر آخر اگر پولی برایت ماند

برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند،

بیاویزم به گردنم ... و رویش با

حروف درشت بنویسم:

من یک انسانم

 

چـ ـه دَرديـ سـ ـت

در ميـ ـآن جـَ مـ ـع بـُ ودَن ...

وَلـ ـے در گـُ وشـ ـه اےِتـَ نهـ ـآ نشـَستـَ ـن

بـَ رآےِ ديـگـَ ران چـُ ون کـ ـوه بـُ ودَن...

وَلـ ـے دَر چـ شـ ـمِ خـُ ود آرام شـ کـَستـَ ـن !! 



از روزي كه نامتـــ♥

ملكه ي ذهنمـــ شد،♥

احساســ مي كنمــ جمجمه امـــ♥

با شكوه ترينـــ امپراتوري دنياستـــــــ... ♥



دلــ ـــ ــــم

یکــــــ مــــــــزرعــه مـیخـــــواهـ ـد

یکـــــــ♥ تــــــــــــــــــــو♥

یکـــــــ مـــــــــــــــــــن

و گنـــــــدم زاری طلایـــــــی رنگ

کـه هــوایـش آکنـــده بـا عَطــــر نفـَـ ـــ ــس هـای تــــــو♥ بـاشـــــــد







فاحشهـــــــــــــ

دختری که برای به دست اوردن دلتــــــــــ

تنش را به تو هدیه میکندـــــــــــــ

فاحشه نیستـــــــــــ

دختری که برای به دنبال کشیدن تــــــــــــو

تنش را از تو دریغ میکندــــــــــــــ

باکره نیستـــــــــــ

من به باکره بودن ذهن فاحشهـــــــ هـــــــــا

و به فاحشه بودن ذهن باکره هــــــــــا

ایمان دارمـــــــــــــــ

کابوس میدیدمــــــــــ

که از خواب پریدم بهـــــــــ

آغوش تو پناه ببرمــــــــــ

افسوس که از رفتنتــــــــــ

به خواب پناه اورده بودمـــــــــــ

هنگامی که دلتنگت شومــــــــــ

زمانی که عطـر تنت را بخواهمـــــــــ

من به باد التماس خواهم کردـــــــــــــ

خدا که جای خود داردــــــــــــــ

 

تا اسمت را میاورمـــــــــــــ

باران میباردــــــــــ

نمیدانستمــــــــــــــ یاد خاطره ها همـــــــــــ

وضو میخواهدـــــــــــــ

 

 

 گـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯ


آنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد



گــاهــﮯ عکــســﮯ را مــی ســــوزانـیـــــم

گــاهــﮯ عـکـســﮯ مـا را مــﮯ ســوزانــد



لـعـنـت بـﮧ کـسـانـﮯ کـﮧ خـــود عـوضــیـشـون

بـغـل یکـﮯ دیـگـﮧ هـسـتـن

ولــﮯ یـاد

کـثـیـفـشـون پـیـش مـاســت




 




فروغــــــــــــــــ فرخزادـــــــــــ

روز اول پیش خودم گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز می گفتم
لیک با اندوه و با تردید

 
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می کشت
باز زندان بان خود بودم


ان من دیوانه عامی
در درونم های و هو می کرد
مشت بر دیوارها می کوفت
روزنی را جستجو می کرد

 
در درونم راه می پیمود
همچو روحی در شب ستانی
بر درونم سایه می افکند
همچو ابری در بیابانی


می شنیدم نیمه شب در خواب
های های گریه هایش را
در صدایم گوش می کردم
درد سیال صدایش را


شرمگین می خواندمش بر خویش
از چه رو بیهوده گریانی ؟
در میان گریه می نالید
دوستش دارم نمیدانی

در سیاهی پیش می امد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزدیکتر می شد
ورطه تاریک لذت بود

در سیاهی دست های من
می شکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش

نامهــــــــ یـــــــــ عاشقانهـــــــــــــــ

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبهـ نامـ خــــداhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

اولـ خودمـ میگمـ سلامـــ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتنــــــــــ ها بهــونهـ واسهـ نفسـ کشیدنـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifهنوزمــ پرمیکشهـ دلـ برایـ بهـ تو رسیـــدنـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifواسهـ جوابـــ نامتــ میدونمـــ کهــ خیلیــ دیرهـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبذار بهـ حسابـ غربتــ نکنهــ دلتــ بگیرهـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifعزیزمــ بگو ببیــ نمـ کهـ چهـ رنگهـ روزگارتـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifخیلیـ دوسـ دارمـ تو مهتابـ بشینمـ یهـ شبـ کنارتـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifسرتو رو مهربونیـ بذاریـ به رویـ شونمـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتو فقط واسمـ دعا کنـ آخهـ دنبالـ بهونمـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifحالمـ رو اگهـ بپرسیـ خوبهـ تعریفیـ ندارهـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifنکنهـ ازمـ برنجیـ تشنهـ امـ تشنهـ بارونـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifچهـ قدر از دریا مادوریمـ بیـ گناهیمـ هر دوتامونـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبدجوریـ به همـ میریزهـ منـ و گاهیـ اتفاقیـhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتو اگهـ نباشیـ از منـ نمیمونه چیزی باقی http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمیدونی که دست من نیست بازیای سرنوشتهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifروقشنگــــــــا خط کشیدهـ زشتـــ ارو واسمـ نوشتهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifباز که ابری شد نگاهت بغضتم واسم عزیزمhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاما اشکات رو نگه دار نذار اینجوری بریزهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمن هنوز چیزی نگفتم که تو طاقتت تموم شدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifباقیشو بگم میبینی گریه هات کلی حروم شدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifحال من خیلیــــ عجیبه دوستــــ دارم پیشم بشینیــــ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمن نگاهتــــ کنمــــ و تو تو چشام عشقو ببینیـــ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifیادته من و تو داشتیم ساده زندگی میکردیمhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاز همین چشمه ی شفاف رفع تشنگی میکردیمhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifیه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدیدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifدل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمیدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاولش فک نمی کردم که دلم رو برده باشhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifیا دلم گول چشای روشنشو خرده باشهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاما نه گذشت و دیدم دل من دیونه تر شدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبه تو گفتم و دلت از قصه ی من با خبر شدhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاولش گفتم یه حسه یا یه احترام سادهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیادهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتو بازم طاقت آوردی مث پونه ها تو پاییزhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifسرنوشت تو سفیده ماجرای من غم انگیزhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبد جوریــــ دیونتمــــ منـــ فک نکن این اعترافهـــ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifهمیشهـــ نبودنــــ تو کرده این دل و کلافهــــ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

می دونمــــ فرقیــــ ندارهـــ واستـــ عاشق بودنـــ من http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمیدونمـــ واستــ یکیــ شد بودنـ و نبودنــــ منhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمی دونمـــــ دوسمـــ نداریـــ مثـــ روزایـــ گذشتهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمن خودم خوندم تو چشات یه کسی این رو نوشتهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifاما روح من یه دریاست پره از موج وتلاطمhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifساحلشــــ توییـــ و موجاشـــ خنجرایـــ حرف مردمـــhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifچشاتو کشیدن  آخ چه لذتی دارم نازhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifرفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدهhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمنـــ که آسمونـــ نبودمــــ اما عشقـــ تو یه ماههhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifسرزنش نکن دلم رو.به خدا اون بی گناهه http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتو که چشمایـــ قشنگتـــ خونه ی صد تا ستارسـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifتو که لبخند طلائیتـــــ واسهـــــــــ من عمردوباره سـ http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifبیا ومثل گذشته جز به من به همه شک کنhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

http://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gifمن بدونـــ تو میمیرمـ بیا و بهمـــــ کمک کنــhttp://up.patoghu.com/images/dv334xpqgvtk18rdrckr.gif

خوبـــــــــ منــــــــــ . . .

خــوب ِ مــن ،
همین جا درون شعرهایم بمان
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم

 

 

شـــــــــــــــ جاعت مـے خواهد

وفادار احســـ اسـے باشـے

کــ ِ ميدانـے

شــــ کســـــتـ مـے دهد

روزے نفســـــــــ ـهاے دلت را

 

 

 

 


حـــــِــــــس خوبِ تعلــُـــــق نداشــــــــتن

مــــــــال خودِت بـــــــــــودَن


بــَـــرایِ خودِت زِندگــــــی کــَـــردن

بــَـــرایِ خودِت مـــُـــــردَن ...

در همین حوالی بودند کسانی که

میگفتند بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم

و امروز در اغوش دیگری نفس نفس میزنند

 

 

و بــــــــــاز همــــــــ فروغــــــــــ. . .


دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟
ِیا نيازی که رنگ می گيرد
در تن شاخه های خشک و سياه

دل گمراه من چه خواهد کرد؟
با نسيمی که می تراود از آن
بوی عشق کبوتر وحشی
نفس عطرهای سرگردان

لب من از ترانه می سوزد
سينه ام عاشقانه می سوزد
پوستم می شکافد از هيجان
پيکرم از جوانه می سوزد

هر زمان موج می زنم در خويش
می روم، می روم به جائی دور
بوتهء گر گرفتهء خورشيد
سر راهم نشسته در تب نور

من ز شرم شکوفه لبريزم
يار من کيست ، ای بهار سپيد؟
گر نبوسد در اين بهار مرا
يار من نيست، ای بهار سپيد

دشت بی تاب شبنم آلوده
چه کسی را بخويش می خواند؟
سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش
آنکه يار منست می داند
!

آسمان می دود ز خويش برون
ديگر او در جهان نمی گنجد
آه، گوئی که اینهمه «آبی
»
در دل آسمان نمی گنجد

در بهار او ز ياد خواهد برد
سردی و ظلمت زمستان را
می نهد روی گيسوانم باز
تاج گلپونه های سوزان را

ای بهار، ای بهار افسونگر
من سراپا خيال او شده ام
در جنون تو رفته ام از خويش
شعر و فرياد و آرزو شده ام

می خزم همچو مار تبداری
بر علفهای خيس تازهء سرد
آه با اين خروش و اين طغيان
دل گمراه من چه خواهد کرد

لمســــــــ کنـــــــــ. . .

 

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدرجایت خالیست . . .
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد . . .
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان . . .
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پُر شیار . . .
لمس کن لحظه هایم را
. . .
تویی که نمیدانی من که هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن . . .

 سڪوت سرد فاصلــﮧ ها

تنم را مے لرزانــد

وقتے بـﮧ نبودنت فکر مے ڪـنم

مے سوزم بـﮧ یاد روزهایے ڪـﮧ

بودنت را نفهمــــیدم