هالیوود و تاریخ مصرف زن
...بازیگران زن هالیوود باید هر لحظه نیم نگاهی نیز به تاریخ مصرف خود داشته باشند .چرا که ظهور اولین چروک ها بر صورت و خمیدگی نسبی قد و قامتشان نشان از پایان تدریجی تاریخ مصرف آنان در شرکت های فیلم سازی دارد .از این رو این قشر ، یکی از مشتریان پر و پا قرص کلینیک های جراحی زیبایی به شمار می روند.کمتر پیش آمده که هالیوود به ارزش های حرفه ای بازیگران زن خود بیشتر از جذابیت های ظاهری آنان بها دهد.دلیلی که انسان را به این نتیجه می رساند عدم استفاده از این بازیگران هنگام سالخورده شدن آنان است.تصدیق بفرمایید که با بالا رفتن سن، شاید بازیگر آن زیبایی های گذشته را نداشته باشد ولی مطمئناً بر اندوخته های حرفه ای و تجربیات فنی او افزوده می شود و بهتر می تواند به ایفای نقش بپردازد .ولی در روزگاری که بُعد لذت سینما بر بعد هنری آن بچربد جایی برای بازیگران زن سالخورده (حتی با کوله باری از تجربیات هنری)وجود ندارد .همه می دانیم که تاریخ هالیوود پر بوده است از آنجلینا جولی ها ، نیکول کیدمن ها و اسکارلت جوهانسون ها و... که با گذشت عمر و از دست رفتن زیبایی ظاهرشان کنار گذاشته شده اند و کمترین اهمیتی به ارزش های حرفه ای و هنری آنان داده نشده است...(به ادامه مطلب رجوع کنید)
د.او می گفت:«این آدم ها سه دسته اند،سیاهپوستان،سرخپوستان و سفیدپوستان.سیاهپوستان ما بودیم که چون ماهها از خانه دور مانده بودیم وقتی به مرخصی می رفتیم باید دوباره با زنمان عقد می کردیم تا به هم حلال شویم!و خودمان را دوباره به بچه هایمان معرفی می کردیم تا بچه هایمان به اشتباه به ما نگویند «عمو!». بعد از جنگ هم حتما بیکار و بیسواد خواهیم بود و کنار گذاشته می شویم چون در این هشت سال هم شغلمان را از دست دادیم و هم فرصتی برای تحصیل نداشتیم.سرخپوستان شما دانشجوها و طلبه ها هستید که هم دلاورانه و غیرتمندانه جنگیدید و هم در کنار آن درستان را خواندید و کم و بیش از قطار پیشرفت عقب نماندید.اما سفید پوستان کسانی بودند که ظاهرشان انقلابی بود ولی خط مقدم جبهه شان صف اول دعای کمیل شبهای جمعه مسجد اهواز بود.این جماعت هم سختی جهاد را نچشیدند و هم به تحصیل و ترقی شان ادامه دادند و هم مدعی پست و مقام خواهند بود .» این رزمنده در ادامه ی درددلهایش با لحنی دلسوزانه به ما گفت:«نگذارید انقلاب به دست سفید پوستان بیفتد.»»
بینند، یا در سینما و یا در خانه ها .اما تئاتر زنده برگزار می شود،شب تکرار آن را نمی توان در خانه دید ، در یک سالن محدود اجرا می شود تقریبا بی سر و صدا . میروم سراغ اصل مطلب...از 15 دیماه در تئاتر شهر تهران نمایشی برگزار می شود به نام «هدی گابلر» که نویسنده نمایشنامه اصلی آن یک شخص نروژی است.در این تئاتر که موضوع آن خیانت زن به شوهر است،یک دهن کجی درست و حسابی به اسلام و انقلاب اسلامی شده است.زن و مرد دست هم را می گیرند،با نوشیدن آب پرتقال مست می شوند و از خود بیخود،حرفهایی می زنند که بماند.... ،حجاب کاملاً تعطیل،محتوای آن هم خیانت زن به شوهر است و زن شوهر دار این نمایش کاملاً با رفتارش نشان می دهد که با نقش مرد قاضی نمایشنامه که خود می گوید «من همیشه دوست دارم نفر سوم باشم!!» ارتباط جنسی دارد.نفر سوم !!... می فهمید که ...ها...؟
متفاوت همچون اجلاس دوربان2 محل بروز روحیه جهادی احمدی نژاد بودند.اما پررنگ شدن چهره دو نفر در اطراف رئیس جمهور کم کم حاشیه ساز شد.اسفندیار رحیم مشایی اولین نفر بود.کسی که گاها حرف هایی می زد که از آنها بوی تفسیر نادرست و تحریف دین می آمد.سخنان و گاهی هم رفتار او مایه ی دردسر دولت و فرسایش توان دولت در خدمت رسانی می شد.اما علاقه شدید احمدی نژاد به او به حدی بود که مشایی را تا سمت معاون اولی رئیس جمهور دولت دهم پیش برد ولی آینده نگری رهبر انقلاب و حکم حکومتی ایشان مانع از بروز این اتفاق شد.و در نهایت به ریاست دفتر رئیس جمهوری منصوب گشت.اما نفر دوم که بود؟ نفر دوم کسی نبود جز استاندار اسبق کردستان در دولت هاشمی،کسی که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تمام قد از هاشمی حمایت کرد و برای جمع آوری رای مناطق کردنشین تا کردستان و دیدار ماموستا شیخ الاسلام هم پیش رفت.کسی که همواره شایعات زیادی پیرامون فساد اقتصادی او شنیده می شد.معاون پارلمانی رئیس جمهور در دولت نهم به سمت معاون اولی احمدی نژاد رسید.بهت همه را فرا گرفت .با وجود این همه نیروی ارزشی و بی حاشیه، چرا رحیمی؟ جواب این سوال را هنوز هم دقیقا نمی دانیم.الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی 17 فروردین 89 در جمع خبرنگاران پرده از یک فساد اقتصادی بزرگ در بیمه ایران و خیابان فاطمی برداشت و سرسلسله این فساد را «محمدرضا رحیمی» نامید.متاسفانه اتفاقی که نباید می افتاد ،افتاد .دعواها شروع شد. احمدی نژاد را همه به عنوان مبارزی بزرگ در عرصه فساد اقتصادی می شناختند ، موضوعی که با آمدن رحیمی و حواشی پیرامون آن خدشه دار شد.از سوی دیگر مدرک دکترای رحیمی هم زیر سوال برده شد.رحیمی تا کنون به هیچ کدام از این دو شبهه پاسخ درستی نداده است.اما موضوع این است که اصلا چه لزومی دارد که چنین کسی در دولت احمدی نژاد که یکی از اهداف اصلی اش مبارزه با فساد اقتصادی بود حضور داشته باشد و جالبتر این که به عنوان رئیس ستاد مبارزه با فساد اقتصادی نیز انتخاب شود.مشایی هرچه که هست حداقل به او وصله ی فساد اقتصادی نمی چسبد.اطرافیان رئیس جمهور در دولت نهم خیلی بهتر از حال بودند.متاسفانه این نیامدن ها و پاسخ ندادن های رحیمی و سخنان اخیر دادستان کل کشور امکان صحت شایعات را بالاتر می برد و دوستداران این دولت را نگرانتر می کند.ای کاش همین روزها رحیمی کنفرانسی خبری تشکیل دهد و با ارائه دهها سند مستحکم ،ریشه تمامی شایعات حول فساد اقتصادی و مدرک دکترای خود را بخشکاند.
متوجه شده ام اشتباه می کنم و صدا و سیما بیشتر به مضمون کلی فیلم و سخنانی که این خانم های زیبا رد و بدل میکنند توجه می کند.یعنی این که اگر فیلم در کل نگاهی هم به سوی خدا –حالا هر خدایی که شد-داشته باشد و یا از جملات دینی در آنها استفاده گردد ،از فیلتر سانسور به سلامت خواهد گذشت و مورد الطاف خفیّه و جلیّه ی دوستان سانسورگر قرار می گیرد.شاهد اصلی مثال بنده سریال فاخر،دین محور،خدا محور،قرآن محور،مکتبی،فلسفی،تئوریک،عقیدتی و بیدارگر«حلالم کن» است. قطعا زبان بنده و هر بچه حزب اللهی دیگری از بیان محاسن این سریال و تاثیرات شگرف دینی و اخلاقی آن بر جامعه ،به شدت قاصر و الکن است و فکر جمود و ذهن متحجر امثال حقیر توانایی تحلیل زوایای مختلف دینی این سریال را ندارد و کلا حرف زدن بنده در این باره «غلط زیادی» است. به هر حال ببخشید.برگردیم به همان موضوع سانسور.داشتم عرض می کردم که در سریالی همچون حلالم کن از آنجا که فرهنگ والای حلالیت طلبی را فرت و فرت و در سطح وسیع اشاعه داده می شود و توجه به حق الناس و حتی توجه به حق موجودات دیگر در این سریال موج می زند ، خانم های بازیگر این سریال با هر پوششی از قانون رافت اسلامی-بخوانید رافت ضرغامی- بهره مند گشته و همیشه و همه جا حضور گرم دارند.مسلما تایید می فرمایید که تصاویر سرخاب سفیداب های غلیظ و لباس های بسیار تنگ ،خوشرنگ و جذاب این خانم ها ، از آنجا که مخاطب را در فراگیری هرچه بهتر اخلاق اسلامی!مخصوصا همان بحث حلالیت خواهی بسیار یاری می کند،در صورتی که مورد سانسور قرار گیرد کاری بیجا و عبث است و نهایت کج سلیقگی مسئولین سیما را نشان می دهد.و حقیقتا و انصافا حداقل سزای هر کسی که حرف از حذف چنین سریال هایی از سیما بزند،دهها ضربه شلاق است .
.دلیلی که اگر احمدی نژاد می آورد به قول وحید جلیلی «دیگر فحشی در جهان نمیماند که به احمدی نژاد ندهند»
ی دانیم که تبعیت محض از ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم (ع) به اندازه تبعیت و پیروی از امام معصوم حاضر و ظاهر واجب است.هنوز نتوانسته ایم ارتباط عمیق مابین ولایت امام معصوم و ولایت فقیه را درک کنیم.همه ما امام حسین (ع) و امام عصر(عج) را دوست داریم و بسیاری از ما حاضریم برای این عزیزان مال و جانمان را فدا کنیم اما نوبت به نایب امام عصر(عج) که می رسد ایمانمان سست می شود و برای دفاع از او و آرمان های انقلاب به شک می افتیم و صدها سوال و شبهه در ذهنمان می سازیم تا دفاع نکردنمان و کوتاهی هایمان را توجیه کنیم.چند روز پیش دانشجویی را دیدم که در جمع چند نفره ای در رابطه با موضوع هتک حرمت فتنه گران در روز عاشورای پارسال صحبت می کرد و می گفت:«انسان چقدر باید نفهم و رذل باشد که سر یک سری دعواها و لجبازی های سیاسی ، در روز عاشورا به خیابان بیاید و در روز شهادت امام حسین (ع) سوت و کف بزند».در آن جمع یک بسیجی هم بود که در تایید حرف او گفت «واقعاً،هم به امام حسین توهین کردند هم مرگ بر اصل ولایت فقیه گفتند».صحبت به اینجا که رسید واکنش نفر اول جالب بود.او گفت:«حالا اصل ولایت فقیه هیچی ، به امام حسین و عاشورا نباید توهین می شد».آن فرد بسیجی خیلی قصه خورد.از چشمانش این را خواندم.کمی مکث کرد و گفت:«چه فرقی می کند؟حسین زمان همین ولی فقیه است و توهین به اصل ولایت فقیه هم همان توهین به امام حسین(ع) است.»