
چرا ديوونگي نسبت به حساب نمياد
مثلا بگن تو چه نسبتي باهاش
داري
منم بگم ديوونشم

انان
كه با خاطره اي خوش از هم جدا ميشوند
هرگز از هم جدا نميشوند

میدونی رفیق
تاحالا دیدی وقتی یه سگ میره زیر ماشین و زخمی میشه
به زور خودشو میکشونه اونور جاده ...
انتظار نداره کسی کمکش کنه و زخمش هاشو ببنده ...
انتظار نداره کسی یه کاسه آب بذاره جلوش ... فقط می خواد بره یه جایی کز کنه و با درد خودش بسازه
بره یه جایی که حداقل کسی بهش سنگ نزنه !!!
میدونی رفیق؟؟
دارم خودمو می رسونم اونور جاده ... نمی خوام بغلم کنی ...
نمی خوام حالمو بپرسی ... یا زخمامو ببندی ...
فقط ...
فقط اون سنگی که تو مشتت قایم کردی
یا بنداز زمین یا همین الان
بزن و بعدش برو !!!
خیلی خستم رفیق ... خیلی خستم

گاهی اوقات باید
بگذری و
بگذاری و
بروی ....
وقتی می مانی و تحمل می کنی ،
از خودت یک احمق می سازی...!

كـ
ـ ـاش دنيا براي يــــكبار هم كه شده
بازيــــــش را بـ ـه ما مـ ـي باخـــ ـت
مگر
چـ ـه لذتي دارد ايــ ـن بردهاي تكرار برايش
به اينکه راحت دروغ ميگويی عادت کرده ام
ولی .... دلم ميسوزه
وقتی برای اثبات دروغت ...ميگی ....به جون تو که دوستت دارم!!!
