پست ثابت... مثه احساسم بهت، ثابت
سه شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۲ ، ساعت 18:22![]()
موج عشق فاطمه و مهدی
![]()
دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود

اولین واژه که آمد نظرم فاطمـه بود

این سیر طبیعی زندگی هست که گاهی صعودی و فرودی عاشق باشیم
اما مهم اینه که قدر همو بدونیم و فراموشمون نشه خوبی هامون و استمرار داشته باشیم♥️
عشق نیاز به مراقبت داره
مراقبتم🫶
لابد میگین چرا بارون بهاری الان که پاییزه؟😁
آب و هوا جوری شده که درختامون شکوفه دادن،بارون که میزنه بوی بهار بلند شده
من عاشق بوی بهارم😍
بچه که بودم تاب داشتیم تو خونمون،من تاب میخوردم بوی بهارو استشمام میکردم و صدای موج دریا رو میشنیدم و این تراپی ترین حالت ممکن بود🥹🥰
دیشب بیاد اون روزا هندزفری گذاشتم توی گوشم و این آهنگ رو پلی کردم
https://musicgeek.ir/?p=423
چشامو بستم و رفتم زیر بارون، آسمونم گرگ و میشی و بوی بهار هم میاد منو برد تو آسمونا ،رفتم بالا بالاها😁
خدایا شکرت بخاطر این هوای خوب،بخاطر اینکه شمال بدنیا اومدم
آهنگش خدایی منو پرواز میده🪂

اینو برای فاطمه فرستاده بودم که بگم آره مثلا تهش فقط منو تو میمونیم باهم
توی کامنت ها نوشته بود و پدر تمام فصل هایش یکی بود(بخاطر کفش پدره)
اینو دیدو دیدم چشاش قرمز شدو گریههههه گفتم چی شده!! گفت همچین چیزی نوشته بودن تو کامنتا ، دلتنگ پدرم شدم🥹
یه لحظه گفتم دمش گرم بخاطرم از خونوادش دوره قدرشو بیشتر باید بدونم
😁حالا گریش بند میاد مگه! خیلی وقت بود اینجوری گریه نمیکرد
الآنم که از دکتر اومدیم همسرجان مریض بودن گوشش درد میکرد
☺️بریم نسکافه بزنیم تو هوای بارونی میچسبه
قرار بود 40روز نرم اینستا ولی گفتم یروز تقلب عیب نداره
دیروز تقلب کردمو رفتم
از 15نفر پیامی که داده بودن همه کلیپ های طنز بودو رفاقتی
ولی ولی کاش نمیرفتم امروز چه مرگم شده که اصن دستو دلم به خوندن و کارم نمیره
با همکارم که از صبه تا الان حرف خاصی نزدم سرم تو گوشیو این ایردآپ های تلگرامیه
روز بدی بود دیروزو امروز ، دوست دارم زودتر تموم شه
حال خوبو ازم گرفت🥲 احساس غیر مفید بودن داشتم
اومدم تو حیاط، ماه چه خوشگله امشب🌛😍

بخاطر یسری کارایی که باید بهشون میرسیدم تصمیم گرفتم یه چهل روزی اینستا نرم
الان تقریبا ۲۰ روزه که نرفتم اصلا💪
دکتر انوشه میگفت شما وقتی زیر فشار کار یا استرسی هستین مغزتون فرمان میده برای انجام کار راحت که ازون فشار خارج بشه
کار راحت مثه اینستا چک کردنو توی اکسپلور گشتنو...
شاید به همین دلیله که بیشتر به اینجا سر میزنم
ازونجایی که من خیلی در عمق پست هایی که مینویسین میرمو خیلی دوست دارم کمک کنم انرژی مثبت بدم و از طرفی اکثر وبلاگ ها از غمو غصه و شکست عشقی و منفی مینویسن خیلی غمگین میشم
یه شب سرکار بودم فاطمه استوری گذاشته بود یکمی غمگینطور
من که نبودم ببینم بعدا از دوستم شنیدم که ازم پرسید چی شده فاطمه استوری غمگین گذاشته گفتم نمیدووونم بعدازش پرسیدم کسی هم واکنش نشون داد؟!
گفت نه فقط شکلکو اینا دادن🫠
گفتم
اصن آدما هم مثه قدیم نیستن،اصلا جز خودشون برات مهم نیستن
همینجا قدیما اینقدر مهر و محبت توی پیاما موج میزد آدم شرمنده میشد میگفت اینارو عروسی دعوت کنیم😂😂
خلاصه سرتونو درد نیارم
نه اینجا هم دیگه حال آدمو خوب نمیکنه زیاد
همون کتاااب واقعا یار مهربونه ،بریم کتابمونو بخونیم😁
شبتون بخیر🥰
یه نظر حالا برم اینستا این تعهدمو بکشونم یا نه نمیدونم!نظرتون؟🤔

این وبلاگ رو من روز تولدم سال ۹۲ بود که ساختمش و از عشقم مینوشتم الان سال۱۴۰۳ عه
سال ۹۶عقدمون بودو۹۸ هم عروسی
😁داریم پیر میشیم به پای هم
همه ی نوشته های این وبلاگو من فقط برای خاطره بودنش نگه داشتم خیلی از عکس ها پریدن شکل و شمایل پست ها بهم ریختس حتی قالب وبلاگ قدیمی هم پریده بود نمیشه دیگه همونو قرار بدم
شاید نرم پست های قدیمی رو نخونم چون برای اون سن و سالم بوده ولی خب دوست دارم بمونه همون شکلی🙈
فاطمه نمیدونه که من میام سر میزنم اینجا ،براش اینجا مینویسم بمونه بیادگار😉
ازش ناراحت بودم بنده خدا خیلی تلاش کرد که خوشحالم کنه ولی من دلم آروم نشد ،گفتمبرم سرکار بیام باهات خوب میشم
فهمیدم ناراحت شد از حرفم ،بعده سرکار تو مسیر برگشت این گل کوچولو رو خریدم☺️
اینو شاید دفعات زیادی دیدم فاطمه میگفت میگه تنهاست یعنی زن نداره!؟میگم نه بنده خدا زنو بچه هم داره، میگه خب برا چی پس تنهاس؟نمیفهم باز!
گفتم من میفهممش که چیمیگه،چون اینو چندین بار تجربه کردم
بقول خودش که شاید خیلی ها ناراحت بشن بشنون، دقیقا فاطمه هم ناراحت شد.

آشفته طور...
۵بار از خواب بیدار شدم و هربار بدترین خوابارو دیدم و بدترین حس های دنیا رو تجربه کردم
و چقدر حیف که آدما با حرفاشون خوابو ازت بگیرن

بقول خودت که اگه چندینو چندبار بمیرمو زنده بشم باز کسی بهتر از تو برای من نبود
تولدت مبارک عشقم
۱۰ سال گذشته ولی ما همچنان همونقدر همو دوست داریم ،هزاران بار خداروشکر
۳روز دیگه تولد فاطمس🥺 چیزی به نظرم نمیاد بخرم!
کادو چی پیشنهاد میدین!؟ لینک خریدشو هم تو نظر بذارین که عالیه
ای مرگ مپندار که هستی به زوال است آشفته به آشفتگی اش جان جهانست دیریست که آشفتگی ام راز نهانست تیریست............................................. مصراع آخر رو اومدی کامل کن![]()
بزار همیشه عشقت روند صعودی با مشتق مثبت داشته باشه. نزار اولش برسین به آخرش! فیدبکش مثبت بشه بره تو latch up کار دستت میده!![]()
![]()
دمتون گرم دوستای قدیمی![]()
چه دورانی بود ![]()
یوهوووووو
96/9/17 روز عقد منو مهرباااانویه خودم (فاطمه جوونم)
سال 92 گذشت بعدش 93 ، 94 ، 95 ، 96 و قطعا سال بعد 97 هستش
(بقول روحانی
)
بعد 5سال بهم رسیدیم 

ازینکه دو سه نفر از دوستای قدیمیو دیدم که برام پیام گذاشتن خوشحال شدمو گفتم بخاطر محبتشون مام یه پستی به یاد قدیما بذاریم
این عکسه دست خط فاطممه که هنوز عاشقانه باهمیم
فقط 3ماه تا عقد.. ایشالا البته
خدمت بودمو تازه دو سه روزیه تموم شده
.. ممنون از صبرو حوصلت فاطمم که این ماه های دشوار رو کنارم گذروندی

دوستای قدیمی حتما اومدین پیام بذارین خوشحال میشم ببینمتون 

چطوری وبلاگ فراموش شده ی من؟