بعضي وقتا مجبوري تو فضاي بغضت بخندي . . .
دلت بگيره ولي دلگيري نکني . . .
شاکي بشي ولي شکايت نکني . . .
گريه کني اما نذاري اشکات پيدا شن . . .
خيلي چيزارو ببيني ولي نديدش بگيري . . .
خيلي حرفارو بشنوي ولي نشنيده بگيري !
خيلي ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کني . . .
آنـــــقدر تـــــنها هـــــستم...
کـــــه تـــــنهایـــــی، دلـــــواپسم شـــــده!
لـــــبخند مـــــی زنـــــم
تـــــا قـــــدری آرام گـــــِرد....
بـــــیچاره طـــــاقتش کــــم شــــده
ﻣــﯽ ﺩﺍﻧـــﯽ…
ﺍﮔـــﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ِ ﺑـﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻮﺩﻥ ِ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘـــ !
ﺷــﺎﯾـــــﺪﺁﺭﺯﻭﯾــﯽ ﺯﯾﺒـــﺎﺗــﺮ ﺍﺯ ﺗـــ ــــﻮ ﺳــﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻡ … …
==============================================
این بند دل آدم کجاست؟؟
ک گاهی با یک
اسم..
نگاه..
با حضور یک نفر..
و یا با یک لبخند “پاره میشود”
جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ...
یهو بابام برگشته میگه :
مسیرشون مشخصه دیگه ...
اینترنت ..آشپزخونه...
اینترنت...دستشویی...
اینترنت...تخت خواب
======================================
ﺧﺒﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﻓﻮﺭﯼ "
.
.
ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﯾﻢ
ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ
ﻋﺎﺯﻡ ﺩﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ
ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩ .,
ﺍﻣﺎ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺧﻄﻮﻁ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﺩﺍﺭ ﻣﯿﺸﻪ ..
ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎﺭﺱ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ...
ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ "***"
ﭘﺲ ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺟﻌﺒﻪ ﺳﯿﺎﻩ
ﻋﻠﺖ ﺳﻘﻮﻁ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ )) ﮐﻠﯿﭙﺲ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ
(( ﺑﻮﺩﻩ ...
ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ﺷﺎﺩ ﻭ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ
تا میخواهم از تو دل بکنم ، صبر می آید …
چقدر دوست دارم این عطسه های زمستانی را . . .
گذشته ها اگر رفت و گذشتند / ولی در قلب من باز هم همانی
....
صندلیت را کنار صندلی ام بگذار!همنشینی با تو یعنی "تعطیلی رسمی تمام درد ها!!"
مغازه داری روی شیشه مغازه اش تابلویی به این مضمون نصب کرد
"توله های فروشی"
چیزی از نصب آن نگذشته بود که پسر کوچولویی وارد مغازه شد واز او خواست تا توله ها را به او نشان دهد مغازه دار صوت زد و با صدای صوت او یک ماده سگ با پنج تا توله فسقلی اش که بیشتر شبیه توپهای پشمی کوچولو بودند پشت سر هم از لانه بیرون آمدند و در مغازه به راه افتادند پنجمین توله در آخر صف لنگان لنگان به دنبال سایرین راه می رفت پسر کوچولو توله لنگان را نشان داد و گفت:
"اون توله چشه؟ "
مغازه دار توضیح داد که اون توله:
از همان روز تولد فاقد حفره مفصل ران بوده است و سپس افزود:
اون توله زنده خواهد ماند اما تا آخر عمرش همین جوری خواهد لنگید
پسر کوچولو گفت من همونو می خوام. مغازه دار موافقت نکرد ...
اما پسر کوچولو پاچه شلوارش رو بالا زد و پای چپش رو که بدجوری پیچ خورده بود و با یک تسمه فلزی محکم بسته شده بود به مغازه دار نشون داد و گفت:
من خودم خوب نمی تونم بدوم
این توله هم به کسی نیاز داره که وضعیتشو درک کنه ...
============
چه بسیار انسانهای که از نظر جسمی سالمند
اما ... از جهت عقلی و روانی معلولند
در گوشه اتاقمان فـــراوان گـریستم..
با یاد لحظه های پر از عشق و زندگی...
بغضی مرا گرفت و چو باران گریستم...
آسان ز دست رفتی و تنهاترین شدم...
تنها برای خاطرت ای جان گریستم...
سخت است ای عزیز فراموش کردنت...
شاعر شدم برای تو آسان گریستم...
دیشب هوای چشم تو کردم دلم گرفت...
دیشب برای خاطره هامان گریستم...
داخل پرانتز(اسم اشخاص بطور اتفاقی است...)
سلام علی...
علی امروز تو مدرسه بچه ها دورمو گرفتن...
نتونستم برم تمرین سرود برای برنامه ای که مدرسه داشت...
علی تکیه ام به دیوار بود...
دوستای صمیمیم بالا سرم بودن....
بالام پچ پچ میکنن...
بهم میگن بیچاره!!!
هه بیچاره!
علی یادته گفته بودی هیچوقت به دیوار تکیه نکن...
فقط به شونه هات تکیه بدم؟
علی برای اولین بار دیوار مدرسه تنها شونه ای بود که من احساس امنیت میکردم...
علی یاد دیشب افتادم که زنگ زدم به گوشیت و خاموش بودی...
هی گرفتم...
هی گرفتم...
"دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است"
علی نیمه های شب بود که دیگه نا امید شدم ...
برای آخرین بار به گوشیت زنگ زدم...
داداشت بود علی!
علی گفت تو رفتی پیش خدا.
علی نامردی کردی!
قرار بود اگه قراره بمیریم با هم بمیریم.
علی نگفته بودی قراره تو تصادف دیشب بمیری عشقم.
علی توروخدا بیا سرم داد بزن.
بیا و بگو گریه نکنم.
بیا و بگو دفعه آخرت باشه جلو من گریه میکنی.
علی بخدا سخته برام.
علی مگه قرار نبود امسال کنکور که میدم با هم بریم ؟
علی...
به دیروز فکر میکنم به آخرین تماس تو...
به اینکه بهم گفتی مواظب قلبی که بهم امانتش دادی باشم.
علی بهم گفتی خوب درسمو بخونم که بشم خانوم مهندس.
علی جان فاطمه برگرد...
فایده نداره علی ...
علی میخوام بیام پیشت...
...
تیتر روزنامه ها...
خودکشی دختری دبیرستانی در سرویس بهداشتی دبیرستان...
منبع: وبلاگ قلب من غصه نخور اون بالا خدایی هست!
مسئله نبودنت خیلی سخت شده ولی من فقط با بودنت تمرین کرده بودم !
نبودنت رو هنوز یاد نگرفتم ؛ چطور تونستی ازم امتحان بگیری ؟!؟
یادمان باشد وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم
در برابرش مسئولیم
در برابراشک هایشــــ
شکستن غرورشـــــ
لحظه های شکستنش در تنهاییـــــ
و
لحظه های بی قراریشــــــ
![04-Think[WwW.KamYab.IR]](http://kamyab.ir/wp-content/uploads/2013/05/04-ThinkWwW.KamYab.IR_.jpg)
خاصیت دنیاست!
دراوج داشتن و خوشبختی
دلهره ی ازدست دادن پررنگ تراست.
---------------------------------------------------

گاهی با یک قطره لیوانی لبریزمیشود
گاهی بایک کلام قلبی آسوده وآرام می گیرد
گاهی با یک کلمه یک انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری دلی می شکند
مواظب بعضی یک ها باشیم!
در حالی که ناچیزند همه چیزند.....
---------------------------------------------------

گاهی وقتا آدم کسی رو که دوسش داره
تو چند ثانیه دلشو میشکنه
منوبه خاطر اون ثانیه ها ببخش
یاد من هم نکنی باز به یادت هستم . . .


راستشو بگو

کاش...
کاش...

خداحافظ تو

الان دیگه جای من صبح ها کیو بیدار می کنی ؟؟
با کی جای من قدم میزنی ؟
جاهایی که با من رفتی با اونم میری ؟ اصلا منو اونجا میبینی ؟
با کی دردات رو تقسیم می کنی ؟؟
با کی خاطره میسازی ؟؟
با کی میشینی رو تخته سنگ ؟؟
دوستت دارم ها رو چی ؟ دوستت دارم های منو به کی میگی ؟؟
شب بخیر های منو چی ؟
فعل و فاعل تو زود عوض شد ..!
ولی من !
ولی من تا ابد از تو می نویسم و از تو میگم ...!
حتی اگر ثانیه ای از عمرت رو به من اختصاص ندی ...
من سرنوشت رو قبول دارم و جلوش زانو زدم !
سرنوشت من این بود !
آخــــــــــــــــــــــــرین پست............ شاید

بیا تمامش کنیم ...
همه چیز را ...
که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .
نگران نباش .
قول می دهم کسی جای تو را نمی گیرد .
اما فراموشم کن .
بیخیال من ...
بیخیال همه خاطره های ریز و درشتی که جا گذاشتی ،
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه هایی که تو هرگز نخوندی ...
بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...
تو که مقصر نبودی.
من این بازی را شروع کردم .
خودم هم تمامش می کنم ...
می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است .
بیا به هم نرسیم .

تو زندگی گاهی به جایی میرسی ؛
که تازه میفهمی :
چه خوشبختند کسانی که ....
دچار آلزایمر هستند ... !!!
قابل توجه ورودی های 92
1. دانشگاه (یا همون یونی!) مدرسه نیست که از روزاول بدون تاخیر پاشی بیای! هفته اول و دوم و حتی سوم تق و لقه!
2. روز ثبت نام با مامانتون نریدها!
3. موبایلتون سر کلاس سایلنت باشه، چون همه خوابن، بیدار میشن بدخواب میشن!
4. نمره 10 همون داداش بیسته! واسه نمره خودتونو حرص ندین!
5. یونی که رفتی منتظر نباش صف ببندن و از جلو نظام و اینا... سرتو بنداز پایین برو تو!
6. استادها به عمه و روح اعتقاد ندارن!
7. صندلی ای که جلسه اول میشینین روش، دلیل نمیشه هر هفته رو همون بشینین، جاهای دیگه هم هست!
-واسه هر درس یه دفتر نبرید، مدرسه نیست که ۶۰تا دفتر کتاب بچپونید تو کیف بعد زنگ تفریح بکنید تو جامیزی،
-سر
کلاس واسه استاد شاخ بازی درنیارید فک کنید بزرگ شدید چون ترمای بعدی هم وجود
داره
-رفتی
نمازخونه بلوتوثتو روشن نکن بی جنبه
-ترم
اول مثل آدم باشید چه تیپو قیافتون چه رفتارتون. چون اگه دیوونه بازی دربیارید هر
اسمو رسمی واستون بزارن تا ترم آخر به همون صفت میشناسنتون!!خخخخخخخخ
هفته اول که دانشگاه میرین عاشق نشین
.....
چون شاخاشون هفته دوم/سوم وچهارم میان
اما نه.....!!!!!!
تو هم دردی

خدا ديگر کجا رفته...؟!
شیرین ندیده اند که تیشه به دست بگیرد و به سمت بیستون برود !


