روحــت شـاد شـیدای نازمــ...:(( ترخدا تا آخرش بخونییییید...فاتحه ام بفرستید .. :(:(:(
روحت شاد..بهترین دوست..شیدای نازم ))))))))):
چه زود یا چه دیر...
نمیدانم ولی گذشت این 3ماه بی تو...
بودنت را هر جایی میشود حس کرد
در سکوت پیوسته کلاس
در نگاه خسته ی آموزگار
در نیمکت خالی ای که همیشه جای تو بود
پایه تخته
گوشه گوشه ی حیاط
در لنزهای دوربینی که خندهای تو را بی پرده دید
و حتی در خنده های گاه و بیگاهمان...
پشت یخچالی که با تو دست رفاقت داده بود....
لابه لایه نمره های کارنامه ای که به دستت نرسید
با هر نسیمی که از راه می رسد
بودنت را نفس میکشیم میان این همه نبودنها...
از من چرا؟
از ثانیه ها بپرس که چقدر دلتنگم...
ازین واژه ها که صف میکشند بر سفیدی کاغذ بپرس
ردپای اشک های من چقدرخیسند...
از کلاس ها بپرس که از نام تو لبریزند
هرچه میگردم پیدایش نمیکنم
دستهایت را میگویم شیدا...
گم اش کردم...!
نبودنت چیزی نیست
درد است
دردی که اینبار روی کاغذهایمان میکشیم تا مغز استخوان...
و معلم حرف نمیزند
گوشه ای آه میکشد.... زود نبود رفتنت؟
ساده نیست میفهمی؟
جای خالی تو را هرچه درد میکشیم پُر نمیشود
از من می شنوی
برگرد شیدا
آغوشت را باز کن مثل سابق
باهمان چادر سفید گــُل گلی
دوباره بخند
چیزی جز اشک در بساطمان نمانده...
دلم برای بوسیدن گونه هایت عجیب تنگ است!
کاری به حرفهای این و آن ندارم...
زیر خربارها خاک هم اگر خفته باشی
در هر تپش قلب ما
همیشه زنده ای
مهربان ترین لحظه ها......![]()
![]()
![]()
:(((((((((((((((((((![]()
![]()
![]()

























ژ


















اوخی...!!!






