تعجب نکن ..
گریه نکن
ساز نزن , نمیرقصم
سکوت کن
فریاد نزن , نمیترسم
نفس بکش
کمی نفس بکش
برای من بیهوده نجنگ ..
من ,
سالها ,
تنها در جنگ با او
او اما
با چشم خمار و
موی سیاه و
هوس بازان نامرد و
لشکری عظیم ,
شکستم داد ..

این مرد سالهاست که تعطیل است
اما
در قلبش ,
اشوبی به پاست ..

: هی رفیق . . .

زیادى خوبى نکن !!!

انسان است، فراموشکار است !!!

از تنهایى اش که در بیاید تنهایى ات را دور میزند !!!

پشت مى کند به تو ، به گذشته اش !!!

حتی روزى میرسد که به تو میگوید: شما...؟








:تابستان بود و یارم به سفر رفت ..
هی میگفت :
دلتنگم
خسته ام
هی گریه میکرد ..

پائیز که شد
به موش مردگی زد و
گفت : شرمنده ام
هوا دونفرست
تو نیستی و من اینجا عاشق شدم ..

زمستان امد
بهار هم نزدیک است ..
راستی
زمستان و بهار ,

انجا هوایش چند نفره است؟ 

.

rl736yxz4pq9fpx97tz.jpg

 




تمام ِ لحظات ِ بودنـت را... ترس ِ رفـتـنت از من گـرفــت !!

وقتي دلتنگ تو مي شوم

 وقتي عطر تنت را ميخواهم

 من به باد هم التماس مي کنم خدا که جاي خود دارد... ?


419505_453548958039234_128869105_n.jpg

چسب زخم...


تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
 
باز نه زخمهای من خوب میشود
نه زخمهای تو ... ! ! !

 

آپلود عكس

پنجره ها...

پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم
اگر نمی آیی
اینقدر پنجره ها را زجر ندهم
چشم هایم به جهنم.....!

iran

Why God Made Mothers

 

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.

فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟

و خدا پاسخ داد :

مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟

بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.

فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .

فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟

اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن

نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.

وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه

فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:

اين كه خيلي لطيفه!!

بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.

فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟

خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .

فرشته گونه زن رو لمس كرد: ”خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !”

خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .

فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟

اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .

فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي...

فقط يك چيزش خوب نيست.

خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه

چتر...

گفتم:چه میخواهی؟

گفت:چتر

برایش چتر شدم

ندانستم فقط روزهای بارانی به سراغم می آید...

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

 سلام دوس جووووووووووووووووووووووووونیای خودم....خوبین؟منم خوبم

دلم واستون یه ریییییییییییییییییییییییییزه شده ....   connie_wimperingbaby.gifراستی تو این مدت درگیر امتحان و بدشم مسافرت بودم...رفتیم شمال جاتون خالی خیلی تووووووووووووووپ بود واسه همین دیر آپیدم...

دیگه زود زود آپ میکنم...قول میدم

متن زیر از دوست خیلی خوبم گندمه...

کاش کودک بودیم

          تا بزرگترین شیطنتمان

                           نقاشی روی دیوار بود

                                                  نه روی دل...

 

دلتنگی...

از من نپـــرس دلتنگــي چند حرف دارد...  بـــي وجدان...! دلتنگـــي "حرف" ندارد... "درد" دارد "درد

خدايا
حواست هست؟!
صداي هق هق گريه هايم
از گلويي مي آيد كه تو از رگش
به من نزديک تـــــــــــــري ...


 عکس

من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است ...............

سلام سلام دوس جونای خودم...خوفین...؟دلم براتون یه دنیییییییییییا تنگیده بود ...*      *

راستی قالب جدیدمو دوس دارین؟من که خودم عااااااااااااااااااااااااشقشم  **

من یه مدتی نمیتونم آپ کنم  درسو دانشگاهو این صوبتا دیگه...  * آخه این ترم درسام خیلی سخته...

منم نه که بچه زرنگم  همیشه یکه یکم *     *

خوشملو باحالم که هستم دیگه چی میخواین...؟ 

 

خوب عجیجای خودم دیگه باید برم یادتون نره خیلییییییییییییییییییی دوستون دالم**

عاشق...

چه کاغذها که سپیدی دلشان از نام تو سیاه شد از دل تنگی هایم از احساسم هزاران هزار صفحه سفید کاغذ سیاه شدند کاغذها عاشق شدند ولی تو...!ا

 

عکس

سال نو...

نمیدونم هفت سین عیدو آماده کردین یا نه اما من این هفت سین رو تو سفره ی دلتون میندازم...

۱.سایه خدا

۲.سلامتی

۳.سرسبزی

۴.سخاوت

۵.سرشت نیکو

۶.سالی سرشار از نعمت

۷.وسین هفتم خنده رو لباتون

عیدتون پیشاپیش مبارک****

 

 

 

 

 

دوستان دیرینه...

 

چهار تا دوست كه ۱۵ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می كنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كنن.
بعد از یه مدت یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی.
سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون...
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شركت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد...
دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد.
سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده... اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تأسیس كرده و میلیونر شده... پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تولد بهترین دوستش یه ویلای 2000 متری بهش هدیه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟
سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم. راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟
چهارمی گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه.
سه تای دیگه گفتند: اوه! مایه خجالته! چه افتضاحی!

دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقاً همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای 2000 متری هدیه گرفت!
نتیجهی اخلاقی: هیچوقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن


 

 

هوای تو...

به هوای تو برای یک لحظه بودنت دلم را که هیــــــــــچ سرم را هم به باد داده ام ... آنقدر بی تو گذشتم از این لحظه ها که دیگر باشی یا نباشی دنیا را هم آب ببرد مرا خـــــواب ... که نه ! یک دنیا " بی خوابی" برده است

عکس

حرفهایی از حسین پناهی...

ازآجيل سفره عيد

چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛مي شکنند
دندانساز راست مي گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

من تعجب مي کنم
چطور روز روشن
دو ئيدروژن
با يک اکسيژن؛ ترکيب مي شوند
وآب ازآب تکان نمي خورد!

صفر را بستند

تا ما به بيرون زنگ نزنيم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زديم!

این است سرنوشت زندگی...

 

عکس

ارزش...

ارزش خواهر را، از کسی بپرس
که آن را ندارد

ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند

ارزش چهار سال را،
از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس

ارزش يک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

ارزش يک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

ارزش يک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.

ارزش يک دقيقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است.

ارزش يک ثانيه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش يک ميلی ثانيه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپيک،
مدال نقره برده است.

زمان برای هيچکس صبر نمیکند.
قدر هر لحظه خود را بدانيد.
قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با ديگران نيز تقسيم کنيد.

برای پی بردن به ارزش يک دوست، آن را از دست بده.

اگه گفتی...

اگه گفتی زرنگ کیه؟زرنگ استکانه که از همه لب گرفته، زرنگ آفتابه که مال همه رودیده، زرنگ قاشقه که تو دهن همه گذاشته ، زرنگ لحاف که روهمه خوابیده، زرنگ سماوره که دست به کمر ایستادهو همه آبشو میخورند ) sory all

فرهاد...

فرهاد میدانست صد سال نمیتواند کوه را بکند

فقط میخواست یک عمر اسمش را با شیرین بیاورند

بیل...

به ترکه میگن یه جمله بگو توش سه تا بیل باشه؟
مگه قابیل با بیل هابیلو کشت!
میگن یکی دیگه بگو توش 6 بیل داشته باشه؟
میگه نمیدونم قابیل با بیل هابیلو کشت یا هابیل با بیل قابیلو کشت!
میگن یکی دیگه بگو 7 داشته باشه؟
میگه بیلمیرم (نمیدونم)هابیل با بیل قابیلو کشت یا قابیل با بیل هابیلو کشت!
میگن یکیدیگه بگو 8تا توش داشته باشه؟
میگه بیلمیرم بیلاخره هابیل با بیل قابیلو کشت یا قابیل با بیل هابیلو کشت!
میگن یکی دیگه بگو 9 تا داشته باشه؟
میگه بیلمیرم بیلاخره هابیل با بیل قابیلو کشت یا بیلعکس قابیل با بیل هابیلو کشت!
و این داستان ادامه دارد...

بی تو...

بی تـــــو ؛ چشـــــم ِ دیدن چیــزهایی ، که با تـــــــو دیده ام را ، نــــدارم...

زندگی...

gg4kpsil4e7y2mz0qxx9.jpg 

 

ترجمه متن زیبا و پر معنی فوق را به فارسی هم بخوانید

ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم، سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم، اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
.

لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.

قدر دادن موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم

سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم
گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد
و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم


باران...

ببار باران! اینجا زمین چرکین است اینجا تمام دلها را ماتم گرفته اینجا همان دیار حسرت باران است تو تنها نیستی! چشم های من هم بارانی است ببار همچو من... 

دلم...

دلم هوای "تو" دارد...هوای دویدن میان دستانت ، هوای بوی "تو" دارد... هوای هق هق گریه میان آغوشت....... هوای یک دل ِ سیر ، درد و دل دارد... هوای بودن تو ، هوای سایه ی گرم ، هوای شانه های نجیب ، هوای آرامش... دلم هوای " تو " دارد..........!

4q7rsb71rssuo67nd7y.jpg

جالب...

ترکه میره تو بیابونای عربستان تعمیرگاه شتر میزنه .
یه عرب شترش راه نمیرفته میکشونه تو تعمیرگاه ترکه میگه : آقا شترم راه نمیره درستش کن. ...
ترکه به شاگردش میگه : ا َصگر شوتور اگا رو ببر رو چال . اصغر شترو میبره رو چال ، ترکه با سنگ میزنه تو تخمای شتره ، شتره مثل فشنگ میره .
عرب میگه : حالا چطوری به شترم برسم ؟ ترکه میگه : اصگر آ گارم ببر رو چال... بعد عربه هم گلوله میشه میدوه بیرون میره .
بعد ترکه میگه : اصگر پولشو داد؟ اصغر میگه : نه اوستا. ترکه میگه : اصگر برو رو چال !!!!؟

 هیسسسس...اینا خوابن...

          .

          .

          .

          .

          .

 

 

 

خیلی سخته...

تنهايى راه رفتن سخت نيست...ولى وقتى ما اين همه راهو با هم رفتيم ; تنهايى برگشتن خيلى سخته....

عکس