پست ثابت!
نه در آغـوشــت گرفته ام
نه لــبــانــت را بوسیده ام
نه حتی موهــایــت را نوازش کرده ام
اما . . .
بــبــیــن چگونه
برایــــت عـــاشــقـــانــه می نویــسم . ...
خاصـ بودَنتـ فَقَط برایـِ مَنـ اَستـ وَ بَسـ !
نه در آغـوشــت گرفته ام
نه لــبــانــت را بوسیده ام
نه حتی موهــایــت را نوازش کرده ام
اما . . .
بــبــیــن چگونه
برایــــت عـــاشــقـــانــه می نویــسم . ...
خاصـ بودَنتـ فَقَط برایـِ مَنـ اَستـ وَ بَسـ !
وقتی ندانمـ ،،
چــــــراغ اتاقتـ را...
کدامـ لعنتیـ ،
خاموش میکند...../.

کاشـ گاهیـ مَرد بود....
میـ شد تنهاییمـ را ...
بهـ خیابانـ برومـ ،،
سیگاریـ دود کُنمـ و ...
نگرانـِ نگاهـ هایـ ِ
مردمـ نباشمـ ....
و هیچـ ماشینیـ ...
برایـ ِ سوار کردَنمـ تُرمُز نَکُند.../.

مثلـ دفتر هایـ قدیمیـِ کاهیـ بودیم ....
دوبهـ دو بهـ همـ چَسبیدِهـ !
هر کداممانـ را کهـ میکندند ...
آنـ یکیـ همـ ....
بیرونـ میزد از زندگیـ ؛
حالا اما ....
سیمی مانـ کرده اند،،،
کهـ با رفتنـ دیگری...
کَکِـ مانـ همـ نمی گزد !!!

عادَتـ کَردَمـ بهـ دیددَنَتـ.....
عادَتـ کَردَمـ بهـ بودَنَتـ
عادَتـ کَردَمـ بهـ شِنیدَنَتـ ...
عادَتـ کَردَم بهـ حُضورَتـ
عادَت کَردَم بهـ حَرفهایَتـ
حتیـ بهـ دَعواهایمانـ....
عادَت کَردَمـ بهـ تَمامَتـ ....
عادَت کردَمـ بهـ ....
وَمَنـ حالا با اینـ همهـ
عادَتـ هایـِ با تو بودَنـ .....
بیـ تو چهـ کُنمـ؟؟!!
برای آجیـ الهامیمـ....!
همـه میتـونـن اسمــت رو صــدا کنن
امـا ....
کـم هستــن کســایــی کــه
وقتــی اسمــت رو میــگن،،
" لـــذت میبـــری "
و بــا تمـــام وجــود
در جـــوابشــون دوســـت داری بــگــــی :
جـــــــ ♥ ـــونــ ـم
ایــن شعــر هــا را
بــایــد گــذاشــت در ِ کـــوزه ...
و آب شان را خــو رد ؛
وقــتــی هنــــــــــو ز
عـــرضـــه نــدارنــد ....
تـــــ❤ـــو را
عـــاشــق کــنــنــد . . . !
آهـآﮮ زمستــآלּ !
פـَــوآسَتــ جَمــع بـــآشـב ...
ڪـﮧ בور ِ تـُـو وَ
تَمــــآمـ ِ شآعـــرآלּــﮧ هــآ رآ
פֿـَـط פֿــوآهـَم ڪشیــــב
اَگــــر بـآ آمـَــــבלּ ـَتـــــ ...
او ...
פـَـتّــی یڪــ سـُـــرفــــﮧ ڪُنــــב ...!!
بِهـ چیز هایِ قشنگی فِکر کُنـ کِهـ
آمَدَنِشانـ هَمینـ اِمروز و فَرداستـ .....
بِهـ آنـ شَبی فِکر کُنـ کِهـ :
تو لباسـِ خوابَمـ را
اَز کُمُدِ لِباس هایمـ اِنتخابـ کُنی....
بِهـ آنـ ظُهری فِکر کُنـ ،
کِهـ نَهـ بِه خاطر چای و نَهـ بِهـ خاطر غذا
بِهـ خانهـ خواهی آمد ،
دِلَتـ دیدنَـ دوبارهِ نگاهَمـ را بخواهدوَ تو
سراسیمهـ خودَتـ را بِهـ دیدارَمـ رِسانِدهـ باشی!
بهـ آنـ لَحظِهـ ای فِکر کُنـ کِهـ
یِکـ شَبـ بَرفـ بِبارَد ومَنـ .......
جُلُویِ آتَشـِ شومینهـ
خودَمـ را بهـ گرمایِ تَنَتـ سِپُردهـ باشَمـ ؛
خوابَمـ بُرده باشد و تو تا صُبحــ .....
دَســــتی را کِهـ زیر کَمَـــــــرَمـ مانده را
تِکانــ نَدادِه باشی!
بهـ فیلمـ دیدَنـ دَر صحنهـ یِ هَم آغوشی
و خوردَنـ با هَمـ از یِکـ چیپســ !!!
بهـ روسَریِ عَقَبـ رَفتِهـ امـ
و حِرصـ هایِ عاشقانهـ تو.....
بهـ تماشایِ پُر شُدَنـِ خیابانـ اَز آب بارانـ .....
بهـ آنـ آرایِشی فِکر کُنـ کهـ
شیر پاکُنَشـ لبانـِ تو باشد....!
بهـ آنـ حَمامی فِکر کُنـ کهـ
حولهـ اَش را هَمیشهـ عَمداً
فَراموشـ کَرده باشی ، تا....
مَنـ آنـ را بَرایَتـ بیاوَرَمــ !!
بهـ آنـ دَستـ پُختـِ مَنـ کهـ سوختهـ باشد و
بوسهـ هایی کهـ بهـ جایِ غَذا باشَد....!
بهـ خَستِگی هایی فِکر کُنـ کهـ علاجَشـ
نازِ دَستـ های مَنـ باشد!
بهـ آن جَشنـِ عَروسی کهـ
« لباسـِ سـِـــفیدَشـ »برایِ« مَنـ » ،
و کُتـُ و «شَـــلوارِ مِشکی »اشـ بَرایِ« تو »باشد....!
بهـ آخَرِ اینـ نِوِشتهـ کهـ رسیدی ،،،
فِکر کُنـ ....
فِکر کُنـ .....
بهـ زِندِگیِ شیرینی کهـ....
دَر پیشـ داریمــ !!!
مُخاطَبیـ خاصـ دارَد اینـ مَطلَبـ !!!

.....
........
.............
....................
باران هم بلای طبیعی است.../.
+سه روزه که شدید بارونه!
کاش بودی!

یک مرض مُسری دارند،،،
هر با نگــــــــــــــاهت میکنم
تـــــــــــب می کند وجــــــــــودم!!!!
مخاطب خاص دارد.../.

اما،،،
سایه ات را دیدم که.....
دست هایش توی جیبش بود!
گروس عبد الملکیان

به یک"هستم"
به یک "نترس"
به یک "نوازش"
به یک "آغوش"...!!!

آن همه دوست داشتن های از ته دلت....
برای ناز کردنم برایت
که چه گران ناز میخریدی...
وچه شاد بودم که تو تا همیشه از آن منی!!
برای "خانمم" گفتن های
قند در دل آب شدن های من...
که من تا ابد "خانم" توام!
وتو همان شاهزاده ای که
برایم نهایتی..!
که در آغوشم بگیری و من با تمام توانم
ببلعم عطر تنت را
و ثانیه های حضورت را....
برای اکنون که باید پُر کنم این حجم
دلتنگی را....
که چه بد رُخ می نمایاند بر لحظه هایم...!!

درد است که میکشم!!
ای کاش یا بودی
یا اصلا نبودی
اینکه هستی
و کنارم نیستی.....
دیوانه ام میکند!!!
می خـواهـم داستـانـی از
علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـم
یـکی بـــود ، یـکی
بی خیال....!!
خــلاصـه اش میشود اینــکـه :
دوستـت دارم لعنتی....
مخاطب خاص دارد...
گاهی از روی ادب
گاهی از دلتنگی
گاهی از ته قلب
گاهی هم جزو واژگان روزمره ام می شود....
اما....
از سر هر چه باشد!
تنها کسی که عزیز دلم است تویی...
تویی که مدت هاست عاشقانه دوستت دارم....!!!
مخاصب خیلی خاص دارد...
دلتنگ آن "میم"
که می آید آخر اسمم
ومن را می کند
مال تو...!!!
چسپیدن به سینه ات را می خواهد!
وچشم هایم ...
خیس کردن پیراهنت را!
عجب بغض پر توقعی دارم.....
من امشب..../.
مخاطبم خودتی!
دوریتـــ....
زمستانیـــ دیگر استــ،،
کمتر از منــ دور شو....
سرما خورده امـــــ!!!
مخاطب خاص!
که تو چشم تر کنی و بگی:
کجا؟
مگه دست خودته این اومدن و رفتن؟
که سفت بغلم کنی و بگی:"هیچ رفتنی تو کار نیست"
همین جا...به دلت اشاره کنی:
جاته تا همیشه!
آخر سرش محکم بگی: شیر فهم شد؟!!
ومن دل ضغفه بگیرم
از این همه عاشقانه های محکمت....
تنها حوای زمین بودی وگرنه
آدم هوای حواهایی دیگر داشت!!!
و خوش به حالت آدم....
خودت بودی و حوایت اگرنه
حوای تو هم هوایی میشد!!!
بیشتر نگاهم کن!!!
مخاطب خاص!
نه پرنده ام
نه فرشته...
تو را میخواهم!!!
مخاطب خاص!
به رفتن که فکر میکنی
اتفاقی می افتد که مُنصرف می شود....
میخواهی بمانی....
اما رفتاری می بینی که
انگار باید بروی....
این بلاتکلیفی خودش کُلی جهنم است..!!!
علم را زیر سوال می برد!
آنقدر آرامم میکند...
که هیچ مسکنی
جایش را نمی گیرد!!!
وقتی که نگاهم میکنی
چنان دلم از شیطنت نگاهت میلرزد..!
که حس میکنم چقدر زیباست
فدا شدن برای چشم هایی که
تمام دنیاست...!!!
مخاطب خاص
عاشقانه
دوست دارد
شیوه ی بیان اسم تو
در صدای او متفات است
وتو.....می دانی که نامت....
در لب های او ایمن است!!!
اینجـــا بـﮧ مـَرز بـے تـَفـاوُتـے هـا رسیـבه ام
בلـَــم را בيگــر هیـــچ نمـے لرزانــב!!
בر مـَـטּ دلهـُــره….
בر مـَـטּ تـــرس….
בر مـَـטּ "احســآس مُــرבه است" !!
ایـטּ روزهـآ بــے خـیـآل خیـالـَم شـُבه ام
مـُنتظرَم בنــیـا تـَمـام شـَوב....