دهه اول
شکل گیری نظام اسلامی، مقارن با حیات پر برکت حضرت امام (ره) ، در میان افراد و دستجات
مختلف حکومتی، بحثهای داغی درباره " نحوه برداشت و استنباط از احکام
فقهی" در می گرفت.
جماعتی بر
این باور بودند که نباید با تفسیر به رأی از آیات و احادیث زمینه بدعت در دین و مآلا فروپاشی و اضمحلال آن را مهیا کرد. احکام صریحی که برگرفته از آیات و روایات اند ،
مطلقند و تغییر ناپذیر؛ از این رو تصرف و برداشتی غیر از آنچه که با صراحت آنان در
تعارض است ، انحراف از دین شده، جایی برای اجتهاد و استنباط از این دسته از احکام وجود ندارد.
به عنوان
نمونه:
- شرع انور،
مصادیق زکات را گندم ، جو و کشمش … دانسته، پس دایره مصادیق آن، منحصرا همین موارد
است و غیر آن جایز نیست…
- با توجه به تاکید شارع مقدس مبنی بر تخصیص اعتبارات حاصله از زکات به امور فقرا و درماندگان، اختصاص آن به سایر امور مثلا توسعه بخش زیربنایی ، حرام و مذموم است…
- با توجه به اینکه "شرط بندی" از سوی شارع مقدس، صرفا برای دو ورزش اسبدوانی و تیراندازی مقرر شده، شرط بندی خارج از این مصادیق حرام و معصیت است…
- به دلیل صراحت دستور شارع مبنی بر حلیت استفاده از انفال و منابع طبیعی برای عموم شیعیان، بنابراین احدی نمی بایست متعرض شیعیان در استفاده از آن شود…
امام (ره)
که "حکومت" را فلسفه عملی فقه در تمامی زوایای زندگی بشر می دانستند (صحيفه
امام، ج21، ص: 290) بر این باور بودند که این گونه طرز تلقی و برداشت ، در کوتاه مدت می تواند منجر به بن بست رسیدن حکومت دینی در اداره جامعه شود:
يكى از مسائل
بسيار مهم در دنياى پرآشوب كنونى نقش زمان و مكان در اجتهاد و نوع تصميم گيريها است.
حكومتْ فلسفه عملىِ برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى را تعيين مىكند. و اين بحثهاى طلبگى مدارس، كه در چهارچوب تئوريهاست، نه تنها قابل حل نيست، كه ما را به بن بستهايى مىكشاند كه منجر به نقض ظاهرى قانون اساسى مىگردد. شما در عين اينكه بايد تمام توان خودتان را بگذاريد كه خلاف شرعى صورت نگيرد- و خدا آن روز را نياورد-
بايد تمام سعى خودتان را بنماييد كه خداى ناكرده اسلام در پيچ و خمهاى اقتصادى، نظامى،
اجتماعى و سياسى، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد(صحيفه امام، ج21، ص: 218).
بنابراین به جدیت برای تعدیل این باور اهتمام داشتند. یکی از سندهای ماندگار در این باره، نامه
ای است که ایشان، خطاب به یکی از اعضاء دفتر استفتائات خویش ـ که حکم جواز امام (ره) برای بازی شطرنج را مورد انتقاد قرار داده ـ نوشته اند:
اينجانب لازم
است از برداشت جنابعالى از اخبار و احكام الهى اظهار تأسف كنم. بنابر نوشته جنابعالى
زكات تنها براى مصارف فقرا و ساير امورى است كه ذكرش رفته است و اكنون كه مصارف به
صدها مقابل آن رسيده است راهى نيست و «رِهان» ]شرط بستن[ در «سَبْق» ]مسابقه اسبدوانی[ و «رِمايه» ]تیراندازی[ مختص است به تير و كمان و اسب دوانى و امثال آن،
كه در جنگهاى سابق به كار گرفته مىشده است و امروز هم تنها در همان موارد است. و «انفال» كه بر شيعيان «تحليل شده» ]حلال شده[ است، امروز هم شيعيان مىتوانند بدون هيچ مانعى با ماشينهاى كذايى جنگلها را
ازبين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليونها
انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدى
كه در خيابان كِشيها براى حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است، نبايد
تخريب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد،
تمدن جديد بكلى بايد از بين برود و مردم كوخ نشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى
نمايند .. ( صحيفه امام، ج21، ص: 151).
برابر
آنچه که نقل شد در اندیشه امام (ره)، احکام به مقتضای زمان و مکان و جنس مطالبات جامعه واجد تطور و تحولند.
اما غرض از طرح این مقدمه نسبتا مفصل، پاسخ گویی کلی برگرفته از سیره سیاسی امام(ره) به
برخی شبهاتی است که هر از مدتی درباره وجاهت تاسیس مراکزی چون فرهنگسرا و خانه
فرهنگ عنوان می شود.
احتجاجاتی
که نوعا از سوی این گروه عرضه می شود آن است که :
- به گواهی تاریخ اجتماعی اسلام، یگانه مرکز فرهنگی در میان مسلمین مساجد بوده است…
- مراکز فرهنگی جدید مانند فرهنگسرا، بدنبال حذف و انحلال جایگاه و کارویژه مساجد در میان
جوانانند.
- با تاسیس و رونق مراکز فرهنگی جدید ماهیت و مرکزیت سنگری مسجد ـ بعنوان پایگاههای مدافعه از انقلاب ـ مورد تحلیل و تهدید قرار گرفته است…
- تاسیس فرهنگسرا و خانه های فرهنگ طی سالهای اخیر، با تاسیس کاخهای جوانان در اواخر دوره ستمشاهی قابل تشبیه است…
در مجموع ، در هندسه تدابیر این عده :
- مطالبات دم
افزون و نوشونده اجتماعی به ابتدایی ترین شکل ممکن، ساده سازی می گردد،
- تعریفی"
این همانی" برای نقش و شأن اجتماعی هر دو مجموعه در نظرگرفته می شود،
- جامعه مخاطب
هر دو مجموعه، یکی دانسته شده
- و مشابهت گروهی از برنامه ها دو مجموعه، بعنوان ضرورت هضم یکی دردیگری قلمداد می شود.
با گسترش مفهومی فرضیه این جماعت، تاسیس مدارس و دانشگاهها، سالنهای سینما، تئاتر، نگارخانه،
موزه ، انواع ورزشگاه و حتی مدارس علمیه خارج از مجموعه مساجد با هدف معارضه با نقش آموزشی و فرهنگی مساجد تلقی می شود! و یا اینکه آن دسته از پایگاههای مقاومتی که طی
سالهای گذشته از مساجد خارج می شوند و در محیطی مستقل مستقر گشته اند، گام در مسیر تخریب سنگر مدافعه از انقلاب و نظام گدارده اند! و… .
نتیجه قهری این جنس برداشت آن است که دایره خدمت عناصر متعهد به انقلاب و نظام در مراکز
فرهنگی جدید رفته رفته تنگ تر می شود و آنچه که قرار است بعنوان فرصت و مزیت و سرمایه مدیریت فرهنگی کشور و انقلاب شناخته شود، به سهولت در شمار تهدیدات، آسیبها و آفات نظام
اجتماعی جای می گیرد.