حکیم

به یزدان چنین گفت کای دادگر
تو دادی مرا دانش و زور و فر

 

چو دیدار یابی به شاخ سخن
بدانی که دانش نیاید به بن

 

اگر چند بخشی ز گنج سخن
بر افشان که دانش نیاید به بن

 

درولایت ایلاتی وقتی طفلی میگریدوبرآغوش دآ پرمیزند ،بندبند دل کوگ تاراز نوای مسعودبختیاری سرمیدهد

مسعودبختیاری#کوگ تاراز#آبهمن علاالدین#مهردادملکی مهردادملکی

کلسوارنامه

گزیده ای ازکلسوارنامه مهردادملکی

در دریای هنر همچون خزری ..

که درقعرش انباشته از سکوت های پر شرری ..

که بر لوح دلان و طنین  سنگهای نایاب همچون شجری

 

مهردادملکی (میم.آبان)

خداوندا این چه سریست که آدمی به خودش اعتراض دارد اما فریادش به گوش خودش نمی رسد..‌‌