هه ساره

...شایدمیان من وتولدم تا توفاصله باشد ...

خمپاره ها فرود می ایدند

و پرنده می پرد

پر از کینه می شود شهر

هر کسی زخمی استوری می کند

به وقت دوستی اما

کسی پرنده را خبر نگرفت ...

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۲ساعت 8:27 توسط ریوار| |

شب به چراغی زنده است

جنگل به برگ ها

و من

به سکوتی

در دل سایه ها...

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 8:39 توسط ریوار| |

درد تا دندان مسلح

در مهر منتظر باران

این اخرین خنده هایمان را

تیر باران می کند

نکند ابان

امسال مرا متولد نشود

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱ساعت 16:9 توسط ریوار| |

  • بهاران
  • که پرستو آید به خانه
  • برایش خواهم سرود
  • که درین مستی باد بهار
  • عاقبت عشق تورا
  • به درد دلی خواهم باخت
  • انچه از یاد تو مانده به جا
  • همه را باران می شوید
  • صفحه دفترم را
  • بادخواهد برد و خارمی بوید
  • گذر میکنم
  • اما
  • رنجش شوق تورا
  • تا ابد در جانم
  • یک نفس نگرانم...
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۹ساعت 17:50 توسط ریوار| |

 

    • کاش این شهر
    • صبح که می شود
    • در نگاهش از زخم امشب
    • شاخه ای گل روییده باشد
    • ذره ای عشق فهمیده باشد
    • کاش این دم که بر می آید
    • دمی دیگر نشسته باشیم
    • چایی مان را نوشیده باشیم
    • کنار هم خوابیده باشیم
نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۹ساعت 14:47 توسط ریوار| |

بگذرد این عمر و صد سال دگر 

جان منی

گر بشود برسر زلفت جنگ جهانی 

 ازان منی

مخلص کلام و حرف کوته  کنم 

تو عاشق ترین عشقی

وجهان منی

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹ساعت 4:38 توسط ریوار| |

برایت عشق میخوانم

برایم عاشقی کن

برایت شعر می بافم

برایم دلبری کن

ولی کن میدانم

به جاده اعتمادی نیست...

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۹ساعت 23:16 توسط ریوار| |

نه با اب روان می رود

نه با باد سرگردان

این غمی که بر دلم نهادی

گریه کوچک است 

ناله نمی اید

صبر نمی کن

درد نمی شود

حرف نمی زند

سنگین است و بی صدا

این غمی که بر دلم نهادی

سینه می شکافد

زخم نیست

کمی بیشتر است

مرا می بلعدو نمی کشدم

با من است

با من می ماند

و با من می میرد

این غمی که بردلم نهادی...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۹ساعت 17:46 توسط ریوار| |

از من بالا میرود

در من نفوذ میکند

مرا تا بغض می برد

نمی گریاندم اما

با من بازی می کند

درد چغر  این روزهای من...

 

نوشته شده در جمعه ششم تیر ۱۳۹۹ساعت 8:51 توسط ریوار| |

 

تو برای دلی خوشی من 

دریادت بخوانم

هرچند در دلت

جایی برای برای خار نیست

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 18:15 توسط ریوار| |

Design By : Mihantheme