بازگشت

سلام و ببخشید بابت نبودنم

سال 92 خیلی ناراحت بودم و این وبلاگ رو پاک کردم و البته بعدا خیلی پشیمون شدم، امشب دیدم وبلاگم برگشته،نمیدونم چطور!؟!، خیلی خوشحال شدم چون میتونم دوباره با دوستای قدیمم تو وبلاگ ارتباط برقرار کنم البت اگه هنوز اینجا باشن

خیلی چیزها برای من عوض شده تو این پنج سال و مطمئنم برای اکثر شماها همینطور بوده

اگه هنوز هستین پایین همین پست اعلام حضور کنین، واقعا خوشحال می شم، 

                                       رفیق بی معرفتی که معلوم نبوده 5 سال کجا بوده محسن

دو كلام حرف دارم

ديگه دست و دلم به اين وب نميره هيچ فايده ايي هم نداره هيچي برامون نداره هممون داريم زحمت ميكشيم ولي سودشو يكي ديگه ميبره همش بحث مادي نيست بحثش همه جانبه س كه شامل هم معنوي ميشه هم مادي!!!

الان دو سه روزه ميام وب ولي اصلا دست و دلم نميره مطلبي چيزي بزارم چون هم از شرايط كلافم و دلخور هم ديگه انگيزه ايي ندارم كه براي اين وب كاري بكنم امروز تو وب مديريت بلاگفا يه مطلبي ديدم كه چرا نميزارن كدهاي كسب درآمد مثل پاپ آپ رو تو وب ها بزارن كنجكاو شدم رفتم تو قسمت نظرات آقاي شيرازي تو جواب يه نفر گفته بود پول دامنه و هاست رو بدين بعد توقع كد گذاشتن داشته باشين!!يكي نيست بهش بگه برادر عزيز دامنه و هاست رايگان دادي دستتم درد نكنه ولي اگه ما نباشيم خودت ميخواستي مطلب بزاري اينجا رو شلوغ كني اينهمه بازديد رو كسب كني كه باعث بشه اينهمه تبليغات بگيري؟ آيا خودت تنهايي ميتونستي بلاگفا رو اينهمه بازديدشو بالا ببري سايت رتبه يك ايران بكني نه ميتونستي؟ميتونستي تنهايي اينهمه مخاطب داشته باشي؟و كلي چيزها و مباحث ديگه رو ميتونستي تنهايي بدست بياري؟خب برادر من بزار بقيه هم در عوض زحمتي كه ميكشن يه سود هر چند اندك ببرن حداقل هزينه اينترنتشون در آد!!!همه سود معنوي مشهوريت و سود كلان مادي اين بلاگفا كه مال توئه كمت مياد يخورده هم بقيه لذتشو ببرن!!!مطمئن باش اگه اينكارو بكني مخاطبين و كاربرين بلاگفا دو سه برابر ميشه!!!!!

ميدونم اين حرفا هيچ فايده ايي نداره نرود ميخ آهنين در سنگ!!!ولي وظيفم بود بگم اگرم به تيريج قباشون برخورد اين وبو بستن همينجا از همتون خدافظي ميكنم!

اگرم كه اين وب بود مطمئن باشين ديگه تا اين وضع هست مطلب جديدي آپ نميكنم!

نگاهی به کارنامه‌ی بازیگری ترانه علیدوستی در گفتگویی خواندنی با وی

توانایی انجام‌دادن کاری که نمی‌پسندم را ندارم

خلاصه مطلب : علیدوستی: من اهل دسته‌بندی فیلم‌ها به هنری و تجاری نیستم. ضمن اینکه عقیده دارم سینمای تجاری سینمای سخیفی نیست و خجالت ندارد. اما بحث من بر سر کیفیت است. مشکل این است که سینمای تجاری ما خیلی عقب و الکن است. سینمای تجاری‌مان از دست‌یافتن به اولین هدفش که بازگرداندن سرمایه و پولسازی است هم عقب می‌ماند چرا که الفبای ابتدایی ایجاد کشش و سرگرمی در دنیای امروز را نمی‌داند و قواعدش همان قواعد نخ‌نمایی است که پیش از انقلاب شاید داشت کار می‌کرد.

در زیر گفتگوی خواندنی روزنامه شرق با ترانه علیدوستی، بازیگر مطرحی که این روزها نقش آفرینی اش در فیلم «آسمان زرد کم‌عمق» در معرض دید مخاطبان سینماست، خواهید خواند.

فرانک آرتا: اکران فیلم «آسمان زرد کم‌عمق» با بازی ترانه علیدوستی در نقش "غزل" فرصتی فراهم آورد تا با او درباره فیلم‌هایی که تاکنون بازی کرده صحبت کنیم. با اینکه بازیگری، در سن پایین به علیدوستی لبخند زد؛ ولی او از آن پس سعی کرد با طمانینه و از روی آگاهی نقش‌هایش را انتخاب کند؛ گویی سال‌ها تجربه دارد. آنچه در این گفت‌وگو توجهم را جلب کرد، پذیرش اشتباهاتش بود. اگر می‌پرسیدم که چرا در فلان فیلم بازی کردید، به‌راحتی پاسخ می‌داد اشتباه کردم. صراحتش در بیان واقعیات و گرایشش به ادبیات و نوشتار ترکیبی از او ساخت که در پس واژگان این گفت‌وگو قابل تشخیص است. او بازیگری است که برای ادامه حضورش در سینما انگیزه کافی دارد و اگر اینگونه پیش برود قطعا‌ آینده کاری‌اش درخشان‌تر از امروز خواهد بود.


زمانی که فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» را بازی کردید، کلاس‌های بازیگری امین تارخ را گذرانده بودید و معلوم بود که از روز اول با انگیزه وارد این دنیا شدید. فکر می‌کردید بعد از ۱۱ سال به جایگاه کنونی‌تان برسید؟ چقدر در این مسیر آگاهانه قدم برداشتید؟

از روز اول همیشه کارهایم خودآگاه بوده. چه آن زمان که حسی تصمیمی گرفتم چه زمانی که مشورتی کار کردم، پشت کارهایم آگاهی بوده. کاملا متوجه بودم که تصمیمات به ظاهر جزیی آن روزها می‌توانست روی مسیر کارم تاثیرات بزرگ بگذارد. این بود که خیلی سختگیری می‌کردم. امروز می‌گویم کاش بعضی جاها کمتر اجازه می‌دادم ترس از آینده علت تصمیماتم باشد و کاش آرامش بیشتری در تصمیم‌گیری داشتم. اما خب ضرر نکردم. البته به شانس هم اعتقاد دارم. اینکه اگر من در 16سالگی و در همان ابتدای ورود به کلاس بازیگری برای نقشی انتخاب شدم که نام آن شخصیت با من یکی بود، واقعا شانس است. اما شانس الزاما نافی توانایی‌های انسان نیست. آگاهی اگر باشد آدم از شانس هم استفاده خوبی می‌کند کمااینکه به‌راحتی هم می‌شود چنین فرصتی را سوزاند. به نظرم از این آزمون زودهنگام سربلند بیرون آمدم.

با این حال برای بازی در فیلم بعدی، «شهر زیبا» سه سال صبوری کردید. دلیل این فاصله زمانی چه بود؟

فیلم «ترانه...» خیلی سروصدا کرد. در آن سه سال با انبوه پیشنهادهای جورواجور روبه‌رو شدم. من چهره جدیدی بودم و در آغاز راه و سینما هم همیشه دنبال چهره‌های جدید هست. آنقدر پیشنهادهایم زیاد بود که ترسی من را در برگرفت. از اینکه فکر می‌کردم همه منتظرند ببینند آیا من لایق آن های‌وهوی بر سر فیلم اولم بودم یا نه. این بود که انتخاب بعدی برایم سخت شده بود.

در آن سه سال چه ‌کردید؟

بیش از هر کار دیگری می‌نوشتم. کلاس فیلمنامه‌نویسی می‌رفتم و در کنارش دایم داستان کوتاه می‌نوشتم. روزی که آقای فرهادی از من دعوت کرد تا با ایشان کار کنم، تا آن زمان از نزدیک ایشان را ندیده بودم. همان اول بی‌رودربایستی به من گفت که نگران تصویر جاافتاده در کار اولم است و نمی‌داند همکاری‌مان در فیلم «شهر زیبا» چطور از کار دربیاید. در واقع پیشنهاد مستقیمی به من نداد. خواست که کار را با هم تست کنیم. من هم نمی‌خواستم بعد از سه سال دوباره در شمایل تکراری کار اولم دیده شوم و از پیشنهادش استقبال کردم. خوشبختانه خیلی زود ترغیب شدیم به همکاری با هم و واقعا از ساخت «شهرزیبا» لذت بردیم.

در این مدت چیزی به اسم "غم نان" نداشتید. بعضی بازیگران می‌‌گویند ما هم فیلم تجاری و هم فیلم هنری بازی می‌کنیم تا هم مردم و مخاطب را در گستره وسیع حفظ کنیم و هم جوابگوی حس زیبایی‌شناسانه روح‌مان باشیم و هم برای معشیت‌مان نمی‌خواهیم در عسر و حرج بیفتیم. شما هم اینطوری فکر می‌کنید؟

من اهل دسته‌بندی فیلم‌ها به هنری و تجاری نیستم. ضمن اینکه عقیده دارم سینمای تجاری سینمای سخیفی نیست و خجالت ندارد. اما بحث من بر سر کیفیت است. مشکل این است که سینمای تجاری ما خیلی عقب و الکن است. سینمای تجاری‌مان از دست‌یافتن به اولین هدفش که بازگرداندن سرمایه و پولسازی است هم عقب می‌ماند چرا که الفبای ابتدایی ایجاد کشش و سرگرمی در دنیای امروز را نمی‌داند و قواعدش همان قواعد نخ‌نمایی است که پیش از انقلاب شاید داشت کار می‌کرد. وگرنه من هم شاید بدم نمی‌آمد فیلم‌های تجاری خوبی در کارنامه‌ام داشته باشم. ضمن اینکه غم نان یک چیز است و ثروتمندشدن یک چیز دیگر. خوشبختانه نیازهای اولیه زندگی‌ام تامین بوده‌اند. شاید من هم اگر امروز در مضیقه قرار گیرم، خودم را وادار کنم به بعضی کارها تن دهم. اما در کل انسان طماعی نیستم. پیشنهادهای زیادی در این سال‌ها داشته‌ام که می‌توانست مرا پولدار کند. اما توانایی انجام‌دادن کاری که نمی‌پسندم را ندارم. به قول مانی حقیقی خوشبختی زمانی است که انسان محدودیت‌های خودش را می‌فهمد. محدودیت من هم این است که پول هیچ‌وقت نمی‌تواند تنها دلیل من برای انجام کاری باشد. این است که می‌دانم آدم ثروتمندی نخواهم شد. در نتیجه از همان کاری که بلدم لذت می‌برم. حضور در فیلم‌هایی که جای کار دارند در قبال دستمزدی منطقی که بشود با آن زندگی کرد.

پس از آن دسته افراد که صبح سر تله‌فیلم، ظهر سر سریال و عصر سر یک فیلم برای بازی می‌روند، نیستید؟

(می‌خندد) کارکردن سر صحنه از من انرژی می‌گیرد، چه روزی دو ساعت باشد چه روزی 20 ساعت. این است که تا به حال در خودم توان این را ندیده‌ام که دو، سه کار را با هم جلو ببرم.

آن زمان «شهر زیبا» اکران موفقی نداشت. از این نظر دچار تلاطم روحی نشدید؟

درست است فیلم «شهر زیبا» اکران موفقی نداشت، ولی جو خوبی پیرامون فیلم شکل گرفت. اهلش که فیلم را دیدند پسندیدند و خیلی تشویق‌مان کردند. ضمن اینکه همان‌طور که گفتم ساختش تجربه خیلی دلپذیری برای من بود و خودم خیلی به آن افتخار می‌کردم.

اما موفقیت فرهادی بعد از «درباره الی...» فرصتی فراهم کرد تا فیلم‌های قبلی‌اش از جمله «شهر زیبا» دیده و بازخوانی شود. آن وقت به نتیجه نرسیدید که باز هم شانس با شما همراه بوده؟

صددرصد. «شهر زیبا» هم فیلم دوم من بود هم فیلم دوم فرهادی. آن موقع آن فیلم قدم‌های ابتدایی آدم‌هایی مثل ما در مسیر پیشرفت‌شان محسوب می‌شد. بعدها با موفقیتی که فرهادی به دست آورد به فیلم رجوع کردند و از نو کشف کردند که چه کار خوبی بوده. همیشه می‌گویم هیچ‌کسی نمی‌تواند اعتباری که کسب کرده را فقط به نام خودش بزند. حتما آدمی که الان هستم و جنس نگاهی که دارم حاصل تاثیراتی است که اطرافیانم روی من گذاشتند. همکاری با هر کسی در طول این سال‌ها می‌توانسته چیزی به آدم اضافه کند. آدم فقط باید بر این موضوع آگاه باشد.

ولی در ادامه کارتان باز هم در فیلمی از اصغر فرهادی بازی کردید. «چهارشنبه‌سوری» چگونه پیش آمد؟

همان زمان بعد از «شهر زیبا» قرار بود باز با هم همکاری کنیم. حتی در این مسیر یکی، دو کار خواستیم انجام دهیم که به سرانجام نرسید. آقای فرهادی همیشه چند ایده داشت که مشخص نبود کدام به مرحله ساخت برسد. «چهارشنبه‌سوری» هم یکی از آنها بود که صحبتش را از قبل کرده بودیم. اما «شهر زیبا» که فیلم خیلی خوش‌یمنی برای همه ما بود، باعث آشنایی من و فرهادی با مانی حقیقی شد. در نتیجه این دو، «چهارشنبه‌سوری» و بعد«کنعان» را با هم نوشتند و این تیمی که شکل گرفت فیلم‌های خوبی را باعث شد.

در «چهارشنبه‌سوری» شخصیت کلیدی و حلقه اتصال روابط آدم‌ها را بر عهده داشتید و دیگر به بازیگری تبدیل شدید که حرفی برای گفتن دارد.

ممنون. شخصیت روحی (روح‌انگیز) در این فیلم علاوه بر اینکه حلقه اتصال آدم‌ها باشد، به دلیل ویژگی‌هایی مثل نگاه شوخ و معصوم و فضولش به زناشویی باعث می‌شد فیلمی با داستان «چهارشنبه‌سوری» لحن تلخ و سیاهی پیدا نکند و به رغم غمناک‌بودنش فیلم عبوسی نباشد.

در این سه فیلمی که بازی کردید، بازیگران مقابل‌تان در کنار شما حضور کمک‌کننده‌ای داشتند. ولی در فیلم «کنعان» اینطور نبود. از همان ابتدا دراین‌باره چه نظری داشتید؟

این البته نظر شماست. آقای فروتن حضور کمک‌کننده‌ای مقابل من داشتند. فقط قبل از شروع فیلمبرداری تصور من و بقیه از شخصیت "مرتضی" چیز دیگری بود. مرتضی در فیلمنامه مردی بود مسن‌تر و نه تا این حد خوش‌قیافه. وقتی فیلمی ساخته می‌شود طبیعی‌ است که انتخاب بازیگر لحن داستان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای من عادت‌کردن به این شمایل همسرم در ابتدا یک مقدار عجیب بود. اما اطمینان کردم. چون دیدم آقای حقیقی از شکل جدیدی که مرتضی پیدا کرده خشنود است.

از اینکه برای نخستین‌بار در فیلمی با انتقادات مواجه شدید، چه حسی داشتید؟

خب، این فیلم برایم تجربه مهمی بود و خیلی چیزها یاد گرفتم؛ اول اینکه با سیل شدیدی از انتقادات مواجه شدم. حتی کسانی که معمولا کارم را می‌پسندیدند این انتقاد را داشتند که چرا برای این نقش انتخاب شدم. ولی خودم خیلی مایل بودم این نقش را بازی کنم. هم فیلمنامه را دوست داشتم و هم حس می‌کردم به یک نقش پروپیمان و اینچنین متفاوت در کارنامه‌ام نیاز دارم. در ابتدا قرار بود این نقش را لیلا حاتمی بازی کند. اما خب همزمان پسرش به دنیا آمد و نتوانستند بیایند. این بود که پیشنهاد دادم که من بازی کنم. ولی قبول نکردند و گفتند تو برای این نقش جوان هستی. فکر کنم نهایتا از سر ناچاری انتخابم کردند (می‌خندد) هر چه که بود مانی حقیقی از وقتی به نتیجه رسید که من مینا را بازی کنم خیلی پایم ایستاد و کمکم کرد. شاید اشتباه ما این بود که انرژی زیادی صرف کردیم که اختلاف سن من با این کاراکتر دیده شود. یعنی خواستیم ثابت کنیم علیدوستی در این فیلم 35 ساله است. در حالی که اگر به این نکته اشاره نمی‌کردیم داستان داشت شکل می‌گرفت و پذیرفته شده بود. امروزه «کنعان» طرفداران پروپاقرصی دارد. فیلم‌ها همیشه بعد از فاصله‌گرفتن از حواشی دوران ساختشان تکلیف ماندگاری‌شان روشن می‌شود.

فیلم بعدی‌تان «تردید» به‌نوعی برداشتی آزاد از نمایشنامه «هملت» بود. این فیلم هم در نهایت موفق نشد. مطمئنا طبق «هملت» شکسپیر، اوفلیا خیلی شوخ‌وشنگ نیست. اما اوفلیای «تردید» که شما هستید خیلی سرخوش بود. چرا؟

فیلم «تردید» اقتباسی از هملت هست، اما بازسازی هملت نیست. نام شخصیتش سیاوش است. دوست او که معادل هوراشیو در نمایشنامه هست هم نقش اصلی‌تری دارد در قصه. آنچنان "ایرانیزه" شده هم نیست چرا که خانواده فیلم «تردید» در اجتماع امروز ما نمود بیرونی ندارند. ما خانواده‌ای نداریم که خانه‌اش کاخ شمس باشد! در نتیجه همه‌چیز غیر از هسته اصلی داستان نمایشی و حاصل خیال فیلمساز است. یعنی مهتاب در این فیلم شخصیت اوفلیا را ندارد و تنها معادل اوفلیاست در این قصه.

خب اگر اوفلیا نیست، پس چیست؟

اوفلیا نقشی تقریبا حاشیه‌ای در «هملت» است که بیشتر تاثیر می‌گیرد تا اینکه عمل کند. کریم مسیحی اما به من توضیح داد که در مثلثی که برای این داستان چیده -سیاوش، گارو و مهتاب- این مهتاب است که نماینده شور زندگی است. در حالی که آن دو شخصیت دیگر ناامید و محافظه‌کار هستند، مهتاب آن نیروی محرکه‌ای است که اینها را به خود بیاورد و وادارشان کند که علیه سرنوشت شومشان بجنگند. اینها که می‌گویم عینا راهنمایی کارگردان است به من. در نتیجه مهتاب را پرانرژی و گاهی پرخاشگر می‌دید.

چرا در «تردید» بازی کردید؟

«تردید» پتانسیل این را داشت که فیلمی به خوبی «پرده‌آخر» شود. و عقیده دارم اگر 18سال وقفه در فیلم ساختن واروژ کریم‌مسیحی نمی‌افتاد او خیلی زود تبدیل به قطبی در فیلمسازی می‌شد. من و خیلی از دوستان دیگر دلمان می‌خواست نقش موثری در بازگشت چنین آدمی به عرصه فیلمسازی داشته باشیم. فیلم نهایتا به نظر من آنطور که باید درنیامد. شاید کارگردان زمان بیشتری نیاز داشت تا خودش را با شرایط جدید فیلمسازی و حتی ما وفق بدهد. نیاز داشت اطمینانش را جلب کنیم؛ اطمینانی که خودش ابتدابه‌ساکن پیدا نکرد به ما.

«درباره الی...» و سومین همکاری‌تان با آقای فرهادی چطور اتفاق افتاد؟

باز هم قبل از «کنعان» طرح این فیلم را داشت و یک خط‌ش را برایمان تعریف کرده بود. فیلمنامه را که می‌نوشت یک شب با آقای حقیقی به من تلفن کردند. حقیقی گفت فرهادی اینجا نشسته و می‌گوید ترانه نمی‌آید نقشی را که اول داستان غرق می‌شود بازی کند. راست می‌گوید؟ گفتم بهش بگو نخوانده من آن نقش را بازی می‌کنم و خداحافظی کردم (می‌خندد). این حرف‌ها را با هم نداشتیم. ضمن اینکه واضح بود و هست که فرهادی نقش بد برای آدم نمی‌نویسد. این بود که من شدم الی. مشخص بود که شاهکاری در حال ساخته‌شدن است.

برسیم به «زندگی با چشمان بسته». به‌نظرم آنقدر که از فیلم بد گفتند، فیلم بدی نبود. منتها به‌خاطر دِین‌تان به آقای صدرعاملی در این فیلم بازی کردید؟

اصلا. با آقای صدرعاملی رودربایستی نداشتم و قبل آن پیش آمده بود پیشنهادی بدهد که رد کنم. این فیلمنامه یک‌بار به من پیشنهاد شد و خوشم نیامد و گفتم نمی‌آیم. چند ماه بعد صدرعاملی از من خواست دوباره قصه را بخوانم. فیلمنامه‌ای شده بود جذاب و شسته و ‌رفته و نظر من عوض شد. درواقع دوست دیگری داستان را بازنویسی کرده بود که متاسفانه صلاح ندیدند نامش را در فیلم بیاورند. الان هم شاید صاحبان کار دلخور شوند از اینکه من این حرف را زدم. اما حیف شد که از این دوست پراستعداد استفاده بیشتری نشد و نهایتا موقع ساخت به فیلمنامه خوبش وفادار نماندند. من هم اعتقاد دارم که در کل فیلم بدی نشد. یکسری از جوان‌ترها با این فیلم ارتباطی برقرار کردند که شاید برای ما خیلی قابل درک نباشد. ولی فیلم می‌توانست بهتر از این هم باشد.

میان کارهایتان فیلم «راز دشت تاران» چطور پیدا شد؟

به سینمای کودک خیلی علاقه دارم و از اینکه سینمای کودکمان اینقدر ناتوان شده ناراحتم. به من گفتند یک انیمیشن 50ئدقیقه‌ای ساخته و کلی هزینه کرده‌ایم، حالا تهیه‌کننده می‌گوید نمی‌تواند برای 50 دقیقه فیلم اکران بگیرد، این است که داستانی واقعی به سر و ته فیلم اضافه کرده‌ایم. می‌آیی چهاردقیقه نقش پرستار قصه‌گو را بازی کنی؟ این بود که درواقع رفتم تا کمکی کرده باشم. پشیمان هم نیستم و خوشحالم سعی‌ام را کردم بلکه یک فیلم کودک که دغدغه تکنیک داشت (هرقدر هم ناتوان) ساخته شود.

فیلم «هرچی خدا بخواد» قرار بود پرویز شهبازی کار کند که درنهایت فیلم را به دستیارش سپرد. از نتیجه کار راضی هستید؟

خیر. این فیلم نقطه خجالت من است. وقتی من به گروه پیوستم قرار نبود دیگر خود شهبازی فیلم را بسازد. اما تصورم این بود که فیلمی ابزورد با طنز خاص در حال ساخته‌شدن است. تصورم مثل اینکه زیادی اشتباه از آب درآمد. نه کسی من را گول زد و نه می‌توانم کسی را برای حضورم در این فیلم سرزنش کنم. فقط بی‌نهایت از حضور در این فیلم متاسفم و قبلا هم از طرفدارانم عذرخواهی کرده‌ام.

در این فیلم دچار سانحه غرق‌شدگی هم شدید؟

بله. من و هشت‌نفر از آقایان قایقمان غرق شد و افتادیم توی دریا. دم غروب. یک‌‌ساعت‌ونیم طول کشید تا یک قایق ماهیگیری پیدایمان کند. مطلقا شانس آوردیم که زنده ماندیم.

به فیلم «انتهای خیابان هشتم» چه نگاهی دارید؟

«انتهای خیابان هشتم» حاصل یک مدل فیلمسازی است که همیشه نسبت به آن کنجکاو بودم. فیلمسازی بداهه. فیلمسازی بر پایه یک ایده و لاغیر. سکانس به سکانس این فیلم را با صابر ابر بداهه‌پردازی کردیم و درآوردیم. نمی‌توانم بگویم این نوع کارکردن لقمه دهان من است. من به فیلمنامه اعتقاد دارم. به سختگیری در فیلمسازی اعتقاد دارم. آسان‌گرفتن این روند را نمی‌پسندم. این هم تجربه‌ای بود. آدم از هر تجربه بالاخره چیزی یاد می‌گیرد.

فیلم «پذیرایی ساده» از نوع سینمای مورد علاقه شماست؟

بله. اینکه می‌گویم بخشی از آن هم سلیقه شخصی است و به جهان‌بینی خود من برمی‌گردد فارغ از بازیگری. «پذیرایی ساده» مثل اغلب قصه‌هایی که حقیقی سراغشان می‌رود همان اول من را حیرت‌زده و توجهم را جلب کرد. کمااینکه همانطور که گفتم فیلمنامه ‌تروتمیزی که ماهرانه نوشته شده احترام من را برمی‌انگیزد و تشویقم می‌کند به کار. فیلمنامه «پذیرایی ساده» که نوشته مانی حقیقی و امیررضا کوهستانی است چنین خصوصیتی داشت.

نظرتان درباره نگاه فیلم به فقر چیست؟

فیلم درباره فقر نیست. به نظر من فیلم درباره بیماری پیچیده‌تری ‌است. درباره فسادی که گاهی می‌تواند با کار خیر همراه شود. درباره سهل و ممتنع‌بودن، ظالم‌بودن یا مظلوم‌بودن. درباره پیش‌پاافتاده‌بودن تصورات ابتدایی ما از پولدار بدجنس و فقیر مهربان. با موضوع اختلاف طبقاتی، نه‌تنها مادی که بیشتر فرهنگی مدتی بود درگیر بودم. جامعه ما از منظر اختلاف فرهنگی خیلی بیمار است و این مشکل میان فقیر و پولدار، یا دانا و نادان، یا مومن و کافر به‌سادگی رویکردی که مثلا صداوسیما دارد نیست. وقتی ظلم هست، در حق همه هست. یکی آسیب اقتصادی می‌بیند و دیگری از نظر فرهنگ زخمی می‌شود. یک بازی دوسر باخت است و به‌نظرم فیلم «پذیرایی‌ ساده» به این مبحث خیلی پیچیده نزدیک می‌شود. فیلم به‌نظرم به هیچ‌وجه در مقام تحقیر قشری نیست. مثل زخمی چرکی است که سر باز کرده و هر کسی از آلوده‌شدن دامن خودش به این زخم ابا دارد. این است که واکنش ایجاد می‌کند. خیلی‌ها از دیدن فیلم بهشان برمی‌خورد. چرا؟ مصداق برداشتن چوب و گربه‌دزده است. کوهستانی در یکی از پرسش و پاسخ‌های فیلم حرف خوبی زد. گفت حتی تحقیر هم یک فرآیند دوطرفه است. کسی نمی‌تواند شما را تحقیر کند اگر خودتان در درون مستعد حقیر شمرده‌شدن نباشید.

نقش «غزل» فیلم «آسمان زرد کم‌عمق» کلا در مقایسه با نقش‌های قبلی‌تان به‌جای اینکه تماشاگر را به خود نزدیک کند، دورتر می‌کند. نظرتان چیست؟

خیلی مایل بودم با آقای توکلی کار کنم و به نظرم برای کارنامه من همکاری با ایشان خوب بود. قرار بود فیلم دیگری با هم کار کنیم که به این کار منجر شد. درست می‌گویید تماشاگر خیلی نمی‌تواند به این شخصیت نزدیک شود. چون اساسا نزدیک‌شدن به غزل خیلی سخت است. من که بازیگر نقش غزل بودم غربتش را حس می‌کردم تا چه برسد به تماشاگر. انسانی تنها و غریبه که «زندگی عادی‌اش همین است» (نقل به مضمون)، همین خوابگردی و گم‌گشتگی.

تابحال خیابان به این زیبایی دیده‌اید؟ +عکس

خیابانی با نام "رائو گونکالو د کاروالیو" در پورتو آلگره برزیل به دلیل پوشیده شدن با شاخ و برگ درختان خود به عنوان زیباترین خیابان جهان شناخته می شود.







يكم بخنديم2

به سگ ها محبت کنی باوفا میشن
به ادما محبت کنی هار میشن
اماااا به خر که محبت کنی اصلا براش فرقی نداره
بس که ثبات شخصیت داره این بزرگوار

.

دخــتـر خـالـم تـازه پـیـریـنـتـر خـریـده بـعـد دیـروز زنـگ زده

حـالـا مـکـالـمـه مـون رو...
دخـتـرخـالـم : سـلـام،خـوبـی؟بـبـیـن نـمـی تـونـم پـریـنـت بـگیـرم...
هــر دفـعـه سـعـی مـی کـنـم کـامـپـیـوتـر مـیگـه : «نـمـی تـونـم پـریـنتـر رو پیــدا کـنـم» مـن حـتی پـریـنـتر رو بـلنـد کـردم و جـلـوی مـانـیـتور گـذاشـتم ، امـاکـامـپـیـوتـر هنــوز مـیگـه نـمـی تـونـه پـیـداش کـنـه...(@_@)

آخه فـک و فـامـیـلـه مـا دایـم؟

.

آهای شماهایی که پشت در مستراح شماره موبایلتون رو می نویسید
خدایی روتون میشه چهار روزدیگه بگین عشقتون رو از تومستراح پیدا کردین!!!؟؟؟
اصلاً مگه دخترا میان دستشویی مردونه عایااا؟؟؟؟؟

.

زنگ خونه رو زدم، بابام از پشت آیفون میگه: تنهایی؟
میگم: نه! خونه محاصره است. بهتره تسلیم شیم بابا!
هیچی دیگه. امشب چه باد خنکی میاد تو پارک

.

سلامتی دختری که وقتی عشقش میره ، ریملش پاک میشه ، نه رژ لبش...

.

خانمهای عزیز :جهت تعویض آهنگ نیازی به گرفتن کلاچ نمی باشد

.

پسری بود سه دختر را دوست میداشت به نام های زندگی عشق و دنيا وابتدا به خاستگاری زندگی رفت دید زندگی زشت است اورا ول کرد رفت
سپس به خاستگاری عشق رفت دید عشق بد هیکل است او را نیز رها کرد سپس با خود گفت:
اگه زندگی اینه اگه عشق همینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه
غافل از اینکه دنیا زیباترین دختر روی زمین بود و اینگونه شد که دنيا *ترشید*

.

خارجیا که نمیتونن درخت کریسمس رو بخورن واسه چی تزیینش میکنن؟ ما تا اخرین بازمانده هفت سینو میخوریم!!

.

گشت ارشاد:شما با ایشون چه نسبتی دارین؟؟؟؟
دختر:برام شارژ میخره!!!!!!!!!

.

یه سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن ( از دانشگاه مهندسی ) به فرودگاه و اونا رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو
بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که"
این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست ..!
وقتی اساتید محترم این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن!
همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد
که خیلی ریلکس نشسته بود ..!
پرسیدن : چرا نشستی؟ نگو که نمیترسی!!
استاد با خونسردی گفت :
اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه ..
که شک دارم پرواز بکنه .. تـــــــــــــــــازه اگـــه روشن شه..!

.

کوچه ای باشد و
باران....
تو در انتهای آن...
منم برم خونمون!
چون هواسرده سرمامیخورم
من ازآمپول میترسم!!!

.

جدیدا جازمین یه آهنگ خونده به اسم جازمین خوشگله
آقا اعتماد به نفس و خود شیفتگی کاذبت تو حلقم
آخه تو که صدات خوب نبود و کسی گوش نمیداد الان قیافه به رخ میکشی
صد رحمت به بیک زاده

.

دقت کردین پسرا تا میرن دانشگاه احساس وظیفه میکنن که حتما باید عاشق یکی از دخترای همون دانشگاه بشن؟

.

عاشقانه ترین دیالوگ سریال جومونگ :
امپراطـــــــــــــــور ...
یوهــــــــــا ...

.

ولی خیلی شانس آوردیم که این سلسله قاجاریه منقرض شد. اگه می موندن الان مرز ایران از میدون انقلاب تا پیکان شهر کرج بود!

.

میگن شهرام شب پره با همین شعر
“این شبی که میگم شب نیست ، اگه شب مث اون شب نیست ، امشب مث دیشب نیست ، هیچ شبی مث امشب نیست”
معافی خدمتشو گرفته !!!

.

دادم هارد لپ تاپمو ریکاوری کردند 1 هفتس زنگ می زنند می گند بیا ببرش امّا روم نمیشه :D
ینی اونا هم بر گشتند ؟...

.

پسر عمه م رفته سربازی افتاده راهنمایی رانندگی‌
روز دوم گفتن بازداشت شده، گفتیم چرا؟
گفتن به تشخیص خودش خیابون لاله زار رو دو طرفه کرده

.

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺩﻋﻮﺍﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﭼﮑﻤﻪ ﺍﺵ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﻪ ،

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯿﭙﺴﺶ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﺑﯿﺎﺭﯾﻤﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ

آنتي ويروس ايراني " پادویش" را رايگان دريافت كنيد + دانلود

اگر براي رايانه خود به دنبال يك آنتي ويروس رايگان و در عين حال مطمئن مي گرديد مي توانيد ضدبدافزار پادویش را امتحان كنيد.
امروزه با توجه به نیاز روز‌‌افزون جوامع به فضای مجازی، بی‌تردید نیاز به محصولات ضد‌بد‌افزاری نیز بیشتر احساس می‌شود. محصولات ضدبد‌افزاری پادویش با کمک دانش و توانمندی نخبگان داخل کشور طراحی و پیاده‌سازی گردیده است.
این محصول برای کاربران خانگی تهیه شده است که  به صورت کاملا رایگان در اختیار‌تان قرار می‌‌گیرد.

ویژگی‌های ضدبدافزار پادویش - نسخه‌ی خانگی رایگان

  • محصول کاملا رایگان
  • قابل استفاده برای کاربران خانگی
  • شناسایی و جلوگیری از عملکرد انواع بدافزار
  • قابلیت پویش فایل ها در زمان استفاده و همچنین در صورت نیاز
  • قابل اجرا بر روی سیستم‌عامل‌های ویندوز ٣٢ و ٦٤ بیت
  • به‌روزرسانی خودکار از طریق اینترنت
  • بهینه‌سازی شده جهت عدم کاهش کارایی سیستم
  • دارای موتور جستجوی هوشمند برای بدافزارهای ناشناخته
  • مجهز به تکنولوژی ابر کاربران جهت شناسایی تهدیدهای به ­روز، خطرناک و ناشناس
  • قابلیت پرسش از کاربر هنگام برخورد با فایل‌های مشکوک
  • امکان استثنا کردن فایل و پوشه از پویشگر یا نگهبان رایانه
  • به ­کارگیری تیم مجرب تحلیل بدافزار در تحلیل بدافزارهای جدید
  • قابلیت پاکسازی، قرنطینه و حذف فایل‌های بدافزار شناسایی شده
  • قابلیت به­‌روزرسانی بدون اتصال به اینترنت (از طریق فایل)
  • واسط کاربری به زبان فارسی
  • پشتیبانی محصول از طریق تالار پشتیبانی شرکت امن‌پرداز


سیستم عامل‌های مورد پشتیبانی:

  • Microsoft Windows XP, SP3 (32 bit)
  • Microsoft Windows Vista, SP2 (32/64 bit)
  • Microsoft Windows 7 (32/64 bit)

فضای دیسک سخت مورد نیاز برای نصب:

1GB

حداقل حافظه مورد‌ نیاز:


1GB

  • دسترسی مدیر سیستم برای نصب
  • دسترسی به اینترنت برای به‌روزرسانی و فعالسازی خودکار از طریق اینترنت


دانلود ضدبدافزار پادویش - نسخه رایگان خانگی
حجم فایل: ۱۵۰ مگابایت حجم فایل: ۴.۳ مگابایت

جدیدترین عکس‌ ها از «شوخی کردم» مهران مدیری

«شوخی کردم» تازه‌ترین مجموعه مهران مدیری از 15 دی در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود.
خبرآنلاین:«شوخی کردم» تازه‌ترین مجموعه مهران مدیری از 15 دی در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود.
«خلاقیت» نام اولین اپیزود از مجموعه جدید مهران مدیری است.



مهران غفوریان

اولین اپیزود مجموعه «شوخی کردم» در دو قسمت توزیع می‌شود. هر اپیزود ۲۰ الی ۲۵ آیتم دارد که شامل دو قسمت ۸۰ دقیقه‌ای است.

نصرالله رادش، بهنوش بختیاری، پرستو صالحی و سپند امیرسلیمانی

قسمت‌های بعدی «شوخی کردم» قرار است هر ۱۰ روز یک بار از شبکه نمایش خانگی توزیع شود.

رامین ناصرنصیر

مجموعه «شوخی کردم» با حضور 67 بازیگر طنز ایران ساخته شده است.

الیکا عبدالرزاقی

مروری بر ۱۶ فیلم بخش رقابتی جشنواره‌ی فجر 92

پس از گمانه‌زنی‌های مختلف از میان لیست بلندبالای متقاضیان اسم و رسم‌دار جشنواره‌ی فیلم فجر، تعدادی از فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره‌ی پیش‌رو معرفی شدند و همچنان گمانه‌زنی‌ها برای فیلم‌های بعدی ادامه دارد.
مروری بر 16 فیلم بخش رقابتی جشنواره‌ی فجر
 قطعا بیش از ۱۰ فیلم دیگری که در بخش مسابقه جشنواره فجر حضور دارند و نام‌شان بعدا اعلام می‌شود، هم فیلم‌های شاخصی خواهند بود که البته از همین الان زمزمه‌هایی درباره نام آن‌ها شنیده می‌شود. خلاصه داستان، عوامل و نحوه تولید ۱۶ فیلمی که تاکنون حضورشان در سی و دومین جشنواره فجر قطعی شده است، به شرح زیر است:
«رستاخیز» احمدرضا درویش
«رستاخیز» احمدرضا درویش که ساخت آن بیش از ۸ سال طول کشیده است، روایت واقعه عاشورا است که از نگاه بکیر (فرزند حر ابن یزید ریاحی) به قیام امام حسین (ع) و حوادث واقعه عاشورا می‌پردازد. این فیلم مقطع زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین (ع) و شهادت آن حضرت را به مدت زمان ۲ساعت و ۵۰دقیقه به تصویر می‌کشد.تدوین «رستاخیز» را طریق انور، تدوینگر معروف و نامزد دریافت اسکار (برای فیلم سینمایی «سخنرانی پادشاه») انجام داده و موسیقی آن را استیفن واربک (برنده اسکار برای ساخت موسیقی‌«شکسپیر عاشق») ساخته و تمام مراحل فنی «رستاخیز» در استودیو مولینر لندن انجام گرفته است.
پوریا پورسرخ، حسن پورشیرازی، فرهاد قائمیان، بابک حمیدیان، بهادر زمانی، یاور احمدی فر، انوشیروان ارجمند، انوش معظمی، کوروش زارعی، محمود محکمی، سعید علیپور، امیر مولوی، علی جاویدفر، میرطاهر مظلومی، حمید جدیدی، قادر پزشکی، محمدرضا حقگو، علی عباسی، تورج فرامرزیان، بابک والی، رضا اکبری ارطه، ابراهیم سلطانی، خلیل الله خواجه نظام، پژمان جعفری سمرقندی بازیگران ایرانی حاضر در این اثر سینمایی هستند.
«چ» ابراهیم حاتمی‌کیا
‌بسیاری از علاقه‌مندان سینما منتظرند که فیلم جدید حاتمی‌کیا که یک روز و یک شب از زندگی شهید چمران را روایت می‌کند، رونمایی شود؛ چرا که «چ» را به نوعی می‌توان بازگشت حاتمی‌کیا به سینمای دفاع مقدس دانست که خود روزگاری طلایی را در آن سپری کرده است.
«چ» قرار بود در جشنواره سال قبل رونمایی شود اما مراحل ساخت جلوه‌های ویژه آن طولانی شد و نهایتا با حضور در بخش مسابقه سی و دومین جشنواره فیلم فجر، برای علاقمندان به نمایش درخواهد آمد.
فیلم سینمایی «چ» را یکی از پروژه‌های سنگین چند سال اخیر سینمای ایران است که بنیاد سینمایی فارابی آن را تهیه‌ کرده است.
در این فیلم، فریبرز عرب‌نیا در نقش شهید چمران، سعید راد در نقش شهید تیمسار فلاحی، بابک حمیدیان، امیر دلاوری و مریلا زارعی بازی می‌کنند.
«متروپل» مسعود کیمیایی
فیلم جدید و پربازیگر مسعود کیمیایی برخلاف فیلم‌های دیگرش، درباره یک زن است چرا که به گفته خود او، دیگر مردهای فیلم‌هایش پیر شده‌اند و در همان سینمای تخریب‌شده «متروپل» مانده‌اند.
مهناز افشار بازیگر نقش اصلی «متروپل» و در کنار او بازیگرانی مانند محمدرضا فروتن، پولاد کیمیایی، شقایق فراهانی، سحر دولتشاهی، یوسف مرادیان، تینا پاکروان، ساعد سهیلی، نیما راد و... ایفای نقش می‌کنند.گفته می‌شود فیلم جدید کیمیایی، حال و هوایی متفاوت با فیلم‌های قبلی‌اش دارد.
«مهمان داریم» محمدمهدی عسگرپور
مدیرعامل خانه سینما پس از پنج سال قرار است دوباره فیلمی در جشنواره فجر داشته باشد. او با «مهمان داریم» در بخش مسابقه جشنواره فجر حاضر است؛ فیلمی که سرمایه‌گذار آن حوزه هنری است و گفته می‌شود داستانی جالب درباره یک خانواده شهید دارد.
در «مهمان داریم» که پرویز پرستویی، آهو خردمند، بهروز شعیبی، سهیلاگلستانی، معصومه قاسمی‌پور،مهدی صادقی و محمد صادقی ایفای نقش کرده‌اند و تهیه‌کنندگی را نیز منوچهر محمدی برعهده داشته است.
«تمشک» سامان سالور
سامان سالور کارگردان جوان ۳۸ ساله هم پس از چند دوره غیبت، «تمشک» را در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر دارد. این فیلم در مناطق بکر شمال کشور جلوی دوربین محمود کلاری رفته است.
در فیلم تمشک بازیگرانی مانند نیکی کریمی، مهدی پاکدل، مهران احمدی، سمیرا حسن‌پور، شعله مرادی، سید علی موسویان، تبسم هاشمی، بیژن افشار، محمود نظرعلیان، سهی بانو ذوالقدر، شیرین بیده، منصور نوبخت، رومینا سوری‌کی بازی کرده‌اند.
تاکنون خلاصه‌ داستانی از «تمشک» منتشر نشده است.
«خط ویژه» مصطفی کیایی
مصطفی کیایی که فیلم قبلی‌اش یعنی «ضد گلوله» به عنوان یکی از دو فیلم برتر جشنواره فجر سال قبل شناخته شد،امسال با فیلم جدیدی در فجر حضور دارد.
در این فیلم که رضا یزدانی موسیقی‌اش را ساخته است، مصطفی زمانی، هانیه توسلی، هومن سیدی، میلاد کی‌مرام، محسن کیایی، پریناز ایزدیار و با هنرمندی میترا حجار و با حضور سام قریبیان ایفای نقش کرده‌اند.
مسعود جعفری‌جوزانی و منصور لشکری‌قوچانی تهیه‌کنندگان فیلم سینمایی «خط ویژه»‌ هستند و داستان‌ آن درباره پول هنگفتی است که به دست چند جوان می‌افتد ... .
«زندگی جای دیگری است» منوچهر هادی
«زندگی جای دیگری است» منوچهر هادی سومین فیلم بلند این کارگردان است که با بازی بازیگرانی مانند پارسا پیروزفر، حامد بهداد، نیکی کریمی، یکتا ناصر، محمدحسین سیدزاده، رضا سخایی، بازیگران نوجوان: امید کماری، ثمین حاجی مختاری) جلوی دوربین مسعود سلامی رفت.
«زندگی جای دیگری است» داستان داود، بهیار مجرب بیمارستان است که بیماران مبتلا به مرگ را احیا می‌کند اما حالا مرگ به سراغ او آمده است.
«قصه‌ها» رخشان بنی‌اعتماد
طلسم اکران «قصه‌ها» شکست
رخشان بنی‌اعتماد در سال ۹۰، «قصه‌ها» را با نگاهی به شخصیت فیلم‌های قبلی‌اش ساخت و سرانجام در سال ۹۲ مجوز نمایش عمومی گرفت.
او در این فیلم از بازیگرانی مانند گلاب آدینه، صابر ابر، فرهاد اصلانی، بابک حمیدیان، نگار جواهریان، ریما رامین‌فر، حبیب رضایی، عاطفه رضوی، مهراوه شریفی‌نیا، محمدرضا فروتن، شاهرخ فروتنیان، باران کوثری، پیمان معادی، فاطمه معتمدآریا، حسن معجونی، مهدی هاشمی و... بهره برده است.
«قصه‌ها» در ابتدا پروانه نمایش ویدیویی دریافت کرده بود اما چندی قبل، پروانه نمایش عمومی و سینمایی آن نیز صادر شد.
«گنجشکک اشی مشی» وحید نیکخواه‌آزاد، مسعود کرامتی، غلامرضا رمضانی
«گنجشکک اشی مشی» یکی فیلم سه اپیزودی است که هر یک از بخش‌های آن را وحید نیکخواه‌آزاد، مسعود کرامتی و غلامرضا رمضانی جلوی دوربین برده‌اند.
این فیلم برای نخستین بار در جشنواره فیلم کودک اصفهان رونمایی و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.
«گنجشکک اشی مشی» محصول بنیاد سینمایی فارابی است که در این اپیزود اول سروش صحت، نگار عابدی، مسعود کرامتی و دو بازیگر نوجوان به نام‌های پوریا ایمانی و خشایار قهرمانی بازی می‌کنند و داستان درباره جلیل، نوجوان ۱۵ ساله‌ای است که پس از سه سال زندان بودن از کانون اصلاح و تربیت آزاد می‌شود اما نمی‌تواند ردی از مادرش که خود را از او مخفی می‌کند، بیابد.
اپیزود دوم با بازی یکتا ناصر، لیلا زارع و کیمیا حسینی درباره نسیبه است که با آزاد شدن شوهرش از زندان مجبور است دخترش را که سال‌ها پیش به سپیده واگذار کرده پس بگیرد.
اپیزود سوم هم با بازی حسن پورشیرازی، فاطمه گودرزی، شیوا ابراهیمی، کاوه احمدی، ارشیا صادقی و نگار نیکخواه آزاد درباره نرگس دختر ناشنوای پانزده ساله ای است که نوجوانی موفق ومورد توجه همه است.اما پدرش قصد دارد او را به اجبار به عقد علیرضا درآورد و این ازدواج اجباری به معنی فرو ریختن کاخ آرزوهای نرگس است.
«همه چیز برای فروش» امیرحسین ثقفی
امیرحسین ثقفی کارگردان جوانی است که با «مرگ کسب و کار من است» در جشنواره سی‌ام خوش درخشید و اکثر منتقدان را به آینده‌اش امیدوار کرد.
او دومین فیلم خود «همه چیز برای فروش» را با بازیگران مطرحی مانند صابر ابر در فضایی اجتماعی به جشنواره آورده است و طبیعتا منتقدان فیلم او را زیر ذره‌بین می‌گذراند تا ببینند توانسته در فیلم جدیدش روند رو به رشد خود را ادامه دهد یا خیر.
«همه چیز برای فروش» قرار بود در جشنواره سال قبل نیز به نمایش درآید که گویا به دلیل موضوع فیلم و ترس از واکنش‌های احتمالی نهایتا به نمایش درنیامد.
بخش مسابقه فیلم های اول (نگاه نو)
«ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه» ابراهیم ابراهیمیان
«ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه» نخستین فیلم سینمایی ابراهیم ابراهیمیان است که آن را با بازی بازیگران چهره‌ای مانند صابر ابر، نازنین بیاتی، پریوش نظریه، رابعه مدنی و... جلوی دوربین برده است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «ریحان (با بازی نازنین بیاتی) و طاها (با بازی صابر ابر) مدتی است به واسطه یک آگهی در روزنامه مشغول پرستاری از پیرمردی به نام منوچهر آصف هستند. به زودی در خانه آصف حوادثی رخ می‌دهد که طاها و ریحان را دچار استیصال کرده و آنها را بر سر دو راهی تصمیم‌گیری قرار می دهد».
گفته می‌شود این فیلم یکی از آثار متفاوت کارنامه صابر ابر خواهد بود.
«انارهای نارس» مجیدرضا مصطفوی
آنا نعمتی، پژمان بازغی، مهران رجبی، قطب‌الدین صادقی، رابعه مدنی، شبنم معززی، مجید مشیری، شیوا خسرو مهر، محمد عباسی‌نژاد، بهاره مشیری و حامد طلانی از بازیگران نخستین فیلم بلند سینمایی مجیدرضا مصطفوی به نام «انارهای نارس» هستند.
گفته می‌شود که در این فیلم، بازیگران بازی‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند و هرکدام گریم‌های جدیدی دارند. همچنین چندی قبل، بعضی از منابع خبری از دیده شدن «انارهای نارس» توسط نماینده جشنواره فیلم برلین خبر داده بودند.
در خلاصه داستان «انارهای نارس» که متعلق به سینمای مستقل است آمده است: «آدمی که منتظر است هیچ نشانی ندارد... هیچ نشانه خاصی... فقط با هر صدایی بر می‌گردد... .»
«با دیگران» ناصر ضمیری
نخستین تجربه سینمایی ناصر ضمیری که با نام «با دیگران» در مشهد جلوی دوربین رفته، داستان زنی به نام «آرزو» است که به دلیل سقط جنین‌های مکرر امید خود را به داشتن فرزند از دست داده است و زندگی مشترک او با امیرحسین در شرایط بحرانی قرار دارد. طاهره دوست و همکار او با اقدامی فداکارانه مسیر تازه‌ای را در برابر این زوج جوان قرار می‌دهد. آزادی یعقوب شوهر سابق طاهره از زندان روابط زندگی امیرحسین، آرزو و طاهره را پیچیده می‌کند و... .
هنگامه قاضیانی، بابک حمیدیان، حسین محجوب، لیلا زارع، حمیدرضا آذرنگ و جمعی از بازیگران محلی در «با دیگران» ایفای نقش کرده‌اند.
تهیه‌کننده این فیلم، امیر سمواتی است که در دوره سی‌ویکم جشنواره فجر، با فیلم «دربند» حضور داشت.
«سیزده» هومن سیدی
هومن سیدی که با فیلم «آفریقا» در دوره بیست و نهم جشنواره فجر حضور داشت، در این دوره فیلم «سیزده» را به بخش مسابقه جشنواره روانه کرده و امیدوار است که فیلمش بتواند نظر مخاطبان و منتقدان را جلب کند.
بازیگر اصلی «سیزده»، امیر جعفری است که هومن سیدی درباره او گفته است: «فیلم متعلق به امیر جعفری است چون اگر وی نبود مطمئنا نمی‌توانستم آن را به سرانجام برسانم»
سعید سعدی تهیه‌کننده فیلم «سیزده» است و در آن آزاده صمدی، ریما رامین‌فر، امیر جدیدی، نوید محمدزاده، یسنا میرطهماسب و ویشکا آسایش با حضور افتخاری مهران احمدی در کنار امیر جعفری به ایفای نقش پرداخته‌اند.
«ملبورن» نیما جاویدی
«ملبورن» با بازی پیمان معادی و نگار جواهریان در کنار روشنک گرامی، الهام کردا و ویدا جوان ایفای نقش‌های اصلی این فیلم هستند.
نویسنده و کارگردان این فیلم سینمایی نیما جاویدی و مدیر فیلمبرداری آن هومن بهمنش است.
«چند متر مکعب عشق» جمشید محمودی
اما فیلم «چند متر مکعب عشق» کاملا در سکوت خبری ساخته شد و تاکنون هیچ خبری از آن منتشر نشده است.

۱۶ فیلم پذیرفته شده سینمای ایران در جشنواره سی و دوم فيلم فجر 92 اعلام شد

هیات انتخاب سودای سیمرغ و نگاه نو اعلام کرد:

۱۶ فیلم پذیرفته شده سینمای ایران در جشنواره سی و دوم

شانزده فیلم ایرانی پذیرفته شده بخش مسابقه سینمای ایران سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر در نخستین جلسه جمع بندی هیات انتخاب به جشنواره فیلم فجر راه یافته اند.
16 فیلم پذیرفته شده سینمای ایران در جشنواره سی و دوم
به گزارش مدیریت ارتباطات سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر، در بخش مسابقه سینمای ایران(سودای سیمرغ) فیلم های ذیل پذیرفته شده اند:

تمشک، سامان سالور
چ، ابراهیم حاتمی کیا
خط ویژه، مصطفی کیایی
رستاخیز، احمدرضا درویش
زندگی جای دیگری است، منوچهر هادی
قصه ها، رخشان بنی اعتماد
گنجشکک اشی مشی، وحید نیکخواه آزاد- مسعود کرامتی- غلامرضا رمضانی
متروپل، مسعود کیمیایی
مهمان داریم، محمد مهدی عسگرپور
همه چیز برای فروش، امیرحسین ثقفی

در بخش مسابقه فیلم های اول(نگاه نو) ۶ فیلم پذیرفته شده اند:
ارسال یک آگهی تسلیت، ابراهیم ابراهیمیان
انارهای نارس، مجیدرضا مصطفوی
با دیگران، ناصر ضمیری
چند متر مکعب عشق، جمشید محمودی
سیزده، هومن سیدی
ملبورن، نیما جاویدی

اسامی سایر فیلم های منتخب متعاقبا اعلام خواهد شد.

مقایسه غذای دانشجوی ایرانی با سایر ملل!