میخواستم بکشمش بیرون و پرتش کنم به دورترین نقطه دنیا ! میخواستم بزارم زیر پاهام و لهش کنم !
میخواستم تکه تکه اش کنم ! دوباره داشت آبرومو می برد!
بعد یه سال ندیدنش بعد یه سال حرفایی که براش دیکته کردم بعد یه سال مرور بلاهایی که سرم آورده ولی امروز نشون دادی که اصلا تاثیری نداشته!!!
آخ! از دست تو از دست تو دل دیونه ! چه مرگته ؟ که هنوز تا می بینیش میلرزی چرا خودتو به این در و اون در میکوبی دیدی چقدر سرحال و خوش بود؟
تو این یه سالی که تو هر لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه اش به یادش بودی و پای دل تنگیات گریه کردی اون رفته پی زندگیش پی خوشیاش !
امروز دیدی حتی نداشت یه ذره بیشتر نگاش کنی ؟ دیدی چه بی خیال از کنارت گذشت و رفت انگار نه انگار چند سال برات میمرده انگار نه انگار واسه بودنت التماس کرده ؟
بس کن دیگه تا کجا میخوای پیش ببری منو ؟؟؟
می بینی دوستام به رفتارم میخندن دیدی وقتی هفته پیش رنگم پرید شنیدی چی گفتن ؟
اونکه اصلا شبیه اونم نیست چرا انقد حالت خراب میشه چرا بعد یه سال هنوز بهش پایبندی شنیدی؟
روزگارمو دیدی ؟ که حتی یکی شبیه اونم باشه پاهام سست میشه فشارم میافته !
بزار بگذریم ازش مثل خودش بزار بی معرفت شیم مثل خودش !
به خدا دیگه نمیکشم عشقی که چند ساله اسیرشم عشقی که نیست ولی من پاش وایسادم !
بس کن دل من بزار تمو مشه ! بخواب دل من بذار گله هام تموم شه !
نذار این نفسا واسه این زندگی سرشار از مردگی حروم شه ! دل من بزار قصه بودنم تموم شه !
دل من!!!!!