دلم گرفت ...

 

خود را شبي در آينه ديدم ، دلم گرفت
از فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفت

از فکر اينکه بال و پري داشتم ولي
بالاتر از خودم نپريدم دلم گرفت

از اينکه با تمام پس انداز عمر خود
حتي ستاره اي نخريدم دلم گرفت

کم کم به سطح آينه ام برف مي نشست
دستي بر آن سپيد کشيدم دلم گرفت

دنبال کودکي که در آن سوي برف بود
رفتم ولي به او نرسيدم دلم گرفت

نقاشي ام تمام شد و زنگ خانه خورد
من هيچ خانه اي نکشيدم دلم گرفت

شاعر کنار جو گذر عمر ديد و من
خود را شبي در آينه ديدم دلم گرفت

سلامی دوباره !!!!

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه‌بسا طعنه‌زدنهای تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده ست به من، باور کن
هیچکس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعى كردم كه بفهمانم و فهمیده نشد . ...

آخرین باری

 
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻪِ ﺩﻝ، 
ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﻋﻠﺘﺶ ﭘﻮﻝ ﻧﺒﻮﺩ.
 ﺍﻧﻌــﮑﺎﺱِ ﺟُـــﻮﮎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﺒــﻮﺩ.
 ﻋﻠﺘﺶ، ﭼﻬﺮﻩﯼِ ﮊﻭﻟﯿﺪﻩﯼِ ﯾﮏ ﺩﻟﻘﮏ، 
ﯾﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﮐُﻮﺭ، ﻧﺒﻮﺩ ..
. ﻣﻦ ﺑﻪِ »ﻣﻦ« ﺧﻨــﺪﯾﺪﻡ! 
ﮐﻪ ﭼُﻮ ﯾﮏ ﺩﻟﻘـــﮏِ ﮔﯿﺞ 
ﻧﻘﺶ ﯾﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ، ﻭ ﺩﻟﻢ ﻣﯿـــــﮕﺮﯾﺪ 
 

عاشیق اولدوم کی...

 

عاشق اولدوم کی یاریم دردیمه درمان ائلیه

یوخ که هر درده سالا.دیده نی گریان ائلیه

عاشق اولدوم کی تاپام بلکه غریبلیک داواسین

نه بیلئیدیم اوزو درد دی.کی پریشان ائلیه

گوزلریم گونده قان آغلار نه یازمیش بومنه

کی منی یار گوزونه خار مغیلان ائلیه

 

ت ن ه ا ی ی

 

تنهایی یعنی درگیر دوست داشتن کسی باشی که دوستت نداره!!

کاش .....................

ای که دنیایش تو هستی
قلب پر مهرم شکستی
آمدی جایم گرفتی
در کنار او نشستی
کاش من جای تو بودم...

قصه میگوید برایت
از امید و آرزوها
مینشیند روبرویت
با نگاهی، پر تمنا
کاش من جای تو بودم...

مینشیند در کنارت
آن شب خوب عروسی
شادی از آوای تبریک
آن سرور و دیده بوسی
کاش من جای تو بودم...

در عقیق دیدگانت
مینشیند نقش فردا
میرود از شهر قلبت
تکسوار درد و غمها
کاش من جای تو بودم...

کاش من جای تو بودم

وقتی !!!

وقتی جهان
از ریشه ی جهنم ...
و آدم

از ریشه ی عدم ...
وسعی
از ریشه های یأس می آید .
وقتی که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل میکند...
باید به بی تفاوتی واژه ها
و واژه های بی طرفی
مثل نان
دل بست
نان را از هر طرف که بخوانی نان است...

آخ از دل دیونه....

 

میخواستم بکشمش بیرون و پرتش کنم به دورترین نقطه دنیا ! میخواستم بزارم زیر پاهام و لهش کنم !

میخواستم تکه تکه اش کنم ! دوباره داشت آبرومو می برد!

بعد یه سال ندیدنش بعد یه سال حرفایی که براش دیکته کردم بعد یه سال مرور بلاهایی که سرم آورده ولی امروز نشون دادی که اصلا تاثیری نداشته!!!

آخ!  از دست تو  از دست تو دل دیونه ! چه مرگته ؟ که هنوز تا می بینیش میلرزی چرا خودتو به این در و اون در میکوبی دیدی چقدر سرحال و خوش بود؟

تو این یه سالی که تو هر لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه اش به یادش بودی و پای دل تنگیات گریه کردی اون رفته پی زندگیش پی خوشیاش !

امروز دیدی حتی نداشت یه ذره بیشتر نگاش کنی ؟ دیدی چه بی خیال از کنارت گذشت و رفت انگار نه انگار چند سال برات میمرده انگار نه انگار واسه بودنت التماس کرده ؟

بس کن دیگه تا کجا میخوای پیش ببری منو ؟؟؟

می بینی دوستام به رفتارم میخندن دیدی وقتی هفته پیش رنگم پرید شنیدی چی گفتن ؟

اونکه اصلا شبیه اونم نیست چرا انقد حالت خراب میشه چرا بعد یه سال هنوز بهش پایبندی شنیدی؟

روزگارمو دیدی ؟ که حتی یکی شبیه اونم باشه پاهام سست میشه فشارم میافته !

بزار بگذریم ازش مثل خودش بزار بی معرفت شیم مثل خودش !

به خدا دیگه نمیکشم  عشقی که چند ساله اسیرشم عشقی که نیست ولی من پاش وایسادم !

بس کن دل من بزار تمو مشه ! بخواب دل  من بذار گله هام تموم شه !

نذار این نفسا واسه این زندگی سرشار از مردگی حروم شه ! دل من بزار قصه بودنم تموم شه !

دل من!!!!!

 

.................

 

Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly


همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کنند.

میلاد نور مبارک.

میلاد حضرت ولی عصر مبارک .

 

انتظارش ،انتظارم سیر کرد

آنکه میخواهد بیاید دیر کرد

تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟

آمدن ، رفتن ، ندیدن ، سوختن

ای که دستت میرسد بر زلف یار

در حضورش نام ما را هم بیار

 

آن مرد آمد...


سرچشمه ی عشق با علی آمده است

گل کرده بهشت تا علی آمده است

شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)

کز کعبه صدای یا علی آمده است.


خیانت...

هیچ زنی را ،
در هیچ کجای دنیا نمی توانی پیدا کنی که به یکباره عاشق مردی شود!
زن ها آرام آرام در یک مرد جوانه میزنند،
اما...
امان از وقتی که زنی ، در وجود مردش ریشه بدواند ،
این جور عشق های یک زن را ، هیچ تبری نمی تواند از پا در بیاورد ،
حالا میخواهد تبر زمان باشد ، یا حتی تبر مرگ ...
اما چرا ...
همیشه یک استثنا وجود دارد
و آن برای از ریشه خشکاندن یک زن ،

"خیانت "به عشق اوست !

عاشقی کرده ام!

عــاشقــش نشــویــد

به انــدازه همــه تــان برایــش عـــاشقی کـــرده ام
امـا ...!


چند وقت است...

چند وقت است مثل این کامپیوتر ها

کمی که آزادم میگذارند ،

با چشمانی باز به خواب میروم !

نمیدانم اگر کسی صدایم نکند !!!

چه میشود ؟؟!!

رسم دنیای امروز ما ...

زلال که باشی سنگ های کف رودخانه ات را می بینند،

بر می دارند و نشانه می روند درست به سمت خودت!!!

این است رسم دنیای امروز ما !...

سرد


از سرد بودنم گلایه نکن ...

سرد شده ام تا تو در کنارم نسوزی!!!

دروغ...

اونکه میگفت جونش به جونت بنده ...

حالا داره به گریه هات می خنده !...

اونکه میگفت بدون تو میمیره ...

دروغ میگه دلش جنس کویره ...

دروغ میگه تو گوش نده به حرفش ...

نگو هنوز میخوای بمونی باهاش ...

خیال نکن بدون اون میمیری ...

بذار بره ...

نباشه جون میگیری.

"ر"


انگار حرف "ر" اضافه است !

به هر کس می گویم "درکم" کن دکم می کند.

ارزانی...

دلم را برایش حراج کردم...

رفت و گفت :

هیچ ارزانی بی علت نیست...؟!

آدم برفی!


ببین تنهایی کارم را به کجا رسانده :

آرزویم شده کاش برفی ببارد تا آدمی بسازم.

این زندگی...

میری خودکار بیک میخری 100 تومن

ولی لاک غلط گیر 800 تومن

تو این زندگی حتی رو کاغذ هم اشتباه کنی برات گرون تموم میشه !!!

چشمهایت را ببند !

من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند!

سخت است بدانم می بینی و بی خیالی!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سخته بستر یکی بشه و دل....
ما را به خاطر این چند خط عربی دست به دست ندهید باطل است چون  دستان دلم اینجا نیست...

گرد و خاک بهانه است میخواهم قبل از اینکه لمسم کنی حرارت تن او از دستانت شسته شود...

دهانت قرص است می دانم چون تنها وقتی مست مستت میکنم نامش را زمزمه میکنی...

نامت امنیت می آورد زمانی ! وقتی نیستی بسترم امن ترین نقطه دنیاست...

مطمئنی عشقبازی همین است ؟ بدن کبود ، گیسوی پریشان ، تن خراشیده ...

آنوقتها عطر میزدی و صورت صاف میکردی ذوق میکردم ولی حالا دق میکنم...

وقتی با منی چشمانت را نبند فکر میکنم با او میخندی و اسیر منی...


تو چی فکر میکنی؟

دوباره دل و بهونه تو

نیستی و نبودنت انتخاب خودم  بوده و خود کرده را تدبیری نیست !

نیستی و با خیالت درد و دل میکنم از تنهایی هام و لحظه هایی که داشتیم ، از گذشته ، از تو ! توئی که نمیدونم چطور باید خطابت کنم :

سلام به کسی که بهم یاد داد میشه تو این زندگی  خندید و بعد گریه رو یادم داد ، میشه مالک قلب کسی شد و منو مستاجر یه گوشه قلبش کرد ، میشه دستهارو بدون دستکش گرم کرد وحالا نمی دونم گرمابخش کدوم دسته ، میشه یکی تمام زندگیت باشه و تو یه تجربه برای فرداهاش ، میشه به خاطرش از همه بگذری و به خاطر آرزوهاش از تو بگذره ، حتی وقتی نیست همه جا ببینیش و اون ببینه و ندیدت بگیره ، با دیدنش زانو هات تا بشه و اون یه لبخند عجیب کنح لبش خونه کنه ، با دیدن اسم و یادوخاطراتش چشات بارونی بشه با اینکه بدونی فراموشت کرده ، هنوز نتونی فرد دیگه ای رو ببینی و بهش فکر کنی و دفتر عشقت با اون باز شده و با همون هم واسه همیشه بسته بشه و اون دنبال کیس های جالبتر باشه.

نمیدونم شاید باید اینطور باشه و نباید انتظاری داشته باشی ولی باور کن سخته با همه اینا هنوز بدونی دوستش داری تو چی قکر میکنی؟


......

کمی با من!


jomlax-love (1)


بعضی روزها...

به بعضی ها...

ببین لعنتی!!!

ببین لعنتی
دارم میخندم
به سیرکی که دلقکش گریه میکند
به مردی که سراغ زنش را از دیگران میگیرد
به پیرمردی که با آینه دردودل میکند
به پیرزنی که سالهاست
لباس شوهر مرده اش را تن میکند
به دردهایی که به درد گریه کردن هم نمیخورند
تو هم بخند
به منی که از درد عشقت روانی شدم!...