عشق زیر صفر درجه
بخیه می زنم زخم خاطرات گذشته را
ته خط که رسیدم نقطه می گذارم
می رسم سرخط
سر خط هم
آش دهن سوزی نیست
کلمات زرد آوار می شود
هق هق تلخم آواز می شود
بین گرگ و میش
خوش باوری و ناباوری
دست و پا می زنم
بازی کلاغ پر دنیا کلافه ام کرده
عشق پر
باران پر
من پر
تو پر
یاد زمهریر دستانت می افتم
یخ بغضم آب می شود
پای عاشقی ام خواب می رود
دلم عشق زیر صفر درجه می خواهد

پ.ن۱: برای هیچ کس:
دانه های تزویر
بین بام من و تو
همان دام جدایی ست
تفاهم مطلق
بین روزگار من و تو
همان کلیشه ی لعنتی ست
من به دنبال حیرانی عارفانه ام
به دنبال نقد زمانه٫ نقد دل
خسته ام از بی رنگی تکرار...
پ.ن۲:بابت تاخیر تو پست جدیدم معذرت می خوام و از همه دوستای عزیزم از جمله نیلوفر٫نیره ٫الهه٫علی٫عاطفه٫طاها و مریم که پیگیر وبلاگم بودن ممنونم









بگذر از زیور و آراستگی