جان میلتون

کسی که در درون خود به خود حکومت می کند

و بر خواسته ها، آرزوها و ترس هایش حکمرانی می نماید

بالاتر از پادشاه است.

                                                                                                         جان میلتون

He who reigns within himself

and rules passions, desires, and fears is more than a king

                 John Milton

تی. اس. ایلیت

 

تنها، کسانی که دل به دریا می زنند به عمق آن پی می برند...

بدون شرح...

امروز زنگ آخر کلاس اولی ها ورزش داشتند. مربی ورزش نیومده بود. با معاون آموزشی رفتیم با کلاس اولی ها داژبال بازی کردیم. وسطای بازی یکی از بچه ها افتاد زمین. دور و برش جمع شدیم تا ببینیم چی شده. زانوش درد داشت و ناله می کرد و می گفت خیلی درد داره، گفتم عیب نداره بزرگ می شی یادت می ره...

یکی از همکلاسی هاش برا همدردی باهاش گفت:

منم وقتی بابام دستم داغ گذاشت خیلی درد می کرد...

امام سجاد (ع) می‌فرمایند: با فرزندت آنچنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو مایه زیبایی و جمال اجتماعی او شود.

فاصله بهشت تا جهنم!

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '

خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد،

مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ

وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت

که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و

مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود

قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان

وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل

ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها

از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در

دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد،

خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'،

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد،

آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن

و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند،

ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند،

مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'،

خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد،

می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های

طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'


هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد،

به شما فکر می کرد، هنگامی که

محمد(ص) وفات می یافت نیز به شما می اندیشید.

یکدیگر را دوست داشته باشید، به همنوع خود مهربانی نمایید، همسایه خود را

دوست بدارید، یکدیگر را یاری کنید.

زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد.


"هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد... "


نقش معلمان در تربیت نیروی کار مناسب

نقش معلمان در تربیت نیروی کار مناسب

(تفاهم در حین کار(Meeting of the minds in work))

ترجمه: سمانه شفیعی

 دبلیو.پی.ام.سی فارلاد

امروزه مدیران و مسئولان به نیروی انسانی که هنر هم کاری و کار در گروه را داشته باشند توجه می کنند. چرا که حتی اگر فرد مهارت های بسیار بالایی نیز داشته باشد نمی تواند بدون همکاری در کار گروهی موفق شود. معلمان در تربیت افرادی با این مهارت نقش بسیار مهمی دارند. وقتی فردی نتواند مهارت در گروه زیستن را داشته باشد وقت بسیاری بر سر جر و بحث های طولانی، تناقض ها و ستیزه ها در حین کار به دلیل وجود نظرهای مختلف هدر می رود. چنین افرادی یا شغل خود را ترک می کنند یا آن را از دست می دهند.

مقابله با تناقض

سبک (Style)های مختلفی در مقابله و رویارویی با این تناقض ها وجود دارد که افراد با داشتن شخصیت های و نگرش های مختلف نوعی یا انواعی را بر می گزینند. معلم به عنوان نقش موثر باید این سبک ها را بشناسد و دانش آموزان را به سبک برتر و بهتر هدایت کند. سه نوع سبک رفتاری درمواجهه با ستیزه و تناقض وجود دارد:

 

سبک حکم فرمایی (The dominating style)

دانش آموزانی که سوق زیادی به قوی بودن و حکم ران بودن دارند این سبک را برمی گزینند. این دانش آموزان ممکن است از این واهمه داشته باشند که رد شدن نظرشان به معنای رد شدن خودشان است. طرد شدن این افراد بوسیله ی هم گروهان خود بسیار تهدید آمیز است. برای مثال دانش آموزی که در گروهی است و به زور نظر خود را تحمیل می کند این عقیده در ذهن اوست که حال که عقیده اش اجرا شده پس مورد قبول هم گروهانش است. این دانش آموز شانس بودن در پروژه های بعدی با دوستانش را از دست می دهد زیرا کسی او را نمی خواهد و کار کردن با او سخت است. رد نظر چنین فردی حتی باعث می شود که او سخت تر به کنترل و زورگویی خود ادامه دهد.

با این وجود این سبک در موردی می تواند کارایی داشته باشد و آن وقتی است که افراد گروه مسئولیت ناپذیرند و کار خود را تا وقت نهایی به عقب می اندازند. این افراد نیاز به کنترل کننده ای قوی و البته لایق برای انجام کارشان دارند. سبک حکم فرمایی می تواند در بدست آوردن نتایج سریع ثمر دهد. که بر این اساس معلم می تواند به دادن مسیر درست به این رفتار آن را به شکل صحیح در ذهن دانش آموز پرورش دهد. یعنی کنترلی در کنار هم دوستی نه قلدری. که این افراد می توانند برای کارهایی نظیر مدریت پرورش یابند.

سبک آرام بخشی (The appeasing style)

دانش آموزانی که اعتماد به نفس پائینی دارند ممکن است تمایل بیش تری به این سبک حل مشکل داشته باشند. چنین دانش آموزانی نگرانی زیادی در مورد نگهداری ارتباط متوازن با هم گروهان خود دارند و هرگز نظرات و احساسات خود را به صورت روشن بیان نمی کنند. آرامبخشان اغلب در خود دانش و مهارت لازم را جهت حل مسائل نمی بینند. چرا که تا به حال مشکی را حل نکرده اند به طوری که مورد قبول باشد. آن ها به طور اشتباه می پندارند که قبول شدن توسط دیگران دلیل  ارزشمندی است. بنابراین همیشه پیرو دیگرانند. در یک پروژه ی کلاسی چنین افرادی از دادن نظرات مختلف اجتناب می کنند و این هم گروهانشان را ناراحت می کند. این افراد با عث می شوند که بحث در مورد موضوع و نظرات در گروه کاهش یابد و این خود باعث می شود که بهترین راه حل ها پیدا نشوند. منفعل بودن این افراد باعث می شود که توسط  هم گروهانشان در گروه پذیرفته نشوند. معلم با راهکارهایی که گفته خواهد شد می توانند به این دانش آموزان کمک کنند.

سبک تعاملی(The cooperating style)

این دانش آموزان می دانند که همیشه و به طور اجتناب ناپذیری نظرات مختلفی وجود دارد. این افراد همه ی سعی شان این است که مساله را حل کنند نه حکم رانی. آن ها به نظرات دیگران احترام می گذارند و می دانند که با جنگ و ستیزه کار پیش نمی رود. چنین دانش آموزی قبول دارد که هر فرد در گروه وظیفه و نقشی دارد. هر فرد باید در بحث و فعالیت گروه شرکت کند و عقاید خود را در جهت حل مساله بیان کند. در گروه تعاملی مطلوب دانش آموزان از یک دیگر سوال می پرسند، حقایق را جمع می کنند، عواطفشان را بیان می کنند، مصممانه به دیگران گوش می دهند، انعطاف پذیرند و از یکدیگر یاد می گیرند. چنین گروهی ممکن است وقت بسیاری احتیاج داشته باشد ولی بهترین راه حل و نتیجه کسب می گردد.

مدل تعاملی در حل مشکلات مطلوب ترین سبک می باشد چرا که نتیجه ی یک کار گروهی واقعی است و نتیجه ای است که از هم فکری چند نفر بدست آمده است. اگر معلمان چنین گروه هایی پرورش دهند و تربیت کنند این افراد در جامعه ی آینده ی خود دچار مشکل نخواهد شد.

 

در این جا به چند راه کار جهت تربیت درست دانش آموز در جهت فعال بودن و مشارکت پذیر بودن و توانا بودن در کار گروهی اشاره می گردد:

1-  تبعیض قائل نشوید.

2-  گروه های دانش آموزان را به طور تناوبی تغییر دهید تا دانش آموزان تجربه ی همکاری با گروه های مختلف را داشته باشند.

3-  نقش هر دانش آموز در گروه را به طور  تناوبی تغییر دهید تا تجربه ی داشتن نقش های مختلف را داشته باشند.

4-  دانش آموزان را تشویق کنید.

5-  به دانش آموزان غیر فعال ابتدا کارهای سبک و راحت واگذاریدکه بتوانند آن را به نحو شایسته انجام دهند.

6-  دانش آموزان را با ارزش هایی  مثل  همکاری، احترام، مشارکت، مشورت، صبر آشنا کنید.

7-  به طور موثر به کار دانش آموزان نظارت داشته باشید؛ نه آن طور که باعث احساس تحت کنترل بودن شود.


مکعب

آن روز به دانش آموزانم گفته بودم که مکعب درست کرده و سر کلاس ریاضی بیاورند...یکی از دانش آموزانم مکعب نساخته بود ... با اخم از او پرسیدم: دلیل این که مکعب درست نکردی چیست؟...

گفت مقوا نداشتم از بابام پول خواستم، گفت: اگه پول بدم مقوا بخری دیگه برا تعمیر عینک شکسته ات پول ندارم...

من از وضعیت مالی آن ها خبر داشتم ای کاش بیش تر توجه می کردم ...

اتفاقا آن روز هنر داشتیم از دفترمدرسه مقوا آوردم و سر کلاس با هم مکعب ساختیم

کودک- مکعب

سخنی از یک فیلسوف

بسی چیزهای شگفت انگیز در دنیا یافت می شود

                                                                     اما

                                                                     هیچ چیز شگفت انگیز تر از انسان نیست

هيچ چيز شگفت انگيز تر از انسان نيست

حكايت جالبيه . . . دزد شيريني

خانمی در فرودگاه منتظر پروازش بود. چند ساعتی تاخیر داشت. او برای این که حوصله اش سر نرود به سوی فروشگاهی رفت و یک کتاب و یک بسته شیرینی خرید و پس از آن صندلی راحتی پیدا  کرد. او مشغول خواندن کتابش بود که مردی روی صندلی کنار خانم نشست و بیسکویت  را برداشت و باز کرد و یک عدد از آن را برداشت. خانم زیر چشمی نگاهی کرد ولی چیزی نگفت و او هم یک عدد شیرینی برداشت. پس از آن مرد یک شیرینی دیگر برداشت. خانم خیلی عصبانی شد و با خودش فکر کرد اگر من آدم خوبی نبودم حتما با او دعوا می کردم. مرد همین طور به خوردن شیرینی ادامه داد و با هر شیرینی که خانم بر می داشت او نیز یکی بر می داشت و می خورد! تا اینکه یک شیرینی در جعبه باقی ماند. خانم با عصبانیت منتظر بود تا ببیند مرد با شیرینی آخری چه کار می کند. مرد با لبخندي شیرینی را برداشت، نصف كرد و نصفش را به خانم داد! خانم با خود فكر كرد عجب مرد پر رويي و با شنيدن شماره ي پروازش بلند شد و با عصبانيت بدون اين كه نگاهي به آن مرد كند از آن جا رفت. داخل هواپيما خانم براي پيدا كردي چيزي كيف خود را باز كرد و شيريني اش را باز نشده در آن جا ديد! اگر شيريني او اين جاست پس آن شيريني براي آن مرد بود ولي براي معذرت خواهي دير بود. انسان خوب تر او بود نه خانم

ترنج

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

گفتا تو از کجایی که آشفته مینمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید

چطور يک الگو شکل می گيرد

يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند.

هربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.

پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.

پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.

دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون ها ديگر او را محکم کتک می زنند.

پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبام بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.

ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی ميابد.

حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتی هيچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.

اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند را کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد...

”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم است“

آيا اين بنظر شما مانوس و خودمانی نيست؟؟

« فقط دو چيز بیکران و سرمد است: کهکشان و حماقت انسان، درمورد اولی مطمئن نيستم! » 

آلبرت انیشتن

حرف حساب

* اگر حقيقت را بگوييد مجبور نيستيد هر چيزي را به ياد آوريد*

 "مارك تويين"

* همان تغييري باش كه آرزو داري در دنيا ببيني*

"گاندي"

راحت میشم!

۱۱ سالگي: مدرسه تموم بشه راحت ميشم!

.

.

۱۸ سالگي: اگه كنكور بدم راحت ميشم!

.

.

۲۵ سالگي: اگه يه شغل خوب گيرم بياد راحت ميشم!

.

.

۳۵ سالگي: بچه ها بزرگ شن راحت مي شم!

.

.

۸۰ سالگي: بميرم گورم رو گم كنم راحت ميشم!

.

.

اون دنيا: از اين پله رد شم ديگه راحت مي شم!!!

روش هایی برای بهبود مهارت های نوشتن در دانش آموزان

1. املا به صورت گروهی به این شکل که بچه ها را به گروه های 5-6 نفره تقسیم می کنیم ودر هر گروه،هر خط را یک نفر از گروه می نویسد و در انتها نمره ی گروهی می دهیم و آن املادر پوشه ی گروه ها قرار می گیرد .
2. هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای خود می نویسد و ما املای همه ی گروه ها را جمع آوری کرده و می خوانیم و سپس یا بهترین متن دیکته را به کل کلاس می گوییم و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس ،دیکته میگوییم . در این صورت متن دیکته را بچه ها انتخاب کرده اند.
3. بچه ها را گروه بندی می کنیم و سپس هر گروه متن دیکته ای را می نویسد و برای گروه دیگر می خواند تا آن گروه بنویسند . دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است .
4. در روش دیگر باز بچه ها به گروه های 5 یا 6 نفره تقسیم می شوند . ده کلمه مهم از درس انتخاب می کنیم و از بچه ها در گروه ها می خواهیم که هر کدام جمله ای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازد .                                                                  
5. در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد . می توان در هنگام دیکته دانش آموز ضعیف را کنار دانش آموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است با مشورت بنویسد ؛ در نتیجه دانش آموز ضعیف هم آن لغت رابه خوبی به ذهن می سپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمی شود . البته این روش نباید به طور تکرار و همیشگی باشد .
6. در هنگام تصحیح کردن املا ، معلم صحیح لغات را نمی نویسد و دانش آموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا می کنند و بعد ما به آن املا نمره می دهیم . یعنی ابتدا دور کلمات اشتباه خط می کشیم و صحیح آن را بچه ها می نویسند و ما به صحیح نوشته ها ی آن نمره می دهیم .
7. روش دیگر این است که معلم بهتر است متن دیکته را قبل از املا برای بچه ها بخواند ،ولی بچه ها چیزی ننویسند و تنها گوش دهند. سپس کلماتی که مشکل دارند یک بار پای تابلو نوشته شود و سپس پاک گردد و بعد بچه ها املا را بنویسند .
8. در صورت دیگر املا ، می توان شفاهی دیکته را خواند و بچه ها لغات مهم آن را هجی کنند و در هوا بنویسند .
9. می توان املایی را به صورت پلی کپی بدون نقطه ،بدون تشدید ،و یا به صورت لغات ناقص به دانش آموزان داد تا آنان در جای مناسب نقطه بگذارند و یا تشدید قرار دهند یا لغات ناقص را کامل کنند .
10. میتوان دیکته را به صورت صحیح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچه ها کلمه ی غلط را خط بزنند .
11. املای تقویت حافظه : بدین صورت است که معلم متنی را روی تخته می نویسدو سپس متن را برای دانش آموزان می خواند و سپس روی نوشته هایش روی تخته پرده می کشد و بچه ها باید آنچه از متن فهمیده اند را بنویسد بعد معلم پرده را از تخته بر می دارد و بچه ها متن خود را با متن تخته مقایسه می کنند و به خود امتیاز می دهند .
12. روش دیگر ، می تواند با استفاده از آینه باشد که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچه ها با آینه درست آن را بنویسند و یا صحیح آن را بخوانند .


13. دیکته آبکی:استفاده از آب و حیات مدرسه است . بدین صورت که بچه ها انفرادی یا گروهی با خود ابپاش به مدرسه می اورند و با آب دیکته را روی زمین بنویسند و گروهی نوشته های خود را تصحیح کنند .
14. روش دیگر در تصحیح املا این است که دانش اموزان با درست اشتباهات خود جمله بسازند و یا دیکته بصورت جمله سازی از لغات مهم درس باشد .
15. کلمات مهم یا مشکل درس را روی پارچه بنویسند و سپس با خمیر و یا نخ و سوزن کلمات را بسازند یا بدوزند که در این صورت املا با هنر و بازی توامان می شود . (یادگیری تلفیقی )
16. دانش آموزان با اشتباهات خود در املا کلمات هم خانواده ، مخالف و یا هم معنا بنویسند .
17. همکاران معلم می توانند در املا های کلاسی جای خود را تعویض کنند و به بچه های کلاس های دیگر املا بگویند تا بچه ها با انواع صدا ها و لحن و گویش در دیکته آشنا شوند .
18. دانش اموزان می توانند به والدین خود دیکته بگویند و والدین در املای خود چند کلمه را اشتباه بنویسند تا بچه ها ان را تصحیح کنند و به پدر و مادر خود نمره بدهند .
19. بچه ها می توانند به معلم خود دیکته بگویند . هر گروه یک پاراگراف به معلم بگوید و در انتها گروه ها ورقه ی معتم را تصحیح کنند . البته بهتر است معلم چند کلمه را عمدا اشتباه بنویسد .
20. برای والدین بی سواد و یا کارمند ، فرزند می تواند صدای خود را ضبط کند و از روی صدای خود به خودش دیکته بگوید .
21. یکی دیگر از روش های املا این است که می توان املا را به بچه ها داد تا تصحیح کنند ولی در نهایت نمره نهایی را معلم بدهد و یا دانش اموز تصحیح کننده با مداد کنار دفتر نمره بگذارد .
22. معلم لغاتی را روی مقوا می نویسد و مقوا را به تخته نصب می کند و زمان کوتاهی وقت می دهد تا دانش آموزان کلمات را با دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع می کند . در این جا بچه ها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را می نویسند و ما لغات و کلمات انان را تصحیح می کنیم تا دقت انان سنجیده شود .
23. روش دیگر املا همراه با بازی است به این صورت که دانش اموزان با گچ روی زمین مدرسه در حیاط دیکته بنویسند و سپس حیاط را دسته جمعی بشویند تا آثار گچ حیاط مدرسه را کثیف نکند .
24. معلم می تواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارت ها را بین گروه ها پخش کند تا تمام گروه ها کارت ها را ببینند و سپس کارت ها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید .

غار کتله خور زیباترین و دومین غار بزرگ جهان

غار کتله خور واقع در استان زنجان و ۶ کیلومتری شهر گرماب، زیباترین و دومین غار بزرگ جهان

می باشد. پیشنهاد می کنم عکس هایی بسیار زیبا از این غار رو که

به صورت پاورپوینت جمع آوری کرده ام، ببینید.

از این جا: دانلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود کنید

 

البته باید یه خورده صبور باشید  به دلیل کیفیت بالای عکس ها  یه خورده پر حجمه

ولی خووووووووووووووووب ارزششو داره   


توضیحی در مورد چگونگی دانلود این فایل:

پس از کلیک بر لینک بالا و ورود به سایت EGAUPLOAD  کد امنیتی را وارد نموده و پس از باز شدن پنجره روی  REGULAR Download کلیک نمایید.

تعیین هدف

مطلبی در وبلاگ "نیمکت" ها در مورد هدف خواندم که مرا به این فکر واداشت چه طور می شود در دانش آموزان ایجاد هدف کرد درواقع هدف های آن ها رو به ایشان شناساند؟

فکر می کنم یک راه موثر این باشد که به دانش آموزانمان بگوییم هر روز که به مدرسه میایند یکی از آرزوهایشان را روی برگه ای بنویسند و به معلم بدهند. با این کار معلم با شناخت بیش تر روحیات و تفکرات دانش آموز به آرزوهای دانش آموز پی می برد.

مرحله بعد این است که آرزوهای دانش آموز را به دو دسته ی دست یافتی و تخیلی (که از تخیلات دانش آموز سر چشمه گرفته) تقسیم کند. با دسته ی اول معلم می تواند اهداف دانش آموز را بشناسد و آن را به دانش آموز بشناساند و در راه رسیدن به آن به دانش آموز کمک نماید و با دسته ی دوم معلم به شخصیت و ویژگی های دانش آموز پی می برد و چه بسا می تواند از این راه بسیاری از مشکلات دانش آموز را نیز بشناسد و حل کند.

همه ی دانش آموزانمان

یادمان باشد همه ی دانش آموزان می توانند یاد بگیرند

همه ی دانش آموزان احتیاج به توجه و تشویق دارند

همه ی دانش آموزان حق انجام اشتباه دارند

فرصت اشتباه را از آنان نگیریم

 

تاثیر ناکامی بر رفتار

  يك اردك‌ماهي را در آكواريمي قرار دادند كه تعداد زيادي ماهي كپور در اطراف آن شناور بودند. وقتي اردك ماهي به وفور ذخيرة غذايي در اطراف خود عادت كرد، ميان او و ماهي‌هاي ديگر يك ديوار شيشه‌اي قرار دادند. وقتي اردك ماهي گرسنه شد سعي كرد خود را به ماهيهاي كپور برساند ولي مدام سرش به ديوار شيشه‌اي برخورد كرد. در وهلة اول نياز او به غذا شدت يافت و اردك ماهي سخت‌تر از پيش تلاش كرد به ماهيهاي كپور دست يابد. ولي بالاخره، شكست مكرر در وصول به هدف به اندازة كافي موجب ناكامي او گرديد، به طوري كه ديگر براي خوردن ماهي‌ها كوششي نكرد. در واقع وقتي ديوارة شيشه‌اي را برداشتند و ماهي‌هاي كپور دوباره در اطراف اردك ماهي شروع به شنا كردند، ديگر هيچ فعاليت هدف‌نگري از طرف اردك‌ماهي صورت نگرفت. بالاخره اردك ماهي در حالي‌كه در ميان وفور خوراكي قرار داشت از شدت گرسنگي جان سپرد.

در مورد دانش آموزانمان نیز همین طور است. دانش آموزانی که مدام شکست می خورند دیگر میلی به یادگیری نخواهند داشت. در واقع اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و حتی اگر بتوانند مساله ای را حل کنند این کار را نخواهند کرد.

دانش آموزان به طور مداوم به باز خورد معلم احتیاج دارند تا بتوانند پیشرفت کنند. از شکست ها مایوس نشوند و بلکه از آن درس بگیرند.

معلم ساده پوش

اولین روز دبستان بازگرد

کودکی ها شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند

یادگاران کهن مانا ترند

درسهای سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است

سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود

برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش خش جاروی با پا روی برگ

همکلاسیهای من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار

بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد

کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت به خیر

یاد درس آب و بابایت به خیر

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن

تو را سپاس

ای معلم تو را سپاس

ای آغاز بی پایان ...

 ای وجود بی کران ...

تو را سپاس

ای والا مقام ...

ای فراتر از کلام ...

تورا سپاس

 ای که همچون باران بر کویر خشک اندیشه ام باریدی ... تو را سپاس ... تو را سپاس

 

کشف اعجاز قرآن

هنگام انفجار و فرو پاشی ستارگان، گازها و موج های حاصل، ترکیبی بسیار زیبا بمانند گل رز ایجاد می کنند.  

عکس ناسا (NASA) که توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) گرفته شده است ین پدیده در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است:

55-37-Rose-Color-Star.jpg

فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان

هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رز(گلگون) درآید

چگونه 1400 سال پیش که هیچ تلسکوپی وجود نداشته
اینچنین قرآن این صحنه را توصیف میکند !؟
لحظه ای بیاندیشیم......