پرش به محتوا

ویکا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
ستاره پنج‌پر درون دایره یا «پنتاکل»، از شناخته‌شده‌ترین نمادهای ویکا. پنج رأس ستاره معمولاً نماد چهار عنصر خاک، آب، هوا و آتش و عنصر پنجم، یعنی روح، دانسته می‌شود.

ویکا (انگلیسی: Wicca) دینی نوپدید و طبیعت‌محور از شاخه‌های نئوپاگانیسم یا پاگانیسم نوین است که در میانهٔ سدهٔ بیستم در بریتانیا پدید آمد. این دین از باورهای پاگانی اروپای پیش از مسیحیت، سنت‌های جادوگری، آیین‌های رازآمیز و اندیشه‌های باطنی الهام گرفته است. ستایش طبیعت، بزرگداشت چرخهٔ فصل‌ها، باور به نیروهای مقدس در جهان طبیعی و اجرای آیین‌های جادویی از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ آن است.[۱]

پیروان این دین را «ویکایی» می‌نامند. ویکا برخلاف ادیان دارای نهاد مرکزی، از شاخه‌های گوناگونی تشکیل شده و همهٔ پیروان آن باورها و شیوه‌های یکسانی ندارند. اگرچه جادوگری بخش مهمی از سنت ویکایی است، همهٔ کسانی که خود را جادوگر می‌نامند پیرو ویکا نیستند.

خاستگاه و تاریخچه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پیدایش ویکای امروزی بیش از همه با نام جرالد گاردنر (۱۸۸۴–۱۹۶۴)، نویسنده و پژوهشگر انگلیسیِ علاقه‌مند به علوم غریبه، پیوند دارد. گاردنر در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ مجموعه‌ای از باورها و آیین‌های جادویی و پاگانی را معرفی کرد و در کتاب جادوگری امروز (۱۹۵۴) آن‌ها را بازماندهٔ دینی کهن دانست.

او ادعا می‌کرد که این دین از روزگار پیش از مسیحیت در میان گروه‌های پنهانی جادوگران اروپایی دوام آورده است. بااین‌حال، پژوهش‌های تاریخی این ادعا را تأیید نمی‌کنند و ویکا امروزه عمدتاً دینی نوپدید شناخته می‌شود که از سنت‌ها و اندیشه‌های قدیمی‌تر الهام گرفته است.[۲]

در شکل‌گیری آیین‌های ویکا، دورین والینته، نویسنده و کاهنهٔ انگلیسی، نیز نقش مهمی داشت. این دین از دههٔ ۱۹۶۰ به آمریکای شمالی گسترش یافت و بعدها تحت تأثیر جنبش‌های محیط‌زیستی و فمینیستی، شاخه‌های تازه‌ای از آن شکل گرفت.

نام «ویکا» از واژه‌ای در انگلیسی باستان به معنای «جادوگر مرد» گرفته شده است. کاربرد این واژه به‌عنوان نام دین، در نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم رواج یافت.[۳]

در بسیاری از سنت‌های ویکایی، الوهیت در قالب دو موجود مقدس جلوه‌گر می‌شود: «ایزدبانوی مادر» که با زمین، ماه، باروری و زایش پیوند دارد و «ایزد شاخدار» که نماد طبیعت وحشی، جانوران و چرخهٔ زندگی و مرگ است. بعضی پیروان این دو را موجوداتی واقعی می‌دانند و برخی دیگر آن‌ها را نمادهایی از نیروهای طبیعت تفسیر می‌کنند.

بااین‌حال، همهٔ ویکاییان به این دوگانه باور ندارند. در میان آنان پیروان چندخدایی، همه‌خدایی، ایزدبانومحوری و حتی کسانی با برداشت‌های غیرخداباورانه نیز یافت می‌شوند.[۱]

در ویکا طبیعت تنها محیط زندگی انسان نیست، بلکه برای بسیاری از پیروان ارزشی مقدس دارد. دگرگونی فصل‌ها، گردش ماه، زایش، مرگ و نوزایی جایگاه مهمی در جهان‌بینی این دین دارند.

یکی از شناخته‌شده‌ترین اصول اخلاقی ویکا چنین است: «تا زمانی که به کسی آسیب نمی‌رسانی، آنچه می‌خواهی انجام بده.» این اصل که به «اندرز ویکایی» شهرت دارد، بر آزادی فردی همراه با مسئولیت در برابر دیگران تأکید می‌کند؛ هرچند برداشت همهٔ شاخه‌های ویکا از آن یکسان نیست.

ویکا با وجود استفاده از اصطلاح «جادوگری»، دینی شیطان‌پرستانه نیست. ایزد شاخدارِ ویکایی نیز با شیطان در الهیات مسیحی یکی دانسته نمی‌شود.

آیین‌ها و جشن‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
محراب آیینی ویکایی با ابزارهایی چون خنجر تشریفاتی، عصا، جام، عودسوز و نماد ستارهٔ پنج‌پر

آیین‌های ویکایی معمولاً در فضای باز یا پیرامون محرابی کوچک برگزار می‌شوند. روشن‌کردن شمع، افروختن عود، نیایش، ترسیم دایرهٔ آیینی و اجرای افسون‌ها از اعمال رایج در برخی سنت‌های آن است.

در این آیین‌ها از ابزارهای نمادین، از جمله خنجر تشریفاتی موسوم به «آتامه»، عصا، جام و ستارهٔ پنج‌پر استفاده می‌شود. اجرای افسون‌ها ممکن است با هدف حفاظت، آرامش، بهبود شرایط زندگی یا تحقق خواسته‌های شخصی انجام گیرد. اثربخشی فراطبیعی این اعمال از نظر علمی اثبات نشده است.

تقویم آیینی ویکا معمولاً بر هشت جشن سالانه استوار است که مجموع آن‌ها را «چرخ سال» می‌نامند. چهار جشن با انقلاب تابستانی، انقلاب زمستانی و اعتدال بهاری و اعتدال پاییزی پیوند دارند و چهار جشن دیگر در فاصلهٔ میان این رویدادهای خورشیدی برگزار می‌شوند.

از مهم‌ترین آن‌ها «سمهاین»، جشن پایان فصل برداشت و یادبود درگذشتگان، و «بلتین»، جشن فرا رسیدن فصل گرم و باروری طبیعت است. افزون بر این جشن‌ها، بسیاری از ویکاییان در شب‌های ماه کامل نیز گرد هم می‌آیند و مراسمی موسوم به «اسبَت» برگزار می‌کنند.[۱]

کتاب سایه‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
نمونه‌ای از «کتاب سایه‌ها» متعلق به دههٔ ۱۹۵۰، در موزهٔ جادوگری و جادو در کورنوال انگلستان

ویکا کتاب مقدس واحد و الزام‌آوری ندارد، اما بسیاری از پیروان آن دفتر یا مجموعه‌ای از نوشته‌های آیینی به نام «کتاب سایه‌ها» دارند. این کتاب شامل دستور اجرای مراسم، نیایش‌ها، افسون‌ها، نمادها و آموزه‌های مربوط به سنت ویکایی است.

در سنت‌های اولیه، محتوای کتاب سایه‌ها عمدتاً از آموزگار به نوآموز منتقل می‌شد، اما امروزه بسیاری از ویکاییان نسخهٔ شخصی خود را تهیه می‌کنند و تجربه‌ها و برداشت‌هایشان را در آن می‌نویسند.

شاخه‌های ویکا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ویکا به شاخه‌های گوناگونی تقسیم می‌شود که از نظر سازمان‌دهی، آیین‌ها و باورهای دینی با یکدیگر تفاوت دارند.

«ویکای گاردنری» از سنت‌های اصلی این دین است که از آموزه‌های جرالد گاردنر پیروی می‌کند. «ویکای الکساندری» که با فعالیت‌های الکس سندرز در دههٔ ۱۹۶۰ شکل گرفت، از شاخه‌های نزدیک به آن است و بر آیین‌های تشریفاتی تأکید بیشتری دارد.

در کنار این‌ها، «ویکای دیانیک» بر ایزدبانو و معنویت زنانه تأکید می‌کند. همچنین گروهی از پیروان، بدون عضویت در شاخه‌ای مشخص، با ترکیب باورها و آیین‌های مختلف به شیوه‌ای فردی به ویکا می‌پردازند.

ویکا امروزه در بریتانیا، آمریکای شمالی، استرالیا و برخی کشورهای دیگر پیروانی دارد و از شناخته‌شده‌ترین جریان‌های دینی در جنبش پاگانیسم نوین به شمار می‌رود.[۱]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 Doyle White، Ethan (۲۰۲۲). Wicca: History, Belief, and Community in Modern Pagan Witchcraft. Liverpool University Press. شابک ۹۷۸۱۷۸۲۸۴۲۵۵۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ Hutton، Ronald (۱۹۹۹). The Triumph of the Moon: A History of Modern Pagan Witchcraft. Oxford University Press. شابک ۹۷۸۰۱۹۸۲۰۷۴۴۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. ↑ «Wicca». Online Etymology Dictionary. دریافت‌شده در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • ویکی‌پدیای عربی