گاهی به من فکر کن . در خلوتت . زمانی که دلتنگی . زمانی که تنهای تنهایی .
به یاد بیاور روزهای زیبایی را که قلب و نگاه معصومت از آن من بود .
نمی گویم مرا دوست بدار . هرگز ... !
اما هیچگاه مرا از یاد مبر که تنها دلخوشی من بودن در پس خیال توست .
می دانم . می دانم مهم نیست که من از کران تا بی کران تورا دوست دارم و برای من دوست داشتن تو قدغن است !
اما من عاشق تمرین قدغن ها هستم .
نمی گویم مرا دوست بدار . هرگز .
تا می توانی چشمانت را از من دریغ دار ! اما من نیز کاری جز عاشق تو بودن را مشق نخواهم کرد .
عشق من !
تنها به خوابم بیا . بگذار در خواب فقط در خواب برنده ی بازی عشق تو باشم .
تو می دانی پرنده ی کوچک من . در روز تولد هیچ کس جز تو قلبم را هدیه نخواهم داد .
تو ای پرستوی کوچک آرزوهای من . تو تنها بهانه برای قدم زدن زیر بارانی .
بدون چتر !
بدون سر پناه !
چرا باید از سرما بترسم ؟ وقتی فکر آغوش تو نیز مرا گرم می کند .
تو به قدر لذت تاب سواری کودکانه زیبایی .
مثل نقاشی دوران کودکی ام رویایی .
تو مثل آب زلالی و یگانه ماجرای زیبای این زندگی هستی .
عشق من !
تو شیطنت نگاه من و طمع یک بوسه ی عاشقانه ای !
هیچگاه مرا دوست نداشته باش ای گل زیبا و نایاب من ...
جز عطر تنت که در این اتاق می پیچد و نفسم را پر می کند .
جز رویای با شکوه شبانه ات وقتی چشمانم را فرا می گیرد .
جز یاد شیرینی بوسه هایت .
جز این عکس یادگاری .
هر چه هست . هرچه دارم را در چمدان زرد کوچکت بگذار و با خود ببر .
ای یگانه عشق من . ای مسافر زیبای من ...
