سقوط

رو به افق ، در دل غروبی غریب بی تو قدم می زنم .

با خرد شدن هر برگ خسته ای زیر پاهایم ، قلب من نیز تمرین فنا شدن

می کند ...

تنهایم ، تنها !!!

نمی دانم از سرنوشت خود راضی ام یا نه .

دیگر زبان قلبم ، زبان قلمم و زبان تقویم پیش رویم را نمی فهمم .

آخر تقویم باید باید تداعی گر خاطرات زیبای زندگی باشد

نه آنکه در روز تولدت ... .

 

 

+ سلام مجدد به همه ی عزیزای خودم .

+ خیلی شرمنده بابت غیبت طولانی مدتم .

+ اتفاقای خوب زیاد افتاده : سیگار رو ترک کردم !! زندگیم داره یه سر و سامونی می گیره !!

+ مرسی که بهم سر میزنید .  فـــــــــعــــــــــــــلا !!!

 

لعنتی !!!

رو بعضیا که خوب تمرکز کنی می بینی افق ذهنشون فقط تا تخت خوابه!!!



 

هوی خره !!!

سر اونی که رو شونه هاته سر مریم مقدس نیست !!!

یه زمان لای پای  مابود !!!

آره ...

+ فکر نکن ازم دزدیدیش . اون لیاقتش امثال تو بود جوجو !!!


 


اونی که بوی خیانتش خفه ت میکنه بعد صاف صاف تو چشمات میگه عاشقتم ، فقط لایق یه جمله ست : عزیزم .س شعر تلاوت نکن !!!

+ پس تلاوت نکن عزیزم !!!



حتما که نباید از زیر این و اون جمع ت کنم !!!

همین که خودت هستی و دلت نیست خائنی .



اگه چشماتو رو کارای مخاطب لاشی ت ببندی ، یاد دلی که بهش دادی نمی افته . تنها چیزی که یادش میاد گوشای مخملیته !!!



بیایید با آدم حساب نکردن بعضی ها به شعور خودمان احترام بگذاریم ...


 


خدایا !!!

خسته ام ...

نخواستم ، معلوم نیست مارو به این دنیا آوردی که ما زندگی کنیم یا زندگی مارو ؟؟؟؟


 

+ سلام .

+ اصلا حالم خوب نیست ... رابطه ای هم بهم نخورده . فقط از دلم اومد ، همش تقدیم به یه لاشی قدیمی !!!

+ نصیحت و صحبت راجع به امیر و بد بودن متن هم تعطیل والا دهنتو سرویس

می کنم !!!

+ عاشق دوست فابریکای گلمم هستم : یاسی گلم . پریای عزیزم . غزاله ی گل

ترنم جونم . مهتاب بانو . ماکسام عزیز . جفت وحیدای با معرفت

و ماه مهربونم .

+ از همتون مرسی .

امیرکم ...

بچه ها سلام .

دارم نابود میشم

امیر رفت ...

واسه شادی روح فرشته کوچولومون دعا کنید مخصوصا اونایی که باهاشون خیلی صمیمی ام .

از همتون ممنونم .... .

+ سلام مجدد به همه ی دوستای گلم .

+ از همه ی دوستای عزیزم که باهام همدردی کردن سپاسگذارم .

+ بعضی از شماها پرسیدین امیر چه نسبتی با من داشت : امیر پسر دختر خالم بود .

+ اینکه چه اتفاقی افتاد که از بینمون رفت رو کسایی که باهام صمیمی هستن می دونن . پس لزومی نداره اینجا راجع بهش صحبت کنم .

+ امیرکم ! عزیزم ! می دونم که جات تو بهشته . چون یه فرشته کوچولوی واقعی بودی ...

آپلود عکس


ما مجرمیم !!!

آری ...

 ما مجرمیم !

 

مجرمیم که به آن دست پلیدی که هزار بار ریشه هایمان را سوزاند و گلهای نوشکفته ی باغچه مان را پرپر کرد اطمینان می کنیم !!

تک تک ما متهمیم به شرکت در ضیافت بی رحمانه ی اشباحی که سر یکایک آرزوهایمان را بریدند و وحشیانه رقص خون به راه انداختند ...

همه ی ما گناهکاریم چرا که بغض هایمان را فرو خوردیم و به لب گزیدن اکتفا کردیم و اشک هایمان را در دل شب تنها با بالشتهایمان قسمت کردیم !!!

مجرمیم به علت بی علت زیستن ، بی علت نفس کشیدن و بی علت مردن .

ما محکومیم به ناخواسته پا گذاردن بر این کره ی خاکی و با حسرت لحظه ای زندگی (نه زنده ماندن) در آغوش مرگ خفتن !!!

هرگز !!!!

هرگز نفهمیدیم دردمان چیست و از کیست ؟؟؟

هزاران بار بیهوده دل سپردیم به پوچی ها ، به بی لیاقتی ها ...

و در آخر چیزی جز طعم گس و تلخ پشیمانی و حسرت را بر کاممان و درد خنجر آلوده به خیانت را بر پهلویمان حس نکردیم !!!

وای برما ...

وای بر ما که نگاهمان را به حریم سلطان و دلمان را به شمیم عشق سپردیم .

وای بر ما که نفهمیدیم کوروش را چگونه کشتند و رویایمان را در کدام خزان به یغما بردند ؟؟؟

آری خواهرم ، آری برادرم ...

ما مجرمیم به جرم آب دوغ خیاری زندگی کردن .

و چه دردناک است که هر روز صبح درد بی درمانمان را با مرفین بی خیالی سرکوب می کنیم اما خودمان هم نمی دانیم این داروی بی نسخه تا کجا جوابگوی زخمهای عفونت دار  ماست .... !!!



+ سلام مجدد !!!!

+ داشتم دق می کردم بدون شماها عزیزای من !!!!

+ خواهـــــــش مـــــــــــــی کــــــــنم این متن رو با دقت بخونید و نـــظـــــرتـــون رو بهم بگید .

+ مـــــــــــرســـــــــــــــــی ، فـــــــــــــــعــــــــــــــــــلـــــــــــا ...


آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي,آپلود موزیک

رنگ بی رنگی

من تنهایی ام را وقتی در جمع هستم بیشتر لمس میکنم .

چرا هیچ کس حرف هایم را نمی فهمد ؟

مگر من به چه زبانی تکلم می کنم ؟

دیگر آرام آرام حرف هایم برای خودم نیز رنگ نا مفهومی می گیرد .

به حال بی کسی قلبم در این جمع بی درد و دغدغه می گریم .

آرزو داشتم می نشستم روی بال پرنده ای و او آنقدر پرواز می کرد تا تو را بیابد .

تا سر بروی شانه ات بگذارم و همه ی تنهایی ام را گریه کنم .

تو تلافی همه ی دلتنگی ها و سکوت ها و بغض های من بودی ...

اما صد افسوس ... !

صد افسوس که همه ی آمال و آرزوهایم را دیو بد ذات حسرت جلوی چشمانم

 

خام خام خورد ...

حواسم با جمع نبود .

همه می خندند من نیز بی اختیار .

نگاهم می کنند . می گویند چه خنده ی بی روح و کسل کننده ای !

اما هیچ کس حتی یک نفر نمی پرسد چرا خنده ات نصفه نیمه است ؟

کسی نمی داند که تو . تو ای زیبای بی نظیر با رفتنت خنده های مرا هم با خود بردی ... !

یه خواهش

دوستای گلم سلام .

از همتون یه درخواست دارم .

خواهش میکنم برای امیر کوچولو . امیرکم . دعا کنید .

دعا کنید خوب بشه .

امیر یه هدیه ست دعا کنید خدا این فرشته ی کوچولو و نازو ازمون نگیره .

از همتون . از نگاهاتون ممنونم .

فرشته ی شکسته

 

I’m soLONELY , broken angel

I’m soLONELY , listen to my heart

One n’ONLY , broken angel

Come n’ save me, before I fall apart

92723101377258678068.jpg

نامه ای به تو

گاهی به من فکر کن . در خلوتت . زمانی که دلتنگی . زمانی که تنهای تنهایی .

به یاد بیاور روزهای زیبایی را که قلب و نگاه معصومت از آن من بود .

نمی گویم مرا دوست بدار . هرگز ... !

اما هیچگاه مرا از یاد مبر که تنها دلخوشی من بودن در پس خیال توست .

می دانم . می دانم مهم نیست که من از کران تا بی کران تورا دوست دارم و برای من دوست داشتن تو قدغن است !

اما من عاشق تمرین قدغن ها هستم .

نمی گویم مرا دوست بدار . هرگز .

تا می توانی چشمانت را از من دریغ دار ! اما من نیز کاری جز عاشق تو بودن را مشق نخواهم کرد .

عشق من !

تنها به خوابم بیا . بگذار در خواب فقط در خواب برنده ی بازی عشق تو باشم .

تو می دانی پرنده ی کوچک من . در روز تولد هیچ کس جز تو قلبم را هدیه نخواهم داد .

تو ای پرستوی کوچک آرزوهای من . تو تنها بهانه برای قدم زدن زیر بارانی .

بدون چتر !

بدون سر پناه !

چرا باید از سرما بترسم ؟ وقتی فکر آغوش تو  نیز مرا گرم می کند .

تو به قدر لذت تاب سواری کودکانه زیبایی .

مثل نقاشی دوران کودکی ام رویایی .

تو مثل آب زلالی و یگانه ماجرای زیبای این زندگی هستی .

عشق من !

تو شیطنت نگاه من و طمع یک بوسه ی عاشقانه ای !

هیچگاه مرا دوست نداشته باش ای گل زیبا و نایاب من ...

جز عطر تنت که در این اتاق می پیچد و نفسم را پر می کند .

جز رویای با شکوه شبانه ات وقتی چشمانم را فرا می گیرد .

جز یاد شیرینی بوسه هایت .

جز این عکس یادگاری .

هر چه هست . هرچه دارم را در چمدان زرد کوچکت بگذار و با خود ببر .

ای یگانه عشق من . ای مسافر زیبای من ...

271826_CxMUQlF8.jpg

نامه ای به یک زن روسپی

سلام .

مخاطبم تویی . نامت را . نشانت را نمیدانم .

همه صدایت می زنند زن روسپی . فاحشه و ...

روی سخنم با توست بله . تنها تو .

میخواهم ساده و بی تکلف و جدای از همه ی تعارفات با تو حرف بزنم .

البته یک جانبه . چون تو اینجا نیستی !

نه قصد نصیحت دارم . نه دادن حکم و فتوا . قضاوتت هم نمی کنم چون حق ندارم و شایسته نیستم .

تنها خود تو هستی که می توانی در مورد خویش قضاوت کنی .

من و ما اگر بخواهیم تو را درک کنیم باید یک دقیقه به جای تو . در هوایی که تو در آن تنفس

می کنی چند نفس عمیق بکشیم !

اما سنگینی غمت را از عمق نگاه های پر از حرف های ناگفته ات می توان حس کرد .

ما حق قضاوت نداریم !!!!!

زیرا تو تن خود را می فروشی آن هم نه از روی هوس . نه از روی شهوت که از روی ناچاری . از روی هزاران درد بی درمان . برای سیر کردن شکم کودکت . شاید ...

آیا این ایثار نیست ؟

نام این ایثار نیست که کسی برای سیر کردن شکم کودکش از تن و روح خود مایه گذارد ؟

تو از ترس خورده شدن توسط دیو فقر به این منجلاب گرفتار آمده ای .

آنان که یا با دست خود و یا با سوء تدبیر تو را به این گرداب سپرده اند از کرده ی خود خجل نیستند تو چرا باید خجل باشی ؟

کار تو نه برای رسیدن به اوج لذت جنسیست . کار تو تحمل هزار بوی مطبوع و نامطبوع است .

تحمل سنگینی هزار مرد پیر و جوان و خم به ابرو نیاوردن است .

تو هر روز خودت را برای دیگری فدا می کنی !

تو به ریشه های خود تیشه می زنی تا کسی جز خودت آسیب نبیند .

کار تو یعنی پشت درهای بسته نفرین به این بخت فرستادن و آرام آرام در خفا گریستن .

من به کار تو حرمت می نهم و در برابر تو سر تعظیم فرود می آورم .

مرگ رفاقت

این روزها رفاقت ها بوی شب و کوچه ی باریک و دشنه می دهد .

امروز ایستادن به پای رفاقت تا آخرین نفس از یاد رفته .

محبت و رفاقت هردو بوی نای خیانت می دهند .

از سایه هایی که بوی رفاقت و خیانت را با هم می دهند دلگیرم .

ترس هم رنگ شدن با این همه بی رحمی و آلودگی رعشه بر اندام لحظه هایم می اندازد !

در کدام وادی . در کدام شهر . در کدام محله باید دنبال ذره ای محبت بی منت بگردم ؟

کو دستی پاک که دست رفاقتم را پس نزند ؟

کو قلبی بی ریا که پای درد و دلهایم بنشیند و پشت سرم به دردهایم نخندد ؟

کجاست رفیقی که دلتنگم شود و بی آنکه انتظار داشته باشم در خلوت تنهایی ام پا گذارد و بگوید : من باهاتم رفیق .

دلم برای رفاقت تنگ شده ...

با کوچه آواز رفتن نیست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست
وقتى تو نباشى من به من مشكوكم
به هر گل به هر سايه روشن مشكوكم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
بى تو به كابوس و به رويا مشكوكم
به شعله به پروانه حتى مشكوكم
باز امشب فانوسي روشن نيست
با سوگ اين شب يك شيون نيست
از كوكب تا كوكب خاموشي
شب هست و شوق شب كشتن نيست
ترسم نيست از ديوار از بن بست از سايه
تاريك تاريكم من از من ميترسم
چرا دل ببندم به شب كوچه گردى
كه از اين سكوت سترون ميترسم
من از سايه هاى شب بى رفيقي
من از نارفيقانه بودن ميترسم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
با کوچه اواز رفتن نيست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست

شب هست و شوق شب كشتن نيست

یه غریبه

يه غريبه با من تو اين خونست
که به تو خيلي شباهت داره
پيرهني که تنشه مال توئه
جای تو گوشی رو برمیداره
همون آهنگي رو که دوست داشتي
با خودش تو خلوتش ميخونه
ولي با من سرده ... با اينکه
همه  چيزو راجبم ميدونه

این نميتونی تو باشي،مگه نه؟!!!
خالي از تو فقط جسم توئه
هرجا که هستي منو ميشنوي
بگو اين یه سايه هم اسم توئه!!
منو ميبوسه و بي تفاوته
باورم نميشه اينه سهمم
ديگه انگار بين ما چيزي نيست
وقتي لمسم ميکنه ميفهمم

اولين بار بهش شک کردم
وقتي ديدم که دروغم ميگه!!!!
وقتي ديدم که به سمتش ميرم
از نگاش گرم نميشم ديگه
يه غريبه که صداش مثل توئه
ولي حرفاش مثل حرفاي تو نيست
وقتي ميشينه کنارم انگار
دوست دارم بگم : نشين! جاي تو نيست!!

اين نميتونی تو باشي ، مگه نه؟!!!

18367678972351799373.jpg

من پرتوقع شده ام

براستی عشق چیست ؟ معنای این کلمه را نه من می فهمم نه تو .

هر روز . هر ساعت . هر دقیقه و هر ثانیه . فکرم . خیالم و ذهنم در گوش تو فریاد میزند

تو فرسنگ ها با من فاصله داری ...

نه تنهایی ام را می فهمی و نه اشک هایم را . نه دست هایم را می گیری نه چیزی از احساسم می دانی .

تو هیچگاه نفهمیدی بی صدا شکستن . بی صدا گریستن و بی صدا مردن چه ملال آور است .

و هیچگاه مرحم نبودی بر زخمهای عمیق قلبم .

خدایا !

من چه می گویم .

نه . نه تقصیر تو نیست .

من پرتوقع شده ام ...

حسی در وجودم گفت اعتراض کن .

اما نه ... اعتراض یعنی چه ؟ اعتراض بی معنی ست !

همه چیز خوب است . خوب نه عالیست !

چشم به فردا دارم تا شاید بهتر شود این وضع بسیار عالی !

نه . تقصیر تو نیست .

من هرگاه حس کردم عاشق شده ام قلبم . روحم . جسمم و احساسم چیزی جز یک کلمه را درک نکرد :

تنهایی ... .1gp

کیفر

به کدامین گناه هان فریدون ؟

به کدامین گناه سینه ی مالامال از امید و آرزویت را به تیغ کینه و پلیدی دریدند آنان که تاب رهایی مارا نداشتند ؟

می بینی ؟ از بلندترین قله ی آسمان نگاه کن ای رهاترین پرنده ی من ...

که من . او . همه . ما   پرواز را سرمشق خویش ساخته ایم و هرروز تمرین رهایی می کنیم تا بدانند کسانی که پر و بال مارا شکستند هیچ پرنده ای را نمی توان تا ابد در قفس نگاه داشت .

آری

همه ی ما رهایی . آزادگی و عصیان را از تو خواهیم آموخت ای به خون خویش خفته ...

به امید آنروز که سینه ی پاک هیچ پرنده ای را به جرم تمرین پرواز ندرند .

آمین

تقدیم به روح بلند فریدون فرخزاد fereydoon farokhzad

نامه ای به هموطنم

سلام

سلام هموطن داغدارم .

هیچ ندارم بگویم جز اظهار شرمندگی .

شرمندگی از تو و از همه ی آنان که چشمان معصومشان زیر نقاب خاک بیرحم مدفون شد .

شرمنده ام از اینکه تو را در غمت یاد کردم .

نه از شیردلی مردان تنگستانت گفتم . نه از خون دلیران غیرتمندت سرودم .

لعنت به آوار که میان تو و عزیزانت دیواری میکشد به وسعت تمام غمهای دنیا .

مرا ببخش که تنها میتوانم ذره ای ناچیز از اندوه قلب دریایی ات را بروی کاغذ آورم .

مرا ببخش هموطنم ... .

عمق روزهای هفته

شنبه >> شیشه ی بخار گرفته / شرم حضور / شهرغم / شیرینی تلخ

یکشنبه >> یادبود قلبم / یکه خوردن / یاس پرپر / یلدای کابوس

دوشنبه >> درد / دژخیم / دیوار / دشنام

سه شنبه >> سرمازدگی / سایه ی مرگ / سکته / سنگ و شیشه

چهارشنبه >> چاه بی ته / چکش روان / چینی شکسته / چهلستون ترک برداشته

پنجشنبه >> پلیدی / پر از خالی / پلشتی ذهن من / پائیز ابدی

جمعه >> جراحت روح / جنایت / جرم / جهل

خیانت

چقدر تلخ میگذرد لحظه های بی تو بودن .... تلخ مثل طعم این سیگار که از تنهایی من لبریز است . تلخ مثل قهوه ی این فنجان قدیمی . تلخ مثل درد . مثل بی تو رفتن . مثل دور از تو مردن .

آّه که چه دردناک است زخم های خیانت .

چه تلخ است ...

از چشمانت میپرسم . مگر میشود ؟ مگر چشمان به این پاکی و بی گناهی میتوانند آلوده به خیانت باشند ؟

از دستهایت می پرسم . مگر این دستهای معصوم و لطیف میتوانند گرمای دستهای دیگری را تاب آورند ؟

من در این کوچه ی غمناک تنهای تنهایم .

دستانم را در این شب بی رحم برفی  ها  میکنم .

درختان این کوچه بی تو سایه ی اشباح اند و من باز . باز و باز بی تو تنهاییم را با تمام وجود فریاد میزنم

اما نمیشنوی ........

چه دنیای عجیبه این که دلم تو رو میخواد

دل تو با کس دیگس دوس نداره منو زیاد

یکی تو زندگیته و بودن من اضافیه

گاهی میپرسی حالمو همین که باشم کافیه

فرض کن که هیشکی اسممو کنار اسمت نیاورد

فرض کن تو این بازی یکی نفهمید و اون یکی برد

بد نیست اگه فکر منو بیرون بریزی از سرت

شاید میخوای بهم بگی دیگه نیام دورو برت

خیلی چیزا هست که دیگه نیمه تموم مونده حالا

خیلی چیزا رو نمیشه بهش بگی یه اشتباه

فرض کن که هیچ وقت من و تو هیچ جای دنیا مانشد

فرض کن که هیچ صبحی چشام تو چشمای تو باز نشد

فرض کن که هیشکی اسممو کنار اسمت نیاورد

فرض کن تو این بازی یکی نفهمید و اون یکی برد

بد نیست اگه فکر منو بیرون بریزی از سرت

شاید میخوای بهم بگی دیگه نیام دورو برت

کم کم واسه ترانه هات واسه تموم لحظه هات

به فکر قافیه های تازه باشی بد نیست

پس می کشم پامو از این مثلث

قلب تو راه قلبمو بلد نیست