اون روزا فرق داشت !
اون روزا فرق داشت !
قبل از سال تحویل عیدمون شروع می شد ... درست از روزی که پیک نوروزی می دادن دستمون و چند هفته ای تعطیل می شدیم ...
اون روزا فرق داشت ...با شوق و ذوق زیاد می رفتیم خرید عید ... دل تو دلمون نبود برای پوشیدن لباس های جدیدمون ... از یک ساعت قبل از مهمونی تا یک ساعت بعد از مهمونی لباسامون رو عوض نمیکردیم ... بماند که بعضی وقتا با لباسای نومون میخوابیدیم ...
اون روزا فرق داشت
به آکواریوم نگاه می کردیم و ماهی قرمز انتخاب میکردیم ...آب تنگ رو عوض می کردیم و دعا می کردیم ماهیمون هیچوقت روی آب نمونه ... سبزه می کاشتیم وهر روز بهش سر می زدیم تا ببینیم چقدر بزرگ شده ... تخم مرغ رنگ میکردیم و سفره هفت سین می چیندیم...
اون روزا فرق داشت... خونه ی بزرگ ترها که می رفتیم عیدی می گرفتیم و کلی واسه خرج کردنش نقشه می کشیدیم ... مسابقه می دادیم که کی بیشتر عیدی جمع کرده و با پونصدی و هزاری خوش بودیم ...اون روزا فرق داشت ... اون روزا بیشتر عید بود چون فکر می کردیم عید یعنی ماهی قرمز و سبزه و لباس نو و اومدن بهار...نمی دونستیم عید هر آدمی وقتی هست که تصمیم می گیره سالش رو خودش بسازه
#حسین_حائریان




اگرمن مردم دستهایم را بیرون بگذاریدتاهمه بفهمندبه آنچه میخواستم نرسیدم